وریز وجوهات
در هفدهم یا نوزدهم ماه مبارك رمضانِ سال دوّم هجرت، غزوه بدر اتّفاق افتاد.(۱)     بدر و پیروزی مسلمانان. پیروزی اسلام و مسلمانان در زیر پرچم توحید و فرماندهی وجود شریف پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله در جنگ بدر، از پیروزی...
سه شنبه: 1399/03/6
نسخه مناسب چاپSend by email
روزه و سِير زمان سلسله مقالات حضرت آیة‌الله العظمی صافی گلپاگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره 16)
روزه و سِير زمان، به مناسبت ماه مبارک رمضان (16)
  • نقش علم در ايمان.

به گواهى دانشمندان بزرگ غرب و شرق، پيشرفت هاى علمى و صنعتى روز افزون- كه حكايت از استعداد وسيع و توان انديشه بشر دارد- به هيچ وجه موجب سستى ايمان به خداى جهان و برنامه هاى آسمانى و هدايت هاى اخلاقى و اجتماعى پيامبران نمى شود؛ و اصولا تا آنجا كه فكر دوربين بشر به كاوش هاى بزرگ علمى توفيق يافته و به كشف مجهولات بسيار نايل شده، هيچ رابطه اى ميان ترقّى دانش و صنعت، و كاهش نيروى ايمان يافت نشده و پس از اين هم رابطه اى پيدا نخواهد شد؛ بلكه هر چه بشر در ناحيه كشف قواى طبيعت و تسخير زمين و آسمان قدم به جلو بر دارد، نيروى ايمان او استوارتر و احساس او به آن وجود بزرگ (خدا)- كه تمام اين نظامات جهان، از كهكشان ها تا ذرّه و اتم را برقرار كرده- بيشتر مى شود.
تاريخ سير اديان نشان مى دهد كه به موازات ترقّى علم و دانش، ايمان واقعى بشر نيز همواره رو به تكامل بوده است.
تمام اقداماتى كه دانشمندان در زمينه كشف خواصّ پديده هاى اين عالم دارند و تمام دانش هايى كه در رشته هاى گوناگون اين پديده ها شب و روز دانشمندان را به بررسى و تحقيق وادار كرده- از دانش پزشكى، گياه شناسى، زيست شناسى، زمين شناسى، كيهان شناسى و ...- همه دلايل خداشناسى قرآن مجيد و معارف دين اسلام را تأييد مى كنند؛ و آن چه را در قرآن و احاديث اسلام درباره تمام موجودات به طور عام بيان شده، اين دانش ها آن را به طور استقراء و بررسى در هر رشته، بيان مى دارند. قرآن مى گويد: تمام عالم، تحت يك نظام دقيق قرار داد.
دانش هاى بشرى نيز، از هر يك از نظام ها و ارتباطى كه ميان اين پديده هاى جهانى بر قرار است، سخن مى گويند.
به طور مثال: اگر نظام دقيق و ارتباط بين اجزاى اين جهان وجود نداشت، امكان موفقيت بشر براى تسخير ماه و كرات ديگر خرد پسند نبود.
تمام دانش ها، روى نظم و ارتباط اجزاى اين جهان پيدا شده است؛ حتّى دانش پزشكى بر اساس نظام جسمى بدن انسان پيشرفت كرده و بيمارى ها را علاج مى كند.
اين نظم همان است كه در قرآن مجيد مكرّر از آن ياد شده است. دانش امروز امكان تسخير كرات را عملى كرد. قرآن هم چهارده قرن  پيش تمام كرات و مخلوقات را صريحاً مسخّر انسان معرفى فرموده است.
اسلام، تمام افراد بشر را عضو يك جامعه و همه حيوانات و نباتات و جمادات را اعضاى يك جامعه بزرگتر و بالاخره تمام مخلوقات كوچك و بزرگ را با هم مرتبط و عضو جامعه بزرگ ممكنات- كه يك اراده بر همه آنها حكم فرما، و يك نظام در همه آن ها برقرار است- مى داند. علوم امروز نيز همه اين ارتباطات و هم بستگى ها را كشف مى كنند.
از نظر دانشمندان و علما، علم مؤيد ايمان، و ايمان مشوّق علم است؛ ولى افرادى نادان كه از علوم و دانش هاى قديم و جديد بى اطّلاع مى باشند، گمان مى كنند كه چون وسايل زندگى مادّى عوض شده، مسايل اخلاقى و معنوى و برهانى نيز عوض مى شود؛ و چون مظاهر زندگى مادّى دستخوش تحوّل و تغيير است، همه چيز قابل تحوّل و تغيير مى باشد و چون از ابتدا ايمان پا برجا و با اساس نداشته اند و از حدود تقليد جلوتر نرفته اند، نسبت به تعاليم اخلاقى و دستورات انبيا، بى اعتنا شده اند و گمان مى كنند كه مثلا چون بشر، اسب و ... را كنار گذارده و از اتومبيل و هواپيما و ... استفاده مى كند، بايد ايمان، امانت، صداقت، محبّت، عفاف، پاكدامنى و ساير تعاليم اخلاقى را كنار بگذارد. اين تفكّر نتيجه جهل ونادانى و بى اطّلاعى از حقايق دين و دعوت دين، و خلط و اشتباه بين امور روحانى، معنوى و اخلاقى و اجتماعى با امور صناعى است. و با اندك توجّه، اين اشتباه برطرف مى شود؛ زيرا اگر بين ضعف ايمان و پيشرفت صنعت و تغيير مظاهر زندگى مادّى رابطه اى بود و به موازات ترقّى و تحوّلات مادّى و صنعتى، ايمان ضعيف شده و در قوس نزولى حركت مى كرد، قرن ها پيش از اين، فاتحه ايمان خوانده شده و همه جا بى ايمانى، حاكمِ مطلق شده بود؛ چرا كه تمام مظاهر زندگى بشر از خانه، لباس، خوراك، كسب و تجارت، زراعت، آلات و ادوات، خواندن و نوشتن، كتاب و چاپ، نقل و انتقال، ريسندگى و بافندگى، همه به تدريج و در اثر پيشرفت صنعت و اختراع و كشف مجهولات، ساخته و تكميل شده و هر روز، بشر قدمى به جلو برداشته و در جهان علم و صنعت اطّلاعات تازه اى كسب كرده است. و در حالى كه اين مظاهر زندگى از هزاران سال پيش تاكنون در حال تغيير بوده و هست، ايمان و لوازم آن همواره ثابث و برقرار باقى مانده است؛ به طورى كه اگر يك مؤمن و يك موحّد حقيقى چند هزار سال پيش، مانند: ابراهيم خليل على نبينا و آله وعليه السّلام به اين دنياى ما باز گردد، اصلا و ابداً چيزى از ايمانش كاسته نمى شود و با همان ادلّه اى كه قرآن از آن ها حكايت كرده، اكنون هم مردم را به خدا راهنمايى مى كند؛ و همان طور كه آن روز بشرپرستى و شرك را محكوم مى كرد، امروز هم بشرپرستى را كه به صُور ديگر رايج شده، محكوم مى كند؛ زيرا هيچ فرق و تفاوتى پيدا نشده، جز ترقّى علم و افزايش اطّلاع بشر، كه آن هم مؤيد ايمان و سبب نياز بيشتر انسان به يك نظم دينى و وجدانى شده است.

 

 

  • نکته مهمّ.

نكته اى كه در اين جا بايد به آن توجّه داشت اين است كه: برخى از ملل به جاى عقايد صحيح و حق، و كيش معقول و دين خردپسند، و توحيد خدا، خرافاتى را پذيرفته و به آن ايمان دارند.
اين ملّت ها يا از اساس، عقايد خرافى داشته؛ يعنى، كيش آن ها مبناى منطقى و پاك نداشته و يا اگر داشته به واسطه علل و دسايس و حوادث و تحريفات خرافاتى كه داخل آن دين شده، به شرك و پرستش غير خدا آلوده گشته است؛ كه چون تاريخ روشن و كتاب دست نخورده و مورد اعتماد هم در دست ندارند، نمى توانند آن خرافات را از حقايق جدا كنند؛ مانند: كيش مسيحيت كنونى. از اين جهت ناچار به ضديت با علم برخاسته و در ميدان مبارزه با دانش هاى بشر، شكست خورده و ايمان پيروان آن مذاهب، سست و بى اثر گرديده است.
تاريخ كليسا كاملا اين موضوع را نشان مى دهد كه علّت بزرگ و اساسى زوال حكومت كليسا بر قلوب و تسلّط افكار مادّى گرى در جهان مسيحيت، خرافاتى بود كه به اسم دين به آن معتقد شده و ترقّى علم، بى مايگى آن عقايد خرافى را آشكار كرد. از اين جهت اروپا تا مدّتى به اساس مذهب و دين بى عقيده شده و دين را از ريشه و پايه، بى اساس مى پنداشت.

 

 

  • اسلام و خرافات.

امّا اگر دينى مثل اسلام خالى از خرافات باشد و راه اجتهاد و بررسى در آن دين به واسطه وجود كتابى مانند قرآن مجيد، و احاديث و سنّت و سيره پيغمبر و ائمه عليهم السّلام براى همه باز، و تاريخ روشن و معتبر آن در دسترس مطالعه عموم باشد، با پيشرفت علم و صنعت از ارزش و نفوذ آن چيزى كاسته نمى شود؛ بلكه بر اهميت و اعتبار آن افزوده مى گردد؛ چرا چنين دينى با خرافات به شدّت مبارزه كرده و بشر را به عقل و تفكّر و تعليم و تعلّم دعوت نموده و تمام بدبختى هاى او را معلول جهالت و نادانى مى شمرد.
خدايى كه اسلام معرّفى مى كند و به سوى او مى خواند، اگر صدها ميليون سال و با سرعت هر چه شگفت انگيزتر، بشر در كشف مجهولات به پيش برود، به جايى و نقطه اى كه او را به انكار اين خدا وادار كند يا از پرستش او باز دارد، نخواهد رسيد.
خداى بشر همان خداى يگانه اسلام است؛ همان خداى ناپيدا؛ همان خدايى كه نظم جهان ها، كيهان ها، ذرّه ها و همه را او برقرار كرده؛ همان خدايى كه همه را آفريده است؛ خواه انسان در ناحيه علم و در يك نقطه بماند و تغيير وضعى ندهد، يا هر آن و هر روز با نيروى كوشش و تأمّل  و تفكّر، گام هاى وسيعى بردارد و خواه بيابان نشين باشد، يا در آسمان خراش ها زندگى كند، او خدا و معبود و مسجود همه و بى نياز و تواناى مطلق، و پاك و منزّه از شرك و انباز است.
ساير عقايد اسلامى و فروع و اصول و تعاليم اين دين- كه جنبه هاى گوناگون آدمى زاد و جامعيت او را از هر جهت رعايت كرده و جسم و روح او را در يك ميزان قرار داده و با هم، هماهنگ مى سازد- همين گونه است؛ يعنى مرور زمان آن را متزلزل و كم اعتبار نخواهد كرد.
اگر دنيا با اين ترقّى هاى شگرف و عميق مادّى، از تعاليم و هدايت هاى اسلام و قرآن و روش تربيتى اوليا و رهبران اسلام و توجّه آن ها به عدالت گسترى و تساوى حقوق و تأمين رفاه و آسايش واقعى بشر الهام مى گرفت، به طور قطع زمين نمونه اى از بهشت برين بود.
قرآن را بخوانيد؛ نهج البلاغه  را مطالعه كنيد و اصول عالى و هميشه نوين اسلام را در قسمت هاى اجتماعى و سياسى بررسى فرماييد تا بدانيد هر آنچه در ستايش اين دين و تعاليم و اصول و فروع آن گفته شود، گزاف نيست و يگانه راه نجات بشر از اضطراباتى كه به واسطه پيشرفت صنعت و غلبه ماديات بر روحانيات و ادغام جامعه ها در يكديگر و اصطكاك منافع پيش آمده، التزام به احكام اسلام و جهانى شدن اين نظامات است.

 

 

  • فواید عالی روزه.

از باب نمونه، يكى از احكام اسلام همين «روزه ماه رمضان» است. هر چه اعصار مترقّى تر، جلو بيايد، نه از حكمت ها و فوايد روزه چيزى مى كاهد و نه نقش روزه را در تربيت روح و جسم و تهذيب اخلاق انكار مى كند. و همان طور كه چهارده قرن پيش، روزه ماه رمضان از كامل ترين و آموزنده ترين مكتب هاى اخلاقى و انسانى و آموزنده تقوا و پرهيزكارى و رشددهنده فضايل و ملكات شريفه بود، امروز هم همين منافع و مصالح را دارا است.
اگر چهارده قرن پيش آن طور كه بايد نوع مردم از فوايد آن آگاه نبودند، در عصر ما فوايد صحّى و بهداشتى و روانى و تربيتى و اجتماعى آن آشكارتر شده است.

يكشنبه / 21 ارديبهشت / 1399