وریز وجوهات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى أَشْرَفِ  الأنبِیَاءِ  و المُرسَلینَ  أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ  و عَلَی آله الطَّیِّبِینَ سِیَّمَا  بَقیَّهِ...
پنجشنبه: 2/آذر/1396 (الخميس: 4/ربيع الأول/1439)

نسخه مناسب چاپSend by email
به سوی سرزمین وحی / سلسله گزارش‌ های کوتاه از سفرنامه حج آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف (شماره 7)
به سوی سرزمین وحی/ سلسله گزارش‌های کوتاه از سفرنامه حج (7)

 

يك معجزه شنيدني

در كتاب «وفاء الوفاء» به اخبار دارالمصطفي صلي‎الله عليه وآله وسلم شريف سمهودي حكايتي نقل نموده است كه ترجمه آن به طور اختصار اين است: كه خالدبن وليدبن حارث روز جمعه بر منبر رسول خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم ايستاد و گفت: پيغمبر به علي عمل و ولايت داد و حال اينكه مي‎دانست او ... است ولي فاطمه دخترش از او شفاعت نمود. در اين هنگام ديده شد كه دستي از قبر رسول الله صلي‎الله عليه وآله وسلم بيرون آمد مكرر فرمود: كَذِبْتَ يا عَدُوَ اللهِ، كَذَبْتَ يا كافَرَ؛ دروغ گفتي اي دشمن خدا دروغ گفتي اي كافر.[1]

حادثه ناگوار ديگر

از حوادث بسيار تأسف بار كه نمونه ديگر از جسارت‎هاي آشكار رژيم‎هاي غاصب به مقام مقدس پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم بود و مسجد مدينه شاهد آن گرديد دستگيري امام هفتم و عبد صالح حضرت موسي‎بن جعفر عليهماالسلام به امر هارون طاغوت و جباري كه هم عصر آن حضرت بود.

مسجد مدينه مدرسه بود

معلوم باشد كه مسجد مدينه از آغاز تأسيس يك مدرسه و مركز بزرگ تعليم و تربيت بود اما در عصر پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم كه وضع مسجد روشن است؛ پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم معلم اول اسلام و عالم انسانيت بود مدرسه‎اش و محل درسش و هدايتش بيشتر و به طور عمده و رسمي همين مسجد بود. او معلّمي بود كه همه مسلمانان، شاگرد مدرسه و مسجد او هستند، و مسجد مدينه مادر صدها هزار و بلكه ميليون‌ها مدرسه و مسجد شد كه از اسپانيا تا چين در طول قرن‌ها تأسيس شد. بزرگترين دانشمندان را در رشته‎هاي مختلف علوم به عالم تحويل داد.

بعد از رسول خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم نيز در همين مسجد، مسائل علمي و هدايت‌ها و ارشادات اسلامي مطرح مي‎شد، هر چند معيارهايي كه به آن عمل مي‎شد معياري كه پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم تعيين فرموده بود يعني تمسك به قرآن و عترت نبود، مع ذلك در حدودي مسائل در مسجد بازگو مي‎شد و گاه گاه دور از گوش آن دو نفر، احاديث را نقل مي‎كردند و اميرالمؤمنين عليه‎السلام كه باب علم پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم بود نيز ابتداء يا پس از آنكه به آن حضرت مراجعه مي‎كردند پاسخ لازم مي‎فرمود اما روي هم رفته سياست بر اين بود كه فرموده علي عليه‎السلام معيار تام و عام نباشد، و تا مي‎توانند ديگران را هم وارد در صحنه نمايند، و سخنان و آراي نامعتبر آنها را در حكومت معتبر قرار دهند و اين بزرگترين انحرافي بود كه از تعليم پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم و حديث متواتر ثقلين بوجود آوردند، و اين اصل اسلامي را كه اگر تمام اصحاب پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم به راهي بروند و در مسأله‎اي نظر واحد بدهند و اميرالمؤمنين علي عليه‎السلام نظر مخالف داشته باشد بايد نظر علي را معتبر و حق شناخت، كنار گذاردند.

پس از عصر اميرالمؤمنين عليه‎السلام باز هم مسجد مدينه، مدرسه علمي بود و حضرت امام حسن و امام حسين عليهماالسلام در حدي كه امكان داشتند اين مدرسه را ترك نكردند، و خودشان و شاگردان اميرالمؤمنين عليه‎السلام مثل ابن عباس و غيره به نشر علم و ارشاد مي‎پرداختند، و همانطور كه حتي معاويه توصيف حلقه علمي و ارشادي حضرت ابي‎عبدالله الحسين عليه‎السلام نمود آن حضرت در مسجد مدينه حلقه‎اي كه دانشجويان و كساني كه مي‎خواستند از منبع زلال و صافي علم سيراب شوند و شربتي بنوشند در آن مجمع و حلقه حضور مي‎يافتند.

پس از آن همه در عصر حضرت امام زين العابدين عليه‎السلام با جلوه دعا و نيايش اهل بيت پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم كه بنيانگذار و صاحبان واقعي اين مدرسه بودند علي‎رغم سياست‎هاي بسيار خشن و خونبار، اين مدرسه را ترك نكردند تا در زمان امامت امام محمد باقر عليه‎السلام و مخصوصاً عصر حضرت صادق عليه‎السلام كل مدينه يك دانشگاه بزرگ علوم اسلامي و دانش‌هاي ديگر گرديد كه البته مركز آن مسجد و خانه‎هاي اين دو امام بزرگوار بود، و حضرت صادق عليه‎السلام در رشته‎هاي مختلف علوم بهترين علما و متخصصان را تربيت كرد كه از جمله «ابن عقده» چهار هزار نفر از شاگردان آن حضرت را نام برده و از هر كدام علمي و حديثي نقل نموده است.

و بالأخره اين مسجد همواره در معرض حوادث و تحولات بوده و از ستم بيشتر سياستمداران غاصب رنج مي‎برده، و تصرّفات و مداخلات سياسي آنها آن را از جريان عادي و سير تكاملي مانع بوده است.

مع ذلك هميشه به عبادت و پرستش خدا معمور و مظاهر عبادت در آن متجلّي بوده است و از جهت علم هم در رشته‎هايي، مثل تعليم و قرائت قرآن و تجويد و حديث هر چند احاديث موضوعه بوده از صورت مدرسه و موقعيتي كه بايد اين مسجد داشته باشد بالمره خارج نشده است، و اميد است در اين عصر كه مسلمانان آگاه شده اند، بتوانند اين مسجد را نيز از سياست‌هاي حكومت‌ها آزاد كنند تا در آن سياست اسلامي و بيان حقائق و بررسي عقايد در روشنائي عقل و هدايت قرآن مجيد و احاديث معتبر و صحيح در اختيار همگان قرار بگيرد ان شاء الله تعالي.

مساحت مسجد النبي صلي‎الله عليه وآله وسلم

اين مسجد شريف در قلب مدينه، در سمت شرقي آن قرار دارد و چنانچه صاحب مرآة الحرمين گفته است شبه مستطيل است. طول آن از شمال به جنوب 25/116 متر و عرض آن از جهت قبله 25/86 متر و از جهت شمال 66 متر است و اغلب آن مسقّف و مشتمل بر رواق‌ها و صدها ستون است. در نهايت زيبائي و از جهت هنري نيز ممتاز و با اهميّت است.

اشياء و مواضع مقدس در آن مانند منبر و محراب همه جالب و مورد توجه و هجوم زوّار براي زيارت و تبرّك جستن به آنها است.

ما بين منبر و قبر شريف 22 متر در 15 متر است، در اينجا نيز آيات هنري و ارزنده بسيار است وصف منبر و همچنين محراب نبوي را كه در قسمت شرقي منبر قرار دارد و بر سمت غربي آن نوشته شده است: «هذا مصلي رسول الله صلي الله عليه (و آله) و سلم».

كساني كه موفق به زيارت نشده‎اند در مرآة الحرمين و آثار المدينة المنورة و كتاب‌هاي ديگر در اين موضوع و كساني كه موفق مي‎شوند اگر ازدحام جمعيت فرصت بدهد كه در موسم حج فرصت نمي‎دهد شخصاً مشاهده مي‎نمايند.

و اما مساحت فعلي مسجد پس از آخرين تعمير و توسعه شانزده هزار و سيصد و بيست و هفت متر مربع است.

و مخفي نماند كه بر گلدسته‎ها و مأذنه‎هاي مسجد پنج مأذنه ديگر افزوده شده، چنانكه پنج در نيز بر درهاي سابق افزوده گرديده كه ديگر در نامگذاري آنها نيز سياست و تعصب مذهبي كنار گذارده نشده است.

هر كس ملتفت مي‎شود با اينكه به زعم اين متوليان حرمين شريفين، علي‎بن ابيطالب عليه‎السلام آخرين خلفاي راشدين است مع ذلك در اينجا حذف نام آن حضرت بي‌قصد اهانت و بي‎اعتنائي به آن بزرگوار و دشمني با اهل بيت نمي‎باشد. و اين حاكي از اين است كه اگر مي‎توانستند نام علي را از تاريخ اسلام حذف نمايند هم از آن اِبا ندارند، انصافاً بسياري از گذشتگان آنها از اينها منصف‎تر بوده‎اند.

صفت حجرة شريفه

حجره‎ شريفه كه به مقصوره شريفه نيز ناميده شده است به طوري كه صاحب مرآة الحرمين نگاشته است اين حجره كه در زاويه جنوب شرقي مسجد قرار دارد، طول هر ضلع جنوبي و شماليش 16 متر و شرقي و غربي آن 15 متر است.

حجره شريفه داراي چهار باب است به نام‌هاي باب التوبه و باب التهجد و باب فاطمه سلام الله عليها و بابي در سمت غرب قرار دارد كه متأسفانه به واسطه اينكه داخل مقصوره بر اساس تعصّب وهابي‌ها كه استعمار بر آنها تحميل كرده و آنها را به ابقاي آن تشويق مي‎نمايند تاريك است از بيرون داخل آن قابل رؤيت نيست و لازم به تذكر است كه حجرة حضرت فاطمه عليهاالسلام يا قبر آن حضرت نيز در همين زاويه و در داخل بخشي كه حجره شريفه را احاطه كرده است قرار دارد و پشت آن محرابي است كه به محراب فاطمه عليهاالسلام موسوم است صورت قبر حضرت زهرا عليهاالسلام دراين حجره باقي است و ضريح و صندوق آن نمايان است.

و اين جمله در اين مكان نوشته است «هذا قبر فاطمه» هر چند در سفر دوم اين جمله را نيافتم يعني در اثر ازدحام و هجوم جمعيت براي زيارت موفق نشدم كه چنانكه بايد داخل شباك را به دقت ببينم.

يك واقعه جالب و معجزه

چنان كه در تواريخ مدينه منوره نوشته‎اند ملك نورالدين شهيد سنه 557 خندقي عميق گرداگرد حجره شريفه حفر نمود و آن را با رصاص پر كرد براي اينكه دسترسي به جسد شريف سيد رسل خواجه كل حضرت محمد صلي‎الله عليه وآله وسلم ممكن نباشد، مبادا كساني با زدن نقب و عمليات حفاري زير زمين دستبردي به حجره رسول خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم بزنند و علت اين اقدام خواب عجيبي است كه اين پادشاه ديد و در اثر آن جريان خيانت بزرگ و توطئه بيگانگان كشف گرديد.[2]

 

 

[1]. وفاء الوفاء، ج4 ص356.

[2]. چون شرح آن طولاني است خواننده را به كتاب وفاء الوفاء، ج2 ص651 ـ 648 ارجاع مي‎دهم.

جمعه / 3 شهريور / 1396