وریز وجوهات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى أَشْرَفِ  الأنبِیَاءِ  و المُرسَلینَ  أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ  و عَلَی آله الطَّیِّبِینَ سِیَّمَا  بَقیَّهِ...
چهارشنبه: 1/آذر/1396 (الأربعاء: 3/ربيع الأول/1439)

نسخه مناسب چاپSend by email

نظامی که معيّن شد

پيغمبر اکرم(ص) براي استمرار و ادامه حکومتي که به فرمان خدا به رهبري شخص آن حضرت به وجود آمده بود نظام امامت، يعني نظام اصلح و رهبري امام معصوم و اعلم امت را نظام اسلام اعلام فرمود.

در اينجا اگر بخواهيم پيرامون نظام امامت و استحکام و استواري آن (به‌عنوان يگانه‌نظام مورد اعتماد و اطمينان همه‌جانبه) و نواقص و

 

معايب نظامات ديگر که از سوي بشر در گذشته و حال عرضه شده و مي‌شود سخن بگوييم، اين گفتار طولاني مي‌شود لذا خوانندگان عزيز را به کتاب‌هايي که پيرامون اين موضوع نوشته شده ارجاع مي‌دهيم.

بر اساس عقايد توحيدي که حاکميت مختص الله است و هيچ‌کس بر ديگري و حتي بر خودش بدون اعطاي ولايت از سوي خدا ولايت ندارد و قبول اين‌گونه ولايت­ها بر امور اگرچه به‌صورت به‌اصطلاح دموکراتيک، يعني حکومت مردم بر مردم باشد با عقيده به توحيد و حاکميت الله نه توجيه‌شدني است و نه قابل قبول.

بنابراين برحسب اين عقيده‌ توحيدي، تعيين نظام و ايجاب اطاعت از آن بايد از جانب خدا باشد و استبداد به امر و دخالت در تعيين نظام و حاکم هرچند شرک صريح نباشد درحقيقت‌ مشارکت و دخالت در امري است که خاصّ خداوند متعال مي‌باشد.

و با اين توضيح، بديهي است نظامي که از جانب خدا منصوب
مي­شود نظامي است که خلافت از خدا دارد و رهبر آن خليفةالله است و هيچ‌کس غير از معصوم صلاحيت اين رهبري، خلافت و امامت را ندارد. لذا، هم از لحاظ اينکه اصل تعيين نظام و حاکم ـ چنان‌که
عرض شد ـ حق الهي است، و هم از جهت اينکه صاحب مقام عصمت، و اين قوّه ملکوتيه را غير از خدا کسي نمي‌شناسد، اين نظام معصوم و حکومت معصومه، و رهبر معصوم او را فقط خدا معرفي و منصوب مي‌فرمايد.

بر اين اساس پيغمبر اکرم(ص) شخصيت­هايي را که از هر جهت، صلاحيت اين رهبري را دارند معرفي فرمود و در روايات متواتر اثني‌عشر که از طريق عامه و از جمعي از اصحاب روايت شده و

 

تنها از يک نفر از آنها به نام جابر بن سمره در مسند احمد بن حنبل[1] که معروف­ترين مسانيد است از سي و چهار طريق روايت شده است صريحاً عدد آنها دوازده نفر معين شده است.

بي‌شک عدد دوازده در اين بحث روشنگر مطالب مهمّي است که در نوشتار حاضر پرداختن به آنها کلام را بسيار طولاني مي‌سازد.

در احاديث ثقلين نيز به عصمت عترت و جدا نبودن آنان از قرآن و مصونيت ايشان از خطا تصريح شده است و ازجمله در سفر حجّة‌الوداع در عرفات بر وجوب تمسّک به قرآن و عترت تأکيد فرمود و در موارد ديگر و نصوص بسيار، نظام امامت منصوص شده است.

مع‌ذلک چون موضوع ابلاغ ولايت بسيار مهم بود پيغمبر(ص) مأمور شد که در بزرگ‌ترين اجتماعي که ده‌ها هزار نفر در آن حضور داشتند به‌طور رسمي و صريح آن را ابلاغ نمايد.[2]

 

برحسب اين مأموريت بسيار مؤکّد و علي‌رغم تحريکات سياسي و موانعي که براي جلوگيري از اين ابلاغ در ميان بود که تا سر حدّ سوء قصد به جان پيغمبر(ص) رسيد، آن­حضرت در غدير خم ـ که آخرين و بهترين فرصت براي ابلاغ چنين امري بود ـ با آن مراسم شکوهمند، علي(ع) را به خلافت و جانشيني خود، نصب و استمرار رهبري‌هاي خود را بر جامعه تا روز قيامت اعلام فرمود و با اجراي اين دستور الهي، اسلام را کامل و تمام گردانيد.

 

[1]. احمد بن حنبل، مسند، ج5، ص86 ـ 108.

[2]. در اینجا لازم به ذکر است علاوه بر  این ابلاغ رسمی که در غدیر خم انجام گرفت پیغمبر(ص) می‌خواست وصیّت خود را که حتماً امری جز گزینش علی(ع) به خلافت نبود کتباً نیز  اعلام نماید، لذا قلم و کاغذ خواست تا برای امّت بنویسد چیزی را که هرگز گمراه نگردند ولی کسانی که هوس ریاست بر سر داشتند مانع شدند و آن گستاخی بزرگ و بی‌ادبی را نسبت به ساحت قدس رسول خدا(ص) مرتکب شدند و به آن Z [حضـرت هذیان‌گویی (العیاذ بالله) نسبت دادند و با داد و فریاد در حضور پیامبر، او را از نوشتن وصیّت مانع شدند. شرح این مصیبت، بسیار اسف‌انگیز و حزن‌آمیز است. هر خواننده‌ای که بخواهد مختصری از این واقعه دردناک را بخواند می‌تواند به صحیح‌ترین کتاب در نزد اهل سنّت، یعنی صحیح بخاری (ج1، ص36 ـ 37، باب کتابة العلم؛ ج4، ص31، باب جوائز الوفد؛ ج5، ص137 ـ 138، باب مرض النبی(ص) ؛ ج8، ص160 ـ 161، باب کراهیة الخلاف)؛ و صحیح مسلم (ج5، ص75، کتاب الوصیه)؛ و مسند احمد (من  حدیث ابن عباس، ج1، ص222 ـ 226) رجوع نماید و یادآور می‌شویم که حبر امّت، ابن‌عباس هروقت این واقعه را به یاد می‌آورد سیل اشکش جاری می‌شد و آن را مصیبت و تمام مصیبت می‌خواند.

واضح است که آن معارضه با رسول خدا(ص) با آن‌همه شدّت و اهانت به این جهت بود که بعد از غدیر خم و آن ابلاغ رسمی، این گروه معارض می‌دانستند که مقصد پیامبر(ص) این است که با سند کتبی تأکید بر نظام امامت و خلافت علی(ع) بفرماید.

موضوع:

نويسنده:

چهارشنبه / 8 شهريور / 1396