رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
چهارشنبه: 1401/05/26

احكام زكات فطره

احكام زكات فطره

 

- فطره مهمانی كه پیش از مغرب شب عید فطر با رضایت صاحبخانه وارد شده در صورتی كه بگویند، امشب نان او را داده، بر او واجب است هر چند نان خور او حساب نشود.
- فطره مهمانی كه پیش از مغرب شب عید فطر بدون رضایت صاحبخانه وارد می‌شود و مدتی نزد او می‎ماند، بنابر احتیاط، واجب است و هم چنین است فطره كسی كه انسان را مجبور كرده‎اند كه خرجی او را بدهد.
- فطره مهمانی كه بعد از مغرب شب عید فطر وارد می‎شود، بر صاحب‎خانه واجب نیست، اگر چه پیش از مغرب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.
- اگر كسی را كه نان خور شخص است و در شهر دیگر است، وكیل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنان چه اطمینان داشته باشد كه فطره را می‎دهد، لازم نیست خودش فطره او را بدهد.
- اگر كسی موقع مغرب شب عید فطر دیوانه باشد، زكات فطره بر او واجب نیست.
- اگر پیش از مغرب یا مقارن آن بچه بالغ شود، یا دیوانه عاقل گردد، یا فقیر غنی شود، در صورتی كه شرایط واجب شدن فطره را دارا باشد، باید زكات فطره را بدهد.
- كسی كه موقع مغرب شب عید فطر، زكات فطره بر او واجب نیست، اگر تا پیش از ظهر روز عید شرط‎های واجب شدن فطره در او پیدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.
- كافری كه بعد از مغرب شب عید فطر مسلمان شده فطره بر او واجب نیست، ولی مسلمانی كه شیعه نبوده، اگر بعد از دیدن ماه شیعه شود، باید زكات فطره را بدهد.
- كسی كه فقط به اندازه یك صاع كه تقریباً سه كیلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد و چنان چه عیالاتی داشته باشد و بخواهد فطره آنان را هم بدهد می‎تواند به قصد فطره، آن یك صاع را به یكی از عیالاتش بدهد و او هم به همین قصد به دیگری بدهد و هم چنین تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر چیزی را كه می‎گیرد به كسی بدهد كه از خودشان نباشد، و اگر یكی از آنها صغیر باشد، ولی او به جای او می گیرد و احتیاط آن است كه چیزی را كه برای صغیر گرفته به كسی ندهد.
- اگر بعد از مغرب شب عید فطر بچه‌دار شود، یا كسی نان‎خور او حساب شود، واجب نیست فطره او را بدهد؛ اگرچه مستحب است فطره كسانی را كه بعد از مغرب تا پیش از ظهر روز عید نان خور او حساب می‎شوند بدهد.
- اگر انسان نان خور كسی باشد و پیش از مغرب یا مقارن آن نان خور كس دیگر شود، فطره او بر كسی كه نان خور او شده واجب است. مثلاً اگر دختر پیش از مغرب به خانه شوهر رود، شوهرش باید فطره او را بدهد.
- كسی كه دیگری باید فطره او را بدهد، واجب نیست فطره خود را بدهد.
- اگر فطره انسان بر كسی واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمی‎شود مگر آن كه شخص غنی نان خور فقیر باشد كه در این صورت احتیاط لازم آن است كه غنی فطره خود را بدهد.
- اگر كسی كه فطره او بر دیگری واجب است خودش فطره را بدهد، از كسی كه فطره بر او واجب شده ساقط نمی‎شود.
- زنی كه شوهرش مخارج او را نمی دهد، چنان چه نان خور كس دیگر باشد، فطره‎اش بر آن كس واجب است. و اگر نان‎خور كس دیگر نیست، در صورتی كه فقیر نباشد، باید فطره خود را بدهد.
- كسی كه سید نیست، نمی‎تواند به سید فطره بدهد حتی اگر سیدی نان خور او باشد، نمی‎تواند فطره او را به سید دیگر بدهد.
- فطره طفلی كه از مادر یا دایه شیر می‎خورد، بر كسی است كه مخارج مادر یا دایه را می‎دهد. ولی اگر مادر یا دایه مخارج خود را از مال طفل برمی‎دارد، فطره طفل بر كسی واجب نیست.
- انسان اگر چه مخارج عیالاتش را از مال حرام بدهد، باید فطره آنان را از مال حلال بدهد.
- اگر انسان كسی را اجیر نماید و شرط كند كه مخارج او را بدهد باید فطره او را هم بدهد، ولی چنان چه شرط كند كه مقداری از مخارج او را بدهد و مثلاً پولی برای مخارجش بدهد، واجب نیست فطره او را بدهد.
- اگر كسی بعد از مغرب شب عید فطر بمیرد، باید فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند ولی اگر پیش از مغرب بمیرد، واجب نیست فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند.
- احتیاط واجب آن است كه زكات فطره را به فقرای شیعه اثنا عشری بدهد اگر چه در شهر دیگر باشند و چون نقل این زكات به شهر دیگر خلاف احتیاط است اگر در شهر خودش فقیر شیعه نباشد مال خود را به شهر دیگر ببرد و در آنجا به قصد زكات به شیعه بدهد.
- اگر طفل شیعه‎ای فقیر باشد، انسان می‎تواند فطره را با اذن ولی شرعی او به مصرف او برساند، یا به واسطه دادن به ولی طفل، ملك طفل نماید.
- فقیری كه فطره به او می‎دهند، لازم نیست عادل باشد ولی احتیاط واجب آن است كه به شراب خوار و كسی كه آشكارا معصیت می‎كند فطره ندهند.
- به كسی كه فطره را در معصیت مصرف می‎كند نباید فطره بدهند.
- احتیاط واجب آن است كه به یك فقیر كمتر از یك صاع كه تقریباً سه كیلو است فطره ندهند. ولی اگر بیشتر بدهند اشكال ندارد.
- اگر از جنسی كه قیمتش دو برابر قیمت معمولی آن است مثلاً از گندمی كه قیمت آن دو برابر قیمت گندم معمولی است، نصف صاع كه معنای آن در مسأله پیش گفته شد بدهد كافی نیست و اگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
- انسان نمی‎تواند نصف صاع را از یك جنس مثلاً گندم و نصف دیگر آن را از جنس دیگر مثلاً جو بدهد، و اگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
- مستحب است در دادن زكات فطره، خویشان فقیر خود را بر دیگران مقدم بدارد و بعد همسایگان فقیر را، بعد اهل علم فقیر را ولی اگر دیگران از جهتی برتری داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.
- اگرانسان به خیال این كه كسی فقیر است به او فطره بدهد و بعد بفهمد فقیر نبوده، چنان چه مالی را كه به او داده از بین نرفته باشد، باید پس بگیرد و به مستحق بدهد. و اگر نتواند پس بگیرد، باید از مال خودش فطره را بدهد، و اگر از بین رفته باشد، در صورتی كه گیرنده فطره می‎دانسته آنچه را گرفته فطره است، باید عوض آن را بدهد، و اگر نمی‎دانسته، دادن عوض بر او واجب نیست و انسان باید دوباره فطره را بدهد.
- اگر كسی بگوید فقیرم، نمی‎شود به او فطره داد، مگر آن كه از گفته او اطمینان پیدا شود، یا انسان بداند كه قبلا فقیر بوده است.
- انسان باید زكات فطره را به قصد قربت ـ یعنی: برای انجام فرمان خداوند عالم ـ بدهد و موقعی كه آن را می‎دهد، نیت دادن فطره نماید.
- اگر پیش از ماه رمضان فطره را بدهد صحیح نیست لكن جواز دادن آن در ماه رمضان بعید نیست، و اگر پیش از رمضان یا در ماه رمضان به فقیر قرض بدهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعی ندارد.
- گندم یا چیز دیگری را كه برای فطره می‎دهد، باید به جنس دیگر یا خاك مخلوط نباشد، و چنان چه مخلوط باشد، اگر خالص آن به یك صاع كه تقریباً سه كیلو است برسد، یا آنچه مخلوط شده به قدری كم باشد كه قابل اعتنا نباشد اشكال ندارد.
- اگر فطره را از چیز معیوب بدهد كافی نیست.
- كسی كه فطره چند نفر را می‎دهد، لازم نیست همه را از یك جنس بدهد و اگر مثلاً فطره بعضی را گندم و فطره بعض دیگر را جو بدهد كافی است.
- كسی كه نماز عید می‎خواند، بنابر احتیاط واجب، باید فطره را پیش از نماز عید بدهد و یا جدا نماید، ولی اگر نماز عید نمی‎خواند، می‎تواند دادن فطره را تا ظهر تأخیر بیندازد.
- اگر به نیت فطره مقداری از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عید به مستحق ندهد، احتیاط واجب آن است كه هر وقت آن را می‎دهد نیت فطره نماید.
- اگر موقعی كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، بعداً باید بدون این كه نیت ادا و قضا كند فطره را بدهد.
- اگر فطره را كنار بگذارد، نمی‎تواند آن را برای خودش بردارد و مال دیگری را برای فطره بگذارد.
- اگر انسان مالی داشته باشد كه قیمتش از فطره بیشتر است، چنان چه فطره را ندهد و نیت كند كه مقداری از آن مال برای فطره باشد اشكال دارد.
- اگر مالی را كه برای فطره كنار گذاشته از بین برود، چنان چه دسترسی به فقیر داشته و دادن فطره را تأخیر انداخته، باید عوض آن را بدهد، و اگر دسترسی به فقیر نداشته ضامن نیست.
- اگر در محل خودش مستحق پیدا شود، احتیاط واجب آن است كه فطره را به جای دیگر نبرد و اگر به جای دیگر ببرد و تلف شود، باید عوض آن را بدهد.


س. زمان پرداخت زكات فطره چه موقع است؟آیا می‎توان برای رساندن به فقیر خاصی پرداخت زكات را به تأخیر انداخت؟
ج. زمان پرداخت زكات فطره در روز عید فطر است و برای پرداخت به فقیر خاصی می‎توان به تأخیر انداخت؛ اما نباید در پرداخت آن مسامحه و كوتاهی گردد و می‎توانید به وسیله پست یا بانك برای او ارسال نمایید.

س. آیا می‎توانیم زكات فطره را برای كمك به مدرسه و مسجد بپردازیم؟
ج. احتیاط واجب آن است كه زكات فطره را به فقرای شیعه اثنی عشری بدهند اگر چه در شهر دیگر باشند.

س. آیا می‎توانم با پول زكات فطره، چیزی برای فقیر خریداری نمایم؟
ج. خیر، زكات فطره‎ای را كه كنار گذاشته‎اید، باید به همان صورت به فقیر بدهید و تبدیل آن به جنس دیگر صحیح نیست.

س. حكم كسانی كه سرباز هستند و شب عید فطر در آنجا هستند، فطریه، آیا بر پدر آنها واجب است یا خودشان یا مثلاً سپاه یا ارتش یا نیروی انتظامی؟
ج. در فرض سؤال با تمكّن مالی فطره را باید خودشان بپردازند. والله العالم

س. اگر میهمان با اجازه صاحب خانه، فطره‌ی خودش را بدهد، آیا از عهده صاحب خانه ساقط می‌شود؟
ج. ساقط نمی‌شود. والله العالم

س. آیا می‌شود زكات فطره را به افرادی، مانند فرزند، زن، پدر یا مادر (اگر مستحقّ باشند) داد یا نه؟
ج. زكات فطره را نمی‌توان به واجب النفقه داد. والله العالم

س. پرداخت زكات فطره به كمیته امداد، سازمان بهزیستی و بعض مؤسسات خیریه چه صورتی دارد؟
ج. بنظر اینجانب، زكات فطره بنابراحتیاط واجب باید به فقرای شیعه اثنی عشری برسد و مكلّف باید آنچه را تحت عنوان زكات فطره به اینگونه سازمان‌ها و مؤسسات می‌دهد یقین كند كه بدون كم و زیاد در مورد مصرف، (فقیر شیعه اثنی عشری) صرف شده و الا ذمّه‌اش برئ نمی‌شود. پس برای هر كس این یقین حاصل شود، اشكال ندارد، مثلاً كسی كه زكات فطره می‌دهد و سیّد نیست باید یقین كند كه به مصرف فقیر غیر سیّد رسیده، نه سیّد و نه مدرسه و مسجد و حسینیه. والله العالم
 

 

 

 

موضوع:

برخی از احکام زکات فطره

برخی از احکام زکات فطره

 

 

* كسی كه موقع مغرب شب عید فطر بالغ و عاقل و هشیار است و فقیر و بنده كس دیگری نیست، باید برای خودش و كسانی كه نان‌خور او هستند، هر نفری یك صاع كه تقریباً سه كیلو است گندم یا جو یا خرما یا كشمش یا برنج یا ذرت و مانند این‌ها را به مستحق بدهد، و اگر پول یكی از این‌ها را هم بدهد كافی است، و بنابر احتیاط، بر كسی كه موقع مغرب ماه شوال بی‎هوش باشد نیز واجب است.

* كسی كه مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و كسبی هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عیالاتش را بگذراند، فقیر است، و دادن زكات فطره بر او واجب نیست.

* انسان باید فطره كسانی را كه موقع مغرب شب عید فطر، نان‎خور او حساب می‎شوند بدهد؛ كوچك باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود او باشند یا در شهر دیگر.

* اگر كسی را كه نان‌خور او است و در شهر دیگر است وكیل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنان‌چه اطمینان داشته باشد كه فطره را می‎دهد، لازم نیست خودش فطره او را بدهد.

* فطره مهمانی كه پیش از مغرب شب عید فطر با رضایت صاحب‌خانه وارد شده، در صورتی كه بگویند: امشب نان او را داده، بر او واجب است هر چند نان‌خور او حساب نشود.

* فطره مهمانی كه پیش از مغرب شب عید فطر بدون رضایت صاحب‌خانه وارد می شود و مدتی نزد او می‎ماند، بنابر احتیاط، واجب است، و هم‌چنین است فطره كسی كه انسان را مجبور كرده‎اند كه خرجی او را بدهد.

* فطره مهمانی كه بعد از مغرب شب عید فطر وارد می‎شود، بر صاحب‎خانه واجب نیست، اگر چه پیش از مغرب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.

* اگر كسی موقع مغرب شب عید فطر دیوانه باشد، زكات فطره بر او واجب نیست.

* اگر پیش از مغرب یا مقارن آن بچه بالغ شود یا دیوانه عاقل گردد یا فقیر غنی شود، در صورتی كه شرایط واجب‌شدن فطره را دارا باشد، باید زكات فطره را بدهد.

* كسی كه موقع مغرب شب عید فطر زكات فطره بر او واجب نیست، اگر تا پیش از ظهر روز عید شرط‎های واجب‌شدن فطره در او پیدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.

* كافری كه بعد از مغرب شب عید فطر مسلمان شده، فطره بر او واجب نیست؛ ولی مسلمانی كه شیعه نبوده، اگر بعد از دیدن ماه شیعه شود، باید زكات فطره را بدهد.

* كسی كه فقط به اندازه یك صاع كه تقریباً سه كیلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد، و چنان‌چه عیالاتی داشته باشد و بخواهد فطره آنان را هم بدهد، می‎تواند به قصد فطره، آن یك صاع را به یكی از عیالاتش بدهد، و او هم به همین قصد به دیگری بدهد، و هم‌چنین تا به نفر آخر برسد، و بهتر است نفر آخر چیزی را كه می‎گیرد به كسی بدهد كه از خودشان نباشد، و اگر یكی از آن‌ها صغیر باشد، ولیّ او به جای او می گیرد و احتیاط آن است كه چیزی را كه برای صغیر گرفته به كسی ندهد.

* اگر بعد از مغرب شب عید فطر بچه‌دار شود، یا كسی نان‎خور او حساب شود، واجب نیست فطره او را بدهد، اگرچه مستحب است فطره كسانی را كه بعد از مغرب تا پیش از ظهر روز عید نان‌خور او حساب می‎شوند بدهد.

* اگر انسان نان‌خور كسی باشد و پیش از مغرب یا مقارن آن نان‌خور كسی دیگر شود، فطره او بر كسی كه نان‌خور او شده واجب است، مثلاً اگر دختر پیش از مغرب به خانه شوهر رود، شوهرش باید فطره او را بدهد.

* كسی كه دیگری باید فطره او را بدهد، واجب نیست فطره خود را بدهد.

* اگر فطره انسان بر كسی واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمی‎شود مگر آن كه شخص غنی نان‌خور فقیر باشد كه در این صورت احتیاط لازم آن است كه غنی فطره خود را بدهد.

* اگر كسی كه فطره او بر دیگری واجب است خودش فطره را بدهد، از كسی كه فطره بر او واجب شده ساقط نمی‎شود.

* زنی كه شوهرش مخارج او را نمی‌دهد، چنان‌چه نان‌خور كسی دیگر باشد، فطره‎اش بر آن كس واجب است، و اگر نان‎خور كسی دیگر نیست، در صورتی كه فقیر نباشد، باید فطره خود را بدهد.

* كسی كه سید نیست، نمی‎تواند به سید فطره بدهد حتی اگر سیدی نان‌خور او باشد، نمی‎تواند فطره او را به سید دیگر بدهد.

* فطره طفلی كه از مادر یا دایه شیر می‎خورد، بر كسی است كه مخارج مادر یا دایه را می‎دهد، ولی اگر مادر یا دایه مخارج خود را از مال طفل برمی‎دارد، فطره طفل بر كسی واجب نیست.

* انسان اگر چه مخارج عیالاتش را از مال حرام بدهد، باید فطره آنان را از مال حلال بدهد.

* اگر انسان كسی را اجیر نماید و شرط كند كه مخارج او را بدهد باید فطره او را هم بدهد، ولی چنان‌چه شرط كند كه مقداری از مخارج او را بدهد و مثلاً پولی برای مخارجش بدهد، واجب نیست فطره او را بدهد.

* اگر كسی بعد از مغرب شب عید فطر بمیرد، باید فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند، ولی اگر پیش از مغرب بمیرد، واجب نیست فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند.

 

موضوع:

احكام روزه

احكام روزه

 

  • رؤیت هلال با چشم مسلح

س. آیا رؤیت هلال با استفاده از ابزارهای نجومی (دوربین، تلسكوپ و ...) اعتبار شرعی دارد؟
ج. كفایت رؤیت با چشم مسلّّح، مورد اشكال است.والله العالم

 

  • اثبات اول ماه

س. اگر رادیو و رسانه‌ها خبر دهند كه در شهری ماه را دیده‌اند، آیا مسلمان‌ها در سراسر آن كشور می‌توانند آن روز را عید قرار دهند یا نه؟
ج. اگر از خبر رادیو یا رسانه‌های دیگر، برای شخص علم حاصل شود، باید عید قرار دهد. والله العالم

 

  • اتحاد افق

س. اگر ماه‌ رمضان‌ در شهری‌ دیده‌ شود، در شهرهای دیگر‌ كه‌ افق‌ آنها یكسان‌ و یا دو ساعت‌ فرق دارند اول‌ ماه‌ ثابت‌ می‌شود یا نه‌؟
ج. اكتفا به‌ رؤیت‌ ماه‌ در یك‌ بلد برای‌ سایر بلاد بعید نیست‌. والله العالم

 

  • ثبوت ماه با محاسبات منجّمین

س. آیا با محاسبات‌ منجمین‌، ماه‌ ثابت‌ می‌شود، مخصوصاً وقتی كه‌ آنها امروز نسبت‌ به‌ زمان‌گذشته‌ امكانات‌ خیلی‌ دقیق‌ و مجهّز در اختیار دارند و اصرار می‌ورزند كه‌ نتائج‌ دستگاه‌های‌ علمی‌امروز قابل‌ انكار نمی‌باشد؟
ج. پیشگوئی‌ منجمّین‌ بنفسه‌ حجّت‌ شرعیه‌ نیست. بلی،‌ اگر برای‌ هر كس‌ موجب‌ علم‌ به‌ صحّت‌ محاسبه‌ شود، باید به‌ علمی‌ كه‌ از گفته‌ منجّم‌ حاصل‌ شده‌ عمل‌ نماید. والله العالم

 

  • روزه یوم الشك

س. اگر یوم الشك بین آخر شعبان و اول رمضان را به نیت شعبان روزه گرفت، سپس نیت افطار كرد و قبل از ظهر یا قبل از افطار معلوم شد كه رمضان بوده است؛ در این صورت، اگر نیت رمضان كند روزه‌اش صحیح است؟
ج. در فرض سؤال، نیت روزه رمضان كند و روزه صحیح است. والله العالم

 

  • بلندبودن ماه

س. آیا تطوع و بلند بودن‌ هلال را، دلیل‌ بر شب‌ دوم‌ می‌دانید؟
ج. بلند بودن‌ ماه‌ و تطوع آن‌، دلیل‌ شرعی‌ بر شب‌ دوم‌ نیست‌. والله العالم

 

  • وقت امساك در ماه مبارك

س. در آستانه ماه شریف رمضان و با توجه به توسعه شهرها و عدم امكان تشخیص دقیق لحظه طلوع فجر، خواهشمند است نظر شریف خود را در مورد زمان امساك برای روزه و اقامه نماز صبح اعلام فرمائید.
ج. از هنگامی كه شخص یقین به طلوع فجر صادق كند، امساك واجب است و می‌تواند نماز صبح را بخواند و تعیین طلوع با ساعت و دقیقه بطوری‌كه شرعاً امساك واجب و نیز وقت نماز صبح باشد، ممكن نیست و احتیاط این است كه در روزه امساك را قدری قبل از یقین به طلوع فجر شروع كند. والله العالم

 

  • دختران بالغ و عدم قدرت بر روزه‌گرفتن

س. سن بلوغ زن نه سال در رساله ذكر شده است و تكلیف بر او واجب است، در حالی‌كه دختر این قدر كوچك است كه اگر روزه بگیرد مریض می‌شود بلكه نمی‌تواند روزه بگیرد و علامت بلوغ دیگر هم ندارد، تكلیف ایشان چیست؟
ج. سن تكلیف دختران نه سال كامل قمری است و در عین حال قدرت شرط تكلیف است، آنكه قدرت انجامش را دارد باید انجام دهد و آنكه قدرتش را ندارد تكلیف ساقط است، مثلاً اگر قدرت گرفتن روزه ندارد نباید روزه بگیرد و هر وقت قدرت یافت قضا آن را بجا آورد ولی نماز و حجاب و امثال اینها را كه قدرت دارد باید انجام دهد. والله العالم

 

  • عدم قدرت بر روزه بجهت سختی شغل و گرمای هوا

س. حكم شخصی كه شغل او سخت و دشوار است و در شهر بسیار گرمی كار می‌كند و عملاً روزه‌گرفتن در تابستان برای وی تقریباً غیر ممكن است، چیست؟
ج. اگر می‌توانند از ساعات كار كم كنند و روزه‌ها را بگیرند و از بركات آن محروم نشوند؛ و اگر این كار میسر نیست، هر روز صبح به قدر مسافت شرعی مسافرت كنند و روزه خود را در آنجا افطار نمایند كه فقط قضای آن روزها به عهده شخص می‌آید و كفاره ندارد.والله العالم

 

  • اعتبار تعیین روزه هر روز ماه رمضان

س. آیا در نیت روزه ماه رمضان باید معین كنیم كه روز چندم ماه رمضان را روزه می‌گیریم؟
ج. لازم نیست روزه هر روز را بخصوص نیت كند، بلكه همین اندازه كه بداند روزه ماه رمضان را می‌گیرد، كافی است. والله العالم

 

  • فراموش‌كردن نیت روزه در ماه رمضان

س. اگر در ماه رمضان قبل از طلوع فجر نیت را فراموش كرد، چه كند؟
ج. اگر قبل از ظهر یادش آمد، نیت كند و اگر بعدازظهر یادش بیاید، روزه باطل است؛ ولی باید آن روز را امساك كند و بعد هم قضای آن را بگیرد. والله العالم

 

  • بیدارشدن روزه‌دار بدون نیت روزه بعد از نماز صبح

س. اگر شخصی قصد روزه‌گرفتن دارد ولی سحر جهت خوردن سحری بیدار نشود و فقط برای نماز بیدار و پس از آن بخوابد. آیا روزه‌گرفتن چنین شخصی صحیح است؟
ج. همین قدر كه قصد روزه داشته باشد، كافی است و خوردن سحری لازم نیست. والله العالم

 

  • تزریق سرم یا آمپول

س. آیا شخص روزه‌دار در ماه مبارك رمضان، مى‌تواند سرم یا آمپول، تزریق كند؟
ج. احتیاط مستحب آن است كه از استعمال آمپول و سرم خوددارى كند. و اگر لازم شد و تزریق كرد، روزه‌اش باطل نمی‌شود. والله العالم

 

  • استفاده از اسپری تنفسی

س. آیا استفاده از اسپری تنفسی در داخل دهان و بینی برای بازكردن مجاری تنفسی، مبطل روزه می‌باشد یا خیر؟
ج. در مفروض سؤال، چنانچه ناچار از استفاده آن در روز باشد اشكال ندارد و روزه را بگیرد، لكن اگر قبل از حلول ماه مبارك رمضان بعد، عارضه‌اش برطرف شود، بنابراحتیاط قضای روزه‌ها را نیز بگیرد. و اگر عارضه تا ماه رمضان بعد ادامه یافت، بنابراحتیاط برای هر روز یك چارك طعام مانند گندم یا جو به عنوان كفّاره به فقیر غیر سید بدهد و قضا ندارد. والله العالم

 

  • استفاده از قطره بینی

س. حكم استفاده از قطره بینی جهت بازكردن مجاری تنفسی و درمان كه در بعضی موارد یقیناً وارد حلق می‌گردد، چگونه است؟
ج. اگر وارد حلق شود، مبطل روزه است. والله العالم

 

  • مسواك‌كردن

س. مسواك كردن در روز ماه رمضان، آیا مبطل روزه است یا خیر؟
ج. اگر آبی كه از خمیر دندان تولید شده یا آب خارجی وارد حلق نشود و آن را بیرون بریزد، اشكال ندارد. والله العالم

 

  • آندوسكپی

س. آندوسكپى دستگاهى است كه داخل معده مى‌شود و عكسبردارى مى‌كند، بدون اینكه چیزى داخل معده شود. آیا این عمل روزه را باطل مى كند یا نه؟
ج. بنابر احتیاط، براى روزه‌دار اشكال دارد. والله العالم

 

  • بخار حمام

س. اگر فضاى حمام را بخار گرفته باشد، آیا موجب بطلان روزه مى‌شود؟
ج. باطل نمى‌شود. والله العالم

 

  • مصرف آدامس

س. جویدن آدامس در حال روزه، چه حكمی دارد؟
ج. چنانچه هیچ طعمی نداشته باشد كه به حلق برود، روزه صحیح است؛ لكن این عمل برای روزه‌دار پسندیده نیست و تظاهر به آن، اشكال دارد. والله العالم

 

  • مصرف دخانیات

س. آیا كشیدن سیگار و استعمال قلیان، مبطل روزه است؟
ج. بنابراحتیاط واجب، روزه‌دار نباید دود سیگار یا قلیان را به حلق برساند. والله العالم

 

  • تزریق خون

س. آیا تزریق خون به روزه‌دار، مبطل روزه است؟
ج. مبطل روزه نیست. والله العالم

 

  • اهدای خون

س. اگر در ماه مبارك رمضان، 5 سی سی خون برای آزمایش از ما گرفته شود، چه حكمی دارد؟
ج. اشكال ندارد، ولی اگر موجب ضعف شود مكروه است. والله العالم

 

  • پركردن دندان

س. پركردن دندان در ماه رمضان چه حكمی دارد؟
ج. پر كردن، جرم‎گیری و كشیدن دندان در ماه رمضان برای پزشكان مانعی ندارد و برای شخص روزه‎دار، زمانی جایز است كه مطمئن باشد خون یا آبی كه به وسیله دستگاه، وارد فضای دهان می‎شود، فرو نخواهد رفت. والله العالم

 

  • استفاده از مواد آرایشی

س. استفاده از مواد آرایشی، مانند كرم، سرمه و ... در ماه مبارك رمضان برای شخص روزه‌دار چه حكمی دارد؟
ج. اشكال ندارد، ولی در مورد سرمه اگر از موّادی باشد كه مزه یا بوی آن به حلق برسد مكروه است. والله العالم

 

  • استفاده از قرص ضدبارداری

س. روزه زنانى كه در ماه مبارك رمضان براى جلوگیرى از عادت ماهانه از قرص استفاده مى‌نمایند، صحیح است یا خیر؟
ج. اگر عادت نشوند، روزه آنها صحیح است. والله العالم

 

  • استعمال شیاف

س. آیا استعمال شیاف‌هاى درمانى، شیاف تریاك و یا شیاف تغذیه مبطل روزه است؟
ج. شیاف، مبطل روزه نیست. والله العالم

 

  • غواصی و روزه‌داری

س. مستدعی‌ است‌ حكم‌ شرع‌ مقدس‌ را در مورد اشخاصی‌ كه‌ كارشان‌ غواصی‌ در اعماق آب‌هاست‌ نسبت‌ به‌ روزه‌ بیان‌ فرمایید.
ج. زیر آب‌‌رفتن‌ با لباس‌ غواصّی‌، بنابراحتیاط‌ واجب‌ مبطل‌ صوم‌ است‌، ولی‌ اگر شخص‌ داخل‌ زیر دریائی‌ كه‌شبیه‌ اطاق است‌ و ملاصق‌ بدن‌ نیست‌ زیر آب‌ برود روزه‌ باطل‌ نمی‌شود. والله العالم

 

  • گرد و غبار در محیط كار

س. محیط كاری اینجانب طوری است كه ذرات گرد و غبار در فضای كارگاه پراكنده می‌باشد و دوری از این محیط ممكن نیست. در ضمن حتی الامكان هم از وسایل جلوگیری‌كننده، مانند ماسك و غیره استفاده می‌گردد ولی باز هم گرد و غبار وارد فضای حلق می‌گردد. حكم روزه در این فضا چیست؟
ج. چنانچه گرد و غبار وارد حلق شود، روزه اشكال دارد. والله العالم

 

  • روزه زن باردار

س. آیا برای خانم باردار 5 ماهه، روزه واجب است؟‌
ج. اشخاص مختلفند؛ بطور كلی اگر به تجربه یا از قول طبیب حاذق، خوف ضرر برای خود زن یا بچه حاصل شود روزه نگیرد. والله العالم

 

  • غلط‌ خواندن قرآن

س. اگر در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، قرآن‌ را به طرز غلطی‌ بخوانیم‌، آیا ضرری‌ متوجه‌ روزه‌ می‌شود؟(عدم‌ تلفظ‌ صحیح‌ كلمات‌)
ج. اگر عمداً آیات‌ را غلط‌ نخوانید، اشكال‌ ندارد. والله العالم

 

  • نسبت‌دادن روایت از معصومی به معصوم دیگر

س. اگر كلام یكى از معصومین را اشتباه به دیگرى نسبت دهیم، مثلاً به جاى اینكه بگوئیم رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند، بگوئیم: امیرالمؤمنین علیه السلام چنین فرموده‌اند. آیا باعث باطل‌شدن روزه می‌شود؟
اگر عمداً این كار را انجام دهد، حكمش چیست؟
ج. در صورت اشتباه، اشكال ندارد، ولى اگر عمداً و با توجّه باشد، چون انتساب بمعنى این است كه آن حضرت خصوص این كلام را فرموده با اینكه می‌داند نفرموده، نسبت دروغ است و روزه را باطل می‌كند و قضا و كفّاره دارد. والله العالم

 

  • مسافرت در ماه رمضان

س. آیا انسان مى‌تواند در ماه مبارك رمضان براى فرار از روزه عمداً مسافرت كند؟
ج. اشكال ندارد، ولى مكروه است. والله العالم

 

  • تبعیت زن از شوهر در وطن

س. زنى كه ازدواج مى‌كند و از وطن اصلى خود به شهر دیگرى مى‌رود و در عرض سال چند مرتبه براى دیدن ارحام به وطن اصلی‌اش باز مى‌گردد، نماز و روزه او چه حكمى دارد؟
ج. در فرض سؤال، كه زن بنا دارد در وطن شوهر همراه با شوهر زندگى كند، اعراض قهرى از وطن خود اوست و در بازگشت به وطن جهت صله ارحام، حكم مسافر را دارد. والله العالم

 

  • افطار در حد ترخص

س. كسى كه در ماه رمضان مسافرت مى‌كند، مى‌تواند در منزل خود افطار نماید یا باید از حد ترخّص بگذرد و سپس افطار نماید؟
ج. تا به حدّ ترخّص نرسیده، نباید افطار كند. والله العالم

 

  • خروج منی بدون قصد

س. اگر روزه‌دار بدون قصد بیرون‌آمدن منی با همسرش شوخی كند بطوری كه بعد از شوخی منی از او خارج شود در صورتی‌كه می‌دانسته منی از او خارج خواهد شد، حكم روزه او چگونه خواهد بود؟
ج. در فرض سؤال كه روزه‌دار می‌دانسته كه اگر با همسر خود بازی كند منی از او خارج می‌شود، در صورت خروج منی، قضاء و كفّاره دارد. والله العالم

 

  • استمنا در حال روزه

س. كسی‌ كه‌ نمی‌دانسته‌ استمناء روزه‌ را باطل‌ می‌كند و حتی‌ یك‌ گناه‌ كبیره‌ است‌، اگر این‌عمل‌ را انجام‌ دهد. آیا روزه‌ او باطل‌ است؟ اگر باطل‌ است،‌ كفّاره‌ دارد یا خیر؟
ج. در فرض‌ سؤال‌، باید قضای‌ روزه‌ را بگیرد، ولی‌ كفّاره‌ ندارد. بلی،‌ اگر جاهل‌ مقصّر باشد، به این‌ معنی‌ كه‌ در موقع‌ ارتكاب‌ عمل‌، احتمال‌ حرمت‌ بدهد و سؤال‌ نكند و یا بداند استمناء حرام‌ و معصیت‌ است‌، هرچند نداند كه ‌روزه‌ را باطل‌ می‌كند و اگر در روز ماه‌ رمضان‌ انجام‌ دهد، كفّاره‌ جمع‌ دارد. والله العالم

 

  • علم به محتلم شدن در صورت خوابیدن

س. شخصی یك ساعت به اذان صبح مانده در ماه رمضان می‌داند كه اگر بخوابد محتلم می‌شود و تا اذان بیدار نمی‌شود. آیا می‌تواند بخوابد یا نه؟ و اگر خوابید و محتلم شد و اذان گفته شد، روزه او صحیح است یا نه؟
ج. در مورد سؤال، اگر شخص مذكور می‌داند كه قبل از اذان صبح محتلم می‌شود، بنابر احتیاط واجب نباید بخوابد. والله العالم

 

  • محتلم شدن در روز ماه رمضان

س. اگر كسی ماه رمضان بعد از اذان صبح در خواب جنب شود، آیا روزه‌اش باطل می‌شود یا نه؟ و اگر باطل نمی‌شود، آیا می‌تواند بعد از اذان ظهر یا اذان مغرب غسل كند یا نه؟‌
ج. روزه‌اش باطل نمی‌شود ولی برای نماز ظهر واجب است غسل نماید.والله العالم

 

  • رسیدن وقت اذان هنگام غسل

س. شخصی قبل از اذان صبح بیدار شده و جنب بوده، مشغول غسل می‌شود كه وسط غسل، اذان می‌گویند. آیا روزه او صحیح است و كفّاره دارد یا نه؟
ج. اشكال ندارد و روزه صحیح است. والله العالم

 

  • كفاره تأخیر

س. اگر كسی قضای روزهای ماه رمضان سال قبل را تا ماه مبارك رمضان سال بعد نگیرد، حكمش چیست؟
ج. در فرض سؤال، باید علاوه بر قضاء روزه‌ها برای هر روز یك مد(750گرم) گندم یا جو یا آرد بعنوان كفاره به فقیر غیر سید بدهد و دادن پولش كافی نیست. باید خود جنس باشد و می توان همه را به یك فقیر داد. والله العالم

 

  • دادن پول كفاره به فقیر

س. آیا می‌توان‌ پول‌ كفّاره‌ را به‌ فقیر داد و به‌ او گفت: طعامی‌ كه‌ روزانه‌ می‌خوری‌ قصد كفّاره‌ كن؛‌ یا لازم‌ است‌ فقیر از همین‌ پول‌ طعام‌ بگیرد؟
ج. در فرض‌ سؤال‌، فقیر باید با همین‌ پول‌، برای‌ دهنده‌ آن‌ طعام‌ بخرد و به‌ وكالت‌ از طرف‌ او طعام‌ را به‌ عنوان‌ كفّاره‌ بردارد.والله العالم

 

  • زكات فطره‌ی سرباز

س. حكم كسانی كه سرباز هستند و شب عید فطر در آنجا هستند، فطریه، آیا بر پدر آنها واجب است یا خودشان یا مثلاً سپاه یا ارتش یا نیروی انتظامی؟
ج. در فرض سؤال با تمكّن مالی فطره را باید خودشان بپردازند. والله العالم

 

  • فطره‌دادن میهمان و اسقاط ذمه میزبان

س. اگر میهمان با اجازه صاحب خانه، فطره‌ی خودش را بدهد، آیا از عهده صاحب خانه ساقط می‌شود؟
ج. ساقط نمی‌شود. والله العالم

 

  • دادن زكات فطره به واجب النفقة

س. آیا می‌شود زكات فطره را به افرادی، مانند فرزند، زن، پدر یا مادر (اگر مستحقّ باشند) داد یا نه؟
ج. زكات فطره را نمی‌توان به واجب النفقه داد. والله العالم

 

  • پرداخت زكات فطره به مؤسسات

س. پرداخت زكات فطره به كمیته امداد، سازمان بهزیستی و بعض مؤسسات خیریه چه صورتی دارد؟
ج. بنظر اینجانب، زكات فطره بنابراحتیاط واجب باید به فقرای شیعه اثنی عشری برسد و مكلّف باید آنچه را تحت عنوان زكات فطره به اینگونه سازمان‌ها و مؤسسات می‌دهد یقین كند كه بدون كم و زیاد در مورد مصرف، (فقیر شیعه اثنی عشری) صرف شده و الا ذمّه‌اش برئ نمی‌شود. پس برای هر كس این یقین حاصل شود، اشكال ندارد، مثلاً كسی كه زكات فطره می‌دهد و سید نیست باید یقین كند كه به مصرف فقیر غیر سید رسیده، نه سید و نه مدرسه و مسجد و حسینیه. والله العالم

 

  • زكات فطره بچه در شكم مادر

س. بچه‌ای كه در شكم مادر است، آیا فطریه‌اش واجب است یا نه؟
ج. واجب نیست. والله العالم

 

 

 

 

موضوع:

احكام اعتكاف

احكام اعتكاف

تعریف

اعتكاف، توقّف در مسجد است با این قید كه در این توقّف قصد و نیّت تعبّد و بندگی را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نیّت عبادت دیگری مانند نماز و روزه و... غیر از اعتكاف را نیز ضمیمه نماید.

 

زمان اعتكاف

در هر زمانی كه روزه‌گرفتن صحیح باشد، اعتكاف نیز صحیح است؛ امّا افضل اوقات اعتكاف، ماه مبارك رمضان و افضل اوقات ماه مبارك رمضان دهه آخر آن می‌باشد.

 

 

شرایط معتكف

- عقل

س. آیا اعتكاف كودك ممیّز صحیح است؟

ج. اقوی، صحّت آن است.

 

- نیّت‌كردن

* نیّت

س. آیا در اعتكاف واجب و مستحب، قصد وجوب یا استحباب لازم است؟

ج. لازم نیست.

 

س. اگر از روی اشتباه، برای اعتكاف واجب، نیّت استحباب نماید ‌یا بالعكس، تكلیف چیست؟

ج. اشكال ندارد.

 

س. آیا تجدید نیّت در روز سوّم اعتكاف مستحب، لازم است؟

ج. لازم نیست، هر چند احوط است.

 

س. آیا در اعتكاف، نیازی به قصد نمودن عبادات دیگر (‌علاوه بر نیّت اعتكاف) ‌هم است؟

ج. بنابر احتیاط باید قصد عبادت دیگری نیز بشود.

 

* زمان نیّت

س. زمان نیّت اعتكاف چه وقتی است؟ آیا اوّل شب می‌شود نیّت كرد؟

ج. وقت نیّت، قبل از فجر صادق است و اكتفا به نیّت اوّل شب مشكل است مگر این‌كه نیّت اوّل شب تا فجر ادامه داشته باشد.

 

س. در مراسم اعتكاف باید قبل از اذان صبح در مسجد مستقر باشد. اگر دقایقی بعد از اذان بیاید، اعتكاف چه صورتی دارد؟

ج. باید قبل از طلوع فجر صادق در مسجد باشد.

 

* شرط برگشت از اعتكاف در هنگام نیّت

س. آیا انسان می‌تواند از آغاز، هنگام نیّت، شرط كند كه اگر برایش اتّفاقی افتاد یا مشكلی پیش آمد- مثلاً بگوید اگر هوا سرد شد- اعتكاف را رها می‌كنم حتی در روز سوّم؟ آیا لازم است اتّفاق یا مشكل خاصّی را در نظر بگیرد یا نیازی نیست؟

ج. جایز است در حین نیّت (نه قبل از آن و نه بعد از شروع در اعتكاف)، شرط رجوع از اعتكاف را در هر وقت كه بخواهد حتی در روز سوّم بنماید، حتی بدون عروض هیچ سببی.

 

س. آیا در اعتكاف نذری، انسان می‌تواند هنگام خواندن صیغه نذر، شرط كند كه اگر مانعی پیش آمد اعتكافم را رها می‌كنم؟

ج. صحّت اشتراط رجوع از اعتكاف در نذر،‌ محلّ تأمل بلكه محلّ منع است. بلی، نذر اعتكاف مشروط، ‌صحیح است.

 

س. فرموده‌اید معتكف مجاز است هنگام نیّت شرط كند «هر وقت خواست» (حتی در روز سوّم) از اعتكاف برگردد. اگر بعد از نیّت حكم شرط خود را ساقط نمود، آیا شرط او ساقط می‌شود یا خیر؟

ج. شرط رجوع از اعتكاف حتی در روز سوم در حین نیّت، جایز است و اما ظاهر این است كه حكم شرط ساقط نمی‌شود، اگر چه احتیاط در ترتیب آثار سقوط است به اینكه اگر بعد از اكمال دو روز، شرط را ساقط كند، اعتكاف را تمام كند و آن را رها نكند.

 

* عدول از نیّت

س. حكم عدول از اعتكاف به اعتكاف دیگر چیست؛ چه هر دو واجب باشند یا مستحب یا یكی واجب باشد و دیگری مستحب یا یكی برای خودش باشد و دیگری برای نیابت یا هر دو برای نیابت باشد؟

ج. در هیچ یك از صور مذكوره، عدول جایز نیست.

 

* نیابت

س. آیا اعتكاف را به نیابت از كسی كه مرده و یا به نیابت از كسی كه زنده است می‌توان انجام داد؟

ج. نیابت از میّت در اعتكاف، صحیح است و نیابت از حیّ محلّ اشكال است. بلی، به قصد رجاء، اشكال ندارد.

 

 

- روزه‌گرفتن

* نوع روزه

س. آیا هرگونه روزه و‌ لو استیجاری و ... برای اعتكاف كافی است؟

ج. بلی، مطلق صوم كفایت می‌كند.

 

س. در اعتكاف رمضان نیّت روزه باید چگونه باشد؟

ج. روزه باید به نیّت روزه ماه مبارك رمضان گرفته شود.

 

س. اگر شخصی نذر كند كه در ایام معیّنی معتكف شود. اگر در همان ایام، روزه‌ نذری یا استیجاری بر عهده او باشد، آیا می‌تواند در همان اعتكاف، روزه نذری یا اجاره‌ای خود را بجا آورد؟

ج. بلی، مانعی ندارد.

 

 

* اعتكاف در سفر

س. آیا انسان می‌تواند نذر كند كه در سفر روزه بگیرد؟

ج. اگر در حضر چنین نذری بكند صحیح است.

 

س. آیا در حین مسافرت می‌شود روزه‌ی در سفر را نذر كرد؟

ج. صحیح نیست.

 

س. مسافر در چه صورتی می‌تواند اعتكاف كند؟

ج. در مواردی كه صوم برای مسافر صحیح باشد، مانند این‌كه در وطن نذر كرده باشد كه در سفر روزه بگیرد یا در مدینه كه جایز است مسافر برای طلب حاجت سه روز روزه بگیرد.

 

س. شخصی نذر كرده در ایام البیض ماه رجب، در مسجد مقدّس جمكران معتكف شود و نذر كرده در فرض مسافرت روزه هم بگیرد. آیا نذرش منعقد است؟ آیا اعتكاف او صحیح است؟(هر چند مسافر باشد)

ج. در فرض سؤال، اعتكاف صحیح است.

 

س. شخصی برای درك فضیلت اعتكاف در مشهد مقدّس، بعد از رسیدن به مشهد بدون قصد اقامت نذر كرده سه روز روزه بگیرد. آیا چنین نذری صحیح است؟

ج. صحیح نیست.

 

س. حكم اعتكاف مسافر در مساجد مدینه، كوفه، مسجد‌الحرام، سهله و مشاهد مشرفه بدون نذر روزه و قصد اقامت چیست؟

ج. در هر مكانی كه روزه صحیح نیست، اعتكاف هم صحیح نیست.

 

*اعتكاف در سفر حرام

س. آیا در سفر حرام می‌توان اعتكاف كرد؟

ج. در مورد سؤال با تحقّق اعتكاف به قصد قربت و حصول سایر شرائط اعتكاف صحیح است.

 

- اذن برای اعتكاف

س. آیا زن باید برای اعتكاف از شوهرش اجازه بگیرد؟ حتی اگر معتكف شدن او با حقّ شوهر، منافات نداشته باشد.

ج. انجام اصل اعتكاف زن، چنانچه منافی با حقّ زوج نباشد مشروط به اذن زوج نیست، ولی خروج او ازمنزل بدون اذن زوج جایز نیست. پس اگر بدون اذن او خارج شود و به مسجد برای اعتكاف برود، از این جهت اعتكافش باطل است.

 

س. آیا زن می‌تواند با امر شوهرش روز سوم اعتكاف خود را بشكند؟ و اگر شوهر او را مجبور به این كار كند، آیا بر عهده شوهر كفّاره می‌آید یا خیر؟

ج. اگر زوجه با اذن زوج معتكف شده، زوج نمی‌تواند او را مجبور به شكستن اعتكاف نماید و لكن در صورت اجبار، كفّاره ثابت نیست.

 

س. آیا فرزند باید برای اعتكاف از والدین خود اجازه بگیرد حتّی اگر معتكف شدن او موجب اذیّت و آزار یا زحمت آنها نباشد؟

ج. در صورت عدم ایذاء، اذن والدین شرط نیست. بلی، احتیاط خوب است.

 

 

- عدد (‌صحیح‌نبودن كمتر از سه روز)

س. اعتكاف كمتر از سه روز چه حكمی دارد؟

ج. صحیح نیست.

 

س. آیا معتكف می‌تواند شش روز یا ده روز نیّت اعتكاف بكند؟

ج. مانعی ندارد.

 

س. منظور از روز در اعتكاف چیست؛ آیا پایان روز، غروب آفتاب است یا مغرب؟

ج. منظور از غروب، زوال حُمرِه مَشرقیّه است كه عرفاً مغرب گفته می‌شود.

 

س. اگر كسی نذر كند سه روز منفصل اعتكاف كند، آیا نذرش منعقد می‌شود؟

ج. صحیح نیست.

 

- مكان اعتكاف

س. ملاك در تعیین مسجد جامع چیست؟ آیا ممكن است تعداد مساجد یك شهر یا روستا متعدّد باشد؟ آیا مساجد جامع، ممكن است به هم خیلی نزدیك باشند؟

ج. مسجد جامع، مسجدی است كه برای گروه خاصی ساخته نشده است در مقابل مسجد بازار و قبیله و امثال اینها كه در آنها معظم اهل بلد جمع نمی‌شوند و آماده برای اجتماع آنها هم نشده است و ممكن است مسجد جامع متعدّد باشد و نیز نزدیك هم باشند.

 

س. اعتكاف در غیر مسجد جامع مانند حسینیه، نمازخانه دانشگاه چگونه است؟

ج. اعتكاف در غیر مسجد جامع، صحیح نیست.

 

س. اعتكاف شیعه در عبادتگاه‌های دیگر اهل كتاب یا مسجد مخالف چه حكمی دارد؟

ج. اعتكاف در عبادتگاه اهل كتاب صحیح نیست و امّا در مسجد جامع اهل تسنّن صحیح است.

 

س. آیا در تهران بزرگ، در مسجد جامع هر محلّه می‌توان اعتكاف كرد؟

ج. اگر خصوصیات مسجد جامع را داشته باشد، می‌توان اعتكاف كرد.

 

س. اگر اعتكاف واجب خود را در مسجدی بجا آورد و بعداً فهمید كه اعتكاف در آنجا صحیح نبوده است، اعتكاف او چه حكمی دارد؟

ج. اگر اعتكاف واجب بوده، باید استیناف یا قضا شود.

 

س. آیا اعتكاف در مسجد مقدّس جمكران و زیرزمین آن، صحیح است یا خیر؟

ج. در حال حاضر كه عنوان جامعیّت حاصل شده، اعتكاف در آن صحیح است.

 

س. آیا محوطه اطراف مسجد كه به عنوان حیاط از آن استفاده می‌شود، حكم مسجد را دارد؟

ج. حیاط، حكم مسجد را ندارد مگر آن‌كه به عنوان مسجد وقف شده باشد.

 

س. پشت بام و سرداب و محراب مسجد و هر چه به سبب توسعه مسجد به آن افزوده شده جزو مسجد به حساب می‌آید؟ و در صورت شكّ، چنین جاهایی حكم مسجد را دارد؟

ج. پشت بام و سرداب و محراب جزو مسجد است و آنچه به مسجد به قصد اینكه جزو مسجد باشد افزوده شده، مثل اینكه خود مسجد را توسعه داده باشند، مسجد محسوب است و اگر شكّ داشته باشید در اینكه آنچه افزوده شده به قصد مسجدیّت بوده یا نه، مسجد محسوب نمی‌شود.

 

* وحدت مسجد

س. آیا معتكف می‌تواند قسمتی از اعتكاف را در یك مسجد جامع و قسمت دیگر را در مسجد جامع دیگری بجا بیاورد؟

ج. نمی‌تواند.

 

س. آیا اعتكاف در دو مسجد متصل به هم (به طوری كه بخشی از وقت را در یكی و بخشی از آن در دیگری بماند) جایز است؟

ج. اعتكاف، باید در مسجد واحد باشد و به نحو مذكور در سؤال، اعتكاف باطل است.

 

س. اگر اعتكاف به سبب پیش‌آمدن مانعی به هم بخورد:

الف: آیا می‌توان همان اعتكاف را بعد از برطرف شدن مانع در همان مسجد به پایان ببرد؟

ب: آیا می‌توان آن را در مسجد دیگر ادامه داد؟

ج. ادامه آن اعتكاف صحیح نیست؛ چه در همان مسجد و یا در مسجد دیگر.

 

*‌ استفاده شخصی معتكف از وسائل مسجد

س. استفاده از وسایل مسجد در كارهای شخصی، در حال اعتكاف چه حكمی دارد؟

ج. جایز نیست چنان‌كه در غیر حال اعتكاف هم جایز نیست، ولی مبطل اعتكاف نیست.

 

* غصب مكان و اعتكاف

س. آیا اعتكاف كسی كه جای شخص دیگری را غصب كرده یا عمداً بر فرش غصبی نشسته، صحیح است؟

ج. در هر دو صورت بنابر احتیاط، اعتكاف باطل است، و در هر دو صورت اگر بعد از اكمال دو روز بوده، احتیاط كند به اینكه اعتكاف را به آخر برساند و نیز اگر اعتكاف با نذر یا عهد مثلاً واجب شده و لو در روز اوّل باشد، احتیاط این است كه اعتكاف را تمام كند. بلی، اگر جاهل به غصب یا ناسی بوده، اعتكاف صحیح است.

 

س. اگر جای كسی را كه معتكف بوده غصب كند، فرموده‌اند اعتكاف او باطل است. حال اگر جاهل بود یا عامد بود ولی حال پشیمان شده و جای خود را عوض كند، اعتكاف او صحیح است یا خیر؟ در صورت عمد، آیا كفّاره دارد یا خیر؟

ج. در فرض سؤال، چنانچه جاهل بوده، اعتكاف صحیح است و اگر عامد بوده پس اگر بعد از غصب و جلوس به عنوان اعتكاف پشیمان شده، اعتكاف باطل است ولی كفّاره ندارد هر چند احوط است و اگر به عنوان اعتكاف، تصرّف در مكان مغصوب نكرده بلكه فقط شخص ذی حقّ را از مكان خود كنار زده و خودش هم در مكان دیگر اعتكاف نموده هر چند فعل حرامی مرتكب شده امّا اعتكافش باطل نیست.

 

* استدامه توقف در مسجد

س. در چه مواردی معتكف می‌تواند از مسجد خارج شود؟

ج. در مواردی كه ضرورت عقلی یا شرعی یا عادی وجود داشته باشد، مانند رفع حصر از بول و غائط یا احتیاج به غسل در مورد جنابت یا استحاضه و مانند اینها و همچنین برای اقامه شهادت یا تشییع جنازه یا عیادت مریض.

 

س. معتكف برای موارد ضروری چه مدّتی می‌تواند در خارج از مسجد بماند؟

ج. در فرض خروج برای امر لازم، اگر زمانِ بودن در خارج مسجد به قدری طول بكشد كه صورت اعتكاف را بر هم زند، اعتكاف باطل می‌شود.

 

س. معتكف وقتی برای توالت و یا گرفتن وضو به خارج مسجد می‌رود گاهاً اتفاق می‌افتد كه تقریباً 10دقیقه یا بیشتر در صف نوبت می‌ایستد. آیا این عمل ضرری به اعتكاف می‌زند؟ و آیا در آن مدّت می‌تواند كارهایی را انجام دهد مثلاً ظرف بشوید؟

ج. اگر خروج برای گرفتن وضو یا توالت ضروری باشد و به غیر از اینكه در صف نوبت بایستد، راه دیگری نباشد اشكال ندارد، لكن در آن مدّت اشتغال به كار دیگر بر خلاف احتیاط است و باید ترك شود.

 

س. در چه مواردی واجب است معتكف از مسجد خارج شود؟ اگر در مواردی كه واجب است خارج شود این كار را نكند، آیا به اعتكاف او ضرری می‌زند؟

ج. در موردی كه مثلاً در مسجد جنب شود اگر خارج نشود اعتكافش باطل است ولی اگر مثلاً وجوب خروج برای اداء دین واجب الأداء و یا انجام واجب دیگری كه متوقّف بر خروج است باشد گناه كرده ولی اعتكاف باطل نمی‌شود.

 

س. در هنگام خروج در موارد مجاز یا خروج ضروری از محلّ اعتكاف، آیا می‌توان زیر سایه راه رفت؟ آیا می‌توان در سایه نشست و آیا انتخاب نزدیكترین مسیر واجب است؟

ج. احوط، مراعات نزدیكترین راه است و واجب است مكث او به مقدار حاجت باشد نه زائد بر آن و واجب است در صورت امكان در سایه ننشیند بلكه احتیاط این است كه در سایه، راه هم نرود بلكه احتیاط این است كه مطلقاً ننشیند مگر در مورد ضرورت.

 

س. در موارد زیر اگر عمداً و از روی اختیار، در غیر موارد مجاز، از مسجد بیرون رود، اعتكاف او چه حكمی دارد؟

الف: اگر جاهل به حكم باشد.

ب: اگر به سبب فراموشی یا اكراه از مسجد خارج شود.

ج(الف). اعتكاف باطل است.

ج(ب). در صورت نسیان محلّ اشكال است و احتیاط به اتمام و اعاده در صورت وجوب اعتكاف ترك نشود و بعید نیست صورت اكراه، ملحق به موارد ضرورت باشد كه اعتكاف باطل نشود.

 

س. معتكف در روز سوم اعتكاف بدون مجوز شرعی از مسجد خارج می‌شود. آیا تنها قضاء لازم است یا كفّاره هم باید بدهد؟

ج. در مورد سؤال، فقط قضاء دارد و كفّاره لازم نیست.

 

س. تأخیر غسل واجب، مثل غسل جنابت و مس میّت در حال اعتكاف، آیا مبطل اعتكاف است؟

ج. تأخیر غسل مسّ میت موجب بطلان اعتكاف نمی‌شود ولی چون توقّف جنب در مسجد حرام است لذا تأخیر غسل جنابت حرام است و موجب بطلان اعتكاف می‌شود.

 

س. شخصی از لثه‌هایش خون می‌آید، آیا می‌تواند دهان خود را در یك ظرف بشوید و بعد آن را در بیرون از مسجد دور بریزد و یا تسریع در این امر واجب است و یا شستن دهان باید در بیرون از مسجد صورت بگیرد؟

ج. اگر موجب تنجیس مسجد نمی‌شود، مانعی ندارد.

 

س. خارج شدن معتكف از مسجد در موارد ذیل چه حكمی دارد:

الف: گرفتن وضو؟

ب: غسل مستحبی و مسواك‌؟

ج: تلفن‌زدن به خانواده در موارد غیرضروری و امور متعارف؟

د: دیدار با خانواده در بیرون از محدوده مسجد؟

هـ: شركت در دروس حوزه و دانشگاه؟

و: نماز جماعت یا نماز جمعه؟

ج. برای شركت در دروس و نماز جماعت و تلفن به خانواده و راهپیمایی و دیدار با خانواده محلّ اشكال بلكه ممنوع است، ‌و برای نماز جمعه اشكال ندارد و همچنین برای وضو و غسل مستحبّی و برای مسواك‌زدن هم اگر ضرورت داشته باشد، اشكال ندارد.

 

س. شخصی امام جماعت مسجد یا مدرسه‌ای می باشد. آیا در حال اعتكاف جهت اقامه نماز جماعت می‌تواند از مسجد خارج شود؟

ج. جواز خروج برای اقامه جماعت مشكل است. بلی، خروج برای نماز جمعه اشكال ندارد.

 

س. قسمتی از بدن در حال اعتكاف خونی شده است. آیا ازاله آن در بیرون مسجد ضرورت فوری دارد یا تأخیر نیز جایز است؟

ج. اگر نمی‌خواهد فعلاً نماز بخواند، تطهیر فوری ضرورت ندارد.

 

س. اگر در مسجد شیر آب و ظرفشویی برای مسواك‌زدن و وضوی مستحبی باشد، در این صورت معتكف می‌تواند برای بجا آوردن آنها از مسجد خارج شود؟

ج. نمی‌تواند.

 

س. با توجه به مشكلاتی كه صرف غذا در مسجد دارد. آیا صرف غذا در سالن غذاخوری كه در محوّطه مسجد است برای معتكفین جایز است؟

ج. جایز نیست.

 

س. آیا معتكف می‌تواند جهت اخذ سهمیه دولتی (در صورتی كه در غیر آن زمان ممكن نباشد و به آن محتاج باشند) ‌از مسجد خارج شود؟ و آیا این معامله محسوب می‌شود؟

ج. در فرض سؤال، چنانچه با توكیل هم ممكن نباشد، اشكال ندارد.

 

س. در صورت وجود شیر آب و ظرفشویی در داخل مسجد برای مسواك‌زدن و وضوی مستحبّی و از طرفی منع خادمین مسجد به خاطر رعایت نظافت، آیا برای انجام امور مذكوره معتكف می‌تواند از مسجد خارج شود؟

ج. كسی حقّ منع ندارد و اگر با این حال منع كردند، خروج به مقدار ضرورت برای امور مذكوره اشكال ندارد.

 

- بر هم‌زدن اعتكاف

س. انسان چه موقع می‌تواند اعتكاف خود را به هم بزند و چه موقع نمی‌تواند؟

ج. در صورتی كه اعتكاف مستحبّ باشد در دو روز اول می‌تواند بهم بزند و اگر دو روز را تمام كرد نمی‌تواند بهم بزند و اگر اعتكاف واجب مانند اعتكاف نذری باشد. پس اگر معین نموده در چه زمانی اعتكاف كند حقّ بهم زدن آن را حتی در روز اول هم ندارد و اگر در نذر زمانی برای اعتكاف تعیین ننموده مانند اعتكاف مندوب است كه می‌تواند در دو روز اول آن را قطع كند.

 

س. كسی كه در حین اعتكاف مریض شود (و قبلاً هم شرط نكرده باشد)‌ می‌تواند روز سوم اعتكاف خود را بهم بزند؟

ج. مرضی كه موجب بطلان صوم است، موجب بطلان اعتكاف نیز است و لو روز سوّم باشد.

 

س. اگر زنی را كه معتكف است طلاق رجعی دهند، تكلیفش چیست؟ اعتكاف او چه حكمی دارد؟

ج در فرض سؤال، اعتكاف مطلّقه باطل است و باید برای نگهداشتن عدهّ به منزل برود و اگر اعتكافش واجب موسّع بوده، باید بعد از خروج از عدّه استیناف كند و اگر واجب معیّن بوده پس اگر تعیّن از جهت وقوع طلاق در روز سوّم اعتكاف باشد بعید نیست مخیّر باشد بین اتمام اعتكاف و خروج پس از آن و بین ابطال اعتكاف و خروج فوری و اگر تعیّن از جهت اجاره و نذر و شبه آن باشد باید خارج شود.

 

س. اگر شخص معتكف در اثناء اعتكاف واجب (به نذر یا مثل آن) بمیرد، آیا قضای آن بر ولیّ او واجب است؟

ج. در فرض سؤال، ‌قضاء آن بر ولیّ واجب نیست هر چند احوط است. بلی، اگر مورد نذر، ‌روزه در حال اعتكاف باشد قضاء آن بر ولیّ واجب است.

 

- محرّمات اعتكاف

س. چه چیزهایی بر معتكف حرام است؟

ج. به كتب مفصّله مدوّنه در این موضوع مراجعه نمایید اجمالاً: 1- تماس با زن2- استشمام بوی خوش 3- بیع و شراء 4-‌ مجادله در امر دنیوی و دینی.

 

س. گرفتن ناخن و یا كندن مو، مثل اصلاح سر و صورت، در حال اعتكاف چه حكمی دارد؟

ج. اشكال ندارد اگر چه احوط و اولی ترك است. البته اصلاح صورت اگر تراشیدن ریش باشد حرام است.

 

س. عطر زدن، شانه زدن و در آینه نظر كردن معتكف، چه حكمی دارد؟

ج. استشمام بوی خوش مانند عطر و ریاحین برای معتكف حرام است ولی شانه‌زدن و نگاه در آیینه حرام نیست اگر چه اولی ترك است.

 

س. آیا در حال اعتكاف بوییدن عطریات و گیاهان خوشبو « برای لذّت بردن» حرام است یا اگر لذّت هم نبرد، ‌جایز نیست؟

ج. نسبت به عطریات، اعتبار تلذّذ در حرمت، محلّ تأمل است،‌ ولی در مورد گل‌ها بعید نیست حرمت مخصوص به مورد التذاذ باشد. بلی، برای كسی كه فاقد حس شامه است اشكال ندارد.

 

س. حكم موارد زیر برای زن و شوهر در حال اعتكاف چگونه است؟

الف: لمس

ب: بوسه

ج: نگاه از روی شهوت

د: صحبت تلفنی از روی شهوت

ج(الف وب). ‌لمس و بوسه با شهوت بنابر احتیاط، برای معتكف و معتكفه حرام بلكه موجب بطلان اعتكاف است.

(ج و د). نگاه با شهوت به همسر اشكال ندارد هر چند احتیاط در ترك آن است و همین‌طور صحبت تلفنی از روی شهوت با كسی كه اینگونه صحبت با او در غیر حال اعتكاف جایز است، اشكال ندارد.

 

س. آیا در صورت نیاز و ضرورت می‌تواند خرید و فروش نماید؟ آیا در این امور می‌تواند به شخص دیگری وكالت دهد تا از طرف او خرید و فروش كند یا به غیر خرید و فروش مثلاً با قرض یا بخشش نقل و انتقال كنند؟

ج. در صورتی كه خرید و فروش برای اكل و شرب در خود اعتكاف، ‌مورد نیاز باشد و توكیل، متعذّر باشد و بدون بیع، رفع حاجت نشود اشكال ندارد.

 

س. مجادله در چه اموری حرام است؟

ج. مجادله بر امر دنیوی یا دینی هنگامی كه هدف غلبه بر طرف مقابل یا اظهار فضیلت باشد، حرام می‌باشد.

و امّا اگر مجادله به قصد اظهار حق باشد یا مجادله برای این باشد كه طرف مقابل از خطای خویش برگردد، اشكالی ندارد بلكه این نوع از مجادله از بهترین طاعات محسوب می‌شود.

 

س. اگر معتكف عادت به این داشته باشد كه در حال استمتاع یا راه‌دادن بعضی فكرها به خود از او منی خارج می‌شود اگر با این كارها منی از او خارج شود چه حكمی دارد؟ و اگر عادت نداشته باشد و منی بیرون بیاید چطور؟ و اگر عادت داشته باشد ولی منی بیرون نیاید، چه حكمی پیدا می‌كند؟

ج. اگر تعمّدی در بین نباشد و بی اختیار باشد، اشكال ندارد.

 

- كفّارات محرّمات اعتكاف

س. اگر معتكف، اعتكاف واجب یا مستحب را با جماع باطل كند، آیا ‌كفّاره بر او واجب است؟ آیا ارتكاب این عمل در شب یا روز فرقی در حكم ایجاد می‌كند؟ آیا ارتكاب این عمل در دو روز اوّل یا روز سوّم فرقی در حكم ایجاد می‌كند؟

ج. در اعتكاف واجب هر چند جماع، ‌در شب باشد كفّاره واجب می‌شود و در اعتكاف مستحبّ اگر بعد از تكمیل دو روز باشد، بنابر احتیاط كفّاره دارد و قبل از آن وجوب كفّاره معلوم نیست.

 

س. اگر روزه قضا را در هنگام اعتكاف واجب بگیرد و سپس روزه خود را در بعد ازظهر باطل كند، ‌چند كفّاره بر او واجب است؟ ‌اگر اعتكاف مستحبّ باشد، حكم چگونه است؟‌

ج. در اعتكاف واجب، دو كفّاره دارد و در اعتكاف مستحبّ، چون قضاء روزه را بعد از ظهر باطل كرده، یك كفّاره واجب است و جهت ابطال اعتكاف هم اگر در روز سوّم باطل كرده، احوط لزوم كفّاره است.

 

- اعمال امّ داوود

س. طبق مندرجات مفاتیح الجنان اعمال ام داوود بعد از اذان ظهر شروع می‌شود لیكن در مراسم اعتكاف در بعضی مساجد به جهت داشتن برنامه سخنرانی و نوحه‌خوانی اعمال را دو ساعت قبل از اذان ظهر شروع می‌ كنند، به این عنوان كه كلّ اعمال مستحب است و فرقی نمی‌كند كه قبل از اذان یا بعد آن باشد. آیا این كار صحیح است؟

ج. اگر رجاءاً به عنوان ثواب انجام شده باشد، مانع ندارد.

 

موضوع:

برخی احكام حج

برخی احكام حج
برخی احكام حج

س. اگر حاجی لباس احرام را با پول خمس‌ نداده خریده باشد، احرام او صحیح است یا خیر؟
ج. اگر معامله به عین پول خمس‌ نداده انجام نشده است و به ذمّه باشد، تصرّف در آن جایز است.

 

س. آیا محرم می‎تواند به وسیله سنجاق دو طرف رداء را بهم متصل كند یا گره بزند؟
ج. این كار اشكال دارد و نباید دو طرف رداء را به یكدیگر متّصل كنند.

 

س. اگر زن ها تلبیه را به طوری بلند بگویند كه اجنبی بشنود، آیا اشكال دارد یا نه؟
ج. اگر با شنیدن اجنبی جهر به تلبیه كرده، احوط و اولی، اعاده است.

 

س. آیا استفاده از صابون و بعضی از شامپوها در حال احرام اشكال دارد؟
ج. اگر صدق بوی خوش می‎كند، از آن اجتناب كنند، و در غیر این صورت مانع ندارد.

 

س. در حال احرام، عدّه‎ای با دوربین دیجیتال از هم عكس می‌گیرند و هنگام دیدن تصاویر به مانیتور آن نگاه می‌كنند كه حالت شفاف و آینه‌مانندی دارد. بفرمایید اشكال دارد یا خیر؟
ج. اشكال ندارد.

 

س. استفاده از كِرِم‌‎های آرایشی دست و صورت برای زنان در حال احرام چه حكمی دارد؟
ج. جایز نیست.

 

س. عقد كردن در زمان احرام چه حكمی دارد؟
ج. عقد باطل است و موجب حرمت همیشگی می‌شود.

 

س. اگر در حال احرام، اتوبوس‌ها از زیر پل‌هایی كه در مسیر واقع شده بروند، و به ناچار، محرمین از زیر پل‌ها عبور كنند، و یا در پمپ بنزین در زیر سقف متوقف شود، و محرمین زیر سقف قرار گیرند اشكالی دارد؟
ج. آنچه در حال احرام حرام است، سایه بر سر قرار دادن است. بنابراین در فرض سؤال برای محرم اشكال پیدا نمی‎شود، و كفّاره ندارد.

 

س. كسی كه موهایش مصنوعی است و محرم شده است. وظیفه‌اش چیست؟
ج. ضرر به عمره و حج ندارد. بلی، اگر مرد است باید كفّاره بدهد ولی باید موی مصنوعی، مضرّ به صحّت غسل و وضویش نباشد.

 

س. چنانچه شخصی نتواند در حال طواف از ادرار خود جلوگیری كند، آیا باید نایب بگیرد؟
ج. حكم طواف مسلوس حكم نماز است و مبطون نایب بگیرد، و احتیاط این است كه خودش بجا آورد و نایب هم بگیرد.

 

س. آیا شاذروان جزء كعبه حساب می‌شود؟ در صورتی كه عضوی از اعضای بدن طواف كننده بالای آن قرار گیرد، چه حكمی دارد؟
ج. بلی، جزء كعبه معظّمه است. بنابراین اگر در حال طواف بر روی آن راه برود و یا عضوی از بدن بر آن قرار گیرد باید آن مقدار را به طورصحیح دوباره بجا آورده و طواف را تمام و بعد از اتمام آن با نمازش، احتیاطاً طواف و نماز را اعاده نماید.

 

س. در هنگام شلوغی، خانم‌ها اگر بخواهند طواف را در محدوده 5/26 ذراع بجا آورند یا نماز را پشت مقام ابراهیم بخوانند، مردان نامحرم به آنها تنه می‎زنند. وظیفه چیست؟
ج. این امر به تنهایی مجوز طواف در خارج محدوده نیست.

 

س. امروزه كه فاصله بین صفا و مروه به صورت سالن دو طبقه‎ای ساخته شده است انجام سعی در طبقه دوم چه حكمی دارد؟
ج. اگر طبقه دوم بین كوه صفا و مروه قرار گرفته باشد و بلندتر نباشد، مانعی ندارد.

 

س. اگر كسی به جای تقصیر، حلق نمود، آیا كفایت می‎كند؟
ج. در عمره تمتّع كفایت نمی‎كند، و باید یك گوسفند كفّاره بدهد.

 

س. به نظر حضرتعالی رمی جمرات از طبقه فوقانی كافی است یا نه؟
ج. رمی آنچه بر ستون جمره اضافه شده خلاف احتیاط است، ولی اگر از طبقه فوقانی به قسمت قبلی جمره رمی كنند اشكال ندارد.

 

س. اخیراً محل قربانی را از منی تغییر داده‎اند، و به وادی محسّر برده‎اند. آیا می‎شود قربانی را در غیر منی انجام داد، یا حتماً باید در خود منی انجام دهند؟
ج. تا قربانی در منی ممكن است، قربانی در غیر منی مجزی نیست. بلی، اگر كلاً ممنوع شود، اقوی كفایت آن است در وادی محسّر.

 

س. آیا شركت در نماز جماعت اهل سنّت و خواندن نمازهای یومیه با آنها، كافی است؟
ج. نماز با عامّه در حال ضرورت بی اشكال است، و در غیر حال ضرورت هم شركت در جماعات آنان اگر موجب تألیف قلوب آنها و دفع اتهام به شیعه باشد خوب است و اعاده آن لازم نیست اگر چه موافق با احتیاط است.

 

س. آیا می‎توان یك حج را به نیابت از دو نفر انجام داد؟
ج. هر كس در ماه ذیحجه، فقط می‎تواند یك حج واجب برای خود یا به نیابت از دیگری انجام دهد، امّا حج مستحبی به نیابت از دو یا چند نفر مانعی ندارد.

 

س. سجده‌كردن بر سنگ‌ها‌ئی كه مسجدالحرام به آن فرش شده مثل سنگ مرمر جایز است یا خیر؟
ج. بلی، جایز است، و معادنی كه سجده بر آن جایز نیست معادنی است كه عرفاً به آنها زمین گفته نمی‌شود، مثل طلا و نقره و عقیق و مس و سایر فلزات.

 

س. زن ها در حال احرام می‌توانند جوراب بپوشند یا بایستی روی پای آنها مثل مردان باز باشد؟
ج. اقوی، جواز پوشیدن جوراب است برای زن بله پوشش در مقابل نامحرم واجب است.

 

س. با توجه به اینكه استفاده از خودتراش های متعارف برای حلق سر در حج تمتع مشكلاتی را برای برخی از حجاج بیت‌الله‌الحرام ایجاد می‌نماید. لطفاً به چند سؤال زیر در این مورد پاسخ دهید:
الف) در حج تمتع حتماً حلق لازم است یا امكان تقصیر هم وجود دارد؟
ب) در مواردی كه حلق تعین دارد حتماً باید از تیغ (موس) برای حلق استفاده نمود یا امكان حلق با وسائل امروزی وجود دارد؟
ج) اگر وسیله‌ای مشتمل بر تیغ باشد ولی نه به صورت دستگاه متعارف تیغ‌ها و عرفاً وسیله دیگر باشد ولی تیغ داشته باشد كفایت می‌كند؟
د) اگر وسیله‌ای تیغ نداشته باشد ولی مو رااز ته بزند بگونه‌ای كه هیچ چیز از ساقه مو باقی نماند كفایت می‌كند یا خیر؟

ج. الف. برای صرورة (كسی كه بار اول است حجّ تمتع بجا می‌آورد) بنابراحتیاط حلق واجب است.
ب. باید تیغ و تراشیدن باشد.
ج. اگر با تیغ باشد كه در حقیقت سر را با تیغ تراشیده اشكال ندارد.
د. كفایت نمی‌كند.

 

س. اگر كسی در طواف حج واجب شك كند كه 6  دور طواف كرده یا 7 دور ولی همسرش كه به همراه او طواف می‌كند بگوید7 دور بوده است. آیا می‌تواند بنا را بر قول همسرش بگذارد و به شك خود اعتناء نكند؟
ج. چنانچه از گفته همسر اطمینان حاصل می‌كند مانعی ندارد.

 

س. آیا در حالت اختیار و حالت اضطرار اعم این كه اضطرار مالی باشد یا اضطرار تنگی مكان در منای جدید كه خارج از منی می‌باشد كه بعضی از چادرها در وادی محسر و مزدلفه نصب شده‌اند در شب‌های 11و12 ذی‌الحجة، بیتوته منی جایز است یا نیست؟
ج. بیتوته باید در منی باشد.

 

س. نمازهایی كه در هتل یا مساجد دیگر یا مكان‌های دیگر مكّه و مدینه خوانده می‌شود كامل است یا شكسته؟
ج. در تمام شهر مكه و مدینه زائرین مخیر هستند نماز را شكسته یا تمام بخوانند.

 

س. آیا در حج تمتع كسی كه اولین بارش است می‌تواند بجای حلق، تقصیر نماید؟
ج. بنابراحتیاط واجب، حلق لازم است.

 

س. سال گذشته دختر هفت ساله خودم را در عمره مفرده محرم كردم. بعد از بازگشت به ایران متوجه شدم كه وضویش اشتباه بوده است. حكمش چیست؟ آیا در این مدّت كه در ایران بوده باید از محرّمات احرام خودداری می‌كرده است؟ و كفّاره مترتب است؟
ج. در صورت امكان برگشت، باید طواف‌ها و نماز آن را انجام دهد واحوط این است كه اعمال مترتبه راهم انجام دهد والا نائب بگیرد تا اعمال را انجام دهد بعد به شما خبر دهد تا تقصیر كند و نائب بعد از آن طواف نساء و نمازش را انجام دهد و تا انجام اعمال از محرّمات احرام اجتناب كند و در صورت انجام با علم و عمد كفّاره واجب است و بر عهده ولیّ طفل است.

 

س. كسی كه موی مصنوعی در سر خود كاشته است، آیا در حج تمتعی كه برای اولین بار مشرف می‌گردد، حتماً باید این موهای مصنوعی را بتراشد؟ اگر غیر از این، راه دیگری وجود دارد راهنمایی فرمایید.
ج. چنانچه موی كاشته شده در پوست قرار گرفته و رشد و نموّ دارد، در حكم موی طبیعی است و بنابر احتیاط واجب باید مرد در سفر اول سر را بتراشد و در این حكم می تواند به مجتهد دیگر كه فتوی به جواز اكتفاء به تقصیر می‌دهد رجوع نماید با رعایت الاعلم فالاعلم. ولی چنانچه موی مصنوعی چسبانده شده بر داشتن آن واجب است و همچنین است اگر نموی ندارد.

 

س. آیا شخص محرم می‌تواند پتوی كه دور آن دوخته به دور خودش بپیچد مثل احرام یا موقع خواب روی خود قرار دهد؟
ج. خوابیدن زیر پتو اگر طوری بخود نپیچند كه مثل لباس شود، اشكال ندارد ولی در حال جلوس و قیام پتوی دوخته روی خود نیندازند.

 

س. در سال های اخیر با بكارگیری طرح ترددی بین عرفات و مشعر و منی از عرفات عجزه و بانوان را به سمت منی برده و بدون توقّف در مشعرالحرام این حجاج را عبور داده و به منی و رمی جمرات می‌برند، آیا صرف عبور از مشعر الحرام و بدون وقوف حتی چند لحظه برای وقوف كفایت می‌كند و یا اینكه لازم است وقوف كمی و یا چند لحظه‌ای داشته باشند.
ج. وقوف به معنی مكث نیست بلكه مقصود، بودن در مشعر الحرام است. بنابراین اگر در حال عبور از مشعر قصد وقوف داشته باشند مجزی است.

 

س. در برنامه‌ریزی‌های جدیدی كه برای انتقال معذورین با وسائل نقلیه از عرفات به منی صورت گرفته است، گاه توقفی در مزدلفه محقق نمی‌شود، تكلیف چیست؟ به تعبیری دیگر: آیا صرف حضور در مزدلفه (كه زایرین «چه معذورین در شب، یا غیر معذورین در بین طلوعین»، در حال عبور آن را درك می‌كنند) و نیّت در حال عبور برای وقوف كفایت می‌كند یا خیر؟
ج. در فرض سؤال وقوف ولو سواره كفایت می‌كند.

 

 

. باتوجه به اینكه عملیات تخریب قسمتی از مسجد الحرام و توسعه مطاف در حال انجام می‌باشد و در حدود 3 سال به طول خواهد انجامید، لذا برای انجام طواف در اطراف كعبه سازه‌ای موقت در دو طبقه احداث شده است كه طبقه اول آن با ارتفاعی در حدود نیمه ارتفاع دیوار كعبه و طبقه دوم آن بیش از 13 متر (هم سطح بام كعبه یا كمی بالاتر از آن) است و نماز طواف این افراد نیز پشت مقام در طبقات احداثی جدید خوانده می‌شود. به نظر حضرتعالی طواف و نماز طواف افراد سالم و ناتوان بر روی سازه یاد شده چه حكمی دارد؟
ج. به طور كلّی چنانچه طواف در سازه جدید هم سطح و یا بالاتر از دیوار كعبه معظّمه باشد، طواف صحیح نیست و نایب باید از طرف معذور در طبقه همكف مسجد طواف را انجام دهد و نماز هم در طبقه همكف پشت مقام خوانده شود.

 

 

س. مدّتی است طبقه اول سازه فلزی كه در صحن مسجد الحرام با ارتفاع حدود 3 متری از سطح مسجد ساخته شده، به بهره برداری رسیده، امّا فعلاً از طواف افراد معذور و ویلچری در آن طبقه ممانعت می شود و به طبقه دوم سازه هدایت می شوند.
نظر به اینكه در بخشی از طبقه اول سازه، حدّ فاصل (بین ركن حجر الاسود و حجر اسماعیل) حائلی با ارتفاع حدود 2 متر وجود دارد. متمنّی است فتوای حضرتعالی نسبت به سؤالات ذیل مرقوم گردد:
1. آیا طواف بر سطح این طبقه از سازه با وجود حائل و بر فرض این كه با كمی فاصله از آن، كعبه مشرفه دیده می شود، صحیح است؟
2. با توجه به این كه این طبقه از سازه حدود 3 متر از سطح مسجد الحرام بالاتر است و كف آن فعلا سنگ فرش نیست آیا خواندن نماز طواف بر آن در سمتی كه پشت مقام ابراهیم واقع شده، كافی است؟

ج1. در فرض سؤال صدق طواف از طبقه اول با وجود حائل مشكل است و لذا معذورین كه مجاز از طواف در طبقه اول هستند احتیاط به جمع بین طواف و نایب گرفتن را ترك نكنند.
ج2. نماز را در خلف مقام در طبقه هم كف بخواند. 

 

س. آیا با شرایط فعلی كه ودیعه گذاری بابت انجام حج عمرده مفرده در یك سال و اعزام بعد از گذشت چند سال صورت می گیرد آیا به مبلغ ودیعه خمس تعلق می گیرد یا خیر؟
ج. چنانچه ثبت نام از درآمد سال باشد و تشرّف در سال‌های بعد انجام شود، اصل پول و سودهایی كه متعلّق به سال‌‌های قبل از اعزام می‌باشد متعلّق خمس است و نیز اگر قبل از ثبت نام پول متعلق خمس شده باشد، پرداخت خمس آن لازم است.
 

 

 

موضوع:

پاسخ‌های زیبای مرجع عالیقدر به نامه گله‌مندانه یک دختر به امام زمان علیه‌السلام

پاسخ‌های زیبای مرجع عالیقدر به نامه گله‌مندانه یک دختر به امام زمان علیه‌السلام

پاسخ‌های زیبای مرجع عالیقدر

به نامه گله‌مندانه یک دختر به امام زمان علیه‌السلام

 

سؤال: این نامه را به امام زمان می‌نویسم و چون ایشان را نیافتم جواب آن را از شما که نماینده ایشان می‌باشید می‌خواهم:

من نمی‌دانم تو کیستی. شاید هم وجود نداشته باشی. توهّمی باشی یا امّیدی که در نا امّیدی‌های مطلق، به آن پناه می‌برم. چون اگر به تو یقین داشتم در زندگی حقیقی‌ام جایگاهی داشتی.

ای امام عصر، ای سرور من، تو مرا از این نفرت فزاینده به در آور ... من دیگر نمی‌توانم به پیش بروم... من از همه چیز متنفّرم ... هر چه افزون‌تر می‌دانم نفرتم فزونی می‌یابد ... و زندگی و جامعه هم مرا به این نفرت تشویق می‌کند ... ای امام عصر! من با جنسیّتم بسیار مشکل دارم ... من دختری سرکش و گردن‌فرازم ... و دینی که تو را به آن می‌شناسم مرا به عصیان می‌آورد. مرا به سرکشی وا می‌دارد. بی‌تعارف بگویم؟ شرمنده‌ام ولی ... نفرتم را فزون می‌کند. همه چیزش نه، فقط برخی چیزهایش ... دین تو مانند همه ادیان و مانند همه انسان‌ها به جنسیّت من ظلم می‌کند. مرا تحقیر می‌کند... مرا بنده درجه دو می‌داند.

ای امام عصر! مرا ببخش. امّا کارد به استخوانم رسیده که دارم به تو می‌نویسم. این جسارت‌های مرا به بزرگواری و فهم و بردباری بی‌نظیر خود ببخشای. من کنترلی بر احساس خود- در این هنگام- ندارم. من تنها می‌گریم و می‌نویسم و به تو پناه می‌آورم تا مرا از این سؤالات جان‌فرسا نجات دهی. گمان می‌کنم از آنجا که فرزند پیامبر خدا هستی، بنابر این چون او مردی رئوف و بردباری.

پس جسارت مرا به سبب محبّت بی‌پایان خود به گناهکاران و نادانان، نادیده بگیر. من داستان‌های زیادی از آنان که با تو نشست و برخاست می‌کنند خوانده‌ام و بارها در دل به حالشان غبطه خورده‌ام، چون حتّی لحظه‌ای همنشینی با انسانی چون تو، سعادتی ابدی است که با یاد آن می‌توان تمام تلخی‌ها و بدبختی‌های آینده را تحمّل کرد.

من دختری مسلمانم و در زندگانی‌ام سعی کرده بودم از گناهان بزرگ دوری کنم و گناهان کوچک را کم‌کم کنار بگذارم. من از خانواده‌ای پدید آمده‌ام که به وظایف مسلمانی در آن ارجی نهاده نمی‌شد، امّا در شانزده سالگی تصمیم گرفتم که انسانی دیگر باشم. من که تا آن زمان نماز نمی‌خواندم و حجاب نداشتم و ... بنده‌ای مطیع گشتم و زندگی خود را کاملاً دگرگون نمودم.

سال‌ها گذشت و از لغزش‌های کوچک هم در امان بودم و خود را در آغوش مصونیّت و توجّه خداوند حس می‌کردم.

طوفان‌های نوجوانی را با سربلندی به ساحل سلامت رساندم و به گناهی دست نیازیدم. امّا از بیست و دو سالگی همراه با عمیق‌تر شدن فهم و کمال عقل، اندک اندک نیرویم تحلیل رفت و سؤالات بی‌جواب در من ایجاد شد. من به گناهان بزرگ دست زدم؛ گناهانی بسیار بزرگ.

من از تو پوزش می‌طلبم و روی سیاهم را بر خاک می‌مالم. چون دوستان تو به ما گفته‌اند هر هفته پرونده اعمال شیعیانت را می‌خوانی ... امّا تو به این اشک‌ها که می‌ریزم اعتنا نکن و امّید مبند. چون ابداً به معنای عزم ترک گناه نیست. تنها به معنای بیزاری و پشیمانی است. من هم مانند اکثر دوستداران درجه دو و سه شما اهل بیت، توان ترک گناه را ندارم. می‌دانم تو هم تنها به دوستداران حقیقی و درجه یك خود امّید داری و به تو حقّ می‌دهم که به سراغشان بروی و به آنان توجّه کنی. می‌دانم که پرونده‌ام تو را شوکه کرده است. پرونده‌ای درخشان که یک‌باره سیاه شد. امّا تو جواب سؤالات مرا بده. شاید من هم بتوانم خود را قانع کنم و دوباره با ایمان آهنین و گام‌های مطمئن به سوی تعالی که در پیش داشتم باز گردم.

ای امام بزرگ و عالم! ای کسی که تمام دانش‌های خداوند را در اختیار داری، ای مرد بزرگ و بردبار، من توان فهم مصلحت‌های خداوند را ندارم ... تردید و سؤال دارد مرا از پای می‌افکند.

مرا دریاب. اینك چند سؤال:

1. چرا در فقه ما و اهل تسنّن می‌توان کودک شیرخواره را به اذن پدر به عقد مردی درآورد و آن مرد می‌تواند همه‌گونه لذّت از او ببرد به غیر از دخول؟ آیا این کودک در آن سن هزاران ضربه روحی و روانی نمی‌خورد؟ آیا می‌تواند وقتی به سنّ رشد و عقل رسید پدر و همسر خود را ببخشد؟ چرا باید مردان از هنگام ولادت تا مرگ بر ما تسلّط صد در صد داشته باشند؟ مگر ما بنده درجه دو خداوندیم؟ چرا خداوند ما را این‌طور آفریده؟ من نمی‌خواهم متحمّل این همه ظلم باشم، نمی‌خواهم.

2. آیا مردان این قدر پاک و بزرگوارند که می‌توان دختری را به دستشان سپرد و با خیال راحت مطمئن بود که تا سنّ بلوغ به او تعرّض نمی‌کند؟ و باز در فقه داریم که کودک در هر سنّی که بتواند دخول را تحمّل کند می‌توان این‌کار را کرد. یعنی این دختر برای مرد آفریده شده است. همین که تحمّل کند، می‌توان او را در هر سنّی، زنی کامل پنداشت؟ اگر باردار شد، آیا توان وضع حمل دارد؟ اگر بالغ شد و آن مرد را که بدون خواست او همسرش شده دوست نداشت چه؟ طلاق بگیرد؟ با چه کسی ازدواج کند؟ آیا جوان دلخواهش او را می‌پسندد؟ وقتی زنی کامل است با هزار ضربه روحی که از رابطه جنسی در کودکی خورده است، آیا این زن می‌تواند انسانی عادّی باشد و به سوی خدا گام بردارد؟ تکلیف او چیست؟ گناه این‌که تعادل روانی‌اش را از دست می‌دهد و سرکوب می‌شود به گردن کیست؟ آیا یک‌بار فرصت زندگی که دارد و با این تیره روزی تباه می‌شود قابل جبران است؟

3. چرا مرد هر زمان که اراده کند می‌تواند همسرش را طلاق گوید حتّی اگر همسر راضی نباشد؟ و زن نمی‌تواند طلاق بگیرد مگر به شرط و شروطی بسیار سخت؟

4. چرا اگر زن و مرد از هم جدا شوند کودک به پدر تعلّق می‌گیرد در حالی که نه ماه زجر بارداری و درد توان‌فرسای زایمان و دو سال شیردهی که همگی باعث عوارض بسیار، از جمله پوکی استخوان، فقر آهن و کم خونی، سرطان‌های مختلف رحم و دهانه رحم و ... برای زن می‌شود را زن باید تحمّل کند و در آخر کودک مال کسی می شود که کمترین زحمت‌ها را برایش کشیده است؟ آیا برای این است که مادر تمکّن مالی ندارد؟ خوب! مرد موظّف باشد تا پایان عمر خرج فرزندان را بدهد. آیا زن توان تربیت ندارد؟ پس چرا وظیفه تربیت با زن است و سهم پدر بسیار ناچیز است؟

5. چرا زن حقّ ندارد بدون اجازه همسر خود هیچ کاری کند و باید کاملاً مطیع او باشد و در غیر این صورت تمام عباداتش باطل و ملعون است، امّا مرد هر کار که صلاح بداند بدون رضایت و اجازه همسر می‌تواند انجام دهد؟ این حقّ بزرگ باعث سوء استفاده بسیاری از مردان از زنان خویش شده است تا آنجا که خود را صاحب زن می‌دانند و از هیچ ظلم و زورگویی روی‌گردان نیستند.

6. چرا در صورت مرگ پدر، سرپرستی فرزندان بر عهده پدربزرگ و یا عموهای او خواهد بود؟ چطور می‌توان این را پذیرفت که کسی بیش از مادر بر فرزندانش حقّ داشته باشد؟

7. پدر بزرگوار و عظیم شما امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در خطبه‌ای زنان را ناقص العقل و ناقص الایمان می‌خوانند، آیا زنان حقیقتاً ناقص العقل‌اند؟ پس چطور در دنیای کنونی زنان هم به مدارجی می‌رسند که مردان می‌رسند؟ آیا ما خودمان خواسته‌ایم که عقلمان ناقص و بهره‌مان ناقص و نمازمان به سبب عادت ماهیانه ناقص باشد؟ مگر این را خدا نخواسته؟ چرا به خاطر خواست خدا باید تحقیر شویم؟ و اصلاً چرا خدا ما را این‌گونه آفریده؟ آیا همین‌ها باعث نمی‌شوند طبق حدیث پیامبر تعداد زنان در جهنّم بیش از مردان باشد؟

8. چرا ما علاوه بر تمام تکالیفی که مثل مردان داریم، تکلیف افزون‌تری به نام اطاعت از همسر داریم؟ یعنی حتّی اگر به تمام فرامین خدا اطاعت و عمل کرده باشیم امّا از همسر فرمان‌برداری نکرده باشیم باز در آتشیم؟ امّا مردان تنها باید از خدا فرمانبرداری کنند؟ در درونم هزاران سؤال دیگر هست که اگر تو همین‌ها را پاسخ دهی برای من کفایت است و قول می‌دهم از مابقی صرف نظر کنم. من انسانی پر توقّع نیستم. می‌دانم لیاقت ندارم که شخصاً جواب سؤالاتم را بدهی. لذا برای نمایندگانی که داری این نامه را ارسال می‌کنم و منتظر پاسخ تو از زبان آنان می‌مانم والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خواهر خانم محترم

نامه شما را از آغاز تا پایان مطالعه کردم. اگرچه در ضمن بخش نخست آن الفاظ تندی به کار برده‌اید، ولی عبارات و خطاب‌های مؤمنانه آن- که بسیار رسا و با معنی است- آن جمله‌های به گفته خودتان جسورانه را تأویل می‌نماید. این عذرخواهی صادقانه و پوزش‌مندانه شما، از حال و هوای دیگری حکایت می‌کند.

اگرچه رابطه ما با حضرت صاحب الأمر عجّل‌الله تعالی فرجه الشریف و با خداوند متعال را نمی‌توان با روابط دوستان و خویشان بسیار عزیز تشبیه کرد، امّا وقتی رابطه دوستانه خیلی عمیق و با سابقه باشد، گاه دوست از دوستش اگرچه به اشتباه باشد گله‌مند می‌شود و با زبان اعتراض گله‌گشایی می‌نماید. او هرگز از دیگران گله‌مند نمی‌شود.

شما در ضمن آنچه نوشته‌اید اعتراف به قصور و تقصیر می‌کنید؛ اعتراف و اقراری که گناه را پاک می‌کند.

شما که در آن محیط ناسالم توانسته‌اید از گناه پرهیز نمایید و نماز و حجاب را رعایت کنید جهاد کرده‌اید و ثواب شما از کسانی که در میدان جهاد با کفّار می‌رزمند کمتر نیست. چه عواملی باعث شده که خطّ شما تغییر کرده است؟!

خودتان آن جمله‌های نورانی را که در بخش اوّل نوشته‌اید بخوانید. از آنها نور بگیرید. من از نوشته‌های شما اینها را معتبر و ارزشمند می‌دانم. آن جمله‌های گله‌آمیز را معتبر نمی‌دانم و چنان می‌دانم که به این زبان، اعلام قصور و کوتاهی کرده‌اید.

این عبارات توبه‌آمیز چقدر زیبا و شیرین است: «من به گناه بزرگ دست زدم، من از تو پوزش می‌طلبم و روی سیاهم را بر خاک می‌مالم، چون دوستان تو به ما گفته‌اند هر هفته اعمال شیعیان را می‌خوانی ...»

این سخنان بسیار جذّاب، دل‌نشین و امّید بخش است و بر زبان غیر اهل معرفت جاری نمی‌شود.

و امّا بخش دوم و پاسخ سؤالات:

- این مسأله از شعبه‌های ولایت پدر بر فرزند صغیر است؛ خواه پسر باشد یا دختر که از مسائل مهمّ است و فقط در مسأله عقد نکاح نیست، بلكه در اموال صغیر، در حفاظت از مصالح صغیر و صیانت و تربیت او هم است.

اختیار مطلق نیست و شرائط معتبری دارد که تحقّق آن شرائط نادر الوقوع است، ولی پیش‌بینی آن موارد در قانون لازم است و عدم آن نقص قانون است، و این‌گونه که شما تصوّر کرده‌اید همه خارج از اختیارات ولیّ است.

در اینجا مثل کسی که می‌خواهد به عمد و مغرضانه به فقه جامع اسلام اعتراض نماید سخن گفته‌اید و صورتی را مطرح کرده‌اید که فقط به فرض، قابل تصوّر است و وقوع خارجی ندارد.

شما موردی را نشان بدهید که به این کیفیّت، پدری نسبت به فرزندش؛ چه پسر باشد و چه دختر عمل کرده باشد. از خویشاوندان، از آشنایان و از هر کس دیگری بپرسید، کسی چنین موردی را به شما نشان نخواهد داد. البتّه لازم این ولایت پدر این است که در هر کجا مصلحت فرزند اقتضا کند عمل به ولایت نماید و این قانون به اطلاق تا آنجا فراگیر است که اگر مصلحت فرزند اقتضا کرد که ضمن هر عقدی باشد عمل کند. این ولایت، حافظ مصالح صغیر است.

شما به موردی مثال زده‌اید که مصلحت صغیر در آن عدیم‌النّظیر و مفسده‌خیز است، مثل این‌که اموال او را به ثمن بخسی اجاره دهد و به فرضی که تحقّق خارجی ندارد حکم ولایت پدر بر فرزند را مورد حمله قرار داده‌اید، در حالی كه اگر در شرایطی لازم شود، همه جوانب مصلحت در آن رعایت می‌شود.

- آنچه در مورد عقد نکاح صغیر است، مسأله مختصّ محرمیّت‌هایی است که به نفع و مصلحت خانواده‌ها و صغیر و کبیر است که آن هم با عقد موقّتی است که پس از آن، مدّت هم بخشیده می‌شود.

شما چنان این موضوع ولایت پدر را بر فرزند صغیر حتّی بر عقد نکاح لازم مطرح کرده‌اید که فرض را بر این گذاشته که این عملی است که به شرحی که نوشته‌اید بین مسلمانان شهری و روستایی همه جا رایج است، و دخترهای صغیره به این کیفیّت و در شرایط مفسده‌آمیز به نکاح دائم مردهای سالمند در می‌آیند؛ موردی که در ظرف یک‌صد سال هم اتّفاق نمی‌افتد و کسی پیدا نمی‌شود که از چنین موردی اطّلاع یافته باشد.

کدام کودک به این وضعی که شما نوشته‌اید دچار شده است؟ این همه آثار سوئی که نوشته‌اید بر سر یک دختر می‌آید همه با یك فرض موهوم است! بر این اساس می‌گویید: آیا مردان این‌قدر پاک و بزرگوارند که می‌توان دختری را به دستشان سپرد و ... اگر باردار شد ... اگر چه شد ...

شما مثل این‌که علی الدّوام پیش چشم خود می‌بینید که مردها با سنّ بالا، دخترهای صغیر را تصرّف کرده‌اند و چشم خود را بسته‌اید و نمی‌بینید که چنین فرضی در خانواده خودتان، خانواده‌های دوستانتان، در اینجا و در آنجا سابقه ندارد.

قانون سالم و کامل را مورد اعتراض قرار می‌دهید یا از تسلّط صددرصد مرد بر زن از ولادت تا مرگ می‌گویید و صددرصد واقعیّات را انکار می‌کنید؟

این قرآن مجید و این آیات مربوط به روابط زن و مرد است كه در آن، حقوق متقابل برای آنها مقرّر شده است: «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ»[1] و آیه 35 سوره احزاب[2] در ارزش‌های واقعی، زن و مرد را هم‌طراز قرار داده است.

اسلام زن را با مرد و مرد را با زن شریک زندگی قرار داده است. زن تا قبل از ظهور اسلام در همه جا و همه ملل و امم جایگاه مناسب انسانی نداشت.

اسلام، دین گرامی‌داشت زن است. این ظلم به اسلام است که زنان حقّ عظیم اسلام را نسبت به خود نشناسند و آیات قرآن را که زن و مرد را در کنار هم شایسته فتح قلّه‌های بلند انسانی قرار می‌دهد و اعلامیه «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً وَ لَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یعْمَلُون»[3] را فراموش نمایند و به فقه اسلام نادانسته اعتراض کنند و العیاذ بالله گمان کنند، مثل بعض جوامع و کشورها که بر اساس رنگ و نژاد، انسان‌ها را - که متساوی‌‌الشّأن هستند- به دو درجه تقسیم نموده‌اند، در اسلام هم نسبت به زن و مرد این درجه‌بندی وجود دارد. چیزی که در فقه اسلام هیچ اثری از آن نیست.

- حکمت این‌که اختیار طلاق با مرد است مصالحی است که مربوط به مصلحت کلّ عائله است و اگر به خیر زن بیشتر نباشد کمتر نیست.

زن از جهت عاطفی از بعض مظاهر و جریان‌ها، عاطفه، مهر، رحم و گاه خشم و نفرتش شدیدتر برانگیخته می‌شود و به عکس، مرد از صلابت خاصّی برخوردار است که دیرتر تهییج می‌شود و بر احساسات خود مسلّط می‌گردد که هر دو برای هر یک از آنها کمال است.

زن باید چنان باشد و مرد باید چنین؛ که فرمودند «إِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَة»[4]پهلوانی و تهمتنی بیشتر برازنده مرد است و لطافت و نازکی و رقّت عواطف و گل صفت‌بودن بیشتر روحیه بانوان است.

نیروی بازدارنده از طلاق در مرد بیشتر عمل می‌کند. نکته دیگر این است که در مسأله طلاق و امثال آن، مسأله یک اعتبار و یک اساس و بنیاد است که بر اساس ازدواج زن با مرد برقرار می‌شود و اساس آن بر اختصاص زن به مرد است، نه اختصاص مرد به زن که این اختصاص هم از خصوصیّت جسمانی آنها است.

در رابطه جنسی و تولید نسل، زن به بیش از یک مرد نیاز ندارد و تولیدش محدود است، به عکس مرد كه در تولید- که ظاهراً غرض طبیعی از ازدواج است- در زمان واحد قادر بر تولید بیشتر است. از این جهت هم، در ازدواج و اعتبار نکاح و همسری زن به مرد قابل اختصاص است و بر حسب قرارداد اختصاص می‌یابد، ولی مرد به زن اختصاص نمی‌یابد، چون اختصاص او خلاف نظام تولید است، بنابراین در اعتبار ازدواج، رفع این اختصاص در اختیار مرد است به عکس زن.

در کلّ، این نظام عائله و ازدواج همه بر طبق نظامات الهی و وحیانی شرعی است که همه جوانب و مصالح در آن ملحوظ است و به همین‌گونه که مردان مؤمن و زنان مؤمنه تسلیم این نظام هستند و به آن به جهت این‌كه حکم خدا است در دل نگرانی ندارند.

نظام، کامل و تمام است و رابطه فیما بین دو همسر در کمال قداست و پاکی و همکاری، مثل یک وجود و واحد خارجی می‌باشند؛ هر دو از هم و به هم و با هم هستند و حاصل این‌که نظام همسری و همسرداری در اسلام، بهترین و سالم‌ترین نظام است که متضمّن خیر دنیا و آخرت طرفین است.

زن به عنوان مادر بیشتر از پدر مورد احترام و تکریم است. «از حضرت رسول صلّی‌الله علیه و آله سؤال شد که چه کسی یا کدام سزاوارتر است که با او حُسن معاشرت و مصاحبت داشته باشم؟ فرمودند: مادر. سؤال شد پس از آن؟ فرمودند: مادر تا پس از مرتبه سوّم یا چهارم فرمودند: پدر.»[5]

در بلندی مقام زن به مناسبت برنامه‌هایی که به حسب تکوین و طبیعت با میل و رغبت متحمّل می‌شود، مثل بارداری و دوره شیرخواری کودک و همسرداری، سخنان ائمّه علیهم‌السّلام به قدری روشن در اهمّیّت تکریم و گرامی‌داشت مقام زن بیان گردیده است که موجب افتخار زن مسلمان است.

- می‌گویند: چرا زن حقّ ندارد بدون اجازه همسر خود هیچ کاری کند؟

جواب این است كه کجا و کی گفته است که زن حقّ ندارد بدون اجازه همسر خود هیچ کاری کند؟! او مثل مرد، فاعل مختار است و در مال خودش هر تصرّفی بخواهد مثل دیگران است. شما مثل این‌که در متن جامعه مسلمانان نیستید و روابط خوب بسیار والا و پر از عشق و محبّت بانوان و شوهران را ندیده‌اید یا خصوص در خانواده شما اخلاق اسلامی ظهور ندارد؟

مکرّر گفتیم زن و مرد در اثر تربیت اسلامی یک واحد می‌شوند و یک روح در بدن. این جدال‌ها و این تو و منی‌ها بین آنها نیست. امروز دنیا در اثر تبلیغات سوء، جانب جدایی زن و مرد از یکدیگر را گرفته‌اند و این دو را برابر یکدیگر قرار داده‌اند که هر یک به هم نظر بیگانه به بیگانه دارند.

- راجع به سرپرستی و ولایت پدر بزرگ بر صغیر یا عموهای او متأسّفانه این ایرادات شما بیشتر برای کم‌اطّلاعی از احکام اسلامی است. عموی صغیر هیچ‌‌گونه ولایتی بر او ندارد. پدر بزرگ ولایت دارد که امور او را تحت نظر قرار دهد که منافع و مصالح او تفویت نشود و با تربیت صحیح بزرگ و کبیر و حضانت هم در صورت فوت پدر تا کبیر گردد با مادر او است.

این تفاصیلی که این احکام دارد همه مصلحت صغیر را تأمین می‌نماید و بسیار دقیق و عمیق است.

- راجع به خطبه‌ای که از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نقل شده است، این خطبه در اشاره به آن موضع ناستوده و مصیبت‌بار عایشه است که موجب شد درهای فتنه بر روی امّت اسلام باز شود و موجب جنگ جمل و صفین و بعد تسلّط بنی‌امیّه و آن حکّام مستکبر و ستمکار گردید.

این بخشی از خطبه حضرت است و با توجّه به این‌که تمام آن نقل شده نمی‌شود به آن برای همه زن‌های جهان- که قرآن مجید نوعشان را با مردها در یک ردیف مورد توصیف و تمجید قرار داده است- جاری دانست. مطلب معلوم است که حکم کلّی نیست و در زن‌هایی، مثل حضرت زهرا و مریم علیهماالسّلام و صدها و هزارها از بانوان دیگر که بر اکثریت همه مردان افضلیّت آنها ثابت است، جریان ندارد.

- راجع به اطاعت زن از مرد و حقوق خاصّ مرد بر زن که برحسب تراضی آنها بر نکاح همسری ثابت می‌شود، اطاعت خاصّ است که اگر نباشد منافی با اساس ازدواج است؛ حقّ است و در برابر آن زن نیز بر مرد حقوقی متقابل و متناسب دارد.

این سؤالات شما همان‌طور که نوشته‌اید هزار‌ها سؤال است و نسبت به تمام کاینات فراگیر است. باید نظر خود را اصلاح کنید. آنچه در ذهن شما است اشکال نیست، بد فکری و تعبیر صحیح از عالم و تفسیر درست از مسائل و کائنات و ازل و ابد نداشتن است.

امّید است با توجّه به این‌که در نامه شما مواردی بود که از آن بقاء روشنایی فطرت و گرایش به خدا و حقیقت بود؛ همان توفیق بزرگی را که در شانزده سالگی برای شما پیدا شده و اتمام حجّت بوده است آن را در خود زنده و راه خدا و بندگی و اعمال صالح را پیش بگیرید.

ان‌شاء الله به توفیق خدا از این حال پرسش از مطالبی که دانستن و ندانستن آنها در سیر راه خدا و عمل به وظایف دینی و عبادات و ترک محرّمات و خودسازی اثری ندارد نجات یابید. همواره موفّق باشید.

 

 

منبع: کتاب "زن در پرتو اسلام" تألیف آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی

 

[1]. «آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یكدیگرید)». سوره بقره، آیه 187.

[2]. «إِنَّ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرینَ اللهَ كَثیراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً؛ به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكیبا و زنان صابر و شكیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسیار به یاد خدا هستند و زنانى كه بسیار یاد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است.»

[3]. «هر كس كار شایسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حیاتى پاك زنده مى‏داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهیم داد». سوره نحل، آیه 97.

[4]. «همانا زن ریحانه است و کارگزار و خدمتکار نیست». نهج البلاغة (صبحی صالح)، نامه 31.

[5]. مستدرک الوسائل؛ ج 15،‌ ص181، ح17936.

موضوع:

فقه عاشورايی ( احكام عزاداری )

فقه عاشورايی ( احكام عزاداری )

 

كیفیت عزاداری
س)حكم چاك زدن گریبان و بر سر و صورت زدن در مصیبت امام حسین علیه‌السلام چیست؟
ج) بر سر و صورت زدن و گریبان چاك زدن در مصیبت آن بزرگوار مانعی ندارد.
 
س)برخی در جلسات سینه زنی و عزاداری معصومین علیه‌السلام در حال عزاداری صورت خود را خراش انداخته و به صورتشان خون جاری می‌شود؛ عزاداری به این شكل چه حكمی دارد؟
ج) معلوم نیست كه این كارها به عنوان ابراز شدت تألم بر مصائب اهل‌بیت علهیم السلام و عزاداری برای آن بزرگواران وهن باشد؛ بلی اگر موجب ضرر معتنی به شود جائز نیست.
 
س)بعض عزاداران به خود گِل می‌مالند و یا اینكه با پای برهنه راه می‌روند. این نحوه عزادارای چه حكمی دارد؟
ج) این گونه امور كه در محلّی طبق مرسوم آن محل بوسیله آن اظهار حزن و عزا نسبت به سالار شهیدان علیه‌السلام بنمایند چنانچه ضرر معتد به برای جسم و جان نداشته باشد مانعی ندارد.
 
س)سینه‌زنی به صورتی‌كه دور می‌چرخند و جست و خیز دارند، چه حكمی دارد؟
ج) اشكال ندارد ولی مواظب باشید وقار عزاداری مخدوش نشود.
 
س)آیا سینه زنی به صورتی كه از كمر به بالا برهنه شوند، در عزاداری سیّدالشهدا علیه‌السلام جائز است؟
ج) اگر مستلزم نگاه نامحرم نباشد اشكال ندارد.
 
س)سینه‌زنی، زنجیرزنی و یا به سر و صورت كوبیدن در خلال عزاداری، به طوری‌كه موجب صدمه، مثلاً مجروح‌ شدن و یا سرخ ‌شدن می‌شود، چه حكمی دارد؟
ج) اگر صدمه معتد به نباشد اشكال ندارد.
 
س)در مراسم سینه زدن، در آوردن لباس در صورتی كه معرض تحریك باشد چه حكمی دارد؟
ج) اگر معرض تحریك باشد اشكال دارد و بهتر است با لباس عزاداری شود.
 
س)در مراسم عزاداری ائمه معصومین علیهم السلام سینه زدن یا چنگ زدن به صورت به طریقی كه خون بیاید چه حكمی دارد؟
ج) عزاداری بر آن بزرگواران به هر نحوی كه موجب ضرر معتدّ به به بدن نباشد و مشتمل بر خلاف شرع از هر جهت نباشد مطلوب است.
 
س)«هروله» در جلسات عزاداری چه صورتی دارد و حال آن كه مظنه هتك عزاداری و لوث شدن آن و پایین آمدن حزن و تأثر عزاداران بسیاری است؛ لطفاً علاوه بر جواب قاعده و نصیحتی راجع به عزاداری عنایت بفرمایید؟
ج) گاه می‌شود كه اشخاص مصیبت زده از شدّت تأثر از جا بر می‌خیزند و می‌روند و می‌آیند و خود را می‌زنند و فریاد می‌كنند؛ اگر كسی در مصیبت حضرت سید الشهدا سلام الله علیه كه اعظم مصائب است واقعاً چنین حالی پیدا كند یا مثل تباكی چنین حالی را دارد نمی‌توان این حالات را اهانت دانست. در این موارد سلیقه‌ها مختلف است؛ بحسب ازمنه و امكنه فرق پیدا می‌كند و عرف عام را باید ملاك دانست. آنچه لازم است این است كه همه بر حفظ و شكوه و عظمت و حقیقت و وقار قدس و ملكوتی این برنامه و نشان دادن كمال حزن و اندوه خود اهتمام نمایند. خداوند تأیید فرماید.
 
س)نظرتان راجع به اینكه به هنگام عزاداری و سینه زدن بعضی به نیت اینكه در موسم حج هستند و یا اینكه با یاد حضرت زینب سلام الله علیها كه در حال هروله بود، هروله می‌كنند و سینه می‌زنند را بیان فرمایید؟
ج) نیّت اینكه در موسم حج هستم و هروله می‌كنم صحیح نیست ولی به عنوان شدّت تأثر و ناراحتی از آن مصائب عظمی اشكال ندارد.
 
س)در برخی از جلسات مذهبی و عزاداری برای اظهار نهایت تذلّل در برابر اهل بیت علیهم السلام عدّه‌ای صدای حیوانات مانند سگ از خود در می‌آورند. حكم شرعی آن را بیان فرمایید؟
ج) چون در انظار بعضی موهن است سزاوار است اظهار ارادت و ولایت خود را در صورت‌های جالب و تحسین‌آمیز انجام دهید.
 
س)تشكیل هیأت در كوی و خیابانی كه اهالی آن به شعائر دینی مقید نبوده، بلكه سینه زنی و نظائر آن نزد ایشان، كاری عجیب و غریب می‌نماید و احیاناً باعث تمسخر مجالس عزاداری و یا هتك حرمت می‌شود، چه حكمی دارد؟
ج) باید در مسجد و حسینیه واقع در محل‌های مذكور هیئت و مجالس مذهبی به صورت شایسته تشكیل شود و از وعاظ و علمای با فضل جهت اداره مجلس دعوت بشود كه آنها دین مبین اسلام را آن چنان كه هست برای مستمعین بیان كنند؛ در این صورت گمان نمی‌رود باعث تمسخر بشود؛ مضافاً بر اینكه در تبلیغ دین، به تمسخر یك عده جاهل و نادان نباید اعتنا كرد.
 
 
 
آیین‌ها و نمادهای عزاداری
س)در مراسم عاشورا مراسمی چون علم‌گردانی، چهل چراغ كشی و نخل گردانی چه حكمی دارند؟
ج) مانع ندارد.
 
س)استفاده از عَلَم چه صورتی دارد؟
ج) در مراسم عزاداری سالار شهیدان حضرت ابی عبد الله الحسین علیه‌السلام استفاده از عَلَم كه تعظیم شعائر محسوب می‌شود به شرط اینكه مشتمل بر مجسّمه ذیروح كه حرام است نباشد، اشكال ندارد؛ بلكه مطلوب است.
 
س)در ایام عاشورا ضریح مانندی به نام نخل را به اسم و رسم عزاداری ملبّس به البسه و اقمشه فاخره می‌كنند ، با عنایت به فتوای مرحوم حضرت آیت الله العظمی بروجردی كه فرموده‌اند: « عزاداری در ایام عاشورا برحسب متعارف بلاد مختلف است وآنچه درهر بلدی مصداق عزاداری است مانعی ندارد.» نظر حضرتعالی در این‌باره چیست؟
ج) آنچه استاد عظیم الشان ما اعلی الله مقامه در پاسخ سؤال مذكور فرموده‌اند مورد تأیید اینجانب است.
 
س)آیا شمع روشن كردن در شام غریبان سیدالشهداء علیه‌السلام را بلا اشكال می‌دانید؟ آیا از مصادیق بدعت نمی‌باشد؟
ج) اشكال ندارد.
 
س)در بعضی از مراسم‌ها، شبیه‌سازی انجام می‌شود، مثل درست‌كردن قبر مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها و تابوت حضرت رقیه سلام الله علیها، حكم آن چیست؟
ج) اشكال ندارد.
 
س)نظرتان راجع به تعزیه خوانی چیست؟
‌ ج) تعزیه و شبیه خوانی اگر مشتمل بر آلات لهو از قبیل طبل و شیپور و صنج نباشد و اشعار دروغ و غنا نخوانند و مرد، لباس زنان را نپوشد اشكال ندارد.
 
س)بعضی افراد در تعزیه نقش امام معصوم علیه‌السلام یا نقش شخصیت‌هایی مثل حضرت عباس علیه‌السلام را اجرا می‌كنند و حال آنكه صاحب سابقه درخشانی نیستند و فقط به جهت اینكه خوب برنامه اجرا می‌كنند آن نقش را به عهده می‌گیرند نظر مبارك را بیان نمایید.
ج) درخشان بودن سابقه تعزیه خوان شرط نیست ولی اگر سوء سابقه خصوصا سوء حال فعلی عرفاً توهین باشد نباید آن اشخاص، مجری باشند. اصولاً مناسب است عزاداری حضرات ائمه طاهرین علیهم‌السلام به صورت مجلس روضه‌خوانی برگزار شود تا سخنرانان عالِم و وعاظ و روضه‌خوان‌های متعهد ضمن ذكر مصائب آن بزرگواران با ذكر فضائل و مناقب و تاریخ زندگی ایشان و بیان احادیث و احكام و تبلیغ معارف اسلام و دفع بدع و شبهات، مردم را آگاه و به مكتب اهل بیت علیهم السلام هدایت و ارشاد نمایند.
 
س)‌اخیراً مطرح می‌شود كه مجالس عزاداری خصوصاً عزای سید الشهدا علیه‌السلام از صورت سنّتی و روضه خوانی و استماع آن خارج بشود و به صورت نمایشی و تئاتری تبدیل‌گردد، بلكه به‌این مطلب اصرارمی‌ورزند. نظرمباركتان را بیان‌فرمایید.
ج) اقامه عزای آن بزرگوار باید با ذكر مصائب از كتب صحیحه معتبره توسط ذاكرین و علمای محترم با حفظ شئون اهل بیت علیهم السلام باشد و به صورت تئاتر در آوردن معمولاً خالی از لوازم فاسده و غیر شرعی نیست.
 
س)حكم خرید، فروش، چاپ، تولید و یا استفاده از عكس ها و پوسترهایی كه از چهره ائمه معصومین علیهم السلام تهیه شده است، چگونه است؟
ج) عكس‌ها و پوسترهای مذكور، مستند صحیحی ندارند؛ خوب است از این عمل خودداری شود.
 
 
 
آداب و اخلاق عزاداری
س)اگر شخصی در حین عزاداری برای خودنمایی بلند بلند گریه كند و یا خیلی سنگین زنجیر و یا سینه بزند، آیا ریا كرده و عزاداری او باطل است؟ اگر به قصد گریانیدن دیگران باشد، چگونه است؟
ج) ریا در هیچ عملی صحیح نیست ولی تباكی به نحو عزاداری و به قصد تعظیم امر شعائر، ریا نیست.
 
س)گاهی در مجالس عزاداری سالار شهیدان علیه‌السلام، كه پر جمعیت نیز می‌باشند، دیده شده كه خادمین و نوكران ابی عبدالله علیه‌السلام رفتار ناشایستی با عزاداران دارند، (مثل فریاد زدن، هُل دادن و غیره) این كارها از حیث شرعی چه حكمی دارد؟
ج) باید با عزاداران و مستمعین با ادب رفتار و با احترام پذیرایی شود.
 
س)آیا رضایت پدر و مادر در رفتن به مجالس عزایِ سید الشهداء علیه‌السلام واجب است؟ و بدون رضایت ایشان می‌توان در این مجالس شركت كرد؟
ج) موارد، مختلف است.
 
س)حكم شوخی و خنده در ماه محرم خصوصاً روز عاشورا چیست؟
ج) صحیح نیست.
 
س)راه اندازی دسته‌های عزاداری در كوچه و خیابان كه باعث ترافیك می‌شود، چه حكمی دارد؟
ج) در حد متعارف ایام عزاداری اشكال ندارد.
 
س)بعضی عزاداری‌ها و هیئات به صورت چادر و خیمه در كوی و خیابان بر پا می‌شود و برخی از همسایگان به این كار، رضایت ندارند، و اقامه مجلس به این شكل و شركت در آن چه حكمی دارد؟
ج) این مراسم را به نحوی برگزار كنند كه موجب زحمت عابرین و همسایگان نشود.
 
س)ایجاد سر و صدا، كم یا زیاد، در هنگام عزاداری، در صورتی كه از رضایت همسایگان بی اطلاع هستیم، چه حكمی دارد؟ (آیا رضایت تك تك همسایه‌ها كافی است یا اغلب ایشان)؟
ج) عزت و شأن این برنامه خود مقتضی است كه مزاحمت فراهم نشود.
 
س)عزاداری در نیمه شب كه موجب بر هم زدن آسایش و خواب مردم می‌شود از نظر شرعی چه حكمی دارد؟
ج) به طور كلی مزاحمت و آزار اشخاص چه در خواب باشند چه در بیداری جائز نیست؛ این مراسم باید در حدّ معمول و متعارف انجام شود. و در بعض موارد مثل شب عاشورا، صدق اذیت نمی‌كند.
 
س)آیا این‌كه مؤسس یك مجلس عزای امام حسین علیه‌السلام بخواهد این مراسم، جمعیت بیشتری داشته باشد، صحیح است؟
ج) مجالس مذكور هرچه باشكوه‌تر و پر جمعیت‌تر باشد اثرش در قلوب بیشتر و آثار مثبتش زیادتر است و اگر به این مسئله اهمیت داده نمی‌شد دشمنان دین و مسلمانان فریب خورده و ظاهربین و غرب‌زده اصل حادثه كربلا را انكار می‌كردند.
البته همگان متوجه باشند كه اجر و ثواب بسیار زیادی را كه بر اقامه عزای حضرت و شركت در مراسم آن بزرگوار است با وارد نمودن محرّمات از بین نبرند، و از هر چیزی كه موجب وهن مذهب و وهن مراسم سوگواری می‌گردد باید اجتناب شود.
 
س)گاهی ایام سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام با بعضی از مناسبت‌ها مثل نوروز تقارن پیدا می‌كند، نظر مباركتان را در مورد برگزاری مراسم این گونه مناسبت‌ها در زمان عزای حسینی بیان فرمایید.
ج) واضح است كه مؤمنین و محبین اهل بیت علیهم السلام در ایام محرم و صفر از برگزاری مراسم و تظاهر به اعمالی كه مناسب شأن محبّ اهل‌بیت سلام الله علیهم نباشد خودداری می‌نمایند و مراسم و سیره سوگواری را حفظ می‌نمایند.
 
 
 
نماز و عزاداری
س)وظیفه كسی كه مردّد است امور عزاداری را تا دیر وقت انجام دهد یا مراقبت بر قضا نشدن نماز صبح كند چیست؟
ج) مراقبت بر قضا نشدن نماز، واجب است.
 
س)اگر كسی نماز نخواند و روزه نگیرد و برای امام حسین ‌علیه‌السلام احسان كند و سینه و زنجیر بزند و گریه كند و نیز كسی كه خمس و زكات مالش را ندهد، آیا می‌تواند از این مال در راه امام حسین علیه‌السلام احسان كند؟ آیا اجر و ثوابی بر این شخص است؟
ج) نمازوروزه واجب است ولی‌عزاداری و گریه بر امام حسین علیه‌السلام مستحب است. انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد و عزاداری هم بكند و پولی كه متعلّق خمس شده واجب است اول، خمس آن ادا شود آن‌گاه در راه امام حسین علیه‌السلام و كار خیر دیگر مصرف شود و مصرف نمودن پولی كه خمس به آن تعلّق‌گرفته قبل از ادای خمس درهركاری اگرچه خیر باشد حرام است.
 
س)در ظهر عاشورا عزاداران برای شور و اظهار حزن، آماده می‌شوند و از طرفی وقت نماز ظهر می‌شود؛ وظیفه مؤمنین چیست؟
ج) در این موارد باید جمع بین اغراض و كسب فضائل نمود؛ هم برنامه‌ای را كه به صورت عزاداری برای حضرت سید الشهداء علیه‌السلام انجام می‌شود، انجام دهید و هم نماز ظهر را در اول وقت بجا آورید.
 
 
 
عزاداری بانوان
س)آیا گریه كردن زن‌ها با صدای بلند در مجالس عزای ائمه اطهار علیهم السلام بخصوص حضرت سید الشهداء علیه‌السلام با توجه به حضور مردان نامحرم در مجلس مذكور جایز است.
ج) اشكال ندارد.
 
س)ایستادن و نگاهِ خانم‌ها به مردانی كه در خیابان مشغول عزاداری هستند، چه حكمی دارد؟ و مسئولیت دست اندركارانِ هیئت در این مورد چه مقدار است؟
ج) نگاه كردن خانم‌ها به بدن مردان نامحرم جایز نیست.
 
س)راه رفتن خانم‌ها در عقب دسته های عزاداری چه حكمی دارد؟
ج) اگر مستلزم ارتكاب معصیت نباشد اشكال ندارد.
 
 
 
سخنرانان و مداحان مجلس عزاداری
س)نظر حضرتعالی در مورد مدّاحی چیست؟ و یك مدّاح اهل بیت علیهم السلام چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
ج) مدّاحی اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین چنانچه برای خدا باشد عبادت است و اجر عظیم دارد و به همین جهت مداح باید اهل تقوا و مقیّد باشد اشعاری كه می‌خواند خلاف واقع و دروغ نباشد و این عبادات را تا می‌تواند به قصد قربت انجام دهد تا از مثوبات آن برخوردار شود هر چند گرفتن مزد در برابر آن اشكال ندارد.
 
س)بعضی از مداحان به گونه‌ای ذكر حسین حسین می‌گویند كه موجب شور و هیجان می‌گردد و همراه با سینه زدن و گریه كردن، جست و خیزی در جمعیت، ایجاد می‌شود. آیا این كار صحیح است؟
‌ ج) اگر نوحه خوانی و مداحی به صورت غنا باشد حرام است.
 
س)آیا مداحی كه با ریتم موسیقی و به صورت غنا‌ خوانده شود حرام است؟
ج) بلی؛ حرام است.
 
س)آیا دریافت وجه توسط مدّاح و سخنران در عوض مداحی و سخنرانی در مجالس عزاداری سیدالشهداء علیه‌السلام جائز است؟
ج) جائز است.
 
س)مداحان در اثنای دعای كمیل و ندبه و زیارت عاشورا، اشعار یا روضه می‌خوانند، این كار چه حكمی دارد؟
ج) بهتر است دعاهای وارده را بدون این كه در اثنای آنها شعر و یا چیز دیگری خوانده شود بخوانند ولی خواندن روضه صحیح در بعضی مواضعی كه مناسب دعاست اشكال شرعی ندارد؛ بلی اگر طوری در این كار، افراط شود كه از صورت دعا خواندن خارج شود معلوم نیست ثواب آن دعا را داشته باشد.
 
 
 
منابع روایی عزاداری
س)آیا كتاب روضه الشهداء مرحوم ملا حسین كاشفی و اسرار الشهادة ملا آقای دربندی دارای گزارش‌های تحریف شده از واقعه كربلاست؟
ج) ما حق نداریم نویسندگان دو كتاب مذكور را متهم به تحریف حادثه كربلا كنیم؛ نسبت به مطالبی كه در آنها درج شده آنچه كه محتمل الوقوع است و دلیلی بر عدم آن نباشد نمی‌توان انكار كرد و نویسنده را رمی به دروغ نویسی كرد و آنچه كه بر حسب دلیل، مقطوع العدم باشد نباید نقل شود.
 
س)مقاتل معتبر اعم از فارسی و عربی از نظر حضرتعالی كدام‌اند؟
ج) از كتبی كه در این زمینه مرحوم محدّث آقای حاج شیخ عباس قمی تألیف نموده‌اند استفاده نمایید.
 
س)خواندن‌روضه‌ بی‌اساس، یا مشكوك‌توسط مدّاح ویا سخنران، چه‌حكمی دارد؟
ج) خواندن روضه بی اساس جائز نیست و خواندن چیزی كه احتمال صحت آن را می‌دهد اگر به صورت احتمال باشد اشكال ندارد.
 
س)اگر روضه بی اساس خوانده شد ما چه وظیفه‌ای داریم؟
ج) اگر دروغی از ذاكرین بشنوید بر حسب وظیفه شرعی باید به عنوان نهی از منكر به خود گوینده تذكر دهید و همه مكلّفین این وظیفه را دارند.
 
 
 
اموال مربوط به اقامه عزا
س)اگر برای برپایی هیأت، بنا به فرض از مالی استفاده شود كه صاحب آن راضی نیست، اقامه و شركت در آن مجلس چگونه است؟ و درصورت عدم اطلاع از رضایت صاحب مال، حكم مسئله چیست؟
ج) اگر عین مالی كه صاحبش راضی نیست مورد استفاده قرار گیرد تصرف در آن حرام است و ضمان دارد.
 
س)آیا وجوهی را كه برای منظوری خاص در عزاداری هدیه شده است می‌توان در موارد دیگری غیر از آن، در عزاداری مصرف نمود؟ (مثل پولی كه برای غذا و اطعام داده شده ولی به مصرف خرید لوازم برسد)
ج) صرف وجوهی كه مصرفشان مورد خاص است در غیر آن مورد جائز نیست و موجب ضمان است.
 
س)حكم استفاده شخصی از وسایل و لوازمی كه بدون خواندن صیغه وقف، فقط به منظور استفاده در عزاداری سیدالشهداء علیه‌السلام تهیه شده است چگونه است؟ و در صورتی كه كسی چندین بار جاهلاً این كار را می‌كرده وظیفه اش چیست؟
ج) استفاده شخصی از وسائل مذكور جایز نیست و كسی كه استفاده شخصی نموده باید توبه كند و در برخی موارد، موجب ضمان است.
 
س)آیا اطعام و نذری را كه برای ظهر عاشورا در نظر گرفته شده می‌توان در روزهای دیگر محرّم، انجام داد؟
ج) درفرض سؤال نمی‌توان اطعام و نذر مذكور را درغیر روز عاشورا انجام دهد.
 
س)گاهی پیشنهاد می‌شود هدایا و نذورات مربوط به عزاداری كه برای روضه‌خوانی حضرت سید الشهدا علیه‌السلام تعیین می‌شود در قالب عزاداری‌های نمایشی و تئاتری مصرف شود، آیا این امر جایز است؟
ج) هدایا و نذور باید در مواردی كه مورد نظر هدیه دهنده و نذر كننده است مصرف شود و به همان روش معمول سابق نه به صورت نمایش و تئاتر.
 
 
 
آلات موسیقی در عزاداری
س)استفاده از آلات موسیقی مثل طبل، صنج، نی، ارگ و مانند آنها در خلال عزاداری چه حكمی دارد؟
ج) جائز نیست.
 
س)در زمان عزاداری سالار شهیدان حسین بن علی علیهما السلام استفاده از طبل و صنج جهت هماهنگی عزاداران چه حكمی دارد؟
ج) اشكال دارد.
 
 
برگرفته از كتاب « گفتمان عاشورایی» اثر آیت الله العظمی صافی

موضوع:

استفتائات درباره قرآن

استفتائات درباره قرآن

س1. اگر قرآن سهواً از دست انسان بیفتد، وظیفه چیست و آیا كفاره دارد؟
ج. كفاره ندارد؛ فوراً قرآن را برداشته و احترام نمایید.
س2. اگر قرآن به همراه داشته باشیم، رفتن به دست‎شویی چه صورتی دارد؟
ج. چنانچه صدق توهین به قرآن نكند، مثل این كه قرآن در جیب لباس باشد و در معرض افتادن نباشد، اشكال ندارد.
س3. قرآن خواندن خانم‎ها در ایام عادت ماهانه چه حكمی دارد؟
ج. خواندن قرآن، به جز آیه‎هائی كه سجده واجب دارد، در ایام عادت مكروه است؛ یعنی ثواب كمتری دارد.
س4. نشستن بر روی روزنامه‎هایی كه معمولاً آیات قرآن و احادیث بر روی آنها نوشته شده و پهن كردن آنها در كف ماشین، چه صورتی دارد؟
ج. اگر بدانید آیات قرآن و اسامی مقدس بر روی آنها نوشته شده، زیر پا انداختن و نشستن بر روی آنها حرام است.
س5. برای دانشجویانی كه وقت زیادی ندارند، خواندن چه مقدار قرآن را در روز توصیه می‎كنید؟
ج. دانشجویان عزیز با خواندن چند آیه از قرآن در هر روز و با توجه به معانی آنها، می‎توانند ارتباط خود را با قرآن قوی‎تر نمایند. مطالعه حداقل یك صفحه تفسیر فارسی روان، به طور مستمر، برای آگاهی بیشتر نسبت به معارف قرآن، مطلوب است، و مستحب است حداقل پنجاه آیه تلاوت شود.
س6. آیا قرآنی را كه فرسوده شده و قابل استفاده نیست، می‎توانیم دفن كنیم یا بسوزانیم؟
ج. سوزاندن آن حرام است؛ ولی می‎توانید در محلّ پاكی كه در معرض هتك نباشد، دفن كنید.
 

موضوع:

احكام غير مسلمين

احكام غير مسلمين

دست دادن و معاشرت
1179.  معاشرت با اهل كتاب و هم‌غذا شدن با آنها چه حكمی دارد؟
ج. ذبائح اهل كتاب مردار و نجس است و خوردن آن جایز نیست و خودشان نیز بنابر احتیاط واجب نجس هستند، بنابراین هر چه كه در حال رطوبت با آن ملاقات نمایند، بنابر احتیاط واجب نجس می‎شود. والله العالم.
1180.  اگر دست تر به در و دیوار یا اشیاء متعلّق به مسیحیان، یهودیان و هندوها بخورد، حكمش چیست؟
ج. با علم به نجاست محلّ باید دست را آب بكشید و الا لازم نیست. والله العالم.
1181.  با غیر مسلمان كتابی اگر با دستِ تر و مرطوب مصافحه نمائیم، باید دست خود را آب بكشیم یا خیر؟
ج. بنابر احتیاط واجب دست خود را آب بكشید. والله العالم.
1182.  ازدواج موقت مرد زردشتی با زن مسلمان، جایز است یا خیر؟
ج. ازدواج زن مسلمان با زرشتی ولو به نحو موقّت باطل است. والله العالم.
1183.  آیا به فتوای حضرتعالی زردشتی‎ها در همه مسائل ملحق به اهل كتاب هستند، مثلاً، آیا آنها پاك هستند و ازدواج دائم و موقّت با زن و دختر آنها جایز است؟
ج. زردشتی‌ها مانند اهل كتاب بنابر احتیاط نجس هستند و نسبت به نكاح آنها احوط ترك است، چه به نحو دوام و چه انقطاع. والله العالم.

1184.  حكم نگاه كردن و ازدواج و طهارت و نجاست اهل ذمّه چیست؟
ج. نگاه به مواضعی از كافره كه عادتشان بر عدم ستر آن مواضع است، بدون تلذّذ و ریبه جایز است، و ازدواج موقت با كتابیه جایز است و به طور دوام خلاف احتیاط است، و اهل كتاب به نظر اینجانب بنابر احتیاط محكوم به نجاستند. والله العالم.
1185.  آیا متعه اهل كتاب و كافر (كسی كه معتقد به ادیان آسمانی نیست) جایز است؟
ج. متعه نمودن اهل كتاب جایز است ولی متعه سایر كفار جایز نیست. والله العالم.
1186.  رفتن غیر مسلمان و یا اهل تسنن به حرم‌های مقدس معصومین و امامزادگان^، چه حكمی دارد؟
ج. نسبت به اهل تسنن مانع ندارد و نسبت به كفار محلّ اشكال است. والله العالم.
1187.  فرقه‎ای از صابئین در خوزستان می‎باشند، آیا این افراد اهل كتاب هستند؟ آیا پاك می‎باشند یا نه؟
ج. اهل كتاب بودن صابئین برای ما ثابت نیست. والله العالم.
فرقه‎های صوفیه
1188.  نظر مبارك حضرتعالی در مورد صوفیه و عقائد آنها چیست؟
ج. صوفیه با فرقه‎ها و انشعابات بسیاری كه دارند اگر چه در انحراف در یك سطح نیستند و بسا برخی از آنان خارج از ربقه اسلام شمرده نشوند، در مجموع منحرفند و عقائد خاصه‎ای كه دارند غیر اسلامی است. والله العالم.
1189.  نظر حضرتعالی در مسئله غلاة و مجسمه و مجبره و صوفیه كه مرحوم سیّد در عروه بیان فرمودند، چیست؟
ج. نظر حقیر همانند نظر شریف استادنا الاعظم الزعیم الاكبر آیت‌الله العظمی بروجردی+ با نظر مرحوم سید صاحب عروه اعلی‌الله مقامه مطابق است، مع ذلك به مؤمنین توصیه می‎نمایم كه به طور كلی اگر چه ترتیب آثار كفر و احكام كافر همان طور كه در عروه فرموده است، با عدم التزام و عدم التفات به لوازم فاسده این عقاید بر آنها نشود، از معاشرت و مجالست و مخصوصاً مزاوجت و رفاقت با آنها جداً پرهیز و احتراز نمایند كه معرض خطرات و مفاسد بزرگ است. والله العالم.
1190.  نظر حضرتعالی در مورد برخورد با بهائیت و تصوّف چیست؟
ج. به طور كلی برخورد مساعدتی و موافقت آمیز و هر ارتباطی كه موجب ترویج و تقویت فرق ضالّه باشد، جایز نیست و ترك مصاحبت و مجالست با آنها لازم است. والله العالم.
1191.  آیا رفتن به خانقاه دراویش و صوفیه، جهت استماع مرثیه و سوگواری ائمه اطهار^، یا اقامه فاتحه و شركت در آن جایز است؟
ج. ترویج باطل است و جایز نیست. والله العالم.
1192.  كمك به ساختمان خانقاه دراویش و هر گونه مساعدت ‎های جنسی به آنان چگونه است؟
ج. كمك به ساختمان خانقاه و همچنین هر كمك جنسی كه مربوط به مسلك و مرام آنها باشد جایز نیست. والله العالم.
1193.  در مجالس صوفیه، شركت كردن و یا جنس خریدن از آنها جایز است یا خیر؟
ج. شركت در مجالس آنها جایز نیست و جنس خریدن هم اگر موجب تقویت آنها بشود، جایز نیست. والله العالم.
1194.  به علت عدم آگاهی به حكم شرعی مسئله، خانمی از اهل فرقه عَلی اللهی را به همسری گرفتم، در این مدت به علت داشتن مذهب خاص خودش، 
به انجام وظایف شرعی ما مقید نیستند نماز نمی‎خواند، روزه نمی‎گیرد و سایر تكالیف شرعی را انجام نمی‌دهد و از فرقه خود پیروی می‎كند. آیا عقد ما صحیح بوده است یا خیر؟ اگر باطل است، تكلیف مهریّه و سایر حقوق او چگونه است؟ تكلیف بچههای ما چیست؟
ج. به طور كلی در نظیر مورد سؤال، چنانچه زوجه واقعاً حضرت امیرالمؤمنین× را خدا بداند، عقد باطل و جدایی زوج از او لازم است و محتاج به طلاق نیست و چون زوج نمی‎دانسته و ازدواج نموده، بچه در فرض سؤال ملحق به پدر و شرعاً محكوم به حلال‌زاده بودن است و نسبت به لزوم پرداخت مهریه با اینكه زوجه موصوفه محكوم به كفر است وجهی به نظر نمی‎رسد. والله العالم.
1195.  آیا فرقه‎ای كه خود را اهل حق می‎ نامند مسلمانند یا خیر؟ و اگر مسلمانی، یكی از اهل این فرقه را بكشد، قصاص نمودن آن مسلمان جایز است؟
ج. در مورد سؤال، كسانی كه حضرت علی× را خدا می‎دانند و یا منكر یكی از ضروریات اسلام باشند، محكوم به كفر هستند. و مسلمان را به جهت قتل كافر نمی‎شود قصاص كرد، ولی حاكم شرع طبق موازین می‎تواند قاتل را تعزیر نماید. والله العالم.
1196.  فرقه «علی اللهی» كه معروف به اهل حق می‎ باشند، عده‎ای از آنها در شهرهای متعددی از كشور مانند، همدان، كرمانشاه، سنندج و كنگاور و روستاهای آن منطقه سكونت دارند، و عقیده آنها بر این است كه نه به اصول دین و نه به فروع دین و سایر احكام اسلامی از قبیل غسل و غیره عمل نمی‎كنند، ازدواج با آنها و غذا خوردن و معاشرت با آنها چه حكمی دارد؟
ج. اگر فرقه مذكوره، حضرت امیرالمؤمنین× را خدا بدانند یا منكر ضروری دین مانند نماز و روزه و مانند اینها شوند كافرند، و واضح است كه ازدواج با آنها جایز نیست و باطل است. و اگر آن بزرگوار را خدا ندانند و منكر ضروری دین هم نشوند، چون انحرافات عقیدتی و اخلاقی و عملی بسیار دارند ازدواج با آنها محلّ اشكال است، بلكه اجتناب از آن لازم است. بلی افرادی از آنها كه قائل به شهادتین می‌باشند و اقرار به عقائد باطله و انكار ضروریات دین از آنها ثابت نیست، محقون ‎الدم و مال و جان و عرضشان محترم است. والله العالم.
1197.  آیا بلند گذاشتن شارب تا روی لب استحباب دارد یا خیر؟
ج. استحباب ندارد و به عنوان تشبه به فرقه صوفیه حرام است. والله العالم.
فرقه ضالّه بهائیت
1198.  بسیاری از بهائیون مقیم جمهوری اسلامی، اظهار می‎دارند كه ما تابع قوانین عمومی ایران بوده و هیچ تخلفی را مرتكب نشده‎ایم، لیكن متحمل تضییع حقوق هستیم، آیا اصولاً بهائیون، بالاخص بهائیت مقیم ایران اهل ذمّه محسوب می‎شوند یا خیر؟ و آیا پرداخت دیه به اولیای دم شخص بهایی ضروری است یا‎‎ خیر؟
ج. بهائی‎ها اهل ذمّه نیستند و دیه ندارند، اهل ذمّه بر یهود و نصاری و مجوس اطلاق می‎شود، به شرط اینكه مقرّرات شرعی ذمّه را عمل بنمایند. والله العالم.
1199.  آیا عدم پذیرش درخواست انحصار وراثت از ورّاث بهائی توسط محاكم دادگستری محمل شرعی دارد؟
ج. اگر درخواست انحصار وراثت برای تعیین ورثه مسلمان او باشد مانعی ندارد، ولی اگر برای تعیین بازماندگان بهائی او باشد، چون توارث بین آنها مشروعیت ندارد، قبول درخواست مذكور جایز نیست. والله العالم.
1200.  آیا پذیرش بهائیون و ثبت نام آنها در مؤسسات آموزشی بر طبق مصالح و موازین اسلامی است؟
ج. ثبت نام آنها به عنوان بهائی كه یك سازمان جاسوسی و ضدّ اسلامی است، جایز نیست و خلاف مصالح اسلامی و اصول و ارزش‎های انقلاب اسلامی است. والله العالم.

1201.  وظیفه مسلمان در برخورد با فرد بهائی در موارد: خرید و فروش، اجاره و عاریه لوازم زندگی، و پذیرفتن هدایای‎‎آنان چیست؟
ج. در صورتی كه امور مذكوره در سؤال موجب تقویت آنها بشود جایز نیست. ‎‎والله العالم.
1202.  نظر حضرتعالی پیرامون گفتگو و دست دادن و اظهار دوستی با فرقه ضالّه بهائیّت چیست؟
ج. اظهار دوستی با بهائی، با دست دادن و صورتهای دیگر جایز نیست. والله العالم.
كتب ضلال
1203.  نظر حضرتعالی را در مورد خواندن كتاب‌هایی كه باعث باز شدن ذهن خواننده نسبت به دسایسی كه ابر قدرتها بر ضدّ دیگران به كار می‌‎برند، مانند كتابهایی كه فرضاً یك سیاستمدار یا یك جاسوس نوشته است، با توجه به اینكه ممكن است نكات غیر اخلاقی هم تا حدّی در آن باشد، بیان فرمایید.
ج. موارد مختلف است باید خصوص هر كتاب مورد سؤال قرار گیرد تا جواب مربوط به آن كتاب گفته شود ولی به طور كلّی مطالعه كتابهایی كه ممكن است موجب انحراف در عقیده و یا اخلاق مطالعه كننده گردد جایز نیست. والله ‎العالم.
1204.  آیا خواندن كتب غیر اسلامی، مانند بهائیت و كمونیسم و سایر مرام‌های الحادی حرام است یا خیر؟
ج. حفظ و نگهداری كتب ضلال و خواندن آنها حرام است، مگر برای كسی كه قدرت تشخیص حق از باطل را داشته باشد و غرض صحیحی ـ مانند ردّ مطالب باطله ـ داشته باشد. والله العالم.
1205.  ملاك مضلّ بودن كتاب چیست؟
ج. ملاك مضلّ بودن كتاب آن است كه مشتمل بر مطالبی باشد، كه معرضیت گمراه نمودن خواننده را از نظر مذهبی داشته باشد. والله العالم.
1206.  خرید و فروش كتب صوفیه و مطالعه آنچه حكمی دارد؟
ج. طبع، نشر، خرید، حفظ و مطالعه كتب صوفیه حرام است و كتاب‌هایشان حكم كتب ضلال را دارد، كه مطالعه آن فقط برای اهل نظر جهت ابطال باطل آنها جایز است. والله العالم.

 

موضوع:

ويژه‌نامه اعتكاف

ويژه‌نامه اعتكاف

 تعریف
اعتكاف، توقّف در مسجد است با این قید كه در این توقّف قصد و نیّت تعبّد و بندگی را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نیّت عبادت دیگری مانند نماز و روزه و... غیر از اعتكاف را نیز ضمیمه نماید.

زمان اعتكاف
در هر زمانی كه روزه‌گرفتن صحیح باشد، اعتكاف نیز صحیح است؛ امّا افضل اوقات اعتكاف، ماه مبارك رمضان و افضل اوقات ماه مبارك رمضان دهه آخر آن می‌باشد.

احكام اعتكاف
عقل
* اعتكاف غیر بالغ

س1. آیا اعتكاف كودك ممیّز صحیح است؟
ج. اقوی، صحّت آن است.

نیّت

تعریف
اعتكاف، توقّف در مسجد است با این قید كه در این توقّف قصد و نیّت تعبّد و بندگی را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نیّت عبادت دیگری مانند نماز و روزه و... غیر از اعتكاف را نیز ضمیمه نماید.
 
زمان اعتكاف
در هر زمانی كه روزه‌گرفتن صحیح باشد، اعتكاف نیز صحیح است؛ امّا افضل اوقات اعتكاف، ماه مبارك رمضان و افضل اوقات ماه مبارك رمضان دهه آخر آن می‌باشد.
 
س1. آیا اعتكاف كودك ممیّز صحیح است؟
ج. اقوی، صحّت آن است.
 
س2. آیا در اعتكاف واجب و مستحب، قصد وجوب یا استحباب لازم است؟
ج. لازم نیست.
 
س3. اگر از روی اشتباه، برای اعتكاف واجب، نیّت استحباب نماید ‌یا بالعكس، تكلیف چیست؟
ج. اشكال ندارد.
 
س4. آیا تجدید نیّت در روز سوّم اعتكاف مستحب، لازم است؟
ج. لازم نیست، هر چند احوط است.
 
س5. آیا در اعتكاف، نیازی به قصد نمودن عبادات دیگر (‌علاوه بر نیّت اعتكاف) ‌هم است؟
ج. بنابر احتیاط باید قصد عبادت دیگری نیز بشود.
 
س6. آیا انسان می‌تواند از آغاز، هنگام نیّت، شرط كند كه اگر برایش اتّفاقی افتاد یا مشكلی پیش آمد- مثلاً بگوید اگر هوا سرد شد- اعتكاف را رها می‌كنم حتی در روز سوّم؟ آیا لازم است اتّفاق یا مشكل خاصّی را در نظر بگیرد یا نیازی نیست؟
ج. جایز است در حین نیّت (نه قبل از آن و نه بعد از شروع در اعتكاف)، شرط رجوع از اعتكاف را در هر وقت كه بخواهد حتی در روز سوّم بنماید، حتی بدون عروض هیچ سببی.
 
س7. آیا در اعتكاف نذری، انسان می‌تواند هنگام خواندن صیغه نذر، شرط كند كه اگر مانعی پیش آمد اعتكافم را رها می‌كنم؟
ج. صحّت اشتراط رجوع از اعتكاف در نذر،‌ محلّ تأمل بلكه محلّ منع است. بلی، نذر اعتكاف مشروط، ‌صحیح است.
 
س8. فرموده‌اید معتكف مجاز است هنگام نیّت شرط كند «هر وقت خواست» (حتی در روز سوّم) از اعتكاف برگردد. اگر بعد از نیّت حكم شرط خود را ساقط نمود، آیا شرط او ساقط می‌شود یا خیر؟
ج. شرط رجوع از اعتكاف حتی در روز سوم در حین نیّت، جایز است و اما ظاهر این است كه حكم شرط ساقط نمی‌شود، اگر چه احتیاط در ترتیب آثار سقوط است به اینكه اگر بعد از اكمال دو روز، شرط را ساقط كند، اعتكاف را تمام كند و آن را رها نكند.
 
س9. زمان نیّت اعتكاف چه وقتی است؟ آیا اوّل شب می‌شود نیّت كرد؟
ج. وقت نیّت، قبل از فجر صادق است و اكتفا به نیّت اوّل شب مشكل است مگر اینكه نیّت اوّل شب تا فجر ادامه داشته باشد.
 
س10. در مراسم اعتكاف باید قبل از اذان صبح در مسجد مستقر باشد. اگر دقایقی بعد از اذان بیاید، اعتكاف چه صورتی دارد؟
ج. باید قبل از طلوع فجر صادق در مسجد باشد.
 
س11. آیا اعتكاف را به نیابت از كسی كه مرده و یا به نیابت از كسی كه زنده است می‌توان انجام داد؟
ج. نیابت از میّت در اعتكاف، صحیح است و نیابت از حیّ محلّ اشكال است. بلی، به قصد رجاء، اشكال ندارد.
 
س12. حكم عدول از اعتكاف به اعتكاف دیگر چیست؛ چه هر دو واجب باشند یا مستحب یا یكی واجب باشد و دیگری مستحب یا یكی برای خودش باشد و دیگری برای نیابت یا هر دو برای نیابت باشد؟
ج. در هیچ یك از صور مذكوره، عدول جایز نیست. 
 
س13. آیا هرگونه روزه و‌ لو استیجاری و ... برای اعتكاف كافی است؟
ج. بلی، مطلق صوم كفایت می‌كند.
 
س14. در اعتكاف رمضان نیّت روزه باید چگونه باشد؟
ج. روزه باید به نیّت روزه ماه مبارك رمضان گرفته شود.
 
س15. اگر شخصی نذر كند كه در ایام معیّنی معتكف شود. اگر در همان ایام، روزه‌ نذری یا استیجاری بر عهده او باشد، آیا می‌تواند در همان اعتكاف، روزه نذری یا اجاره‌ای خود را بجا آورد؟
ج. بلی، مانعی ندارد.
 
س16. حكم اعتكاف مسافر در مساجد مدینه، كوفه، مسجد‌الحرام، سهله و مشاهد مشرفه بدون نذر روزه و قصد اقامت چیست؟
ج. در هر مكانی كه روزه صحیح نیست، اعتكاف هم صحیح نیست.
*اعتكاف در سفر حرام
س17. آیا در سفر حرام می‌توان اعتكاف كرد؟
ج. در مورد سؤال با تحقّق اعتكاف به قصد قربت و حصول سایر شرائط اعتكاف صحیح است.
 
* اعتكاف در سفر
س18. آیا انسان می‌تواند نذر كند كه در سفر روزه بگیرد؟
ج. اگر در حضر چنین نذری بكند صحیح است.
 
س19. آیا در حین مسافرت می‌شود روزه‌ی در سفر را نذر كرد؟
ج. صحیح نیست.
 
س20. مسافر در چه صورتی می‌تواند اعتكاف كند؟
ج. در مواردی كه صوم برای مسافر صحیح باشد، مانند اینكه در وطن نذر كرده باشد كه در سفر روزه بگیرد یا در مدینه كه جایز است مسافر برای طلب حاجت سه روز روزه بگیرد.
 
س21. شخصی نذر كرده در ایام البیض ماه رجب، در مسجد مقدّس جمكران معتكف شود و نذر كرده در فرض مسافرت روزه هم بگیرد. آیا نذرش منعقد است؟ آیا اعتكاف او صحیح است؟(هر چند مسافر باشد)
ج. در فرض سؤال، اعتكاف صحیح است.
 
س22. شخصی برای درك فضیلت اعتكاف در مشهد مقدّس، بعد از رسیدن به مشهد بدون قصد اقامت نذر كرده سه روز روزه بگیرد. آیا چنین نذری صحیح است؟
ج. صحیح نیست.
 
س23. اگر زن‌ها در روزهای عادت قرص بخورند (‌تا از حالت عادت خارج شده و روزه آنها صحیح باشد) و معتكف شوند، چه صورتی دارد؟
ج. خوردن قرص اگر مضرّ نباشد اشكال ندارد و چنانچه با خوردن قرص حائض نشود، اعتكاف صحیح است.
 
س24. اعتكاف كمتر از سه روز چه حكمی دارد؟
ج. صحیح نیست.
 
س25. آیا معتكف می‌تواند شش روز یا ده روز نیّت اعتكاف بكند؟
ج. مانع ندارد.
 
س26. منظور از روز در اعتكاف چیست؟ آیا پایان روز، غروب آفتاب است یا مغرب؟
ج. منظور از غروب، زوال حُمرِه مَشرقیّه است كه عرفاً مغرب گفته می‌شود.
 
س27. اگر كسی نذر كند سه روز منفصل اعتكاف كند، آیا نذرش منعقد می‌شود؟
ج. صحیح نیست.
 
س28. ملاك در تعیین مسجد جامع چیست؟ آیا ممكن است تعداد مساجد یك شهر یا روستا متعدّد باشد؟ آیا مساجد جامع، ممكن است به هم خیلی نزدیك باشند؟
ج. مسجد جامع، مسجدی است كه برای گروه خاصی ساخته نشده است در مقابل مسجد بازار و قبیله و امثال اینها كه در آنها معظم اهل بلد جمع نمی‌شوند و آماده برای اجتماع آنها هم نشده است و ممكن است مسجد جامع متعدّد باشد و نیز نزدیك هم باشند.
 
س29. اعتكاف در غیر مسجد جامع مانند حسینیه، نمازخانه دانشگاه چگونه است؟
ج. اعتكاف در غیر مسجد جامع، صحیح نیست.
 
س30. اعتكاف شیعه در عبادتگاه‌های دیگر اهل كتاب یا مسجد مخالف چه حكمی دارد؟
ج. اعتكاف در عبادتگاه اهل كتاب صحیح نیست و امّا در مسجد جامع اهل تسنّن صحیح است.
 
س31. آیا در تهران بزرگ، در مسجد جامع هر محلّه می‌توان اعتكاف كرد؟
ج. اگر خصوصیات مسجد جامع را داشته باشد، می‌توان اعتكاف كرد.
 
س32. اگر اعتكاف واجب خود را در مسجدی بجا آورد و بعداً فهمید كه اعتكاف در آنجا صحیح نبوده است، اعتكاف او چه حكمی دارد؟
ج. اگر اعتكاف واجب بوده، باید استیناف یا قضا شود.
 
س33. آیا اعتكاف در مسجد مقدّس جمكران و زیرزمین آن، صحیح است یا خیر؟
ج. در حال حاضر كه عنوان جامعیّت حاصل شده، اعتكاف در آن صحیح است.
 
س34. آیا محوطه اطراف مسجد كه به عنوان حیاط از آن استفاده می‌شود، حكم مسجد را دارد؟
ج. حیاط، حكم مسجد را ندارد مگر آن‌كه به عنوان مسجد وقف شده باشد.
 
س35. پشت بام و سرداب و محراب مسجد و هر چه به سبب توسعه مسجد به آن افزوده شده جزو مسجد به حساب می‌آید؟ و در صورت شكّ، چنین جاهایی حكم مسجد را دارد؟
ج. پشت بام و سرداب و محراب جزو مسجد است و آنچه به مسجد به قصد اینكه جزو مسجد باشد افزوده شده، مثل اینكه خود مسجد را توسعه داده باشند، مسجد محسوب است و اگر شكّ داشته باشید در اینكه آنچه افزوده شده به قصد مسجدیّت بوده یا نه، مسجد محسوب نمی‌شود.
 
س36. آیا معتكف می‌تواند قسمتی از اعتكاف را در یك مسجد جامع و قسمت دیگر را در مسجد جامع دیگری بجا بیاورد؟
ج. نمی‌تواند.
 
س37. آیا اعتكاف در دو مسجد متصل به هم (به طوری كه بخشی از وقت را در یكی و بخشی از آن در دیگری بماند) جایز است؟
ج. اعتكاف، باید در مسجد واحد باشد و به نحو مذكور در سؤال، اعتكاف باطل است.
 
س38. اگر اعتكاف به سبب پیش‌آمدن مانعی به هم بخورد:
الف: آیا می‌توان همان اعتكاف را بعد از برطرف شدن مانع در همان مسجد به پایان ببرد؟
ب: آیا می‌توان آن را در مسجد دیگر ادامه داد؟
ج. ادامه آن اعتكاف صحیح نیست؛ چه در همان مسجد و یا در مسجد دیگر.
 
س39. استفاده از وسایل مسجد در كارهای شخصی، در حال اعتكاف چه حكمی دارد؟
ج. جایز نیست چنان‌كه در غیر حال اعتكاف هم جایز نیست، ولی مبطل اعتكاف نیست.
 
 س40. آیا اعتكاف كسی كه جای شخص دیگری را غصب كرده یا عمداً بر فرش غصبی نشسته، صحیح است؟
ج. در هر دو صورت بنابر احتیاط، اعتكاف باطل است، و در هر دو صورت اگر بعد از اكمال دو روز بوده، احتیاط كند به اینكه اعتكاف را به آخر برساند و نیز اگر اعتكاف با نذر یا عهد مثلاً واجب شده و لو در روز اوّل باشد، احتیاط این است كه اعتكاف را تمام كند. بلی، اگر جاهل به غصب یا ناسی بوده، اعتكاف صحیح است.
 
س41. اگر جای كسی را كه معتكف بوده غصب كند، فرموده‌اند اعتكاف او باطل است. حال اگر جاهل بود یا عامد بود ولی حال پشیمان شده و جای خود را عوض كند، اعتكاف او صحیح است یا خیر؟ در صورت عمد، آیا كفّاره دارد یا خیر؟
ج. در فرض سؤال، چنانچه جاهل بوده، اعتكاف صحیح است و اگر عامد بوده پس اگر بعد از غصب و جلوس به عنوان اعتكاف پشیمان شده، اعتكاف باطل است ولی كفّاره ندارد هر چند احوط است و اگر به عنوان اعتكاف، تصرّف در مكان مغصوب نكرده بلكه فقط شخص ذی حقّ را از مكان خود كنار زده و خودش هم در مكان دیگر اعتكاف نموده هر چند فعل حرامی مرتكب شده امّا اعتكافش باطل نیست.
 
س42. آیا گذاشتن وسائل یا نوشتن نام و امثال آن موجب سبقت در محلّی از مسجد می‌شود؟
ج. بر حسب مورد فرق می‌كند و مجرّد نام یا گذاشتن وسیله بنفسه علامت سبقت به آن مكان برای عبادت نیست. بلی، گاهی تناسب زمان یا مكان یا غیر اینها نشانه سبقت برای عبادت است.
 
س43. آیا زن باید برای اعتكاف از شوهرش اجازه بگیرد؟ حتی اگر معتكف شدن او با حقّ شوهر، منافات نداشته باشد.
ج. انجام اصل اعتكاف زن، چنانچه منافی با حقّ زوج نباشد مشروط به اذن زوج نیست، ولی خروج او ازمنزل بدون اذن زوج جایز نیست. پس اگر بدون اذن او خارج شود و به مسجد برای اعتكاف برود، از این جهت اعتكافش باطل است.
 
س44. آیا زن می‌تواند با امر شوهرش روز سوم اعتكاف خود را بشكند؟ و اگر شوهر او را مجبور به این كار كند، آیا بر عهده شوهر كفّاره می‌آید یا خیر؟
ج. اگر زوجه با اذن زوج معتكف شده، زوج نمی‌تواند او را مجبور به شكستن اعتكاف نماید و لكن در صورت اجبار، كفّاره ثابت نیست.
 
س45. آیا فرزند باید برای اعتكاف از والدین خود اجازه بگیرد حتّی اگر معتكف شدن او موجب اذیّت و آزار یا زحمت آنها نباشد؟
ج. در صورت عدم ایذاء، اذن والدین شرط نیست. بلی، احتیاط خوب است.
 
س46. در چه مواردی معتكف می‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. در مواردی كه ضرورت عقلی یا شرعی یا عادی وجود داشته باشد، مانند رفع حصر از بول و غائط یا احتیاج به غسل در مورد جنابت یا استحاضه و مانند اینها و همچنین برای اقامه شهادت یا تشییع جنازه یا عیادت مریض.
 
س47. معتكف برای موارد ضروری چه مدّتی می‌تواند در خارج از مسجد بماند؟
ج. در فرض خروج برای امر لازم، اگر زمانِ بودن در خارج مسجد به قدری طول بكشد كه صورت اعتكاف را بر هم زند، اعتكاف باطل می‌شود.
 
س48. معتكف وقتی برای توالت و یا گرفتن وضو به خارج مسجد می‌رود گاهاً اتفاق می‌افتد كه تقریباً 10دقیقه یا بیشتر در صف نوبت می‌ایستد. آیا این عمل ضرری به اعتكاف می‌زند؟ و آیا در آن مدّت می‌تواند كارهایی را انجام دهد مثلاً ظرف بشوید؟
ج. اگر خروج برای گرفتن وضو یا توالت ضروری باشد و به غیر از اینكه در صف نوبت بایستد، راه دیگری نباشد اشكال ندارد، لكن در آن مدّت اشتغال به كار دیگر بر خلاف احتیاط است و باید ترك شود.
 
س49. در چه مواردی واجب است معتكف از مسجد خارج شود؟ اگر در مواردی كه واجب است خارج شود این كار را نكند، آیا به اعتكاف او ضرری می‌زند؟
ج. در موردی كه مثلاً در مسجد جنب شود اگر خارج نشود اعتكافش باطل است ولی اگر مثلاً وجوب خروج برای اداء دین واجب الأداء و یا انجام واجب دیگری كه متوقّف بر خروج است باشد گناه كرده ولی اعتكاف باطل نمی‌شود.
 
س50. در هنگام خروج در موارد مجاز یا خروج ضروری از محلّ اعتكاف، آیا می‌توان زیر سایه راه رفت؟ آیا می‌توان در سایه نشست و آیا انتخاب نزدیكترین مسیر واجب است؟
ج. احوط، مراعات نزدیكترین راه است و واجب است مكث او به مقدار حاجت باشد نه زائد بر آن و واجب است در صورت امكان در سایه ننشیند بلكه احتیاط این است كه در سایه، راه هم نرود بلكه احتیاط این است كه مطلقاً ننشیند مگر در مورد ضرورت.
 
س51. در موارد زیر اگر عمداً و از روی اختیار، در غیر موارد مجاز، از مسجد بیرون رود، اعتكاف او چه حكمی دارد؟
الف: اگر جاهل به حكم باشد.
ب: اگر به سبب فراموشی یا اكراه از مسجد خارج شود.
ج(الف). اعتكاف باطل است.
ج(ب). در صورت نسیان محلّ اشكال است و احتیاط به اتمام و اعاده در صورت وجوب اعتكاف ترك نشود و بعید نیست صورت اكراه، ملحق به موارد ضرورت باشد كه اعتكاف باطل نشود.
 
س52. معتكف در روز سوم اعتكاف بدون مجوز شرعی از مسجد خارج می‌شود. آیا تنها قضاء لازم است یا كفّاره هم باید بدهد؟
ج. در مورد سؤال، فقط قضاء دارد و كفّاره لازم نیست.
 
س53. تأخیر غسل واجب، مثل غسل جنابت و مس میّت در حال اعتكاف، آیا مبطل اعتكاف است؟
ج. تأخیر غسل مسّ میت موجب بطلان اعتكاف نمی‌شود ولی چون توقّف جنب در مسجد حرام است لذا تأخیر غسل جنابت حرام است و موجب بطلان اعتكاف می‌شود. 
 
س54. شخصی از لثه‌هایش خون می‌آید، آیا می‌تواند دهان خود را در یك ظرف بشوید و بعد آن را در بیرون از مسجد دور بریزد و یا تسریع در این امر واجب است و یا شستن دهان باید در بیرون از مسجد صورت بگیرد؟
ج. اگر موجب تنجیس مسجد نمی‌شود، مانعی ندارد.
 
س55. خارج شدن معتكف از مسجد در موارد ذیل چه حكمی دارد:
الف: گرفتن وضو؟
ب: غسل مستحبی و مسواك‌؟
ج: تلفن‌زدن به خانواده در موارد غیرضروری و امور متعارف؟
د: دیدار با خانواده در بیرون از محدوده مسجد؟
هـ: شركت در دروس حوزه و دانشگاه؟
و: نماز جماعت یا نماز جمعه؟
ج. برای شركت در دروس و نماز جماعت و تلفن به خانواده و راهپیمایی و دیدار با خانواده محلّ اشكال بلكه ممنوع است، ‌و برای نماز جمعه اشكال ندارد و همچنین برای وضو و غسل مستحبّی و برای مسواك‌زدن هم اگر ضرورت داشته باشد، اشكال ندارد.
 
س56. شخصی امام جماعت مسجد یا مدرسه‌ای می باشد. آیا در حال اعتكاف جهت اقامه نماز جماعت می‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. جواز خروج برای اقامه جماعت مشكل است. بلی، خروج برای نماز جمعه اشكال ندارد.
 
س57. قسمتی از بدن در حال اعتكاف خونی شده است. آیا ازاله آن در بیرون مسجد ضرورت فوری دارد یا تأخیر نیز جایز است؟
ج. اگر نمی‌خواهد فعلاً نماز بخواند، تطهیر فوری ضرورت ندارد.
 
س58. اگر در مسجد شیر آب و ظرفشویی برای مسواك‌زدن و وضوی مستحبی باشد، در این صورت معتكف می‌تواند برای بجا آوردن آنها از مسجد خارج شود؟
ج. نمی‌تواند.
 
س59. با توجه به مشكلاتی كه صرف غذا در مسجد دارد. آیا صرف غذا در سالن غذاخوری كه در محوّطه مسجد است برای معتكفین جایز است؟
ج. جایز نیست.
 
س60. آیا معتكف می‌تواند جهت اخذ سهمیه دولتی (در صورتی كه در غیر آن زمان ممكن نباشد و به آن محتاج باشند) ‌از مسجد خارج شود؟ و آیا این معامله محسوب می‌شود؟
ج. در فرض سؤال، چنانچه با توكیل هم ممكن نباشد، اشكال ندارد.
 
س61. در صورت وجود شیر آب و ظرفشویی در داخل مسجد برای مسواك‌زدن و وضوی مستحبّی و از طرفی منع خادمین مسجد به خاطر رعایت نظافت، آیا برای انجام امور مذكوره معتكف می‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. كسی حقّ منع ندارد و اگر با این حال منع كردند، خروج به مقدار ضرورت برای امور مذكوره اشكال ندارد.
 
س62. انسان چه موقع می‌تواند اعتكاف خود را به هم بزند و چه موقع نمی‌تواند؟
ج. در صورتی كه اعتكاف مستحبّ باشد در دو روز اول می‌تواند بهم بزند و اگر دو روز را تمام كرد نمی‌تواند بهم بزند و اگر اعتكاف واجب مانند اعتكاف نذری باشد. پس اگر معین نموده در چه زمانی اعتكاف كند حقّ بهم زدن آن را حتی در روز اول هم ندارد و اگر در نذر زمانی برای اعتكاف تعیین ننموده مانند اعتكاف مندوب است كه می‌تواند در دو روز اول آن را قطع كند.
 
س63. كسی كه در حین اعتكاف مریض شود (و قبلاً هم شرط نكرده باشد)‌ می‌تواند روز سوم اعتكاف خود را بهم بزند؟
ج. مرضی كه موجب بطلان صوم است، موجب بطلان اعتكاف نیز است و لو روز سوّم باشد.
 
س64. اگر زنی را كه معتكف است طلاق رجعی دهند، تكلیفش چیست؟ اعتكاف او چه حكمی دارد؟
ج در فرض سؤال، اعتكاف مطلّقه باطل است و باید برای نگهداشتن عدهّ به منزل برود و اگر اعتكافش واجب موسّع بوده، باید بعد از خروج از عدّه استیناف كند و اگر واجب معیّن بوده پس اگر تعیّن از جهت وقوع طلاق در روز سوّم اعتكاف باشد بعید نیست مخیّر باشد بین اتمام اعتكاف و خروج پس از آن و بین ابطال اعتكاف و خروج فوری و اگر تعیّن از جهت اجاره و نذر و شبه آن باشد باید خارج شود.
 
س65. اگر شخص معتكف در اثناء اعتكاف واجب (به نذر یا مثل آن) بمیرد، آیا قضای آن بر ولیّ او واجب است؟
ج. در فرض سؤال، ‌قضاء آن بر ولیّ واجب نیست هر چند احوط است. بلی، اگر مورد نذر، ‌روزه در حال اعتكاف باشد قضاء آن بر ولیّ واجب است.
 
س66. چه چیزهایی بر معتكف حرام است؟
ج. به كتب مفصّله مدوّنه در این موضوع مراجعه نمایید اجمالاً: 1- تماس با زن2- استشمام بوی خوش 3- بیع و شراء 4-‌ مجادله در امر دنیوی و دینی.
 
س67. گرفتن ناخن و یا كندن مو، مثل اصلاح سر و صورت، در حال اعتكاف چه حكمی دارد؟
ج. اشكال ندارد اگر چه احوط و اولی ترك است. البته اصلاح صورت اگر تراشیدن ریش باشد حرام است.
 
س68. عطر زدن، شانه زدن و در آینه نظر كردن معتكف، چه حكمی دارد؟
ج. استشمام بوی خوش مانند عطر و ریاحین برای معتكف حرام است ولی شانه‌زدن و نگاه در آیینه حرام نیست اگر چه اولی ترك است.
 
س69. آیا در حال اعتكاف بوییدن عطریات و گیاهان خوشبو « برای لذّت بردن» حرام است یا اگر لذّت هم نبرد، ‌جایز نیست؟
ج. نسبت به عطریات، اعتبار تلذّذ در حرمت، محلّ تأمل است،‌ ولی در مورد گل‌ها بعید نیست حرمت مخصوص به مورد التذاذ باشد. بلی، برای كسی كه فاقد حس شامه است اشكال ندارد.
 
* تماسّ با زن
س70. حكم موارد زیر برای زن و شوهر در حال اعتكاف چگونه است؟
الف: لمس
ب: بوسه
ج: نگاه از روی شهوت
د: صحبت تلفنی از روی شهوت
ج(الف وب). ‌لمس و بوسه با شهوت بنابر احتیاط، برای معتكف و معتكفه حرام بلكه موجب بطلان اعتكاف است.
(ج و د). نگاه با شهوت به همسر اشكال ندارد هر چند احتیاط در ترك آن است و همین‌طور صحبت تلفنی از روی شهوت با كسی كه اینگونه صحبت با او در غیر حال اعتكاف جایز است، اشكال ندارد.
 
* خرید وفروش
س71. آیا در صورت نیاز و ضرورت می‌تواند خرید و فروش نماید؟ آیا در این امور می‌تواند به شخص دیگری وكالت دهد تا از طرف او خرید و فروش كند یا به غیر خرید و فروش مثلاً با قرض یا بخشش نقل و انتقال كنند؟
ج. در صورتی كه خرید و فروش برای أكل و شرب در خود اعتكاف، ‌مورد نیاز باشد و توكیل، متعذّر باشد و بدون بیع، رفع حاجت نشود اشكال ندارد.
* مجادله
س72. مجادله در چه اموری حرام است؟
ج. مجادله بر امر دنیوی یا دینی هنگامی كه هدف غلبه بر طرف مقابل یا اظهار فضیلت باشد، حرام می‌باشد.
و امّا اگر مجادله به قصد اظهار حق باشد یا مجادله برای این باشد كه طرف مقابل از خطای خویش برگردد، اشكالی ندارد بلكه این نوع از مجادله از بهترین طاعات محسوب می‌شود.
 
* استمناء
س73. اگر معتكف عادت به این داشته باشد كه در حال استمتاع یا راه‌دادن بعضی فكرها به خود از او منی خارج می‌شود اگر با این كارها منی از او خارج شود چه حكمی دارد؟ و اگر عادت نداشته باشد و منی بیرون بیاید چطور؟ و اگر عادت داشته باشد ولی منی بیرون نیاید، چه حكمی پیدا می‌كند؟
ج. اگر تعمّدی در بین نباشد و بی اختیار باشد، اشكال ندارد.
 
س74. اگر معتكف، اعتكاف واجب یا مستحب را با جماع باطل كند، آیا ‌كفّاره بر او واجب است؟ آیا ارتكاب این عمل در شب یا روز فرقی در حكم ایجاد می‌كند؟ آیا ارتكاب این عمل در دو روز اوّل یا روز سوّم فرقی در حكم ایجاد می‌كند؟
ج. در اعتكاف واجب هر چند جماع، ‌در شب باشد كفّاره واجب می‌شود و در اعتكاف مستحبّ اگر بعد از تكمیل دو روز باشد، بنابر احتیاط كفّاره دارد و قبل از آن وجوب كفّاره معلوم نیست.
 
س75. اگر روزه قضا را در هنگام اعتكاف واجب بگیرد و سپس روزه خود را در بعد ازظهر باطل كند، ‌چند كفّاره بر او واجب است؟ ‌اگر اعتكاف مستحبّ باشد، حكم چگونه است؟‌
ج. در اعتكاف واجب، دو كفّاره دارد و در اعتكاف مستحبّ، چون قضاء روزه را بعد از ظهر باطل كرده، یك كفّاره واجب است و جهت ابطال اعتكاف هم اگر در روز سوّم باطل كرده احوط لزوم كفّاره است.
 
اعمال ام داوود
س76. طبق مندرجات مفاتیح الجنان اعمال ام داوود بعد از اذان ظهر شروع می‌شود لیكن در مراسم اعتكاف در بعضی مساجد به جهت داشتن برنامه سخنرانی و نوحه‌خوانی اعمال را دو ساعت قبل از اذان ظهر شروع می‌ كنند، به این عنوان كه كلّ اعمال مستحب است و فرقی نمی‌كند كه قبل از اذان یا بعد آن باشد. آیا این كار صحیح است؟
ج. اگر رجاءاً به عنوان ثواب انجام شده باشد، مانع ندارد.
 

 

موضوع:

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - موضوعی