وریز وجوهات
در پی وقوع حادثه تروریستی در افغانستان، هیئتی از سوی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، چهارشنبه ۲۹ رمضان المبارک با حضور در منازل شهدا و مجروحان، اوضاع را بررسی و به مشکلات این عزیزان، رسیدگی خواهند نمود. این هیئت که حامل سلام و پیام تسلیت و همدردی...
چهارشنبه: 22/ارد/1400 (الأربعاء: 30/رمضان/1442)

قرآن و اجتماع اسلامي

تشخيص و تميز اجتماع اسلامي از جوامع ديگر به اين است كه مصدر افكار و افعال و سلوك اجتماعي، تربيتي، تجاري، سياسي و مبدأ تحرّك و محور تمام فعّاليّت‎هاي علمي، صنعتي و اصلاحي، «قرآن» و «سنّت» باشد. ازاين‌رو، اگر مسلمانان بتوانند در آغاز و مطلع قرن پانزدهم چنين انقلابي در جهان اسلام و در جوامع خود به ‌وجود آورند، آينده آنان سعادت‌بخش و مقرون به رستگاري و آزادي خواهد بود و براي ابلاغ رسالت اسلام به جهانيان و نجات بشر از اين‌همه سرگرداني و گمراهي، لياقت و شايستگي خواهند يافت.

با كمال تأسّف، جهل به احكام و تعاليم و ارشادات قرآن و عدم دست‎يابي بسياري از مسلمانان به اهداف واقعي و مقاصد اين دين حنيف، سبب شده كه افرادي به‌اصطلاح روشنفكر امّا گمراه و كم اطّلاع اين حقيقت كه قرآن بايد مبدأ تحرّك و مصدر اقدامات و سازنده اجتماع باشد را انكار و يا در آن ترديد نمايند.

 

اگر اين‌گونه افراد، در نظراتي كه اظهار مي‎دارند، مقصدشان تقليد كوركورانه از بيگانگان و تأييد دشمنان اسلام و مزدوري براي آنها نباشد و در عقيده خود اصرار و لجاجت ندارند، بايد با ادلّه و براهين و تذكّر آيات محكم قرآن در مسائل مهمّ سياسي، اجتماعي و انتظامي آنان را قانع سازيم كه انسان در هر دور از ادوار حيات و در هر عصري از اعصار و در شئون مختلف از قبيل: حيات دنيا و آخرت، روح و جسم، ظاهر و باطن، انفرادي و اجتماعي، محتاج به هدايت خدا و استمداد از رهبران آسماني و پيروي از برنامه‎هاي جامع الهي است و چنانچه تحقيق و مطالعه در اديان و كتب آسماني و مكتب‎هاي اجتماعي نشان مي‎دهد، غير از قرآن، دستورالعمل ديگري ـ ‎كه جاودان و كافي و شامل تمام نواحي زندگي باشد‎ ـ وجود ندارد.

افراد ديگري فكر جدايي دين و دنيا را پيش كشيده و مي‎خواهند دايره هدايت قرآن را تنگ كرده و دين را منحصر به عبادات، اخلاقيّات و عقايد سازند و درحقيقت، قرآن را صرفاً يك كتاب اخلاق يا يك كتاب دعا تلقّي كرده و آن را در مجالس ترحيم و بر سر قبور اموات بخوانند و هنگام سفر، به همراه آن مسافر را بدرقه كنند و يا در سند ازدواج و جهيزيّه، از روي تبرّك، وجود يك جلد قرآن را ذكر كنند و يا آن را به بازوي خود ببندند و شايد عدّه قليلي هم باشند؛ كه گاه‌گاهي به فيض تلاوت آن نايل شوند.

 

امّا آيا انتفاع و استفاده از قرآن، فقط همين است و معناي «وَمَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَی الْجَنَّةِ»[1] اين مي‎باشد؟

بديهي است افرادي كه قرآن را از دنيا و از اجتماع، از معاشرت و مجالست، از ادارة مملكت و منزل و امور ديگر جدا ساخته و اسلام را در فكر و عمل تجزيه كرده‎اند، گمراه هستند؛ زيرا برحسب محكمات آيات قرآن و اجماع مسلمين و سيرة رسول اعظم و ائمه(علیهم‌السلام) و احاديث و اخبار و فقه اسلام، دين از دنيا جدا نيست و تعاليم قرآن محدود به امور عبادي، اعتقادي و اخلاقي نمي‎باشد.

درباره نظم‌بخشيدن به امور دنيايي از قبيل: امور مالي و اقتصادي، قضايي، حكومتي، اجتماعي و سياسي در قرآن آيات صريح بسياري موجود است و هركس به‌دقّت قرآن را مطالعه كند، مي‎يابد كه رسالت قرآن، هدايت بشر در جميع نواحي زندگي است. جدايي دين از دنيا ـ ‎كه بعضي به تقليد بيگانگان، آن را مطرح مي‎كنند‎ ـ به‌هيچ‌وجه با تعاليم اسلام سازگار نيست و معناي آن، نقص دين و شريعت و وافي‌نبودن آن به رفع حوايج و نيازمندي‎هاي اجتماعي و سياسي است.

برخي ديگر نيز هدايت قرآن را تمام و جامع و شامل مي‎دانند؛ ولي در مقام عمل به تعاليم ديگر گرايش پيدا مي‎كنند و مكتب‎هاي

 

غيراسلامي و افكار و آرا و دستور زندگي خود را از جاهاي ديگري اقتباس مي‎نمايند و سپس سعي دارند با تأويل و توجيه نصوص، كتاب و سنّت را با آن افكار و تعاليم، موافق معرّفي نمايند. چنانچه برخي در استفاده از آيات قرآن، اخبار و احاديث را ترك كرده و روايات را كنار مي‎گذارند و بدين‌گونه بين قرآن و عترت جدايي مي‎اندازند و به اجماع فقها و فهم و استظهارات بزرگان، اعتنا نمي‎كنند، كه بي‎شك هدف آنان از اين روش، پيداكردن معاذير و دستاويزهايي براي پيروي از نظريات مأخوذ از ديگران و تقليد از اجانب و مكتب‎هاي غرب يا شرق است.

اين دو دسته نيز در روشني تعاليم اسلام گام برنمي‎دارند، و روشي كه دارند، آنان را از قرآن دور، و جمال زيباي اسلام را مستور، و هرج‌ومرج فكري و اعتقادي و پراكندگي ايجاد مي‎كنند.

اين دو دسته را بايد به كيفيّت صحيح و طريق مستقيم استفاده و استنباط از كتاب و سنّت، راهنمايي كرد؛ و از توجيه و تأويل و همچنين تقليد از افكار بيگانگان و مكتب‎هاي مادّي و ضعف شخصيّت، برحذر داشته و آنان را به استقلال فكر و تعقل و تأمل و پيروي از علم تشويق نمود.

دسته پنجم، كساني هستند كه به‌طورجدّي و قاطع، قرآن را منبع هدايت و يگانه كتاب راهنماي دنيا و آخرت مي‎دانند؛ و از هيچ

 

مكتب و مصدر ديگري حاضر به اقتباس برنامه زندگي نيستند و متون و نصوص كتاب و سنّت را محترم شمرده و به حلال و حرام و واجب و مستحب و مكروه آن ايمان آورده و قرآن را راهنمايي براي همه مي‎دانند.

اين افراد را مي‎توان اهل قرآن و امّت قرآن خواند؛ و اينها هستند كه مي‎توانند جمله «وَالْقُرْآنُ كِتَابِي»[2] را بگويند.

اين جمعيّت، جمعيّت وفادار به قرآن و خواهان اجراي كامل احكام قرآن هستند؛ هرچند وفاداري و فداكاري آنان يكسان نيست و امتحانات و حوادث، معلوم مي‎سازد كه تا چه حد و تا كجا و به چه مقدار براي قرآني‌شدن اجتماع، فداكاري و اقدام مي‎كنند.

آيا به همان عقيده قلبي وبحث علمي در اين موضوع، قناعت كرده يا حاضرند قدم به جلو گذارند و واقعاً هدايت اسلام را بر مسائل زندگي از اخلاق و معاملات، تربيت، اقتصاد و... تطبيق نمايند و به اخطارات و انذارات و بشارت‎ها و تعاليم قرآن توجّه كنند؟

وظيفه‎اي كه اين دسته در مقابل دين و قرآن دارند اين است كه: قرآن را مايه نشاط فكري و برنامه عمل و حركت قرار داده و تصميم بگيرند كه در هيچ‌جا و هيچ مورد از آن منحرف نشوند و تنها به اينكه قرآن، زينت اوراق مصاحف و محور بحث‎ها و مطالعات علمي و فقهي و تحقيقي

 

است و از خواندن و نوشتن و شنيدن آن، زبان‎ها و دست‎ها و چشم‎ها و گوش‎ها مستفيض مي‎شود، اكتفا نكرده و اجراي احكام قرآن را ـ كه كتاب عمل و كتاب دين و دنيا و برنامه حيات است‎ ـ هدف خود قرار داده و به آن اهميّت بدهند؛ دين و احكام آن را به عقايد و عبارات و جنبه‎هاي فردي و روحي محدود نسازند و در هر رشته‎اي احكام قرآن را مطاع و مرجع دانسته؛ و دنيا و آخرت خود را با احكام آن اداره كنند.

تا ‌وقتي‌كه اين وضع در جوامع مسلمانان به ‌وجود نيايد و افراد غيور و باهمّت براي تحقّق اين مقصد، كمر همّت نبندند و صادقانه و مخلصانه، تلاش و جهاد ننمايند، از بحث علمي و اعتقادي بي‎عمل، رهبري و هدايت قرآن بر كرسي تسلّط مطلق بر تمام شئون بشر، مستقر نمي‎شود. ازاين‌رو بايد كاري كرد كه آفتاب اسلام در عرصه‎هاي گوناگون زندگي مسلمانان پرتوافكن شده و جلوة نفوذ و رسوخ اشعّة آن در نواحي متعدّد حيات آنان آشكار گردد.

يقيناً اگر بحث علمي و اعتقادي مقدّمة عمل نباشد، سبب اداي رسالت اسلام و تمكين آن نخواهد شد. رهبران و زعما بايد به‌طورجدّي و صادقانه، اقدامات چشمگير و مؤثّري بنمايند كه اسلام و احكام اسلام در ميان متون و كتب حديث و فقه و در حجره‎هاي مدارس طلاّب علوم ديني و كتابخانه‎ها مستور و پنهان نماند؛ و در ميادين ديگر به‌ويژه ميدان عمل و سازندگي در هر زمان و مكاني آن احكام و دستورات عاليه اجرا شود.

 

مادام كه دنيا قرآن را در اجتماع مسلمانان، مرجع امور و مصدر نهضت و تحرّك نبيند، از حقيقت اسلام و قدرت آن در سازندگي مترقّي‎ترين اجتماعات چيزي نمي‎فهمد؛ و تا زماني كه قرآن را سازنده اجتماع و مدنيّت ما نبينند، هرچه در تبليغ اسلام و مطالبي كه در اجتماع چندصد ميليوني مسلمانان از آن اثري نيست تلاش كنيم، ثمرات و آثار مهمّي نخواهد داشت.

دنيا به ما مي‎گويد: اگر چنانچه شما مدّعي هستيد كه از امّت حضرت خاتم‌الانبيا‌‌(ص) مي‎باشيد؛ اسلام را دين خدا و قرآن را كتاب خدا و قانون حكومت و اجتماع و تجارت و حيات و موت مي‎دانيد و به آن ايمان داريد و نقص و ناتمامي در آن فرض نمي‎كنيد، پس چرا ريزه‎خوار خوان ديگران شده و پاي ركاب ديگران مي‎دويد و كوركورانه نظريات و آرا و مباني و راه ديگران را گرفته و ترويج مي‎كنيد؟

چرا در اجتماعات شما از اسلام جز در داخل مساجد، در مراسم عبادت، در گورستان، در مجالس ديني، مدارس طلاّب و كتب ديني كمتر مي‎توان خبر گرفت و برنامه‎هاي اجتماعي وسيع و مترقّي اسلام، متروك و احكام آن تا حدودي تعطيل شده و مظاهر اجتماعات غيراسلامي، از‌جمله در خيابان‎ها، مؤسّسات، سازمان‎ها و حتّي تربيت و تجارت و تبليغات، شما را فرا گرفته است؟!

 

وظيفة مسلمانان است كه با ساختن و روي كار آوردن اجتماع اسلامي به اين پرسش پاسخ دهند.

در عصر حاضر، بهترين و بزرگ‎ترين خدمتي كه هر مسلمان بايد به اسلام و قرآن بنمايد، اين است كه با محدودكردن قرآن در دايره عبادات و چهارديواري مساجد و خانه‎هاي علما و جداكردن آن از اجتماع و امور دنيا ـ ‎كه يك فكر خطرناك غربي و بيگانه از اسلام است‎ ـ مبارزه كند و مفاهيم و مقاصد وسيع اسلامي را ترويج و تبليغ نمايد؛ تا هر جا، هر مقام و هر مجمع، سازمان و مؤسّسه‎اي، مظهر تعاليم اسلام گرديده و جامعه اسلامي با سرعت هرچه بيشتر ترقّي نمايد.

قَالَ‌ اللهُ تَعَالَى:

﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴾[3]

«اگر خدا را ياري كنيد ياريتان مي‎كند و گام‎هايتان را استوار مي‎دارد».

 

 

[1]. صنعانی، المصنف، ج3، ص373؛ کلینی، الكافي، ج2، ص599؛ راوندی، النوادر، ص144. «هر کس قرآن را جلو خود رهبر قرار دهد، او را به بهشت رهنمون مي‌شود».

[2]. طبری امامی، نوادرالمعجزات، ص170. «قرآن کتاب من است».

[3]. محمّد، 7.

موضوع: 
نويسنده: