وریز وجوهات
مرجع عالیقدر شیعه حضرت آية اللّه العظمى صافی گلپایگانی مدظله العالی :   - هویّت شهر مقدّس قم، باید محفوظ بماند. - برنامه های خوب شهرداری در جهت تعظیم شعائر ادامه پیدا کند. - خدمت به محرومان و ضعفا را سرلوحه اقدامات خود قرار دهید....
جمعه: 31 / 06 / 1396 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email

غرض‌ورزی هميشگی مخالفان

اوّلاً، وقتی اغراض نفسانی، سياسی و دنيوی در بين باشد، با هر شكل و هر لفظی اين مطلب يا هر مطلب ديگری ادا و بيان شود، صاحبان اغراض ايراد می‌گيرند.

اگر در موقف عظيم غدير، به جای ولیّ و مولی، هر كلمه ديگری همانند همين لفظ «خليفه» گفته می‌شد، مثل ولیّ و مولی به آن ايراد می‌گرفتند، مثلاً دراطلاق متعلّق آن حرفي مي‌زدند، يا مثلاً «أَنْتَ الْـخَلِيفَةُ

 

بَعْدِي»[1] را به بعد از سه نفر معني

 

مي‌كردند، و بالأخره اگر هر تأكيد و تصريحی مي‌شد، اصل مسئله نظام و حكومت را خارج از محدوده رسالت مي‌شمردند و آن را يك رأي شخصي رسول اكرم(ص) معرّفي مي‌نمودند و اجتهاد خود را حاكم بر آن قرار مي‌دادند.

اهل نظر و تحقيق با اينكه مي‌بينند وقتي رسول خدا(ص) دوات، قلم و كاغذ مي‌خواهد تا آن وصيّتي را كه با عمل به آن هرگز امّت گمراه نگردند، بنويسد و با اينكه كلامش در نهايت صراحت بود و هيچ‌گونه توجيه و تأويل بر نمي‌داشت و ردّ آن ممكن نمي‌نمود، با آن‌گونه القاي شبهه روبرو گرديد كه «غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ» يا «إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ»[2] گفتند و با اين بيان، در كمال وقاحت بدان حضرت اعلام كردند كه اگر هم بنويسی و وصيّت بنمايی، ما با شبهه هذيان‌گويی آن را ردّ مي‌كنيم. پس اگر بعد از اين شبهه هم وصيّت خود را مي‌نوشت، آن را معتبر نمي‌شمردند.

ازاين‌رو ديگر نبايد انتظار داشت كه اهل هواهاي نفساني و جاه‌طلبان مغرض با الفاظ و كلمات بازي نكنند و ظاهر و صريح آنها را مورد شبهه و ايراد قرار ندهند.

 

چنانچه كسي گمان كند كه اگر به اين لفظ يا لفظ ديگر مي‌فرمود، مورد شبهه اهل هوي نمي‌شد، اشتباه است. حتي مثلاً آيات قرآن مجيد كه در كمال صراحت بر توحيد ـ كه اساس دعوت قرآن كريم است ـ تأكيد دارد، اشخاصي آنها را به معناي شرك‌آميز و موافق با آراي باطله خود معني مي‌كنند.

ميزان و حاكم در استفاده از كلام اشخاص؛ قرآن و حديث، عقل مستقيم و انصاف است كه شخص بايد حقايق را بر اساس آن، از نصوص موجود استخراج نمايد.

 

[1]. «تو پس از من جانشین من هستی».

[2].اشاره به روايت: «لَمَّا احْتُضِرَ النَّبِيُّ وَفِي بَيْتِهِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ النَّبِيُّ: «هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً». فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: «إِنَّ النَّبِيَّ قَدْ غَلَبَ‏ عَلَيْهِ‏ الْوَجَعُ‏ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ حَسْبُكُمْ كِتَابُ رَبِّكُمْ‏» و «قَالَ عُمَرُ: إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ». «وقی پیامبر خدا به حال احتضار افتاد در منزل آن حضرت جماعتی (مردانی) از جمله عمر خطّاب بودند، پیامبر(ص) فرمود: بیایید برای شما چیزی را بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید. عمر بن خطاب گفت: شدت درد بر پیامبر(ص) چیره شده است و نزد شما قرآن است، کتاب خدا شما را بس است و عمر گفت: این مرد هذیان می‌گوید». بخاری، صحيح، ج5،‌  ص 137 ـ 138؛ مسلم نیشابوري، صحيح، ج5، ص75 ـ76، كتاب الوصيه؛ و ديگر مصادر شیعه و اهل سنّت.

 

موضوع: 
نويسنده: 
چهارشنبه / 8 شهريور / 1396