وریز وجوهات
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحيمِ إِنَّا لله و إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ. رحلت عالم ربانی حضرت آیة الله آقای حاج شیخ مجتبی بهشتی رضوان الله تعالی علیه موجب تأثر و تأسف گردید. آن عالم عظیم الشأن عمر با برکت خود را در خدمت به اسلام و مکتب...
سه شنبه: 1397/07/3 - (الثلاثاء:15/محرم/1440)

نسخه مناسب چاپSend by email
ابوطالب، قبله قبيله
نوشتاري از آيت الله العظمي صافي به مناسبت هفتم ماه رمضان روز وفات حضرت ابوطالب عليه السلام

او سيّد بطحا، رئيس مكّه و قبله قبيله بود؛ جميع فضايل اخلاقي را دارا بود و همه به او احترام مي‌گذاشتند و شخصيّت و مكارم اخلاقش را مي‌ستودند؛ «عَلَيْهِ بَهَاءُ الْمُلُوكِ وَ وَقَارُ الْحُكَمَاءِ؛ در رخساره او ظرافت پادشاهان و وقار حكيمان ديده مي‌شد.»
آري! او كسي نبود جز ابوطالب پدر بزرگوار اميرالمؤمنين علي عليه السلام. كسي كه حكيم معروف عرب «اكتم بن صيفي» وقتي از او پرسيدند: «حكمت و رياست و حُكم و سيادت را از كه آموختي؟» گفت: «از حَليف علم و ادب، سيّد عجم و عرب، ابوطالب بن عبد المطلب.»
هيچ خانواده‌اي به اندازه خاندان ابوطالب، به اسلام و پيامبر اسلام صلّي الله عليه وآله خدمت نكرده و خدمات هيچ كس به اندازه خدمات آنان براي دين اسلام سودمند و با ارزش نبوده است.
هنگامي كه همگان، پيامبر صلّي الله عليه وآله را تنها گذاشته بودند و دفع خطر از اسلام و جان پيامبر فقط با فداكاري و ايثار جان ميسّر بود، اين خانواده در دشواري‌ها و سختي‌ها، پيامبر گرامي اسلام را چنان ياري دادند كه بهتر از آن براي كسي مقدور نبود.
خانواده‌اي كه سال‌ها پيامبر صلّي الله عليه وآله عضو آن بود و محيط آرام و سرشار از صفا و وفا، تقوا و فضيلت، شرافت و صداقت و امانت آن، پيامبر صلّي الله عليه وآله را در بر گرفته بود.

آري، حقّ ابي طالب و همسر محترمه‌اش ـ فاطمه ـ سوّمين بانوي اسلام و فرزند مجاهد و مهاجرش «جعفر طيّار» و ديگر فرزند عزيز و گرامي وي، يگانه قهرمان غزوات و فاتح بزرگ و سردار نامي اسلام، به دين اسلام از هر كس بيشتر است.
در تاريخ ياران پيامبر صلّي الله عليه وآله كسي را جز ابوطالب نمي‌شناسيم كه مدّت چهل و دو سال به آن حضرت در خلوت و جلوت (ميان جمع) و داخل منزل و خارج، خدمت كرده باشد و در عين حال، بهترين يار و حامي او باشد؛ به خصوص بعد از بعثت، ابوطالب با ثبات و استقامت بي‌نظير از پيامبر صلّي الله عليه وآله پشتيباني كرد و او را ياري رساند.
اگر ابوطالب از آن حضرت حمايت نمي‌كرد و او را تنها مي‌گذارد، يا العياذ بالله چون ديگران به مخالفت با آن حضرت برمي‌خاست و رسالتش را تكذيب مي‌كرد و استهزا و مسخره مي‌نمود، به طور يقين، دين اسلام در آغاز كار اگر با شكست رو به رو نمي‌شد، حداقل تا مدّتي از حركت و پيشروي باز مي‌ماند.
همان‌طور كه اگر در جنگ خندق، حضرت علي عليه السّلام فرزند ابوطالب به ميدان نمي رفت و با «عمربن عبدود» آن پهلوان و رزمنده و دلاور مشهور پيكار نمي كرد و او را از سر راه مسلمانان بر نمي داشت، پيش بيني آينده اسلام براي ما دشوار بود.
در صورتي كه ابوطالب از همان ابتدا دست از حمايت پيامبر صلّي الله عليه وآله بر مي‌داشت و او را به دشمنان واگذار مي‌كرد و يا در مقابل او مخالفت و عداوت پيشه مي‌نمود، پيش بيني سرنوشت اسلام بعيد مي نمود و حداقل در اين صورت، مشكلات و موانع پيشرفت دين خدا و مصايب پيامبر صلّي الله عليه وآله صد چندان شده و پيامبر عزيز خدا صلّي الله عليه وآله گرفتار رنج ها و فشارهاي بسيار شديدتري مي گشت.
به شهادت تاريخ، حمايت ابي طالب، راه را براي پيشرفت آيين جديد باز كرد و مي‌توان گفت: تأثير حمايت او نه تنها از نصرت دين پيامبر صلّي الله عليه وآله توسّط شهداي بدر و احد و حتّي برادرش حمزه عليهما السّلام كمتر نيست بلكه با دقّت و تأمّل در تاريخ در مي‌يابيم كه حمايت ابوطالب از جانبازي و فداكاري آنان در حفظ دين مؤثّرتر بوده است.
دشمنان دين جديد، از حمايت‌هايي كه توسّط ابي طالب از پيامبر صلّي الله عليه وآله صورت مي‌گرفت، بيم داشتند و ابوطالب را يگانه مانع بزرگ اجراي نقشه‌هاي ضدّ اسلامي خود مي‌ديدند.
ابوطالب و خاندانش، همه چيز محمّد صلّي الله عليه وآله بودند؛ خودش كه از مؤمنين واقعي و حامي و نگهبان محمّد صلّي الله عليه وآله بود؛ زن و دخترش «امّ هاني» و فرزندان وي علي و جعفر، يار و سرباز و مدافع محمّد صلّي الله عليه وآله وسلّم بودند.
«اِبن ابي الحديد» مي گويد: «در امالي ابي جعفر محمّد بن حبيب خوانده‌ام كه: وقتي ابوطالب پيامبر صلّي الله عليه وآله را مي‌ديد، احياناً مي‌گريست و مي‌گفت: زماني كه او را مي‌بينم به ياد برادرم عبدالله مي‌افتم كه برادر پدري و مادري من بود»  و نيز «ابن ابي الحديد» نقل مي‌كند كه: ابوطالب بسياري اوقات از اينكه خوابگاه پيامبر صلّي الله عليه وآله مشخّص باشد بيمناك بود و شبانگاه آن حضرت را از خوابگاهش بر مي‌داشت و پسر عزيز خود علي عليه السّلام را در بستر او مي‌خوابانيد (او را فدايي پيامبر صلّي الله عليه وآله قرار مي‌داد).
و به طور خلاصه بايد گفت كه علاقه و محبّت ابي طالب به پيامبر صلّي الله عليه وآله بيش از حدّ توصيف بوده، تا آنجا كه او را از فرزندان خود عزيزتر و گرامي‌تر مي داشت. قصيده «لاميه» آن حضرت كه به نقل از «ابن ابي الحديد» در «اِشتهار»، مانند قصيده «قفانبكي» است، از ثبات و استقامت او در حمايت از پيامبر صلّي الله عليه وآله و علاقه و حبّ او به آن حضرت، و آمادگي براي انجام هر گونه فداكاري، در راه حمايت از ايشان حكايت دارد.
چنانچه «ابن ابي الحديد» در اشعار خود سروده، مي‌توان گفت: اگر ابوطالب و فرزندش علي عليه السّلام نبودند، دين برپا نمي‌شد.
ابوطالب در مكّه و علي عليه السّلام در يثرب، پيامبر صلّي الله عليه وآله را ياري رساندند. ابوطالب در آغاز از پيامبر صلّي الله عليه وآله حمايت كرد و كفالت ايشان را بر عهده گرفت و علي عليه السّلام كاري را كه ابوطالب در ياري دين خدا شروع كرد به پايان رساند؛ پس عجب نيست كه پيامبر صلّي الله عليه وآله در مرگ او، آن همه محزون و اندوهناك گرديد.
فقدان وي، جبهه مسلمانان را شكسته و بي پناه كرد و در نهايت يكي از علل لزوم هجرت، همين مرگ او بود، زيرا با مرگ او مسلمانان و شخص پيامبر صلّي الله عليه وآله، يگانه حامي خويش را از دست دادند و دشمنان در برابر آن ها جسور و گستاخ گرديدند.
ابوطالب عليه السلام همان بزرگمرد ارجمندي كه از اجتماع قريش و نقشه ها و تهديدات و قطع روابط و آزار و اذيّت ايشان بيم نداشت و تا زنده بود، با خلوص نيّت، از پيامبر اسلام صلّي الله عليه و آله حمايت كرد و سروده است كه:
«والله لَنْ يَصِلُوا اِلَيْكَ بِجَمْعِهِم حَتّي أُوْسَدَ فِي التُّرابِ دَفيناً* فَاصدع بأَمْرِكَ ما عَلَيْكَ عضاصة وَ اَبشِرْ وَ قَرَّ بذاكَ مِنْك عُيُوناً* وَعَرَضْتَ ديناً قَدْ عَلِمْتُ بِاَنَّه مِنْ خَيْرِ اَدْيانِ الْبرِيَّةِ ديناً»
با اين مضمون كه: به خدا قسم هرگز با همه قوايشان به تو نمي رسند؛ حتّي اگر با شتاب و پنهان روند. پس دينت را منتشر كن كه ترسي بر تو نيست؛ و تو را مژده مي دهم و از اين نكته چشمت روشن باد كه ديني را آوردي كه مي دانم آن دين، بهترين اديان براي بشر مي باشد.
و همچنين از حضرت باقر عليه السلام روايت شده است كه «اگر ايمان ابي طالب را در يك كفه ترازو و ايمان اين خلق را در كفه ديگر گذارند، ايمان او سنگين تر خواهد بود.»
آري! مقام آن حضرت چنان رفيع بود كه پيامبر صلّي الله عليه وآله در روز رحلت آن حضرت - هفتم ماه مبارك رمضان بنا به نقل شيخ مفيد قدس سره در «مسار الشيعة»- در مصيبتش گريان شد و بسيار اندوهناك گرديد و جبين راست او را چهار مرتبه مسح فرمود و جبين چپش را سه مرتبه مسح كرد؛ سپس فرمود: اي عمّ! در صغيري پرورشم دادي و در يتيمي كفالتم نمودي و در كبيري ياري ام كردي؛ خدا به تو در برابر ياري من پاداش نيكو دهد. پيامبر پيشاپيش جنازه او مي رفت و مي فرمود: صله رحم كردي و جزاي نيكو گرفتي.
به طور قطع، بر همه امّت اسلام لازم و واجب است كه قدر خاندان ابي طالب را بدانند و خدمات و رنج و مصايب آنان را در ياري پيامبر صلّي الله عليه وآله، نصرت دين و اعتلاي كلمه توحيد فراموش ننمايند.