وریز وجوهات
مرجع عالیقدر شیعه حضرت آية اللّه العظمى صافی گلپایگانی مدظله العالی :   - هویّت شهر مقدّس قم، باید محفوظ بماند. - برنامه های خوب شهرداری در جهت تعظیم شعائر ادامه پیدا کند. - خدمت به محرومان و ضعفا را سرلوحه اقدامات خود قرار دهید....
چهارشنبه: 20 / 09 / 2017 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email
به سوی سرزمین وحی / سلسله گزارش‌ های کوتاه از سفرنامه حج آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف (شماره 8)
به سوی سرزمین وحی/ سلسله گزارش‌های کوتاه از سفرنامه حج (8)

كيفيت تشرف به مسجد النّبي صلي‎الله عليه وآله وسلم و زيارت حجره شريفه

مسجد النبي صلي‎الله عليه وآله وسلم كه حجرة شريفه و «قبة‎الخضراء» و بيت حضرت زهرا سلام الله عليها در آن واقع است درهاي متعدد دارد كه بعضي از آنها مختص به زن‌ها و بعضي مختص به مردها است و گاه هم زن و مرد از يك در وارد مي‎شوند و همانطور كه اشاره شد در نامگذاري درها نظرات سياسي و مذهبي را كاملا رعايت كرده‎اند چنانكه در نامگذاري خيابان‌ها نيز همين نظرات را ملاحظه نموده‎اند و بيشتر نامگذاري‌ها يا بي‎معني و بي‎مفهوم و غير مهمّ است و يا به نام اشخاص و افرادي است كه موضعشان موضع عداوت و مخالفت با اهل بيت عليهم‌السلام بوده و يا حداقل سلطه و استكبار رژيم وهابي غاصب را نشان مي‎دهد.
باري بر حسب دستوري كه از كفعمي قدس‌سره نقل شده است قصد باب امين وحي جبرئيل عليه‎السلام را نموديم در اينجا اذن دخول خوانده شد.
موضع خواننده اذن دخول كه درخواست اجازه شرفيابي مي‎نمايد موضع بسيار حساسي است كه اگر اينجا توانست باريابد و اجازه تشرف حاصل كند در انجام برنامه‎هاي بعد همان بزرگواري كه اجازه فرموده است، شخص را ياري مي‎نمايد و مورد عنايت قرار مي‎دهد.
بايد كسي كه قصد تشرف دارد سعي كند كه بي‌اذن وارد نشود چنانكه در قرآن مجيد مي‎فرمايد: يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِي اِلاّ اَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ  
و اگر چه اذن عام داده شده است و استحباب مؤكد زيارت مفهومش اذن بلكه دعوت است، اما اذني كه در هنگام اذن دخول مي‎خوانيم معناي ديگر است كه حصولش از قلب و از حالي كه شخص پيدا مي‎كند معلوم مي‎شود و خود شخص مي‎فهمد كه در چه درجه او را اذن داده و پذيرفته‎اند.
توجه به استيذان و اينكه شخصي مانند اين حقير رو سياه چگونه اهليّت و شايستگي قبول و بار يافتن خواهم يافت و ملاحظه عدم قابليت درك اين سعادت و فقري كه به لطف و عنايت حضرت رسول صلي‎الله عليه وآله وسلم كه رحمت براي عالميان است داريم مقدمه حصول اذن است و به هر صورت بين خوف و رجاء و بيم و اميد، پس از بوسيدن عتبه باب اگر ممكن شود (كه غالباً با ممانعت مأمورين متعصب و خشن ممكن نمي‎شود) مشرف به ورود به مسجد پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم مي‎شويم و سپاس و حمد خداي را بجا مي‎آوريم كه به چنين افتخاري بزرگ هر كس را بخواهد سرافراز مي‎نمايد.
هنگامي كه شخص وارد مسجد مي‎شود بايد توجه داشته باشد كه در يكي از بهترين و شريف‎ترين مظاهر بهشت و قرب الهي در اين جهان وارد شده است مكان مقدسي كه محل آمد و شد جبرئيل امين و نزول وحي بوده و هم اكنون خدا دانا است كه در هر روز و هر ساعت چه تعداد بيشماري... از ملائكه به زيارت آن مي‎آيند.
از آن روزگاري ياد مي‎نمائيد كه پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم در اينجا آمد و شد و مجلس ديدار عام داشت و حسنينش را در آغوش مهر و محبت خود مي‎گرفت و بر زانوي لطف و عطوفت خويش مي‎نشاند و بر دوش مبارك سوار مي‎كرد و حضرت زهرا عليهاالسلام به ديدار او مي‎رفت و پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم از جاي خود به احترام زهرا عليهاالسلام بر مي‎خاست و دست او را مي‎بوسيد و مي‎فرمود بوي بهشت از او استشمام مي‎نمايم از هر سفر كه مراجعت مي‎فرمود نخستين كسي را كه به ديدارش مي‎رفت فاطمه بود و به هر سفر كه مي‎رفت آخرين كسي را كه با او وداع مي‎كرد زهراي عزيزش بود. فضايل و مناقب او و علي را براي مردم مي‎فرمود تا حدّي كه مردم ظرفيت شناسائي و معرفت آنها را داشتند ايشان را معرفي مي‎نمود.

تشرف به مسجد
پس از ورود به مسجد و پس از گفتن يك صد تكبير كه در اينجا مفهوم و معناي بيشتري دارد و مفهومش تنها خدا بزرگتر است يا بزرگتر از هر چيز است يا بزرگتر از اينكه وصف شود، نيست در اينجا انسان خواه و ناخواه تحت تأثير بزرگي و عظمت بزرگترين بندگان خدا قرار مي‎گير. با ديدن مناظر مختلف چنان شعور به عظمت محمد صلي‎الله عليه وآله وسلم پيدا مي‎كند، كه در برابر آن شخصيتي كه اين اوضاع را بوجود آورد و تاريخ را عوض كرد و چهارده قرن است بر قلوب ميلياردها بشر حكومت مي‎كند و همه را شيفته و دلباخته خود ساخته است خواه و ناخواه خاضع و خاشع مي‎شود اينجا بايد خدا را به بزرگي و بزرگتر بودن ياد كرد و گفتن تكبير در اينجا با گفتن آن در مواقع و اوقات عادي بيشتر بلاغت دارد.
مفهومش اين است كه آن خدا است كه محمد صلي‎الله عليه وآله وسلم را اين همه عظمت بخشيده و او را از جانب خود مؤيد فرموده تا مظهر اين عظمت‌ها شود خدا است كه دست قدرتش از آستين برگزيده‎ترين و شايسته‎ترين بنده خود يعني محمد كه به ظاهر يتيمي بود بي‎كس و بي‎يار و ياور و بي‎عده و نفرات و لشگر بيرون مي‎آيد تا اسلام را كه معجزه بزرگ در تاريخ بشريّت است به جهانيان عرضه بدارد.
خداست كه منت بر مؤمنين گذارد و آنها را به چنين پيغمبري سرافراز كرد اين محمد صاحب خُلق عظيم فقط با نيروي الهي و امداد غيبي اين موفقيت‌هاي بزرگ را كه نصيب احدي از بشر نشده است كسب كرد و اين محمد صلي‎الله عليه وآله وسلم با اين همه عظمت و بزرگي‌ها اولين و ممتازترين افتخارش اين است كه بنده خاص و خالص خدا است. اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ
افتخارش اين است كه خدا او را بنده خود خواند و سر خط بندگي او را امضا كرده است.
سُبْحانَ الّذي اَسْري بِعَبْدِهِ
هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ عَلي عَبْدِهِ آيات بَيِّنات
همه جا عظمت خدا نمايان است و همه جا بايد تكبير گفت امام هنگام استشعار به عظمت و تذكر شكوه آفرينش، گفتن (الله اكبر) حاكي از معرفت خاص و درك خاص است.
آن كيهان شناسي كه غرق در مطالعه اجرام سماوي و منظومه‎ها و كهكشان‌ها مي‎گردد و (الله اكبر) مي‎گويد با اين جمله بينش‌ها و دريافت‌هاي بزرگ خود را كه جز به اراده ذات الهي نمي‎توان مستند كرد بيان مي‎كند.
آن كه در حال سير در بيابان‌ها و ديدن كوه‌ها و سفر دريا‌ها و اقيانوس‌ها و ديدن جنبندگان و حيوانات كوچك و بزرگ و عجائب عالم خلقت و شگفتي‌هاي وجود خود انسان و اسراري كه در آفرينش يك ذره و آيات ديگر الهي الله‎اكبر مي‎گويد با ديگر الله اكبر گويان از زمين تا آسمان فرق دارد.
همه بايد الله اكبر بگويند و همه بايد با عمل تحقق معناي الله اكبر را در وجود خود نشان دهند اما مفهوم الله اكبر خدا جويان و خداشناسان با مفهوم الله اكبر بنده نادان و بي‌بصيرتي مثل من فقط در مفهوم لفظي مطابقت دارد.
بنابراين اين تعليم كه صد مرتبه در هنگام تشرف به مسجد پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم و زيارت روضه آن حضرت و ساير مشاهد، الله اكبر بگويند تعليمي است كه موحد را به توحيد بيش از پيش متوجه مي‎كند تا هر چه را مي‎بيند جلوه عظمت او و دليل يكتائي و توانائي او ببيند و عظمت محمّد صلي‎الله عليه وآله وسلم و علي عليه‎السلام و ساير ائمه را عظمت الهي بداند.
آري رسول خدا و خواجه دو سرا و عقل كل و هادي سبل، اعظم تمام مخلوقات است، اما در برابر هيچ خلقي خود را از آن حضرت ضعيف‎تر و نيازمندتر به خدا احساس نمي‎نمايد، و همين بزرگترين يا يكي از بزرگترين فضايل و صفات برجسته آن حضرت است.
باري پس از نماز تحيت مسجد هر كس به هر نحوي كه شايق و راغب است به زيارت و دعا مشغول مي‎شود يا دعاهاي وارده و زيارت‌هاي مأثوره را كه اكثراً به آنها مداومت مي‎نمايند مي‎خواند و يا با زيارت‌هايي كه به زبان عربي يا هر كس به زبان محلي خود انشا مي‎كند، و همچنين هر نوع مي‎خواهد دعا مي‎كند و نماز به جا مي‎آورد و به حجره رسول خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم براي تقبيل و تبرك هجوم مي‎آورند، و اظهار شوق و حبّ و علاقه مي‎كنند، و همچنين در مبادرت به دعا و زيارت نزد منبر و ستون‌هاي مسجد مثل ستون ابولبابه و زيارت حضرت زهرا عليهاالسلام بين قبر و منبر كه پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم فرمود: ما بَيْنَ قَبْري وَ مِنْبَري رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ
و زيارت حضرت رسول صلي‎الله عليه وآله وسلم در بالاي سر و نيز زيارت حضرت زهرا عليهاالسلام در برابر حجره آن حضرت كه يكي از اماكن شريفه‎اي است كه محتمل است قبر آن مظلومه در آنجا باشد.
خلاصه به همه اين نقاط جمعيّت‎هاي بشري مانند سيل هجوم مي‎آورند و در آنجا مراسم دعا و زيارت و نماز بر يكديگر سبقت مي‎گيرند و با اينكه برخوردها و تزاحم زياد است كسي بر كسي خشم نمي‎گيرد و تا مي‎توانند مواظبت مي‎نمايند به كسي تنه نزنند و در كمال تواضع و مهر و ملاطفت رفتار مي‎نمايند.
سياه و سفيد، ايراني و اندونزي و هندي و پاكستاني و سوداني و بنگلادشي، و سنگالي و سري لانكايي، و تركيه‎اي و مغربي و تونسي و الجزايري و بحريني و كويتي و ليبيائي و مصري و اريتره‎اي و لبناني و افغاني و عراقي و حبشي و سوماليائي و اردني و عماني و مالزيائي و تايلندي و بالأخره اروپائي و آسيائي و آفريقائي و آمريكائي و استراليائي همه با هم در اين مسجد متحد و مجتمع شده‎اند و احدي فرقي بين خود و ديگران نمي‎بيند، و به هيچ يك از اين نسبت‌ها خود را به خدا مقرب‎تر از ديگران نمي‎شمارد و روحانيت و صفاي خاصي بر اين اجتماع حكومت دارد كه هرگز نمي‎توان در اجتماعات ديگر نظير آن را يافت.
حركات و سكنات و مناجات و زيارت‌ها و برنامه‎هايي كه انجام مي‎دهند اخلاص باطني آنها و شدت محبت و علاقه آنها را به مقام رسالت آشكار مي‎سازد.
هر كس به زبان خود و در خور فهم خودش با دعا و انجام آداب، سيرها و پروازهاي معنوي دارد و با پيغمبر اكرم صلي‎الله عليه وآله وسلم در گفتگو مي‎باشد بعضي به شدت گريه مي‎كنند.
بعضي نماز مي‎خوانند. جمعي ذكر و اوراد مي‎گويند. گروهي صلوات مي‎فرستند.
عده‎اي آيه  اِنَّ اللهَ وَ مَلائِكَتَةُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِّي يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْليماً  را قرائت مي‎نمايند.
جمعي مصاحف را گشوده و قرآن تلاوت مي‎كنند. بعضي دعا مي‎خوانند.
در عين حال همه مواظبت دارند كه به احترام حرم صدايشان را بلند نكنند و فريادهايي كه بعضي جهال و نادانان در ساير حرم‌ها مي‎دهند و مردم را از دعا و توجه و حضور قلب باز مي‎دارند كمتر شنيده مي‎شود يا اصلا شنيده نمي‎شود ضمناً گروهي هم در اين اجتماع روحاني و ايزدي كه بين اين همه متفرقات جمع كرده و آنها را متحد نموده و در حالات آموزنده آنها غرق تأمل و تفكّر مي‎شوند بعضي هم به تماشاي ظاهر اين اجتماع و بناي مسجد و بررسي خصوصيات آن مشغولند و آيات و رواياتي را كه بر در و ديوار نوشته شده مي‎خوانند.
اينجا همه مسلمانند و اختلافات سياسي و حتي مذهبي مطرح نيست، و اگر كسي مانند وهابيj كه عمداً اين اختلافات را جلو مي‎آورند و مي‎خواهند ديگران را با جبر و اكراه به مذهب خود سوق دهند نسبت به مذاهب ديگر تعصب نشان ندهد و از عمل هر فرقه و اهل هر مذهب به مذهب خود عكس العمل نشان ندهند وحدت كل مسلمين در اصول و مسايل مشترك چنان تجلي دارد كه عكس العمل اختلافات ديگر را تحت الشعاع قرار مي‎دهد و مي‎تواند برخوردها را با اين مسائل برخورد منطقي و حق طلبي و سازنده قرار دهد.
راستي حالات و توجهات مردم در روضة مطهره جالب و تكان دهنده است.
مردي كه نزديك چهارده قرن است از جهان رحلت كرده است چگونه قلوب صدها ميليون بشر را از فيلسوف و فقيه و شاعر و روشنفكر و كارگر و كشاورز و سياستمدار و اصناف ديگر را در طول قرون، صاحب و مالك شده كه تمام آنها در برابر مقام و شخصيت والاي او متواضع و فروتن باشند.
اين همه تواضع و حالات روحي مردم و احساساتي كه اظهار مي‎كنند قابل توصيف نيست، و محيط مسجد و روضه شريفه مردمان آگاه را به حقايق بسيار عالي رهبري مي‎كند و روحانيت آن آدمي را از اين دنيا و آلايش‎هاي آن نجات مي‎بخشد، و انسان را به عالم غيب متوجه مي‎نمايد.
آيات خدا فقط كوه و دريا و ستاره و آفتاب و ماه و زمين و انسان نيست اين امور نيز از آيات بزرگ خدا است.
وجود پيغمبر و قرآنش و تعليماتش و بقاي دينش و نفوذ فرمان و احكامش همه از آيات بزرگ خدا است. من حقيقتاً از خود بيخود شده بودم و پيش خود مي‎گفتم: اينكه مي‎بينم به بيداري است يا رب يا به خواب. گريه مي‎كردم، اشك مي‎ريختم، سلام عرض مي‎كردم، زيارت مي‎خواندم، التماس مي‎نمودم، مراسم معمول و مندوبه را چنانكه در مناسك و كتاب‌هاي دعا است بجا مي‎آوردم و از اينكه يك روز مي‎آيد كه بايد با اين روضه مقدسه وداع كنم از همين حالا سخت ناراحت و نگران بودم، كاش همينجا مي‎ماندم و كاش مي‎توانستم مجاور اين حرم مقدس باشم. ناراحتيم از اين جهت زياد بود مثل اينكه خود را شقي و بدبخت و محروم از سعادت مي‎بينم كه نمي‎توانم تا عمر دارم به اين خاكي كه فرشتگان آسمان شب و روز به تقبيل آن آمد و شد دارند سرمسكنت بسايم. خدايا چi كنم اين درد را چگونه درمان نمايم به پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم و به حبيبه‎اش فاطمه زهرا عليهاالسلام شكايت مي‎كردم، دلم آرام نمي‎گيرد همان مصداق شعر معروف شده‎ام:
محنت قرب ز بعد افزون است
جگر از محنت قربم خون است
نيست در بعد جز اميد وصال
هست در قرب همه بيم زوال
يك علت بزرگ ديگر براي تأثر و فشار و تألمات روحي بر انسان در اين روضة شريفه پنهان بودن قبر مطهر حضرت زهرا سيده نساء عالميان عليهاالسلام است. كه خود بخود اين سؤال را براي انسان پيش مي‎آورد كه فاطمه محبوبترين افراد در نزد پيغمبر و يگانه فرزندي بود كه از آن حضرت به يادگار ماند، قبرش كجا است؟
هر كس در لباس اهل علم باشد، وقتي در حرم مطهر مشرف است سؤال پيچ مي‎شود، زن و مرد از قبر فاطمه عليهاالسلام مي‎پرسند. اين مي‎پرسد قبر فاطمه زهرا عليهاالسلام كجا است؟
ديگري مي‎پرسد آيا راست است كه بين منبر و روضه است؟ اگر اينجا است در كدام نقطه است؟
يكي سؤال مي‎كند مي‎گويند قبر فاطمه زهرا در حجره آن حضرت است؟
يك خانم كه عرب بود سؤال مي‎كرد «أين قبر فاطمة الزهرا؟»
جواب دادم: «قبرها مخفي».
بعضي مي‎گفتند مگر قبر فاطمه عليهاالسلام در بقيع نيست؟
اين سؤالات پي در پي انسان را سخت تحت تأثير و فشار و غم و اندوه قرار مي‎دهد و ديدگان را اشكبار مي‎سازد.
مثلا آنچه از صورت قبرهاي يگانه دختر پيغمبر فاطمه زهرا عليهاالسلام باقيمانده در دو محل است يكي در بقيع نزديك قبور فرزندان مظلوم و عزيزش كه بعضي هم احتمال مي‎دهند قبر فاطمه بنت اسد مادر مكرّمه اميرالمؤمنين عليه‎السلام باشد و ديگر در بيت آن حضرت كه به حجره حضرت رسول صلي‎الله عليه وآله وسلم متصل است، اكنون هم صورت قبر مطهر آن حضرت در اين بيت باقي است و از پشت شباك داخل حجره كاملا ديده مي‎شود و ضريح و صندوق آن نمايان است كه به طور قطع مي‎توان گفت اينجا محل يكي از قبور منتسبه به آن حضرت است؛ زيرا خود همين وجود ضريح و صندوق در يك نقطه معين بيت شاهد معتبري است و احتمالا مي‎توان گفت كه همين جا قبر آن حضرت است و صورت قبرهاي بقيع براي آن بوده كه اشخاصي كه مورد عنايت زهرا نبودند و زهرا خشمناك و ناراضي از آنها از دنيا رفت و خاطر شريفش را رنجاندند و او را آزار دادند و محسن عزيزش را سقط نمودند از محل قبر مطلع نشوند و اين سند نارضايتي زهرا عليهاالسلام در تاريخ از آنها باقي بماند.
و محل ديگري كه حضرت زهرا را در آن محل زيارت مي‎كنند، ما بين قبر و منبر است كه اين احتمال هم مؤيد به حديث معروف «ما بَيْنَ قَبري وَ مِنْبَري رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ» است به هر صورت قبر زهرای اطهر سلام الله علیها مخفي است و اين سؤال همچنان باقي است.
وَلأيّ اْلاُمُورِ تُدْفَنُ سِرّاً * بَضْعَةُ الْمُصْطَفي وَ يُخْفي ثَراها

موضوع: 
یک‌شنبه / 27 اوت / 2017