وریز وجوهات
  ابوالقاسم عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن الحسن بن زيد بن السبط الاكبر الامام ابي محمد الحسن المجتبي عليه‌الصلوة و السلام یكي از اعاظم ذرّيه‌ی رسول و فرزندان مرتضي و بتول صلوات الله عليهم‌ اجمعين و از شخصيت‎ها و معاريف علماي اهل‎بيت و...
پنجشنبه: 22/آذر/1397 (الخميس: 4/ربيع الثاني/1440)

سرّ گزینش امامان (علیهم السلام)

سرّ گزينش امامان علیهم‌السلام به مقام امامت و ولايت چيست؟ آيا عقل بشر قادر است كه به آن پي ‌ببرد؟

پاسخ:

اين سؤال تنها به انتخاب ائمّه علیهم‌السلام اختصاص ندارد بلكه اين پرسش در مورد برگزيده‌شدن تمام انبيا و حتّي ملائكه‌اي چون جبرئيل، امين وحي و در مورد برتري بعضي از پيامبران بر بعضی ديگر و بعضي اقوام و افراد به اقوام و افراد ديگر، و همين‌طور برتري نوع انسان بر بسياري از انواع مخلوقات ديگر هم قابل طرح است.

حقيقت اين است كه گزينش يكي از كارهاي خداست كه آيات متعدّد بر آن دلالت دارد، و ازجمله آنهاست:

1. ﴿إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفَى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ‏ إِبْرَاهِيمَ‏ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ‏﴾؛[1]

«خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برتري داد».

 

2. ﴿قُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ وَ سَلَامٌ‏ عَلَى‏ عِبَادِهِ‏ الَّذِينَ اصْطَفَى‏﴾؛[2]

«بگو! حمد مخصوص خداست و سلام بر بندگانی که آنان را برگزيده‌است».

3. ﴿ يَا مَرْيَمُ‏ إِنَ‏ اللّٰهَ‏ اصْطَفَاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفَاكِ عَلَى‏ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏﴾؛[3]

«اي مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برتري داده است».

4. ﴿إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ﴾؛[4]

«خدا او را بر شما برگزيده است».

5. ﴿ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي‏﴾؛[5]

«(ای موسی) من تو را با رسالت‌هاي خويش و با سخن گفتنم  (با تو) بر مردم برتري دادم».

6. ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا﴾؛[6]

«سپس اين كتاب ـ آسماني ـ را به گروهي از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم».

 

كه حتّي منصور خليفه عباسي هم مي‌گفت: امام جعفر صادق (ع) از مصاديق:

﴿اَلَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا﴾؛[7]

«گروهي از بندگان برگزيده».

هستند.[8]

7. ﴿وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا﴾؛[9]

«و ما او را در اين جهان برگزيديم».

8. ﴿اَللّٰهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النّٰاسِ﴾؛[10]

«خداوند از فرشتگان رسولاني برمي‌گزيند و همچنين از مردم».

9. ﴿وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ﴾؛[11]

«و آنها نزد ما از برگزيدگان و نيكانند».

10. ﴿وَمِمَّنْ هَدَيْنَا  وَاجْتَبَيْنَا﴾؛[12]

«و از كساني كه هدايت كرديم و برگزيديم».

 

11. ﴿وَاجْتَبَيْنَاهُم وَهَدَيْنَاهُمْ﴾؛[13]

«افرادي را برتري داديم ـ و برگزيديم و به راه راست هدايت نموديم».

12. ﴿وَلَكِنَّ اللّٰهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ﴾؛[14]

«ولي خداوند از ميان رسولان خود هركس را بخواهد برمي‌گزيند ـ و قسمتي از اسرار نهان را كه براي مقام رهبري او لازم است، در اختيار او مي‌گذارد».

13. ﴿اَللّٰهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ﴾؛[15]

«خداوند هركس را كه بخواهد برمي‌گزيند».

14. ﴿وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ﴾؛[16]

«و اين‌گونه پروردگارت تو را برمي‌گزيند».

و آيات بسيار ديگر، كه همه به اين دلالت دارند كه گزينش از كارهاي حكيمانه و بلكه از سنّت‌هاي الهيّه است.

از جناب زيد شهيد فرزند امام زين‌العابدين (ع) رساله‌اي به نام الصفوه باقي مانده است كه در همان قرن اوّل هجري مسئله گزينش اهل‌بيت عترت را بررسي كرده است.

 

در عالم تكوين هم اعطای ‌مناصب مطرح است و لزوم آن كاملاً قابل درك براي عقل است. همان‌طور كه نمي‌شود انواع منحصر در نوع انسان باشد، يا همه اعضا نمي‌شود چشم يا سر يا مغز باشند، و يا همه ميوه‌ها و درختان و گياهان و نباتات باساق و بي‌ساق ـ نجم و شجر ـ نمي‌شود كه توت يا كدو باشد، و يا همه درخت نمي‌شود شاخ و برگ يا ريشه باشد؛ همه افراد هم نمي‌شود در خصلت‌ها و صفات و شكل و شمايل فرد كامل باشند، يعني همه محمد (ص) يا علي (ع) يا ابراهيم خليل (ع) و موسي كليم (ع) باشند.

مسئله امامت و مأموميت و مبعوث و مبعوثٌ‌اليه هم به اين ترتيب است، كه يا به‌واسطه تقديرات الهي و اساب تكويني است و يا به تعيين و تشريع و انتخاب مستقيم الهي انجام مي‌گيرد، در هر حال همه از آياتي است كه پر از اسرار و حكمت‌هايي است كه تنها خدا خود به آنها عالم است.

در اين مسائل كسي يا چيزي حقّ ندارد كه بگويد، چرا من كس ديگر يا چيز ديگري نشدم؟ يا مثلاً چرا همه ملائكه جبرئيل امين، و همه انسان‌ها محمد مصطفي (ص) نشدند؟ و يا چرا همه كوه‌ها و سنگ‌هاي عالم طلا نشدند؟ چون اگر چنان چيزي اتّفاق مي‌افتاد كمال عالم دچار نقص مي‌شد و نظم و هماهنگي موجود در بين اجزای آن از بين مي‌رفت.

 

اين در حالي است كه قرآن كريم خود از نظم و هماهنگي دليل موجود در بين اجزای عالم اين‌گونه سخن مي‌گويد:

﴿وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْديرُ الْعَزِيزِ العَلِيمِ * وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ  حَتَّى عَادَ كَالعُرْجُونِ الْقَدِيمِ * لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ  ‌النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ﴾؛[17]

«و خورشيد ـ نيز براي آنها آيتي است ـ كه پيوسته به‌سوي قرارگاهش در حركت است، اين تقدير خداوند قادر و دانا است و براي ماه منزل‌گاه‌هايي قرار داديم ـ و هنگامي كه اين منازل را طي كرد ـ سرانجام به‌صورت «شاخه كهنه قوسي شكل و زرد رنگ خرما» در مي‌آيد نه خورشيد را سزا است كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشي مي‌گيرد، ‌و هركدام در مسير خود شناورند».

همه چيز جهان در جاي خويش است               نكو گر بنگري نه كم نه بيش است

همه تقدير حقّ عدل است و حكمت                نيابد فهم ما اسـرار خلقت

درعين‌حال عالم انسان عالم اختيار و انتخاب است، اسرار اين مسائل يعني تقديرها و گزينش‌ها تا حدّ زيادي پيچيده است كه مي‌توان گفت

 

اگر بشر ميليون‌ها سال ديگر هم كاوش و تحقيق كند باز هم اسرار ناشناخته بسياري در پيش روي خواهد داشت.

خلاصه مباحث گذشته آنكه، عالم خلقت، عالم اسباب و مسبّبات است و درعين‌حال عالم انسان، ‌عالم اختيار و تكليف است.

قضاوقدر حكيمانه الهي بر همه امور حاكم است. پي‌بردن به علل انتخاب امام و پيغمبر و جهات تكويني و اختياري آن و مسائل ديگري اين قبيل نياز به احاطه علمي بر تمام اسرار افعال الله و كائنات دارد كه به دقايق آن تنها كساني پي مي‌برند كه مورد عنايت خاصّ خدا واقع شوند ـ‌ كه همه انبيا و ائمّه‌ علیهم‌السلام چنين هستند.

گرچه به همه افراد بشر از طرق مختلف پيشنهاد شده است كه به تسخير ماه و آفتاب و... بپردازند، چون خداوند آنها را مسخّر انسان ساخته است، آنها مي‌توانند تلاش كنند كه به راز امور پي ‌ببرند و از فوايد آنها بهره‌مند شوند، ولي اگر به علّت يا علل پديده‌اي نتوانستند پي ببرند بايد آن را تقدير الهي بدانند و از بركات وجودي آن استفاده كنند.

بنابراين ما موظفيم از تعاليم و راهنمايي‌هاي پيغمبران و امامان بهره بگيريم و نعمت وجود و هدايت آنها را از اعظم نعمت‌هاي الهي بدانيم و آنها را الگوي خود قرار دهيم و اگر فلسفه گزينش آن حجّت‌هاي به‌حقّ الهي را با عقل ناقص خود نتوانستيم درك كنيم، نبايد به انكار و يا مخالفت آنها بپردازيم، در غير اين صورت ازجمله كساني محسوب

 

خواهيم شد كه در زمان خود پيغمبر (ص) جاهلانه يا مغرضانه الهي‌بودن گزينش عترت را منكر شدند و قرآن كريم هم درضمن آيه‌اي از آنها چنين ياد مي‌كند:

﴿أَمْ‏ يَحْسُدُونَ‏ النَّاسَ‏ عَلَى‏ مَا آتَاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكاً عَظِيماً﴾؛[18]

«يا اينكه نسبت به مردم ـ پيامبر و خاندانش ـ بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مي‌ورزند، ما به آل ابراهيم، كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمي در اختيار آنها گذاشتيم».

برحسب تفاسير اين آيه در شأن آنها نازل شده است. ما بايد ازطريق تفكر و تعمّق در اوضاع كائنات بفهميم كه هر چيز در جاي خاصّ خود واقع شده است و علم و حكمت الهي در همه مخلوقات بزرگ و كوچك پروردگار عالم نمايان است؛ لذا همان‌طور كه در آيه‌اي از قرآن كريم مي‌خوانيم:

﴿اَللّٰهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ﴾؛[19]

«خداوند آگاه‌تر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد».

 

بنابراين انتخاب انبيا و اوصياي الهي ازجمله اموري است كه همچون ساير كارهاي خداي عالم از حكمت خاصّ خود برخوردارند،‌ هر چند بشر با علم و عقل ناقص خود قادر نباشد كه به اسرار و پيچيدگي‌هاي آن پي ‌ببرد.

 

 

[1]. آل عمران،‌ 33.
[2]. نمل، 59.
[3]. آل عمران، ‌42.
[4]. بقره، 247.
[5]. اعراف، 144.
[6]. فاطر، 32.
[7]. فاطر، 32.
[8]. يعقوبي، تاريخ، ج2، ص383.
[9]. بقره، 130.
[10]. حج، 75.
[11]. ص، 47.
[12]. مريم، 58.
[13]. انعام، 87.
[14]. آل عمران،‌ 179.
[15]. شوري، 13.
[16]. يوسف، 6.
[17]. يس، 38 - 40.
[18]. نساء، 54.
[19]. انعام، 124.
نويسنده: