وریز وجوهات
با نزدیک‌شدن عید بزرگ نیمه شعبان المعظم، دوشنبه (6 شعبان المعظم 1439) جمعی از فعالان عرصه مهدویت، با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف با ایشان دیدار کردند. معظّم له ضمن عرض تبریک و تهنیت بمناسبت اعیاد...
سه شنبه: 4/ارد/1397 (الثلاثاء: 8/شعبان/1439)

103. خدا با علي(ع) راز گفت

عَنْ جُنْدَبِ بْنِ نَاجِيَة (أَوْ نَاجِيةِ بْنِ جُنْدَب): لَـمَّا كَانَ يَوْمُ غَزْوَةِ الطَّائِفِ قَامَ النَّبِيُّ ـ صلّی‌ الله ‌عليه ‌وآله ـ مَعَ عَلِيٍّ ـ عليه ‌السلام ـ مَلِيّاً ثُمَّ مَرَّ فَقَالَ لَهُ أَبُو بَكْرٍ: يَا رَسُولَ اللهِ، لَقَدْ طَالَتْ مُنَاجَاتُكُ عَلِيّاً مُنْذُ الْيَوْم، فَقَالَ ـ صلّی‌ الله ‌عليه ‌وآله ـ
«مَا أَنَا انْتَجَيْتُهُ وَلَكِنَّ اللهَ انْتَجَاهُ».[1]

از جندب بن ناجيه (يا ناجية بن جندب) نقل است كه: در روز جنگ طائف رسول خدا(ص) مدّتي با علي(ع) به راز سخن گفت

 

و چون گفتگو‌ها طولاني شد، ابوبكر به حضرت گفت: اي رسول خدا! گفتمان و رازگويي‌تان به درازا کشيد. حضرت فرمود:

«من با او راز نمي‌گفتم بلکه خداوند با او راز مي‌گفت».

 

[1]. متقی هندی، كنزالعمال، ج13، ص139، به نقل از: طبراني، المعجم‌الکبیر، ج2، ص186؛ و ابن‌مغازلي در المناقب (ص124) از جابر نقل كرده است كه رسول خدا(ص) در جنگ طائف با علي در گوشي سخن گفت و اين گفتگو به درازا كشيد. يكي از آن دو مرد گفت: جدّاً رازگويي درازي با پسرعمّش داشت.

اين كلام به آن حضرت رسيد فرمود: «من با او راز نگفتم بلكه خدا بود كه با او راز گفت.»

و مانند اين از انس نقل شده است. عینی، مناقب سيدنا علي، ص34. نيز ر.ک: ترمذي، الجامع‌الصحيح، ج5، ص303؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص314.

نويسنده: 
کليد واژه: