وریز وجوهات
روز سه شنبه 13 صفر المظفر 1440 (مطابق با اول آبان 1397) اعضای محترم شورای عالی حوزه‌های علمیه با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، با ایشان، دیدار کرده و از توصیه‌های معظّم له بهره‌مند شدند. در ابتدای این...
چهارشنبه: 23/آبا/1397 (الأربعاء: 5/ربيع الأول/1440)

علم خدا و علم غیب معصومین(علیهم السلام)

درباره علم غيب پيغمبر اكرم (ص) و ائمّه طاهرين علیهم‌السلام توضيح دهيد و درضمن ـ باتوجه‌به ‌اين اصل كه كسي با خدا در علم و سایر صفات كماليه جماليه شريك نيست ـ فرق علم خدا با علم امام و علم امام با پيغمبر را بيان كنيد؟

پاسخ:

هركس تاريخ و احاديث و كتاب‌هاي سيره و تراجم را مطالعه كند در اين امر كه حضرت رسول خدا (ص) و ائمّه طاهرين علیهم‌السلام از امور غيبي بسياري خبر داده‌اند و اغلب آنها با كمي فاصله در خارج واقع شده است شكّ نخواهد كرد.

اين اخبار خصوصاً آنچه از شخص رسول اكرم (ص) و اميرالمؤمنين (ع) رسيده بسيار زياد است كه هريك از آنها جزء معجزات بزرگ اين خاندان به‌حساب مي‌آيند.

حتّي به تصديق افرادي چون ابن‌خلدون در موارد زيادي امام جعفر صادق (ع) از امور غيبي خبر مي‌دادند؛[1] البتّه فرق بين علم غيب خدا و

 

علم آن بزرگواران اين است كه علم خدا بالذّات است ولي علم پيغمبر و امام غيرذاتي است، يعني ازطرف خداوند به آنها اعطا شده است.

خدا در همه صفات كماليه يكتا و بي‌همتا و بي‌نياز از غير است ولي پيغمبر و امام در علم و در همه صفات كماليه ديگري كه دارند محتاج به خدايند و در يك كلام، چه در ناحيه وجود يا در صفات هرچه دارند همه را از خدا دارند. همه قائم به او، عالم و قادر و موجود به او هستند.

و امّا فرق پيغمبر و امام در آگاهي از امور غيبي از اين جهت است كه در علم پيغمبر، بشري ميان او و عالم غيب واسطه نيست درحالي‌كه ائمّه علیهم‌السلام بخشي از اين علم را از پيغمبر (ص) كسب كرده‌اند.

در هر صورت آنچه مسلّم است آگاهي آن بزرگواران و اخبار ايشان از امور غيبي است كه مثل آفتاب در وسط آسمان روشن و ثابت است.

در اين مورد هركس بخواهد به‌طور مفصّل از خبرهاي غيبي آگاهي به دست آورد بايد به كتاب‌هاي سيره و تواريخ ائمّه علیهم‌السلام رجوع كند.

حقير نيز در كتاب‌هاي فروغ ولايت در دعاي ندبه و ولايت تكويني و ولایت تشريعي در حدّ فهم خود توضيحاتي گرچه مختصر، در این خصوص آورده‌ام.

 

 
[1]. ابن‌خلدون، تاريخ (مقدّمه)، ج1، ص334.
نويسنده: