وریز وجوهات
امروز چهارشنبه ۲۳ ذی القعده ۱۴۳۸ (٢٥ مرداد ٩٦) روز مخصوص زيارتي حضرت اباالحسن علي بن موسی الرضا عليه آلاف التحية و الثناء، ساعت يازده در محل بعثه حضرت آيت الله العظمی صافي گلپايگاني دامت یرکاته، مجلس ذكر توسل و بيان معارف برگزار شد. در این محفل...
چهارشنبه: 1 / 06 / 1396 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email
بیانات مهم مرجع روشن ضمیر و آگاه در دیدار اساتید دانشگاه علوم رضوی درباره جایگاه علم و معرفت و دوری از عرفان‌های انحرافی و علت دین‌گریزی بعضی از جوانان:
نواقص موجود نه تنها هيچ ارتباطي به دين و قرآن ندارد، بلكه همه‌ از عمل نكردن به قوانين شرع مقدس و عدم پايبندي به احكام مي‌باشد.

جمعي از مسئولان، اساتيد و دانشجويان دانشگاه علوم اسلامي رضوي عصر يكشنبه 8/5/91 در مشهد مقدس با مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف ديدار كردند.
در اين ديدار كه در فضايي بسيار صميمانه و معنوي برگزار شد، معظم له بيانات ارزشمندي ارائه فرمودند كه قسمتي از آن به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيد الاولين و الآخرين و خاتم الانبياء و المرسلين سيدنا ابي القاسم محمد و علي آله الطيبين الطاهرين و لاسيما مولانا بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم اجمعين الي يوم الدين.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلَاةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُبَارَكَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَرَادِفَةً مُتَوَاتِرَة.
بنده خدمت شما عزيزان عرض ادب دارم، و از خداوند متعال مسألت مي كنم كه در اين زمان و اين اوضاع دنيا، انشاء الله موفق باشيد و بتوانيد قلّه هاي علم، معرفت و بينش اسلامي را فتح كنيد؛ شما هم بايد از خدا بخواهيد كه در خدمت به اسلام و كسب عنايت آقا حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف از آنچه در توان داريد كوتاهي نكنيد، خصوصاً در عرصه دانش و معرفت، بايد اهتمام ما بيشتر شود و مجهولاتي كه بشر دارد، از آن كاسته شود و روز به روز رو به پيشرفت و ترقي باشيم.

 جمعي از مسئولان، اساتيد و دانشجويان دانشگاه علوم اسلامي رضوي عصر يكشنبه 8/5/91 در مشهد مقدس با مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف ديدار كردند.
   در اين ديدار كه در فضايي بسيار صميمانه و معنوي برگزار شد، معظم له بيانات ارزشمندي ارائه فرمودند كه قسمتي از آن به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيد الاولين و الآخرين و خاتم الانبياء و المرسلين سيدنا ابي القاسم محمد و علي آله الطيبين الطاهرين و لاسيما مولانا بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم اجمعين الي يوم الدين.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلَاةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُبَارَكَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَرَادِفَةً مُتَوَاتِرَة.
بنده خدمت شما عزيزان عرض ادب دارم، و از خداوند متعال مسألت مي كنم كه در اين زمان و اين اوضاع دنيا، انشاء الله موفق باشيد و بتوانيد قلّه هاي علم، معرفت و بينش اسلامي را فتح كنيد؛ شما هم بايد از خدا بخواهيد كه در خدمت به اسلام و كسب عنايت آقا حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف از آنچه در توان داريد كوتاهي نكنيد، خصوصاً در عرصه دانش و معرفت، بايد اهتمام ما بيشتر شود و مجهولاتي كه بشر دارد، از آن كاسته شود و روز به روز رو به پيشرفت و ترقي باشيم.
دانشگاه علوم اسلامي رضوي با اين اسم بزرگ و با عظمت علاوه بر آن سوابقي كه داشته است و تحت عنوان مدرسه خيرات خان و مدرسه ميرزا جعفر بوده كه علماي بزرگي در اينجا تربيت شده اند، انتظار است كه مركزي جهاني به نام حضرت رضا عليه الصلاة و السلام عالم آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين باشد.
همه ائمه عليهم السلام از جهت علم «كلهم نور واحد» بودند، ولي حضرت رضا عليه الصلاة و السلام از لحاظ موقعيت ها و فرصت‌ها‌يي كه براي ايشان فراهم شد، توانستند بسياري از مطالب و علوم اسلامي را كه تا آن وقت حتي مخفي مانده بود به مردم برسانند و تبليغ كنند.
حال در جوار روضه مقدسه حضرت ثامن الحجج عليه الصلاة و السلام دانشگاهي با اين اسم بزرگ، بايد مركزي جهاني براي علوم اسلامي باشد، و آوازه آن در بين دانشگاه ها در شعب مختلف تفسير، حديث، رجال، اصول، فقه و علوم ديگر، بيشتر اسباب افتخار عالم اسلام باشد.
الحمدلله اوضاع و احوال هم نسبتاً فراهم است، بايد قدر دانست و روز به روز بر ترقي و استكمال در رشته‌هاي علمي مختلفي كه اينجا هست افزود و خلاصه بايد يك دانشگاه نمونه شد.
اين اسم و شرايطي كه براي اين دانشگاه است اقتضاء دارد كه اينجا دانشگاهي باشد كه در عالم اسلام معروفيت پيدا كند، و اساتيدي تربيت كنند كه اينها جوابگوي همه سؤالات علمي باشند؛ كساني در اينجا تربيت شوند كه بتوانند در تبليغ دين جوابگوي شبهات باشند.
الحمدلله ما از جنبه ذخائر علمي هيچ چيز كم نداريم، يعني همه مايه هاي علمي در اختيار شيعه است؛ اولاً قرآن مجيد، ثانياً مثل نهج البلاغه، كتب اربعه و ساير آثاري كه از اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است، مثل صحيفه سجاديه، صحيفه اولي، ثانيه، ثالثه، و صحيفه رابعه.
شما خطبه هايي كه از حضرت رضا عليه الصلاة و السلام رسيده است را ملاحظه كنيد. اگر بخواهيد نظيري براي خطبه هاي نهج البلاغة پيدا كنيد همين معارف و خطبه هاي حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام است.
ما حتي اين دعاهايي كه مي خوانيم همه اش علم و معرفت است؛ انسان را مي سازد و تربيت مي كند. الحمدلله همه ذخايري كه بايد داشته باشيم داريم، مهم اين است كه اينها را به عرصه ظهور برسانيم، و مثل اين دانشگاه هم بايد اين رسالت را بر عهده بگيرند.
اميدوارم كه اين مركز، در اين زمان با اين اساتيد محترم و خلوص نيتي كه انشاء الله هست بتوانند براي خدا و به قصد ترويج دين و تعظيم شعائر و رساندن پيام هاي قرآن به دنيا به نحو احسن انجام وظيفه كنند.
آنچه كه بايد به ان توجه داشت اين است كه حيثيت بشر به علم است؛ در روايات است كه تَخَلَّقُوا بِاَخلاقِ الله؛ به اخلاق خداوند متخلق و آراسته شويد.
دو صفت از صفات خداوند متعال كه از همه صفات بالاتر است و مي شود گفت كه ساير صفات ثبوتيه هم به اين دو برمي گردد؛ صفت علم و قدرت است. تخلّق به اين دو صفت يعني تخلق به اخلاق خداوند.
هر چه بروز اين دو صفت در جامعه بيشتر باشد، آن جامعه بيشتر حيات دارد، مخصوصاً در جنبه علم و مايه هاي علمي، البته معلوم است كه  علوم حقيقي و انسان ساز علومي است كه از محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين به ما رسيده است؛ علومي كه معنويات را كامل مي كند، اگر چه در كنار آن ساير علوم هم هست و بايد در همه جهات مسلمانان جلو باشند و پيشرفت داشته باشند، همان طور كه در روايات است: «إِنَّ أُمَّتَكَ فِي الْأَرْضِ كَالشَّامَةِ الْبَيْضَاءِ فِي الثَّوْرِ الْأَسْوَدِ هُمُ الْقَادِرُونَ وَ هُمُ الْقَاهِرُونَ يَسْتَخْدِمُونَ‏ وَ لَا يُسْتَخْدَمُونَ‏»[1]
البته اين خدمت و استخدام كه در اينجا هست نه به معناي استخدام و استعمار و استحقاري كه الان در دنيا وجود دارد. مي فرمايد: امت اسلام در ظلمت ها و تاريكي ها درخشندگي دارد؛ مسلمان هر كجا برود به علم و دانش و به معرفتش جلوه مي كند.
ما مسلمانان از ديگران بي نيازيم و ديگران به معارف ما نيازمند هستند و بايد از ما كسب علوم و معرفت كنند.
اوضاع دنيا بسيار خاص است؛ انتظار از مسلمانان و كساني كه در رشته هاي علوم اسلامي وارد هستند اين است كه اينها به احسن وجه آماده شوند براي اينكه اسلام را و معنويت و اخلاق را به همه دنيا برسانند.
دشمني ها و هجوم هاي مختلفي كه الان عليه دين اسلام مطرح شده است زياد است، بايد در دانشگاه ها جواب همه اينها مطرح شود. بايد براي اين دين ستيزي و دين گريزي كه در بعض جوانان پيدا شده است فكري كرد البته نمي خواهيم بگوييم تحت چه عواملي اين ايجاد شده است و طوري شده كه برخي به اشتباه بعض نواقصي كه مثلاً در بنده وجود دارد را مربوط به اسلام مي دانند و نمي دانند كه در واقع اين نواقص از روي عمل نكردن به اسلام است؛ هر كجا نقصي باشد، از جهت اين است كه ما به اسلام و هدايت هاي ائمه عليهم السلام عمل نكرده ايم. اگر خوب عمل شود مردم و جوانان به دين و قرآن روي مي‌آورند. نواقص موجود در جامعه نه تنها هيچ ارتباطي به دين و قرآن ندارد، بلكه همه‌ از عمل نكردن به قوانين شرع مقدس و عدم پايبندي به احكام مي‌باشد.
همه اينها مطالبي است كه وظايف روحانيت و وظايف مثل اين دانشگاه و اساتيد و دانشجويان عزيز را زياد مي كند. بايد كه بيشتر از اينها آماده باشيم. بايد تمام تلاشمان اين باشد كه علم و قدرت جامعه را افزايش دهيم؛  علمي كه انسانيت انسان را كامل مي كند، فضايل معنوي انسان را بالا مي برد، دوستي و همكاري بين بشر را ارتقاء مي دهد. اصلاً اساس دعوت اسلام و هدايت هاي اهل بيت عليهم السلام بر تعاون در بقا است، يعني بشر همه با هم باشند، و نبايد تنازع در بقا داشته باشند.
خلاف اين چيزي كه الان بر بشريت و دنيا حاكم است كه همه براي بقا تنازع دارند؛ طوري است كه بقاي همديگر را نمي خواهند و بقاي ديگران را منافي با بقاي خودشان مي دانند. اين اوضاع ناامن برخي كشورها براي اين است كه همه تنازع در بقا دارند؛ ولي اسلام اين را نمي گويد. شعار اسلام «تَعَاوَنُوا عَلَي البِرِّ وَ التَّقوي»[2] است. اگر اين طور باشد مطمئناً دنيا به سمت خير و سعادت پيش مي رود.
ولي متأسفانه الان دنياي اسلام و بلاد مسلمانان به اين مكتب و شعارها توجه نمي كنند، و راه هاي ديگري پيش گرفته اند؛ راه هايي كه نهايتش ضلالت و گمراهي است.
به طور مثال همين چند روز ملتفت شدم كه قرار است همايشي در شاهرود به عنوان همايش ملي عرفان شرق براي ابوالحسن خرقاني و بايزيد بسطامي برگزار كنند. شما اگر تذكرة الاولياء را ببينيد، متوجه خواهيد شد كه اينها چه عقايدي دارند. اگر ما بخواهيم مثل بايزيد را معرفي كنيم و بگوييم سابقه ما اين است واقعاً اسباب خجلت مي شود؛ حرف هايي در تذكرة الاولياء از قول او نقل شده است كه انسان واقعاً خنده اش مي گيرد، و هيچ توجيه و تأويلي نمي پذيرد.
ما هيچ وقت، خودمان را به اين سوابق معرفي نمي كنيم. همه از اطراف و اكناف بيايند و در اين معرفي ها چه چيزي را ببينند؟!
اگر بخواهيد كسي را مثلاً در منطقه شرق؛ طوس و خراسان معرفي كنيد شيخ طوسي را معرفي كنيد كه آن همه علوم و خدمات داشته است.
در مورد ابوالحسن خرقاني هم بزرگترين كاري كه توانسته انجام دهد اين است كه مي گويد با خدا چند مرتبه كشتي گرفتم و در مرحله آخر خدا بر من غالب شد. اينها حاكي از جوّ جهل و جهالتي است كه وجود دارد.
شما اگر واقعاً به دنبال علم و معرفت هستيد، نهج البلاغة را ترويج كنيد. مكتب «تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلّا نَعْبُدَ إِلّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً»[3] و «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»[4] را تبليغ كنيد و به مردم بشناسانيد.
مكتب اهل بيت عليهم السلام كه مغفول عنه واقع شده است را معرفي كنيد. همين عهدنامه مالك اشتر را كه نمي شود برايش قيمتي تعيين كرد به مردم بگوييد.
جرج جرداق آن دانشمند بزرگ مسيحي در كتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانية» منشور 28 ماده اي سازمان ملل را با اين عهدنامه مقايسه مي كند؛ عين عبارت آن منشور را نوشته و در مقابل هر ماده يك جمله از همين عهدنامه نوشته است. آن وقت در آنجا گفته كه شما بياييد اين را مقايسه كنيد ببينيد كه بعد از هزار و چهارصد سال كه دنيا با اين همه تحركات و انقلاب روبرو بوده است، اين عهدنامه بسيار كامل تر از اين منشور است.
سپس جرج جرداق چهار فرق عمده بين اين دو مي گويد كه دو جهت آن اين است: يكي اينكه وقتي مي خواستند منشور بنويسند به قول خودشان همه حقوقدانان و دانشمندان و اشخاص مطلع را در جلسات و كنفرانس هايي جمع كردند و به ادعاي خود جمله هايي نوشتند كه كامل تر از آن نباشد. بعد هم در روزنامه ها نوشتند كه هر كس نظري دارد ارائه بدهد ولي اين عهدنامه را اميرالمؤمنين علي عليه السلام بدون مقدمه في‌البداهه نوشتند و به مالك دادند.
يك فرق ديگر اينكه اينهايي كه اين منشور حقوق بشر را نوشتند اول كسي كه به آن عمل نمي كند خودشان هستند و اوضاع دنيا گواه آن است، اما اين كه اميرالمؤمنين عهدنامه را نوشتند اول كسي كه متعهدتر از همه به آن بود به شهادت تاريخ زندگاني حضرت، خود ايشان بود.
غرض اينكه قدر اهل بيت عليهم السلام و هدايت هاي آن را ندانستيم و نشناختيم و به همين خاطر به حرف هاي ديگر كه گمراهي است دچار شديم.
به هر حال بنده اميدوارم كه دانشگاه علوم اسلامي رضوي كه اسم بسيار با مسمايي دارد، آوازه و افتخاراتش بيش از اين شود و شما عزيزان طوري سعي و تلاش كنيد كه اسباب افتخار همه مسلمانان باشد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
 
[1].بحار الأنوار؛ ج10، ب2، ص43.
[2]. مائده، آيه2.
[3]. آل عمران، آيه64.
[4]. حجرات، آيه13.
موضوع: 
اخباردیدارها
دوشنبه / 9 مرداد / 1391