وریز وجوهات
بقیع، از چهارده قرن پیش تا امروز همواره زیارتگاه مسلمین و مرکز بیداری و تذکار خاطرات رجال و شخصیّت‌های بزرگ اسلام بوده است. این قبرستان، پس از روضه مقدّسه نبویّه، یکی از منابع مهمّ تاریخ اسلام است که وجود شخصیت‌های تاریخی اسلامی را اثبات و تأیید...
چهارشنبه: 4 / 05 / 1396 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email
بزرگان جامعه، مخاطبان اصلی حضرت سیّد الشهدا علیه السلام

كارهايي را كه بشر براي رسيدن به نتايجي انجام مي‎دهد يا از كارهايي است كه شخصيت فاعل و انجام دهنده در رسيدن به نتيجه، دخالتي ندارد و هر كس آن كار را انجام دهد به آن نتيجه نايل مي‎شود، و يا از كارهايي است كه شخصيت فاعل و انجام دهنده، در حصول نتيجه يا كمال آن مؤثّر و دخيل است.

 

نقش درجات اشخاص در تأثیر امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهي از منكر از همین قسم است که شخصيّت اشخاص و تعيّنات آنها در حصول كمال موفقيت و تماميت فايده و نتيجه آن بسيار مؤثّر است.

اگر مالك يك روستا كشاورزان آن را، يا صاحب يك كارخانه، كارگران كارخانه را و يا يك عالم روحاني و يك شخص متنفّذ در محيط نفوذ خود، يا يك رئيس اداره، كارمندان اداره خود را و يك افسر، نفراتي را كه تحت سرپرستي او هستند و يا يك نفر رئيس دولت، بلكه بالاتر امر به معروف و نهي از منكر نموده و دعوت به خير و اصلاح و درستي نمايد، با امر به معروفي كه يك فرد عادّي مي‎نمايد از حيث اثر تفاوت بسيار دارد.

به هر قدر كه يك كارگر كارخانه با رئيس آن و يك رعيّت روستا با مالك آن، يك نفر سرباز با يك سپهبد و يك فرد عادي با يك عالم عاليمقام روحاني متنفّذ و يك پادشاه مقتدر، به حسب ظاهر فرق دارند، به همان اندازه تأثير كلام و نفوذ كلمه آنان در دل‌ها فرق مي‎كند.

مردم اگرچه داراي عقل و ذكاوت بالا هستند و مي‎توانند خوبي و بدي هر چيزي را تشخيص دهند، اما بيشتر مقهور امور حسّي و تسليم مظاهر مادي و افتخارات و اعتبارات ظاهري اين و آن هستند و بيشتر به بزرگان و سران جامعه نگاه مي‎كنند.

اخلاق و عادات و كارهاي يك ملّت زيادتر موافق اخلاق و عادات مسئولان و رؤساي قوم است.

از اين جهت، بايد بزرگان قوم و مصادر كارها و صاحبان قدرت و نفوذ و به طور كلّي هر كس كه ديگري از كار او تقليد و از سخن او پيروي مي‎نمايد، اولاً در تعديل روش خود اهتمام نموده، سرمشق ايمان و امانت و درستكاري و حيا، عفّت و عدالت و نوع‌پروري براي ديگران گردند.

و ثانياً در امر به معروف مسامحه ننموده و از تمام وسايلي كه دارند براي اصلاح امور و ترويج اعمال صالحه و ريشه‎كن كردن معاصي و فساد استفاده نموده، زيردستان خود را راهنمايي كنند. ولي در عين حال زيردستان هم نبايد مسامحه زبردستان و ارباب مكنت و قدرت را عذر خود شمرده و در امر به معروف و نهي از منكر به انتظار آنها بنشينند.

 

خطبه نورانی امام حسین علیه السلام

در آيات قرآني و اخبار و احاديث شريفه يكي از بزرگ‌ترين عوامل اصلاح همه شئون اجتماعي و رواج اخلاق و اعمال حسنه، صلاحيت بزرگان و زعما شمرده شده است كه فعلاً از ذكر همه آن اخبار و احاديث به واسطه كمي فرصت و ضيق مجال، معذوريم و فقط به نقل مفاد روايتي كه در بحارالأنوار از كتاب تحف العقول روايت نموده است از حضرت اميرالمؤمنين و از حضرت سيّدالشهداء عليهماالسّلام - كه به طوري كه از مضامين روايت استفاده مي‎شود مخاطب امام عليه‌السلام بزرگان و رجال اسلامي بوده‎اند- اكتفا مي‎كنيم:

اي مردم! عبرت بگيريد به چيزي كه خداوند اولياي خود را به آن وعظ نموده و آن سرزنش و توبيخ اوست نسبت به احبار يهود و نصاري كه فرمود:

«لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ؛ چرا نهي نميكنند ايشان را، يعني اهل كتاب را احبار و دانشمندان آنها از سخن گناه و ناروا.»[1]

و فرمود:

«لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ؛ آن كساني كه كافر شدند از بني اسرائيل بر زبان داوود و عيسي بن مريم لعن شدند براي آن كه مرتكب عصيان و تجاوز گرديدند و از كار زشت يكديگر را باز نداشتند و هر آينه بد بود كارهايي كه مرتكب ميشدند.»[2]

خدا آنها را به عيب نسبت نداد مگر براي آن كه از ظلمه و ستمكاران كارهاي زشت و فساد و منكرات را ميديدند و آنها را براي رغبتي كه به دنيايشان داشتند و منافعي كه از آنها ميبردند و رعب و بيم نهي از منكر نميكردند و حال آنكه خداوند ميفرمايد:

«فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ؛ از مردم نترسيد و از من بترسيد.»[3]

و هم فرموده‌ی خداست كه:

«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ؛ مؤمنين و مؤمنات ياوران و اولياء يكديگرند و امر به معروف و نهي از منكر ميكنند.»[4]

 

* اصلاح امور مرهون انجام امر به معروف و نهی از منکر است

خدا از آن جهت امر به معروف و نهي از منكر را نخست نام برد كه اگر اين فريضه ادا شد، همه واجبات كوچك و بزرگ آسان و دشوار بر پا مي‎شوند ....

شما اي گروهي كه در دانش مشهور و به نيكوكاري مذكور و به خيرخواهي مردم معروفيد! خدا در دل مردم، مهابت و احترام شما را قرار داده است كه اشراف و بزرگان از شما بيمناك و حساب مي‎برند و ضعفا از شما تكريم مي‎نمايند و كساني كه شما را بر آنها امتيازي نيست و نه حقي بر آنها داريد شما را بر خود مقدم مي‎دارند و شما را واسطه قضاي حوايج خود قرار مي‎دهند. شماييد كه در راه‌ها به هيئت و روش پادشاهان و عزّت بزرگان راه مي‎رويد. شماييد كه مردم تعظيم و احترامشان مي‎كنند و شما را جلو مي‎اندازند. آيا اين همه مناصب و شئون و احترامات و تكريماتي را كه به دست آورده‎ايد، جز براي اين است كه شما را طرفداران و برپادارنده حقوقي كه از طرف خدا معين شده گمان مي‎كنند، با آن كه شما در خيلي از حقوق خدا و وظايفي كه در حفظ مقرّرات و حفظ نواميس و قواعد الهيه داريد كوتاهي مي‎كنيد.

شما به حقّ پيشوايان و امامان خود استخفاف مي‎نماييد و حقّ ضعفا را پايمال و ضايع مي‎كنيد، ولي اگر به گمان خود حقّي داشته باشيد آن را مطالبه مي‎كنيد، شما نه مالي بذل مي‎نماييد و نه مردمي هستيد كه در راه خدا فداكاري و جانبازي و گذشت داشته باشيد. نه در راه خدا و حمايت از حقّ با كسي خصومت و دشمني مي‎كنيد و با وجود اين تمنّاي بهشت خدا و همجواري با پيغمبران خدا و نجات از عذاب داريد؟!

 

* بی تفاوتی نسبت به نقض احکام الهی جایز نیست

من از آن مي‎ترسم كه برخلاف اين آرزو به نقمتي از نقمات و عذابي از عذاب‌ها گرفتار شويد. براي آن كه شما از موقعيت خود سوء استفاده مي‎كنيد. شما به نام دين و به نام خدا و به نام انتظام امور جامعه و اصلاح احوال خلق بر مردم آقايي و سروري و برتري و فضيلت يافته‎ايد، در حالي كه مي‎بينيد عهدهاي خدا را كه عبارت از واجبات و محرّمات و تكاليف شرعي باشد نقض شده است، تكان نمي‎خوريد و مضطرب نمي‎شويد، در حالي كه نسبت به عهدهاي پدرانتان اگر نقض شود و حرمت آن را نگاه ندارند، متغيّر شده بر خود مي‎لرزيد.

دستورات و عهدهاي پيغمبر حقير و پست گرديده است. شما مي‎بينيد كه بيچارگان و عَجَزه و ناتوانان در ميان شما بي‎سرپرست مانده و بر آنها رحمي نمي‎شود. نه در شغل و منصب و منزلتي كه داريد وظيفه خود را انجام مي‎دهيد، و نه در كارهاي زشت، كسي را ملامت و سرزنش مي‎كنيد. با ظلمه و ستمكاران با مدارا و مسامحه زندگي مي‎نماييد.

تمام اين مفاسد براي آن است كه شما از نهي از منكر غفلت كرده‎ايد. شما از همه مردم از جهت مصيبت بزرگ‌تريد، براي آنكه از شما مقامي كه حقّ علما و دانشمندان است انتزاع شده است با آنكه بايد جريان كارها و اجراي احكام به دست علما باشد كه امناي خدايند، بر حلال و حرام او اين حق و منزلت سلب نشده، مگر براي تفرقه و اختلاف و عدم اتفاق شما بر حقّ.

شماييد كه اگر بر رنج و اذيت، صبر و شكيبايي مي‎داشتيد و متحمل مؤونه در راه خدا مي‎شديد كارها را به دست مي‎گرفتيد و مرجع و مصدر امور مي‎گشتيد، ولي ستمكاران را در كارها تسلط داديد و مناصب را به آنها تسليم و واگذار كرديد تا آنكه آنها مطابق شهوات و نظريات پست خود رفتار نمايند. آنها را تسلّط داديد براي فرار و گريزي كه از مرگ داريد و براي علاقه‎اي كه به اين زندگي زايل و فاني داريد. پس ضعفا را به دست ظلم آنها سپرديد تا انواع مصيبات و فشارها ما بر آنها وارد شود و آنها را با هر چوب كه بخواهند برانند و مانند جبّاران و زمامداران خدانشناس بي‎مانع و دافعي در روي زمين به ميل خويش رفتار نموده در هر شهر و ناحيه دست ظلم آنها دراز باشد و بندگان خدا را استخدام و استعباد كنند.

همانا در شگفتم و چگونه نگريم و تعجّب نكنم و حال آن كه روي زمين را ستمكاران و خائنين و ولات و فرمانروايان و فرمانداران نامهربان گرفته‎اند، خدا حاكم و قاضي است در آنچه كه در ميان ما آشكار شده و در آن منازعه داريم.

خدايا! تو مي‎داني كه آنچه مي‎گوييم و مي‎كنيم نه براي رغبت و طمع به سلطنت و پادشاهي است و نه براي داد گرفتن از دشمنان، بلكه مي‎خواهيم بلاد و شهرستان‌ها اصلاح و معمور گردد و معالم دين تو اظهار شود و مظلومين و ستمديدگان در ضمان امان زندگي كنند و سنن و احكام و فرايض تو عملي گردد.

شما اي مردم! اگر ما را ياري نكنيد و انصاف ندهيد، ستمكارها بر شما مسلّط مي‎گردند و در خاموش كردن نور پيغمبر اقدام مي‎نمايند.»

 
[1]. سوره‌ي مائده، آيه‌ي 63.
[2]. همان، آيه‌ي 78.
[3]. همان، آيه‌ي 44.
[4]. سوره‌ي توبه، آيه‌ي 71.
موضوع: 
سه شنبه / 6 آبان / 1393