وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.   حادثه دردناک زلزله در بخش بزرگی از کشور ما و عراق، موجب تأسف و تأثر فراوان گردید. متأسفانه در این مصیبت غمبار تعداد...
سه شنبه: 30/آبا/1396 (الثلاثاء: 2/ربيع الأول/1439)

نسخه مناسب چاپSend by email
پيام حضرت آيت الله العظمي صافي به همايش نهج البلاغه در مشهد مقدس

 

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
با عرض ادب و احترام خدمت بزرگان و علماء اعلام و دانشمندان و ارباب بصيرت و فضيلت كه با حضور خود در اين همايش بزرگ علمي و معرفتي افتخار خود را به آشنائي با معارف عاليه انسان‌ساز و هدايت‌هاي ولائي و ملكوتي نهج‌البلاغه شريف ابراز داشته‌اند و با تشكر از بنياد مقدّس نهج‌البلاغه كه حدود نيم قرن است رساندن معارف اين كتاب عظيم، كتاب حيات، كتاب خداشناسي، كتاب اخلاق و دستور العمل دين و دنيا و برنامه‌هاي سياست و معاشرت و مديريّت و جهاد و دفاع را به جهان معاصر وجهه همّت و كار و تلاش خود قرار داده‌اند، عرايضم را با سخنان پر محتوا و ارزشمند دانشمند بزرگ مصري علامه مرصفي كه خود يكي از شارحان نهج‌البلاغه است آغاز مي‌كنم؛ او نهج‌البلاغه را چنين توصيف مي‌كند:

أما كتاب نهج‌البلاغة فهو الكتاب الذي أقامه الله حجة واضحة علي أن علياً رضي الله عنه قد كان أحسن مثال حي لنور القرآن و حكمته، و علمه و هدايته، و إعجازه و فصاحته.
اجتمع لعلي في هذا الكتاب مالم يجتمع لكبار الحكماء، و أفذاذ الفلاسفة، و نوابغ الربانيين من آيات الحكمة السامية، و قواعد السياسة المستقيمة، و من كل موعظة باهرة، و حجة بالغة تشهد له بالفضل و حسن الأثر.

خاض عليٌ في هذا الكتاب لجة العلم والسياسة والدين، فكان في كل هذه المسائل نابغة مبرزا، و لئن سألت عن مكان كتابه من العلم فليس في وسع الكاتب المسترسل، والخطيب المصقع، والشاعر المفلق أن يبلغ الغاية من وصفه، والنهاية من تقريظه، و حسبنا أن نقول: إنه

«الملتقى الفذ الذي التقى فيه جمال الحضارة و جزالة البداوة، و المنزل الفرد الذي اختارته الحقيقة لنفسها منزلاً تطمئن فيه، و تأوي إليه بعد أن زلت به المنازل في كل لغة.
و هو كتاب يتجلى فيه روح شريفة يكسب القارئ في هذا الكتاب منها العصبية للحق، و الشدة في الدين، و القصد في الحكمة والسياسة، و عندنا أن الذين يسعون إلى الإصلاح في هذه البلاد يجب عليهم أن يتخذوا هذا الكتاب إماماً في إصلاحهم من جهاته اللغوية، والعلمية والدينية، و أن الناشئين لو تأثروا هذا الكتاب في العبارة و صدق النظر لبلغوا من قوتي العقل واللسان تلك المنزلة التي نتمني لهم و نود أن لو يصلون إليها في وقت قريب.»
اين سخنان اگرچه رسا و گوياي عمق درك گوينده او از اين كتاب عزيز است و نشان مي‌دهد كه اعماق وجودش را خضوع در برابر معاني و مطالب آن فرا گرفته است امّا تمام توصيف آن نيست. نهج البلاغه همواره مورد ستايش و استفاده علماء بزرگ در رشته‌هاي متعدّد علوم اسلامي بوده و آنانكه آن را شناخته‌اند آن را اصل و پايه‌ي معرفت و آگاهي از حقايق دين مخصوصاً الهيّات مي‌دانند و بسياري در برابر عظمت آن عاجزانه «كلامه فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق» گفتند و «كلامُ عليٍّ كلامٌ عَليٰ و ما قاله المرتضي مرتضي» سرودند.
براي آگاهي از حقايقي كه در اين كتاب است هميشه بايد همايش باشد، چراكه نهج البلاغه مكتب است، مدرسه است، محور تعريف و بيان اصول دين است، چه كتابي مثل نهج البلاغه در الهيّات سخن آخر و كامل را گفته است كه محدّث بزرگ اسلام و استاد علوم اسلامي ثقة الاسلام كليني پس از روايت يكي از خطبه‌هاي اميرالمؤمنين عليه‌السلام در الهيّات مي‌فرمايد آنقدر اين خطبه بلند و محكم و عظيم است كه اگر زبان تمام اهل معرفت و نوابغ علم و ادب همه يك زبان در يك دهان باشند نخواهد توانست در معرفت خداشناسي فراتر از آن بياني و سخني بگويند. اين كفر نعمت است كه با وجود اين خطبه‌ها بشر بخواهد معارف الهيّات را از جاهاي ديگر بگيرد اين خطبه‌ها را سزاوار است علماء، طلاب و مبلغين محفوظ و همواره به آنها رطب اللسان باشند. در ساير رشته‌هاي معرفتي هم كلام نهج البلاغه تمام است در موضوع نبوّت، در بيان اوضاع جهان و امّت عرب و جاهليّت‌هاي قبل از اسلام، در معرّفي ملائكه و انبيا و معرّفي شخص حضرت خاتم الانبياء صلّي الله عليه و آله و سلم، در تعريف قرآن مجيد و در بيان معاد و ثواب و عقاب در هدايت‌هاي اخلاقي و روابط اجتماعي، در سياست اداره كشور و جامعه، در دعوت به زهد و پارسائي و قناعت و پرهيزكاري و خلاصه در همه جوامع زندگي بشر پس از قرآن مجيد كتابي كامل‌تر از نهج البلاغه نيست. مثل عهدنامه حضرت به مالك اشتر و مثل وصيت آن حضرت به امام حسن عليه السلام در چه كتابي و چه مكتبي يافت مي‌شود؟ از چه كسي غير از علي عليه السلام و اهل بيت آن حضرت اين هدايت‌ها شنيده مي‌شود؟ انصافاً كه قدر اين هدايت‌ها و اين علوم حقيقي مجهول مانده است و به گفته جورج جرداق مؤلف كتاب الامام علي صوت العدالة الانسانية اين اصول عالي كه از زندگي اميرالمؤمنين عليه‌السلام و مواقف و مشاهد و خطبه و نامه‌هاي آن حضرت استفاده مي‌شود تا اين زمان ناشناخته بوده است. او در نامه‌اي كه به استاد اعظم ما حضرت آيت الله العظمي بروجردي«قدس سره» نوشت و براي اولين بار كتابش را به ايشان اهدا كرد چنين نوشته بود كه كتاب من را كه مطالعه مي‌فرمائيد تصديق مي‌كنيد كه (انّي انصفت الامام بعض الانصاف). به هر حال از ناشناخته ماندن اين همه اصول مورد قبول صاحبان عقول كبيره از مسلمانان گله كرده بود بين عهد نامه حضرت به مالك و منشور سازمان ملل مقايسه كرده و استحكام عهدنامه و فرق‌هاي اساسي آن را با منشور بيان كرده است از سوي ديگر نهج البلاغه در چنان افق رفيعي قراردارد كه شارح معتزلي آن را كم نظير و مثل قطب راوندي را با آن مقام بلند علمي در حد نگارش شرح بر نهج‌البلاغه نمي‌داند ولي نمي‌توان به اين عذر و اظهار عجز اكتفا كرد و از اين درياي بيكران معارف اگرچه قطره‌اي باشد نچشيد و جان را به آن معاني جلا نداد، بايد ميزان رشد فكري ديني و تشخيص درجه علم و معرفت اشخاص، آشنائي آنها با نهج البلاغه باشد و اگرچه:
گربريزي بحر را در كوزه‌اي /چند گنجد قسمت يك روزه‌اي
بايد از اين آب حيات كه دست رسي به آن هدف انبيا و اولياء بوده و هست بشر هرچه بتواند بنوشد و همواره تشنه آن باشد.
و چنان نباشد كه شاعر گفته است
پيش لبت جان سپردم اين به كه گويم / برلب آب حيات تشنگيم كشت
در خاتمه برگزاري اين همايش در جوار مضجع ملكوتي عالم آل محمد حضرت علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحيّة والثناء باتوجه به اينكه بعض بيانات و خطبه‌هاي حضرت رضا عليه السلام در الهيّات با خطبه‌هاي نهج البلاغه متحدّالمضمون و متقارب الالفاظ است مناسبتي شريف مي‌باشد سزاوار است پژوهشگران و محقّقان اين ربط را بررسي و هم كلامي ائمه عليهم‌السلام را در بيان معارف الهي و تفسير اسماء و صفات و تفسير قرآن مجيد بيان نمايند.
والسلام علينا و عليهم و رحمة الله و بركاته
رجب المرجب 1432
لطف الله صافي

موضوع:

سه شنبه / 24 خرداد / 1390