وریز وجوهات
 صبح امروز جمعه ۲۶ شعبان المعظم ۱۴۳۹، مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌الوارف، طی تماس تلفنی با حجة الاسلام آقای سید آفتاب حیدر امام ‌جماعت مسجد جامع اهل البیت علیهم‌السلام کیپ تاون، حادثه تروریستی مسجد امام حسین علیه‌السلام...
پنجشنبه: 3/خرد/1397 (الخميس: 9/رمضان/1439)

15. منبع اصلی اعتقاد به اصل امامت و ايمان به ظهور حضرت مهدی (ع)

اعتبار و جايگاه امامت و رهبري و ايمان به ظهور حضرت مهدي (ع) از چه منابع اسلامي استفاده شده است؟ و رويدادها و گذشت زمان در تكميل ابعاد مختلف اين اصل چه تأثيري داشته است؟

پاسخ:

اعتقاد به اصل امامت و رهبري جامعه از مسائل اساسي اسلام است و در متن تعاليم آن قرار دارد.

برطبق آيه‌اي از قرآن كريم، امامت منصبي است كه به حضرت ابراهيم خليل (ع) پس از آن آزمايش بزرگ ـ ابتلای‌ به كلمات ـ اعطا شده است،[1] طبق رواياتي كه متواتر هم هستند، شيعه و سنّي هر دو آنها را نقل كرده‌اند،[2] اين منصب در اهل‌بيت پيغمبر (ص) هم قرار داده شده است و آنان به اين موهبت بزرگ الهي اختصاص يافته‌اند.

 

بر اين اساس مقرّر شده است كه در هر عصري، فردي از اين خاندان كه واجد صلاحيت‌هاي لازم ازجمله علم و عصمت است، عهده‌دار منصب امامت و رهبري باشد.

چنين شخصي حجّت خدا و عِدل قرآن و راهنماي مردم و نگهبان دين و شريعت است، امامت اصلي است كه از دوره رسول خدا (ص) تا زمان ما برقرار بوده است و از زمان ما تا پايان جهان هم ادامه خواهد داشت و نقطه كمال ظاهري و شكوفايي كامل آن در دوره ظهور مسرّت‌بخش حضرت مهدي (ع) و برپايي حكومت عدل واحد جهاني آن حضرت است كه با شكوفايي همه استعدادهاي بشري و تكامل انديشه‌ها و آشكار گشتن بركات‌زميني و آسماني، جهان پر از قسط و عدل و خير و بركت خواهد شد.

برنامه تشكيل امّت نوين جهاني كه بايد منتهي به گسترش عدالت و حاكميت توحيد گردد، از متن تعاليم اسلام استفاده مي‌شود. قرآن كريم در چند سوره آن را اعلام كرده است و صدها روايت نبوي از جهاني‌شدن اسلام و حكومت عدل و استقرار امنيّت كامل در روي زمين، پس از ظهور مهدي موعود (ع) ـ كه از دودمان رسالت و فرزندان علي و فاطمه علیهم‌السلام و همنام و هم‌كنيه پيامبر (ص) است ـ خبر داده است.[3]

 

اعتقاد به ظهور حضرت مهدي (ع) با اوصاف ذكر شده مطلبي است كه در نصوص اوّليه اسلامي مطرح شده است و برحسب احاديث متواتر، پيامبر (ص) از اين واقعه مبارك خبر داده‌اند و از امّت خود درخواست كرده‌اند كه در انتظار اين روز بزرگ باشند.

اگرچه مسئله ظهور از بشارات كلّي مربوط به عالم‌گيرشدن اسلام و غلبه حقّ بر باطل، استنباط مي‌شود؛ ولي اين به آن معنا نيست كه مسئله ظهور، تنها يك مفهوم استنباطي از مضمون احاديث است. چون متن و عين عبارات نصوص روايي به‌طور مستقلّ بر آن دلالت دارند و استناد عمده اهل ايمان به همين نصوص است كه باصراحت به ظهور حضرت مهدي (ع) و علائم آن دلالت دارند.

وقتي معلوم شد مبناي پيدايش اين عقيده، بشارت‌هاي كلّي و نصوص و متون روايي است مي‌توان گفت اوضاع و رويدادهاي تاريخي كه بعد از پيامبر (ص) رخ داد در پيدايش آن نقشي نداشته است.

زيرا مبدأ اين انديشه عصر رسالت است و احاديث مربوط به آن متجاوز از هزار روايت است كه در كتاب‌هاي حديث و تفسير و بسياري از كتاب‌هاي ديگر نقل شده است و علماي بزرگ اهل‌سنّت هم درباره آن كتاب‌هاي مستقلّي تأليف كرده‌اند و كتاب‌هايي كه بيش از دوازده قرن از تأليف آنها مي‌گذرد و توسّط بزرگ‌ترين خبرگان و محقّقان علوم اسلامي نگاشته شده‌اند باصراحت دلالت دارند كه

 

شخص پيامبر اكرم (ص) مسئله ظهور مهدي موعود (ع) را بشارت داده‌اند و اين بشارت‌ها را صحابه آن حضرت و تابعين صحابه و بعد از آنها طبقات ديگر از مردم نقل كرده‌اند.

 


[1]. اشاره به آيه 124 سوره بقره: ﴿وَ إِذِ ابْتَلَى‏ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً﴾
[2] . ر.ک: صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ص52 – 221 (باب3، فصل2 – 25).
[3] . ر.ک: صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ج2، ص52- 221 (باب 3، فصل 2- 25).
نويسنده: