وریز وجوهات
حجة الاسلام والمسلمین آقای رمضانی دبیر کل مجمع جهانی اهل البیت علیهم السلام با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف با ایشان دیدار کرد. در ابتدا، ایشان گزارشی از فعالیت های گذشته و برنامه‌های آتی این مجمع...
يكشنبه: 7/آذر/1400 (الأحد: 22/ربيع الثاني/1443)

شخصيت حضرت امام جواد(علیه‌السلام)

آن حضرت، امامِ نهم، از امامان دوازده‌گانه است كه پيامبر‌(ص)

 

برحسب روايات متواتر، آنان را به امامت معرفي كرده و امّت را به رهبري ايشان بشارت داده است.[1]

در اخلاق كريمه و صفات پسنديده و علم و معرفت و دانش و زهد و تقوا، وارث اجداد بزرگوار و در عظمت و جلالت زبانزد خاص‌وعام بود و شخصيّت‌هاي بزرگ علمي و ديني در برابر او خاضع و فروتن بودند.

محدّثان بزرگ و علماي عالي‌قدر، افتخار كسب علوم از آن حضرت را داشته و در دشوارترين مسائل علمي او را حلاّل مشكلات مي‌يافتند.

عليّ بن جعفر ـ که از مشايخ و مؤلفان بزرگ و علماي بني‌هاشم و علويّين بود؛ از محضر پدرش حضرت صادق‌‌(علیه‌السلام) و برادرش موسي بن جعفر‌(علیهماالسلام) و برادرزاده‌اش حضرت رضا‌‌(علیه‌السلام) كسب علم كرده و به جلالت و فقاهت و دانش مشهور بود ـ وقتي كه عمرش در حدود هشتاد سال بود و عمر شريف امام جواد‌‌(علیه‌السلام) از پانزده سال شايد تجاوز نكرده بود، به امامت ايشان معترف بود؛ به‌حدّي‌كه دست آن حضرت را مي‌بوسيد و مي‌فرمود: «أنَا لَهُ عَبْدٌ؛ من بنده او هستم».[2]

روايات بسيار در فضايل و كرامات و نصوصي كه دلالت بر امامت آن

 

حضرت مي‌كند، وجود دارد.[3]

با اينكه مدّت زندگي امام جواد‌‌(علیه‌السلام) ديري نپاييد؛ و عمر شريف‌اش به بيست و شش سال نرسيد، علوم بسيار از آن بزرگوار صادر شد و مجالس بحث و مناظراتي بين آن حضرت و علماي بزرگ آن زمان صورت مي‌گرفت؛ مانند مناظره علمي و مباحثه‌اي كه با يحيي بن اكثم قاضي القضاة، در حضور مأمون ـ خليفه عباسي ـ و جمعي از بني‌عبّاس و ديگران فرمود؛ و در پاسخ به سئوال او، شقوق آن را چنان بيان كرد كه قاضي القضاة، حيران و خجل گشت، و حكم تمام آن شقوق را بيان فرموده؛ سپس از يحيي ـ طبق پيشنهاد مأمون ـ مسئله‌ای پرسيد كه از جواب آن عاجز گرديد و حلّ آن مسئله را از شخص امام‌‌(علیه‌السلام) درخواست كرد و حضرت پاسخ فرمود و بر همه بني‌عبّاس واضح شد كه طبق گفته مأمون، آن حضرت با وجود كمي سن، افضل و اعلم از همه علماست و خداوند متعال او را به اين فضيلت و كمال مزيّن كرده است.[4]

 

ازجمله مناظرات و مباحثات آن حضرت، مباحثه‌اي است كه برحسب روايت ابن شهرآشوب از كتاب الجلاء والشفاء در سنّ هشت‌سالگي با جمعي از دانشمندان فرمود و مسائل مشكل آنها را به‌طور علمي پاسخ داد.[5]

 

[1]. اين روايات، برحسب استقصای ناقص حقير، از دويست و هفتاد متجاوز است.

[2]. کلينی، الكافي، ج1، ص322؛ مجلسی، بحارالانوار، ج47، ص266؛ ج50، ص36؛ مامقانی، تنقيح‌المقال، ج2، ص272 ـ 237؛ خوئی، معجم رجال‌الحديث، ج‌12، ص‌314 ـ 318.

[3]. ر.ك: کلينی، الكافي، باب «الاشارة و النص علي ابي‌ جعفر الثاني‌‌(علیه‌السلام) »؛ ج1، ص320 ـ 323 و باب «مولد ابي‌جعفر محمّد بن علّي الثّاني×»، کلينی، الکافی، ج1، ص492 ـ 497.

[4]. شرح اين مجلس ِمناظرة تاريخي و بي‌نظير، در كتب معتبر اهل‌سنّت مانند: الصواعق‌المحرقه (هيثمي، ج2، ص597 – 598)، الاتحاف بحب‌الاشراف (شبراوي،‌ص350 – 355)، نور‌الابصار (شبلنجي، ص161)، تذكرةالخواص (سبط ابن‌جوزي، ص321) و... نقل شده و در كتب شيعه نيز مانند: مناقب آل ابى‌طالب، (ج3، ص488 ـ 489)، الارشاد (مفيد، ج2، ص281 ـ 289)، اعلام‌الورى (طبرسي، ج1، ص101 – 105) و كشف‌الغمه (اربلي، ج3، ص146ـ 148) و بيش از صدها كتاب حديث و تراجم و تاريخ آمده است.

[5]. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج3، ص489 ـ 490.

موضوع: 
نويسنده: