وریز وجوهات
  السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَرَحْمَةُ...
دوشنبه: 1398/07/22 - (الاثنين:15/صفر/1441)
نسخه مناسب چاپSend by email
هزار و چهارصد سال مظلومیت، گفتاری از آیة‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌الوارف.
گفتار مرجع عالیقدر پیرامون شخصیت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)

يک هزار و چهار صد سال است پيرامون شخصيت جامع‌الاطراف حضرت امیرالمؤمنین مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه‌السلام، نوابغ عالم علم، نخبگان و فرزانگان کم‌نظير از مسلمان و ديگران سخن گفته و هزارها کتاب و رساله پيرامون ابعاد وجودی او، فضايل، مناقب، مکارم اخلاق و صفات الهی او گفته و نوشته‌اند و هنوز هم آگاهان خود را در اين دريای بی‌کرانه به ساحلی نزديک نمی‌بينند و مانند مسافرانی که در فضا در پرواز باشند هر چه پرواز می‌کنند پايانی برای سفر خود نمی‌يابند.

 

 

 بخش‌های زندگی آن حضرت در اين عالم اگر چه مجموع آن از جهت طول زمان ۶۳ سال بوده است، ولی از جهت عرض و کيفيت از ۶۳ ميليون سال و بيشتر و بيشتر عريض‌تر و پهناورتر است.

 

 آنچه به عمر انسان شرف و ارزش می‌دهد درازی زمان آن نيست حيات بشر به ظهور خصايص عالی انسانيت و جمال آدميّت ارزش و معنا می‌يابد.

 

 سزاوار است جوانان عزیز دوره جوانی امام علی عليه‌السّلام را الگو و سرمشق خود قرار دهند؛ نوجوانی و جوانی علی عليه‌السّلام بخش‌ها و سرگذشت‌های بسياری دارد که همه جوانان را به سير و حرکت به سوی مقامات رفيعه انسانيّت، ايمان، مقاومت و استقامت بسيج و تشويق می‌کند.

 

 علی نوجوان و جوان بود که در ميدان‌های جهاد و دفاع از اسلام فداکارانه با شجاعان بزرگ زمان دست و پنجه نرم می‌کرد و آنان را به خاک هلاک می‌انداخت.

 

 

 در غزوه بدر، احد، احزاب، خيبر و غزوات ديگر که شرکت داشت جوان بود. در جوانی در ليلة المبيت شبی که کفار تصميم به قتل پيغمبر خدا داشتند در جای آن حضرت خوابيد. در واقعه مباهله که با پيغمبر صلّی الله عليه و آله به فرمان خدا شرکت داشت جوان بود. وقتی که در رکوع، انگشتر خود را به سائل بخشيد و آيه «إنَّمَا وَليُّكُمُ الله»(۱) در شأن او نازل شد جوان بود. در آن زمان که طعام خود را به مسکين، يتيم و اسير می داد و آنها را بر خود مقدم می کرد جوان بود. در جوانی روزهايش به روزه‌داری و شب‌های او به تهجّد، عبادت و شب زنده‌داری می‌گذشت.
 
 روزی در نوجوانی و جوانی بر او نگذشت که به فضيلت‌ها، مقامات و موضع‌های خداپسندانه مشحون نباشد. حيات جوانی و نوجوانی علی عليه‌السّلام بايد برای همه جوانان سرمشق و راهنما باشد. بسياری از سوابق و مناقب که از علی عليه‌السّلام نقل می شود از جوانی ايشان است.

 او جوان بود ولی اگر ايمانش را با ايمان همه سالمندان صحابه می‌سنجيدند بر همه برتری داشت، بلکه سنگين‌تر از آن بود که با ايمان آنها سنجيده شود؛ لعل و مرجان را چه کس گفته است بهتر از خزف
جــان عِلوی را چه کس سنجيد با نقـش جــدار
آری ! فضائل اميرالمؤمنين عليه‌السّلام بيش از آن است كه تصوّر شود.

 

 

 پيغمبر اكرم صلّی‌الله عليه و آله می‌فرمايد:
 «إِنَّ اللهَ تَعَالَى جَعَلَ لِأَخِي فَضَائِلَ‏ لَا تُحْصَى‏»(۲)
 كسی غير از خداوند نمی‌تواند فضائل اميرالمؤمنين عليه‌السّلام را احصاء كند.

 

 در جای ديگری هم پيغمبر اكرم صلّی‌الله عليه و آله و سلم خطاب به اميرالمؤمنين عليه‌السّلام فرمود:
 «لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِي مَا قَالَتِ‏ النَّصَارَى‏ فِي‏ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ فِيكَ مَقَالَةً تَتَبَّعُ أُمَّتِي آثَارَ قَدَمَيْكَ فِي التُّرَابِ فَيُقَبِّلُونَه‏»(۳)؛
 اگر گروهی از امّت من آنچه را كه نصاری نسبت به عيسی گفتند درباره تو نمی‌گفتند، چيزهايی درباره تو می‌گفتم كه امّت جا پای تو را تبعيت می‌كردند و آن را می‌بوسيدند.

 

 

 وقتی از خليل بن احمد پرسيدند:
 «مَا تَقُولُ فِي شَأنِ الإمامِ عَلِيّ بنِ ابي‌طالب»
در توصيف موقعيت‌های تاريخی و مبارزه بين حق و باطل و پيروزی حق بر باطل چنين گفت:
 «مَا أقُولُ فى حَقِّ إمْرِءٍ كَتَمَت فَضَائلَهُ‏ اوليائُهُ خَوْفاً وَ كَتَمَتْ مَنَاقِبَهُ أعْداؤُهُ حَسَداً ثُمَّ ظَهَرَ مِنْ بَيْنِ الْكَتمَيْنِ مَا مَلَأَ الخَافقَيْنِ»(۴)

 می‌گويد: وضعيّت خاصی به وجود آمده بود که دشمن‌ها از روی دشمنی فضائل علی عليه‌السّلام را کتمان می‌کردند و دوستان هم از روی خوف و به خاطر ممنوعيّت نقل احاديث در قرن اول و دوم و بعد از آن به صورت‌های ديگر نمی‌توانستند اين فضائل را بگويند.

 خليل بن احمد می‌گويد كه در بين اين دو کتمان، آن قدر از فضائل اميرالمؤمنين عليه‌السّلام ظاهر شد که شرق و غرب عالم را فراگرفته است.

 و چنان شد كه مثل شافعی بگويد:
أنَــا عَبْــدٌ لِلْـــفَتی
أنْزِلَ فِيهِ «هَلْ أتی»

 

 

 در پایان، این مقاله را با چند بیت به پایان می‌برم:

يقولون لي فضِّـل عليّـاً عليـهم
فلست أقول التبر أعلى من الحصـا
ألم تر انّ السيـف يزرى بحــدّه
مَقالُک هذَاالسَّيف احدى مِنَ العصا
إذا أنا فضلّتُ عليّـاً علـــيهم
أکُـن للّذي فَضَّـلتُه متنقّصــاً»(۵)

 


 پی‌نوشت‌ها:

 

۱- سوره مائده، آیه ۵۵
۲- مأة منقبة من مناقب اميرالمؤمنين ابن شاذان، صفحه ۱۷۷
۳- كتاب سليمان بن قيس هلالی، جلد ۲، حديث ۵۸
۴- تنقيح المقال مامقانی، جلد ۱، بيان خليل بن احمد فراهيدی نحویّ معروف
۵- رياض العلماء اصفهانی، جلد ۵، صفحه ۵۰۴