وریز وجوهات
باسمه تعالی   انا لله و انا الیه راجعون    رحلت آیت‌الله مرحوم آقای حاج شیخ یوسف صانعی رحمة الله علیه، موجب تأسف و تأثر گردید. این عالم بزرگوار، سالیان متمادی در حوزه علمیه قم و با تدریس دروس خارج فقه و اصول،...
چهارشنبه: 1399/07/2 - (الأربعاء:5/صفر/1442)

نسخه مناسب چاپSend by email
ماه امر به معروف و نهی از منکر، سلسله مقالات حضرت آیة‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره 25)
ماه امر به معروف و نهی از منکر، به مناسبت ماه مبارک رمضان (25)

در ميان تكاليف و فرايض اخلاقى، كم تكليفى مانند امر به معروف و نهى از منكر مؤثر در اصلاح امم و تكامل طوايف است. زنده ترين ملّت ها آن ملّتى است كه موقعيت امر به معروف و نهى از منكر در ميان آنها محفوظ‌تر و محترم تر باشد. ميزان رشد و بلوغ هر طايفه از درجه توجّه و عنايتشان به امر به معروف و نهى از منكر معلوم مى شود.
آری، دين اسلام كه جامعه را به هر مصلحت و كار نيك فرمان داده و از هر مفسده و كار زشت، نهى فرموده، شأن امر به معروف و نهى از منكر را بسيار بزرگ شمرده و راجع به آن انواع تأكيدات و ترغيبات نموده و انتظام تمام تشكيلات اجتماعى و سياسى و حفظ شوكت و عظمت مسلمانان را به آن موقوف كرده است.
تا موقعى كه مسلمانان در امر به معروف و نهى از منكر و برطرف ساختن معايب و مفاسد، بذل همت مى نمودند و حدود و رسوم و قواعد عالى اسلامى در بين آنها پابرجا بود و ضعيف و قوى يكسان و يكنواخت از حقوق خود استفاده مى كردند و يك شخص عادى قدرت داشت كه از بالادستِ مقتدر حق خود را بگيرد و فقير بينوا با ثروتمند متشخص برابر بود و پادشاهان، سخت ترين سخنانى را كه به نام موعظه و امر به معروف به آنها مى گفتند مى شنيدند، تجاهر به فسق و فجور و معاصى نبود.
البته ذكر تمام آيات قرآن كريم و اخبار و احاديث شريف كه در موضوع امر به معروف و نهى از منكر و تنبيه غافل و تعليم جاهل و دفاع از حق وارد شده است ما را از وضع اختصارى كه در اين رساله در نظر داريم خارج مى نمايد، ولى براى آن كه معلوم شود مسامحه و كوتاهى در انجام اين وظيفه ما را از چه مصالح و فوايد بزرگى محروم و به چه مصايب و مفاسدى مبتلا مى سازد به ذكر بعض از آيات قناعت نموده و براى اطلاع بيشتر، خوانندگان محترم را به مطالعه كتب مفصله حديث مانند كافى، وسايل، بحار و غيره سفارش مى كنيم.

 

  • رستگارى در گرو نظارت همگان.

خداوند متعال مى فرمايند: «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ بايد از شما جماعتى باشند كه مردم را دعوت به خير كنند و به نيكى امر، و از بدى نهى نمايند و چنين مردم رستگارند.»(1)

 

  • ملاك امتياز امت اسلامى.

«كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّه؛ شما (مسلمانان حقيقى) بهترين امّتى هستيد كه در جهان پديد آمده ايد، [چرا كه ] به خوبى، امر مى كنيد و از بدى باز مى داريد و به خدا ايمان داريد.»(2)
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ مردان مؤمن و زنان مؤمنه بعض ايشان يار و ناصر بعض ديگرند؛ امر مى كنند به معروف و نهى مى كنند از منكر و بر پا مى دارند نماز را، و اداى زكات مى كنند و خدا و رسول را اطاعت مى نمايند، ايشانند كه به زودى مشمول رحمت الهى مى شوند، به درستى كه خداوند، عزيز و حكيم است.»(3)
و در وصف مهاجرين مى فرمايد: «الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ؛ (مهاجرين) آنچنان كسانى هستند كه اگر آنها را در زمين تمكين داديم، اقامه كنند نماز را و اداى زكات كنند و امر به معروف و نهى از منكر نمايند.»(4)
در كتاب وسايل الشيعه از حضرت ثامن الحجج عليه السلام روايت نموده كه فرمود: «لتأمرن بالمعروف ولتنهنّ عَن المُنكر او ليستعملنّ عليكم شراركم فيدعو خياركم فلايستجاب لهم؛ هر آينه البته امر به معروف و نهى از منكر كنيد، و اگر نه، بر شما، بَدان مسلّط گردند و نيكانتان دعا كنند و دعايشان مستجاب نشود.»(5)
و از حضرت رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نقل نموده كه فرمود: «انّ الله عزّوجلّ ليبغض المؤمن الضعيف الذي لادين له، فقيل: وما المؤمن الضعيف الّذي لادين له؟»
قال: الّذي لاينهى عن المنكر؛ خداوند [با عزت و جلال ] دشمن مى دارد مؤمن ضعيفى را كه دينى براى او نيست. پس [به آن حضرت ] عرض شد: كيست مؤمن ضعيفى كه دينى براى او نيست؟
فرمود: آن كسی كه نهى از منكر نمى كند.»(6)
و از حضرت ابى عبدالله عليه السلام روايت نموده كه فرمود: «قال النّبي صلّى الله عليه وآله: «كيف بكم إذا فسدت نسائكم وفسق شبابكم ولم تأمروا بالمعروف ولم تنهوا عن المنكر؟»
فقيل له: ويكون ذلك يا رسول الله؟
فقال: نعم وشرّ من ذلك، كيف بكم إذا امرتم بالمنكر ونهيتم عن المعروف؟
فقيل له: يا رسول الله ويكون ذلك؟
قال: نعم وشرّ من ذلك، كيف بكم إذا رأيتم المعروف منكراً والمنكر معروفاً؟:
پيغمبر خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: چگونه خواهيد بود زمانى كه زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شوند و شما نه امر به معروف و نه نهى از منكر كنيد.
پس [به ايشان ] عرض شد: يا رسول الله! آيا چنين چيزى خواهد بود؟
فرمود: [بلى و] بدتر از اين خواهد شد؛ آن موقعى كه به بدى امر كنيد و از خوبى نهى نماييد.
پس عرض شد: آيا چنين چيزى مى شود؟
فرمود: [آرى و] بدتر از اين [نيز] خواهد شد؛ آن هنگامى  كه نيكى را بد و بدى را خوب ببينيد.»(7)
و به نقل از شيخ مفيد رضوان الله عليه، از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده كه فرمود: «من ترك انكار المنكر بقلبه ولسانه ويده فهو ميّت بين الأحياء؛ هر كس ترك كند انكار منكر را، به توسط دل و زبان و دستش، مرده اى است در ميان زندگان! (ترك نهى از منكر نشانه مرگ و نيستى و فعل آن علامت حيات و زندگى است).»(8)
و به نقل از ابن ادريس عليه الرحمه از حضرت ابى جعفر عليه السلام روايت كرده كه فرمود: «قال: من مشى الى سلطان جائر فأمره بتقوى الله ووعظه وخوفه كان له مثل اجرالثّقلين الجنّ والإنس ومثل أعمالهم: هر كس برود به سوى پادشاه ستمكارى و او را امر به پرهيزكارى كند و پند دهد و بترساند، مى باشد از براى او مثل اجر ثقلين جنّ و انس و مثل اجر عمل هاى ايشان.»(9)
و از شيخ الطائفه رضوان الله عليه نقل نموده كه مرسلًا از حضرت پيغمبر صلّى الله عليه وآله روايت شده كه فرمود: «لايزال امّتي بخير ما امروا بالمعروف ونهوا عن المنكر وتعاونوا على البرّ، فإذا لم يفعلوا ذلك نزعت منهم البركات وسلّط بعضهم على بعض ولم يكن لهم ناصر في الأرض ولا في السماء؛ [پيوسته ] امّت من كارشان خوب خواهد بود مادام كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و يكديگر را بر نيكى يارى و مساعدت كنند، پس وقتى كه اين كارها را انجام ندهند، بركت ها از ايشان گرفته مى شود، و بعض ايشان بر بعضى مسلّط شوند و بر ايشان ياورى در آسمان و زمين نباشد.» (10)

 

  • بالاترین اعمال.

و در نهج البلاغه از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت نموده است كه در ضمن بياناتى راجع به امر به معروف و نهى از منكر فرمود: «وما أعمال البرّ كلّها وَالجهاد في سَبيل الله عند الأمر بالمعروف والنهي عن المُنكر الّا كنفثة في بحر لجي؛ تمام اعمال نيك و برّ و [حتى ] جهاد در راه خدا، در پيش امر به معروف و نهى از منكر نيست مگر مانند قطره در پيش درياى بزرگى.»(11)
و علّامه قدّس سره در كتاب تذكرة الفقهاء از حضرت صادق عليه السلام روايت نموده است كه فرمود: «ما قدّست امّة لم تأخذ لضعيفها من قويها بحقّه  غير مضيّع؛ پاكيزه و مقدس نشد امّتى كه حق ضعيف خود را از قويش كامل و تمام نگرفت.»(12)

 

  • ضررهاى ترك امر به معروف و نهى از منكر.

حكومتِ عدالت در هر قوم و حصول نعمت امنيت و آسايش، و بالاخره سعادت افراد و اقوام، به ميزان احترام آنها از حقّ و مواظبت آنان در حق گذارى است. اگر اين صفت در ميان مردم قوى و زنده باشد و همه قولاً و عملاً از حقّ طرفدارى و حمايت كنند، نه حقّ كسى پايمال مى گردد، و نه از كسى كارى بر خلاف حقّ صادر مى شود، و حق بر همه چيز و همه كس مقدّم مى گردد.
در اين جهت دين اسلام از آنچه لازمه تأكيد است دريغ نفرموده و به مسلمانان دستور داده است كه حق را بالاتر از هر چيز بدانند و در رعايت آن و حق گذارى و طرفدارى از حقّ خدا را در نظر گرفته حتّى ملاحظه سود و زيان شخصى خود را هم ننمايند.
خداوند در قرآن مجيد مى فرمايد: «قُلْ انْ كانَ آبائُكُمْ وَأَبْنائُكُمْ وَاخْوانُكُمْ وَازْواجُكُمْ وَعَشيرَتُكُمْ وَامْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَتِجارَةٌ تَخْشَونَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها احَبَّ الَيْكُمْ مَنَ اللهِ وَرَسُولِهِ وَجَهاد في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّى يَأْتِي اللهُ بِامْرِهِ وَاللهُ لايَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقينَ؛ بگو اگر شما پدران، فرزندان، برادران، زنان، عشيره، دودمان و مال هايى كه جمع و ذخيره نموده ايد، و تجارتى كه از كساد آن مى ترسيد و خانه هايى كه اختيار كرده ايد، آنها را بيشتر دوست داريد از خدا و پيغمبر او و جهاد در راه او، پس منتظر فرمان خدا، (يعنى عذاب او) باشيد؛ و خداوند مردم فاسق را هدايت نمى كند.»(13)
در اين آيه شريفه خداوند نسبت به كسانى كه راجع به امور اجتماعى و اداى تكليف و تحصيل خشنودى خدا و پيغمبر، بى قيد و سهل انگارى مى كنند و منافع شخصى دنيوى را بر مصالح نوعى و اخروى ترجيح مى دهند، شديدترين تهديدات را فرموده است.
مراقبت در اداى وظيفه امر به معروف هم مربوط به همين حس احترام از حق و پشتيبانى از حق گذاران است. اگر حاكم بر قلوب و نفوس مردم «حق» باشد، نسبت به امر به معروف و نهى از منكر توجه و اعتنا خواهند داشت. و اگر از حاكميت و نفوذ آن در قلوب جامعه كاسته شود، به همان حدّ به شأن امر به معروف بى اعتنايى مى شود. و هرگاه حق و عدالت در ميان قومى مورد رعايت نباشد، از تمام فوايدى كه در امر به معروف و نهى از منكر است بى نصيب و به ضدّ آن مبتلا شده، عوض حقّ، باطل، و به جاى راستى و امانت، دروغ و خيانت، و عوض علم و معرفت، نادانى و جهالت، و به جاى عدل و داد، ستم و بيدادگرى، و عوض طهارت و عفّت و تقوا، ناپاكى و فسق و فجور رواج خواهد يافت. اهل فساد و ستمكارى، گستاخ و بى شرم گرديده، همّت ها پست و رغبت ها در تحصيل علوم، كمالات و اعمال حسنه از ميان مى رود.
اهل خير و نيكوكارى كم مى شوند و در عوض، اشرار و ستمكاران بسيار مى گردند و- همانطور كه در اخبار وعده داده شده، اشخاص نالايق و بَدمنش بر جامعه مسلط مى شوند- و درهاى بركت هاى آسمان و زمين مسدود و از معاشرت ها و كسب ها و عبادات و طاعات و مواعظ و پندها و كوشش ها، خير و بركت برداشته خواهد شد.
بر چنين مردمى هر دشمنى غالب و به آسانى آنان را استعباد و استثمار نموده، حيثيت و قوميت آنها را پايمال هوس و منفعت خود مى كند. چنين قومى به جاى آنكه ديگران را استخدام كنند، مستخدم بيگانگان مى شوند.
شايد بعضى گمان كنند كه اگر در ميان اهل معاصى خود را حفظ كنند، يا از حقوق خود دفاع نمايند، كفايت مى كند و بيش از اين مسئوليتى ندارند، و حال اينكه اين اشخاص شرعاً و عقلًا مسئول اند.
در كتب اخبار به اين مضمون رسيده است كه خداوند به حضرت شعيب وحى فرمود: «از قوم تو صدهزار نفر را هلاك مى كنم؛ چهل هزار از بَدان و اشرار ايشان و شصت هزار نفر از نيكان و اخيار آنها!
[شعيب ] عرض كرد: خدايا اشرار بجاى خود عذاب مى بينند، ولى اخيار به چه سبب هلاك مى گردند؟
خطاب شد براى آن كه مداهنه نمودند با گناهكاران و براى غضب من غضب نكردند».(14)
حال که جایگاه امر به معروف و نهی از منکر و ضررهای ترک آن را دانستیم، باید بدانیم در ماه مبارک رمضان، احیای این فریضه بسیار اهمیت دارد.
ماه رمضان، ماه امر به معروف و نهی از منکر است. مردم با شرکت در جلسات و محافل وعظ و خطابه و صفوف نماز جماعت و با شنیدن و نشر معارف نورانی قرآن و روایات، به این فریضه عمل می‌کنند و یکدیگر را توصیه به نیکی و خوبی و پرهیز از حرام و زشتی می‌کنند آن هم با بیان نرم و مناسب و از روی دلسوزی که:
چو کاری بر آید به لطف و خوشی * چه حاجت به تندی و گردن‌کشی
خطبا و وعّاظ و مسئولان هم، باید این فریضه بزرگ را در این ماه احیا نمایند و بیش از پیش آن را گرامی دارند تا وضع فردی، خانواده و جامعه اصلاح شود و از برکت انجام این فریضه بزرگ، مردم طعم حیات طیّبه را بچشند.
اگر بخواهيم همه ثمرات اخروى و دنيوى انجام این فریضه حیات‌بخش مانند: تقرّب به درگاه الهى، و آمرزش گناهان، و اجر و ثواب فراوان، نظارت در اجراى حدود و قوانين، حمايت از حقوق ضعفا و بينوايان، نگاهدارى بيچارگان و افتادگان، تهذيب اخلاق و بسط و توسعه علم و فرهنگ، پيشرفت صنايع و اختراعات، تأسيس سازمان هاى خيريّه و عام المنفعه، عمران بلاد و شهرستان ها، تأمين عدالت اجتماعى و خدمات نوعى، نيكوكارى و احياء حس تعاون و همكارى، سعى در قضاى حوائج و انتظام امور كسب و معاملات، دادرسى به ستمديدگان و منع زمامداران و ارباب مناصب و مشاغل از تجبّر و ستمكارى و تضييع حقوق افراد و جلوگيرى از فحشاء و منكرات و صدها فايده ديگر را در اينجا احصاء نموده، و در اطراف هر يك توضيحاتى بدهيم، از مقصود دور مى شويم، لذا به ذكر قسمتى از حديث شريفى كه از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت شده قناعت مى كنيم.
شيخ كلينى رضوان الله عليه در كتاب كافى در ضمن حديثى از امام پنجم حضرت باقر العلوم عليه السلام روايت نموده است كه فرمود: «انّ الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر سبيل الأنبياء، ومنهاج الصلحاء، فريضة عظيمة بها تقام الفرائض وتأمن المذاهب، وتحلّ المكاسب، وتردّ المظالم، وتعمّر الأرض وينتصف من الأعداء ويستقيم الأمر؛ امر به معروف و نهى از منكر، راه پيغمبران و طريقه روشن صلحا و شايستگان است. واجب بزرگى است كه به سبب آن واجبات ديگر به‌ پا داشته مى شود و راه ها امن، و كسب ها حلال مى گردد و اموال و حقوقى كه به ستم و غصب گرفته شده به صاحبانش ردّ مى شود و زمين، معمور و آباد مى گردد و از دشمنان انتقام گرفته مى شود و كارها راست و مستقيم مى گردد.»(15)

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره آل عمران، آيه 104.
2. سوره آل عمران، آيه 110.
3. سوره توبه، آيه  71.
4. سوره حجّ، آيه ى 41.
5. وسائل الشيعه، ج 11، ص 394.
6. وسائل الشيعه، ج 11، ص 397. [فروع كافى، ج 5، ص 59]
7. وسائل الشيعه، ج 11، ص 396.
8. همان، ص 404.
9. همان، ص406.
10. همان، ص398.
11. نهج البلاغه فيض الاسلام، حكمت 366، ص 1263.
12. تذكرة الفقهاء، ج 1، ص 458.
13. سوره توبه، آيه  24.
14. بحار الانوار، ج 100، ص 81 و 93؛ وسائل الشيعه، ج 11، ص 416؛ تهذيب الاحكام، ج 6، ص 180.
15. كافى، ج 5، ص 56.