وریز وجوهات
   قال‌الله تعالي: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ‌الله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ"(1( روز بعثت و غدير، تأسيس و بقاي اسلام روز تاريخي و بزرگ عيد...
جمعه: 31 / 06 / 1396 ( )

ابعاد عظمت اميرالمؤمنين(ع)

برادران و خواهران ايماني!

شما که عيد را همه‌ساله گرامي مي‎داريد. آفرين بر ايمان و اخلاص شما. آفرين

 

بر رشد فکري و شعور ديني شما. آفرين بر اين احساسات تابناک ملکوتي. عنوان صحيفه عمل هر مؤمن، همين ولايت اميرالمؤمنين(ع) است.[1]

همان بزرگ‌رهبري که فضايل و مناقبش از حدّ احصا، خارج است، همان فداکار و قهرمان و مجاهد يگانه‌اي که «لَوْلَا سَيْفُهُ لَمَا قَامَ عَمُودُ الْإِسْلَامِ»[2]، همان مرد علم و ايمان و معرفتي که علوم همه در برابر علومش چون قطره‎اي است در برابر دريا، همان‌که همه به علم او نيازمند بودند و او از همه بي‌نياز بود، همان‌که وجودش نمايش و جلوه کامل کمالات محمدي بود و هنگام نزول قرآن، با او همراه بود و آنچه را پيغمبر اکرم(ص) شنيد و ديد، او نيز مي‎شنيد و مي‎ديد.[3]

بزرگ‌شخصيتي که در علم، عمل، زهد، تقوا، حلم، تواضع، عبادت، ايثار، جهاد، رحم، عدل، احسان و تمام صفات فاضله بي‌نظير، ممتاز و نادر روزگار و آيت کبراي پروردگار و مجمع صفات اضداد بود.

صاحبان عقول کبيره، فصحا، بلغا و بزرگان عالم بشريت، در برابر او سر تسليم و خضوع فرود آورده، در مدح و ستايش او بليغ‌ترين و رساترين سخنان را گفته و کتاب‌ها نوشته‎اند، و با اين‌همه هرگز مبالغه نيست اگر بگوييم:

اين شرح بي‌نهايت کز وصف يار گفتند
حرفي است از هزاران کاندر عبارت آمد

 

و

کتــاب فضل تو را آب بحر کافي نيست
که تر کنند سر انگشت و صفحه بشمارند
 

عظيمي که تمام نواحي وجودش عظمت و آيت قدرت بي‌انتهاي خداوند متعال و جمع همه عظمت‌ها بود.

کَانَ عَظيماً في إِيمانِهِ، عَظيماً في عِلْمِهِ، وَعَظيماً في بَصيرَتِهِ، عَظيماً في زُهْدِهِ وَتَقْواهُ، عَظيماً في بُطُولَاتِهِ وَتَضْحِياتِهِ، عَظيماً في نُصْرَةِ الْحَقِّ وَإِقامَةِ الْعَدْلِ، عَظيماً في إِعْلاءِ کَلِمَةِ ‎اللهِ، عَظيماً في رَحْمَتِهِ لِلاَْيتَامِ وَالْأَرامِلِ وَالْمَساکينَ، عَظيماً في مُوَاساتِهِ لِلْفُقَراءِ، وَفي خَوْفِهِ مِنَ اللهِ تَعالَى، عَظيماً في فَصاحَتِهِ وَبَلاغَتِهِ، عَظيماً في مَأْکَلِهِ وَمَشْرَبِهِ وَمَلْبَسِهِ، عَظيماً في کُلِّ أَحْوالِهِ وَأَفْعالِهِ، فَتَعالَى الله الْعَلِيُّ الْعَظيمُ خَالِقُ هَذا الإِنْسانِ وَمُوَدِّعُ هَذِهِ الْعَظَماتِ فيهِ، فَتَعالَى اللهُ خالِقُ هذَا الْکَوْنِ الْمُتَصاغِرِ لِعَظَمَتِهِ وَالْمُتَذَلِّلِ لِجَلَالِهِ وَجَبَرُوتِهِ وَسُلْطانِهِ وَالْخائِفِ مِنْ کِبْرِيائِهِ، صَاحِبِ هذِهِ الْعَظَماتِ وَالْمُعْتَرِفِ عِنْدَهُ بِعَجْزِهِ وَفَقْرِهِ إِلَيهِ، فَهُوَ الَّذي قالَ:

 

«إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَكَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً».[4]
فَهُوَ الْمَمْسُوسُ في ذاتِ اللهِ وَالبَکّاءُ مِنْ خَشْيةِ اللهِ وَالْمُجاهِدُ في سَبيلِ اللهِ هُوَ الصّـِراطُ الْمُسْتَقيمُ وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَحَبْلُ اللهِ الْمَتينِ وَميزانُ الأَعْمالِ وَهُوَ قَسيمُ الْجَنَّةِ وَالنّارِ وَهُوَ نَفْسُ الرَّسُولِ وَزَوْجُ الْبَتولِ وَسَيْفُ ‎اللهِ الْمَسْلُولِ وَيَدُ اللهِ الباسِطَةُ وَاُذُنُهُ الْواعِية وَعَيْنُهُ النّاظِرَهُ وَحُجَّتُهُ الْبالِغَةُ هُوَ مَوْلانا عَليُّ بْنُ أَبي ‌طالِبٍ(ع).[5]

«هُوَ الَّذي مِنْ رَسُولِ اللهِ کانَ لَهُ
مَقامُ هارونَ مِنْ موسَى بْنِ عِمْرانَ
 

هُوَ الَّذي کانَ بَيـتُ اللهِ مَـوْلِدَهُ
وَطَهَّر الْبَيْت مِنْ أَرْجَـاسِ أَوْثَانِ
 

لَوْلاهُ لَمْ يـجِدُوا کُـفْواً لِفاطِمَة
لَوْلاهُ لَمْ يفْهَمُوا أَسْــرارَ قُرْآنٍ»[6]

 

بايد بگوييم و اعتراف کنيم که ما را آن شايستگي و صلاحيّت نيست که در اوصاف و کمالات علوي سخن بگوييم و سزاوار اين است که در اين مقام، زمين عجز و مسکنت ببوسيم و از خداوند منّان بخواهيم که ما را در طريق ولايت و ايمان به امامت آن حضرت ثبات قدم و استقامت عطا فرمايد.

 

[1] . خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج5، ص177؛ ابن­مغازلی، مناقب علی‌ بن ابی‌طالب×، ص198؛ ابن‌شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج2، ص3؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج5، ص230؛ متقی هندی، کنز العمال، ج11، ص601.

[2]. ابن‌ابى‌الحديد، شرح نهج البلاغه، ج12، ص82.

[3]. نهج البلاغه، خطبه 192، ص301؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج2، ص28؛ مجلسی، بحار الانوار، ج14، ص476؛ ج38، ص321.

[4]. «او در ایمانش بزرگ بود و در علم و بصیرتش بزرگ بود، در زهد و پرهیزکاریش بزرگ بود، در شجاعت و فداکاری‌هایش بزرگ بود و در یاری حق و برپا داشتن عدل و دادگری‌اش بزرگ بود، در دلسوزی به یتیمان و رحم بر بیوه‌زنان و بینوایان بزرگ بود، در یاری کردنش برای فقیران و بیچارگان بزرگ بود، در ترس از خدا بزرگ بود، در فصاحت و بلاغتش بزرگ بود،  در خوراکش و نوشیدنش و لباس و پوشاکش بزرگ بود، او در همه احوال و کارها بزرگ بود. خدای بزرگ آفریننده این انسان و قراردهنده این‌همه بزرگی‌ها در او چقدر بزرگ است؛ بزرگ و بلندمرتبه است خدایی که آفریننده
[ این وجودی است که در برابر عظمت او اظهار کوچکی ودر مقابل جلال و جبروت او اظهار خواری و ناچیزی می‌کند، صاحب این‌همه بزرگی‌ها از مقام کبریا و عظمت او می‌ترسد و در پیشگاه او به ناتوانی و عجز خود و نیازمندی خود اعتراف می کند. او است که می‌گوید: «خدایا این عزت مرا بس که بنده تو باشم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار من باشی». کراجکی،‌کنز الفوائد، ص181؛ مجلسی، بحار الانوار، ج91، ص94، ب32، ح10.

[5]. «آری او مبهوت و واله در ذات خدا و گریان از ترس او و جهادگر در راه خدا
است، او راه راست و دستگیره مورد اطمینان و ریسمان محکم خدا است؛ و او ترازوی اعمال و تقسیم‌کننده بهشت و آتش (جهنم) است؛ و او جان پیغمبر و همسـر بتول (حضـرت فاطمه‘) و شمشیر آهیخته خدا و دست گسترده او و گوش شنوا و حفظ‌کننده و چشم نگاه‌کننده و حجت رسای خدا است؛ او مولای ما علی بن ابی‌طالب(ع) است».

.[6] «او کسی است که جایگاه او نسبت به پیغمبر خدا همانند جایگاه هارون نسبت به موسی بن عمران است؛ او کسی است که خانه خدا زادگاه او بود و خانه خدا را از لوث وجود بت‌ها پاک کرد. اگر او نبود برای فاطمه کفو و همتا پیدا نمی‌کردند؛ اگر او نبود اسرار قرآن را نمی‌فهمیدند».

موضوع: 
نويسنده: