وریز وجوهات
ز آن شخصيت عظيم كه بعد از رسول خدا صلّي‌‎الله عليه و آله اشرف كلمات الهيّه، اكبر آيات ربّانيه، ادلّ دلايل جامعه، اتمّ براهين ساطعه، وسايل كافيه و مظهر العجايب و معدن الغرايب است و مالك كلّ عظمت‌هاي انسان مافوق و برتر و خليفة ‎الله بر حق است و دوستي...
جمعه: 31 / 06 / 1396 ( )

شخصيّت الهی اميرالمؤمنين(ع)

فَقَد کان عَظِيماً في إِيمانِهِ، عَظيماً في عِلْمِهِ، عظيماً في بَصيرَتِه، عظيماً في زُهْدِهِ وَتَقْوَاهُ، عَظيماً في بُطُولَاتِهِ وَتَضْحِياتِه، عَظيماً فِي نُصْرةِ الحْقِّ وَإِقَامَةِ الْعَدْلِ، عَظيماً فِي إِعْلَاءِ کَلِمَةِ اللهِ، عَظِيماً فِي رَحْمَتِهِ للضُّعَفاءِ وَالمَسَاکِينَ وَفِي مُوَاسَاتِهِ مَعَ الفُقَرَاءِ، وَفِي خَوفِهِ مِنَ اللّٰـهِ تَعَالَى، عَظيماً فِي فَصَاحَتِه وَبَلاغَتِه، عَظِيماً فِي کُلِّ أفْعالِه فَتَعالَى الله العَليُّ العَظيمُ خَالِقُ هَذَا الْإِنْسَانِ، وَمُودِّعُ هَذِهِ الْعَظَمَاتِ فيهِ، فَتَعَالَى اللهُ خَالِقُ هَذَا الکَوْنِ الْـمُتَصَاغِر لِعَظَمَتِهِ، وَالمُتَذَلِّلُ لِجَلَالِهِ وَجَبَرُوتِهِ وَسُلْطَانِهِ، وَخَائِفٌ مِنْ کِبْريائِه، صَاحِبُ هَذِهِ العَظَماتِ وَالمُعْتَرِفُ عِنْدَهُ بِعَجْزِهِ وَفَقْرِهِ إِلَيْهِ:
«إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَكَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً».[1]

ولا حول ولا قوّة إلّا بالله العليّ العظيم
وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمين

 

[1]. کراجکی، کنز الفوائد، ص181؛ مجلسی، بحار الانوار، ج91، ص94، ب32، ح10. او در ایمانش بزرگ بود و در علم و بصیرتش بزرگ بود، در زهد و پرهیزکاریش بزرگ بود، در شجاعت و فداکاری‌هایش بزرگ بود، و در یاری حق و برپا داشتن عدل و دادگری‌اش بزرگ بود، در دلسوزی به یتیمان و رحم بر بیوه‌زنان و بینوایان بزرگ بود، در یاری کردنش برای فقیران و بیچارگان بزرگ بود، در ترس از خدا بزرگ بود، در فصاحت و بلاغتش بزرگ بود،  در خوراکش و نوشیدنش و لباس و پوشاکش بزرگ بود، او در همه کارهایش بزرگ بود. خدای بزرگ آفریننده این انسان و قراردهنده این‌همه بزرگی‌ها در او چقدر بزرگ است؛ بزرگ و بلندمرتبه است خدایی که آفریننده این وجودی است که در برابر عظمت او اظهار کوچکی و در مقابل جلال و جبروت او اظهار خواری و ناچیزی می‌کند، صاحب این‌همه بزرگی‌ها از مقام کبریا و عظمت او می‌ترسد و در پیشگاه او به ناتوانی و عجز خود و نیازمندی خود اعتراف می کند. او است که می‌گوید: «خدایا این عزت مرا بس که بنده تو باشم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار من باشی».

موضوع: 
نويسنده: