وریز وجوهات
باسمه تعالی   انا لله و انا الیه راجعون    رحلت آیت‌الله مرحوم آقای حاج شیخ یوسف صانعی رحمة الله علیه، موجب تأسف و تأثر گردید. این عالم بزرگوار، سالیان متمادی در حوزه علمیه قم و با تدریس دروس خارج فقه و اصول،...
چهارشنبه: 1399/07/2 - (الأربعاء:5/صفر/1442)

نسخه مناسب چاپSend by email
معتبرترین اعلامیّه حقوق بشر؛ سلسله مقالات حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره 19)
معتبرترین اعلامیّه حقوق بشر؛ به مناسبت ماه مبارک رمضان (19)

در مورد شخصیت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهماالسلام هزاران هزار كتاب نوشته شده است، و مرور زمان روز به روز وسعت و عظمت آن وجود بی‌نظیر را آشكارتر می‌سازد؛ و هر كس در مطالعه تاريخ زندگی و فضيلت آن حضرت وارد می‌شود، خود را در برابر عظمت‌هايی تازه می‌بيند كه گمان می‌كند بر ديگران مجهول مانده است. بمناسبت این ایام، به قطره‌ای از اقیانوس بیکران فضایل امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام که قسمتی از کتاب شریف نهج البلاغه است اشاره می‌کنیم:

 

  • سند افتخار بشريّت.

يكی از اسناد مهمّ افتخار جامعه‌ اسلام مخصوصاً تشيّع، عهدنامه اميرمؤمنان عليه‌السّلام به مالك اشتر عليه الرحمه است كه پس از قريب به هزار و چهارصد سال، همچنان معتبرترين اعلاميّه حقوق بشر است.
جملات و عبارات اين عهدنامه، در هر يك از قسمت‌های مختلف مملكت‌داری و توجّه به حقوق جامعه و حفظ جنبه‌های مختلف، ارزنده و جالب و اعجازآميز است.
اين عهدنامه در گذشته و حال، مورد بررسی دانشمندان و حكيمان بزرگ واقع شده و شرح‌های بسياری بر آن نگاشته‌اند كه از جمله شرح «توفيق الفكيكی» به نام «الرّاعی والرّعيّه» است.

 

  • کتاب الإمام علی صوت العدالة الانسانیة.

روزی از روزها كه طبق معمول به محضر استاد بزرگ آيت الله العظمي آقاي بروجردي قدّس سرّه مشرّف شدم، در حالی كه از آن سرچشمه‌ی علم استفاده می‌كردم، آن استاد بزرگوار نامه‌ای را كه همان روز به ايشان رسيده بود، به من مرحمت كردند. نامه را گرفتم و مطالعه نمودم. آن چه از نامه در خاطرم باقی مانده است، به طور خلاصه به اين مضمون بود:

 

- جرج جرداق و اهدای کتاب به استاد.

شخصي مسيحي، كاتب و استاد لبنانی، «جرج جرداق» به محضر آيت الله نوشته بود: من درباره تاريخ زندگي امام علی عليه‌السّلام مطالعات بسيار كرده‌ام و اين حقيقت را دريافتم كه همه اصولی كه در دنيای متمدّن معاصر، مورد قبول و اتّفاق ملل و امم واقع شده و اساس ترقّی و زندگی انسانی شناخته می‌شود، از زندگی امام، دستورات، روش و رفتار آن حضرت استفاده می‌شود و علمای اسلام، آنچنان كه بايد (البتّه اين نظر اوست) به اين اصول بر نخورده، و يا آن‌چنان كه بايد آن را تشريح نكرده‌اند.
علمای غرب نيز اين مطلب را كتمان كرده‌اند؛ چون نخواسته‌اند قبول كنند كه شخصيّتی در شرق، مظهر و مبيّن تمام اين اصول باشد، و من سزاوار نديدم كه چنين شخصيّتی در شرق باشد، و شأن و منزلت و حقّش مجهول بماند؛ بنابراين، اين كتاب را نگاشتم، و چون من مسيحی هستم، كسي نمی‌تواند مرا به تعصّب متّهم كند.
نيز نوشته بود كه شما را شايسته‌ترين شخصيّتي يافتهام كه اين كتاب را به او اهدا كنم. بنابراين آن را به شما اهدا می‌كنم و شما پس از مطالعه، تصديق می‌كنيد كه: اِنّي اَنْصَفْتُ الْاِمامَ بَعْضَ الاِنْصافِ.
مرحوم استاد، منتظر وصول كتاب بودند كه هنوز نرسيده بود. به عرض رساندم كه كتاب ان‌شاءالله تعالی می‌رسد؛ ولي همين نامه نيز از نظر مطالب و اعترافاتی كه در آن است، سند مهمّی می‌باشد.
پس از مدّتی كتاب رسيد. نام كتاب، «اَلامام عليّ صَوتُ الْعدالَةِ الانسانِيَّه» بود؛ كه در يك جلد چاپ شده بود و اخيراً به وضع فعلی در چند جلد در آمده است.
حضرت آيت الله پس از آن كه اندكی فرصت يافتند، كتاب را مطالعه كردند و به من نيز امر فرمودند كه از ابتدا تا پايان آن را مطالعه كنم و هرجا كه اشتباهي به نظرم آمد، يادداشت نمايم.
من هم به فرمايش استاد آن را مطالعه كرده و آن موارد را يادداشت نمودم و به محضرشان تقديم كردم و ایشان تأیید فرمودند و در ترجمه توصیه کردند آن نکات اشتباه تذکّر داده شود.

 

- مقایسه اعلامیّه حقوق بشر با عهدنامه مالک اشتر.

از جمله مطالب ارزنده‌ای كه در آن كتاب خواندم، بررسی عهدنامه مالك اشتر و مقايسه آن با اعلاميّه حقوق بشر بود.
اين دانشمند مسيحی، موادّ اعلاميّه حقوق بشر را نوشته و در مقابل هر مادّه‌ای جمله اي از اين عهدنامه را قرار داده است و می‌گويد: اين اعلاميّه حقوق بشر است، و اين هم عهدنامه امام به مالك اشتر. هر دو را كه ملاحظه می‌كنيم، می‌بينيم در تمام مواد، جملات عهدنامه كامل‌تر و رساتر است؛ با اين تفاوت كه:

 

1. اعلاميّه حقوق بشر را در عصری كه به اصطلاح، دنيا پيشرفت كرده، نوشته‌اند و پس از چند مرتبه تكميل، به صورت فعلی در آمده است؛ امّا علي عليه‌السّلام عهدنامه را بيش از سيزده قرن قبل در موقعی كه اين حقوق، مطرح و مورد توجّه نبوده است، مرقوم فرمود.
2. در اطراف موادّ اين عهدنامه و مضمون و الفاظ و متن آن، علمای حقوق و دانشمندان كشورهای مختلف اظهار نظر كرده و بررسی‌ها نموده، و در روزنامه‌ها در معرض افكار عموم گذاردند، و با اشتراك مساعی آن را نوشتند.
امّا امام عليه‌السّلام شخصاً و بدون اينكه با احدی مشورت كرده باشد، هنگامي كه مالك اشتر را به حكومت مصر معيّن فرمود، اين عهدنامه را نوشت.
3. اينان وقتی اعلاميّه حقوق بشر را نوشتند، هر چه توانستند بر سر ملل دنيا، به خصوص ملل ضعيف و استعمار زده و محروم منّت گذارده و به آن افتخار كردند؛ در حالی كه امام در اعلام اين حقوق برای بشر به احدی منّت نمی‌گذاشت، و آن را انجام وظيفه مي‌دانست.
4. كسانی كه اعلاميّه حقوق بشر را به دنيا عرضه داشتند، و خود را بنيانگذار آن (البتّه به دروغ) معرّفی نمودند، خودشان برای اين اعلاميّه احترامی قايل نيستند؛ و در موقعی كه پای منافعشان در بين باشد، موادّ آن را زير پا می‌گذارند و به آن عمل نمی‌كنند.
امّا امام عليه‌السّلام به شهادت تاريخ، خودش در عمل به اين عهدنامه پيش قدم‌تر بود، و از موادّ آن هرگز تخلّف نفرمود.

این بود قطره‌ای از اقیانوس بیکران فضائل علوی.
و درباره شخصيّت عظيم امیر مؤمنان علی عليه‌السّلام هر چه كلام تعقيب شود، به نهايت نمی‌رسد؛ سلام الله و صلواته علیه.