وریز وجوهات
  ورود به مکّه پس از ورود به مكه مكرمه كه حدود ساعت هشت روز جمعه بود مستقيماً به منزلي كه در اختيار گروه، گذارده شده و در محل معابده بود رفتيم. بيشتر برادران پس از مختصري استراحت براي طواف و نماز طواف وسعي و تقصير به اتفاق عالم كاروان به...
دوشنبه: 3 / 07 / 1396 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email

وجه تكيه بر لفظ «ولیّ» و «مولی» در خطبه غدير

رابعاً، وجه ديگر، تكيه بر نقل خصوص اين جمله‌های كثير المعنی و عنايتی است كه بزرگان خلفاً عن سلف به آنها داشته‌اند. بيان ولايت و اولويّت با نفس و اموال، برای اميرالمؤمنين(ع) است كه برحسب خطبه غدير ـ كه به خطبه و حديث ولايت معروف و مشهور شده ـ اين ولايت حتی در زمان شخص رسول خدا(ص) برای اميرالمؤمنين(ع) ثابت است و به غيبت رسول ‌الله(ص) از مكان يا زمان، توقّف ندارد.

بديهی است اين ولايت از لحاظ اينكه بايد مانند ساير مسائلی كه به وحی الهی به‌وسيله پيغمبر اعلام می‌شود، از طرف صاحب مقام نبوّت ابلاغ شود، نسبت به مقام نبوّت بلكه نسبت به ولايت پيغمبر فرع است و دايره‌اش از ولايت پيغمبر ـ كه شامل ولايت بر ولیّ‌ الله نيز هست ـ محدودتر بوده و اطلاق و شمول ولايت پيغمبر را ندارد، امّا نسبت به ماسوای پيغمبر، با ولايت پيغمبر بر ماسوا فرقی ندارد و خلاصه فرقی كه ولايت اميرالمؤمنين(ع) با ولايت حضرت رسول‌ اكرم دارد، اين است كه رسول ‌الله(ص) بر اميرالمؤمنين(ع) نيز مانند ساير امّت ولايت دارد، درحالی‌كه رسول الله(ص) تحت ولايت احدی غير از خداوند متعال قرار ندارد.

به‌هرحال اثبات اين ولايت در دايره و محدوده ولايت رسول ‌الله(ص) برای اميرالمؤمنين(ع) از

 

تعبير به خلافت و جانشينی، در افاده ولايت بر امور، اصرح، رساتر و گوياتر است، زيرا اگر مفهوم خلافت، جانشينی در امامت، الگو و اسوه ‌بودن و رتق‌وفتق امور شرعيّه و بيان احكام حلال و حرام و رسيدگی و سرپرستی و حكومت بر انام باشد، لفظ ولايت در دلالت بر اين جهت خلافت ـ كه همان حكومت و مديريّت جامعه باشد ـ اَفصح و اَصرح است.

بنابراين چون نظر افرادی كه برای غصب خلافت و حكومت حزب‌سازی كرده و با هم تبانی كرده بودند به اين علّت بود و با ساير مفاهيم خلافت، معارضه مستقيم نداشتند، در «خطبه يوم‌ الغدير» و «حديث ولايت» اين بُعد از امامت و خلافت در اين جملات مورد عنايت قرار گرفت و شبهه‌های نامقبولی كه در مفهوم مولی و ولیّ شده است، همه در زمان‌های بعد، برخلاف تمام قراين حاليّه و مقاليّه اين موضوع ابداع شد.

به‌هرحال، اين جملات مشهور از خطبه غدير در اثبات ولايت اميرالمؤمنين(ع) و اِتمام حجّت بر همگان كافی و وافی است و ثابت مي‌كند كه اجتماع آن گروه در سقيفه بني‌ساعده باوجود «مَنْ ثَبَتَ لَهُ الْوِلَايَةُ عَلَى الْأَنْفُسِ وَالْأَمْوَالِ بِنَصٍّ مِنَ اللهِ تَعَالى وَرَسُولِهِ(ص)»[1] يك معارضه آشكار با خدا و پيغمبر و انحراف ظاهر از حق بود.

وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله الْعَليِّ الْعَظيمِ وَإِنَّا لله وَإِنّا إِلَيْهِ رَاجِعوُنَ.

 

[1] . «کسی که ولایت و سرپرستی بر جان و مال مردم با نص خدا و پیامبر(ص) برای او ثابت شده بود».

موضوع:

نويسنده:

چهارشنبه / 8 شهريور / 1396