وریز وجوهات
الا باد صبا اى پيك عشّاق پيامى بر از اين مهجور مشتاق به سوى خطّه قدس خراسان به طور پور موسى قطب امكان به سوى مقصد پاكان و خاصان به سوى قبله‌ ي ارباب عرفان به سوى كعبه‌ ي اصحاب حاجات به دار معجزات و خرق عادات مكان علم و توحيد و فضيلت مقرّ...
يكشنبه: 2/آبا/1400 (الأحد: 17/ربيع الأول/1443)

جهان، مسخّر انسان

پيش از اينكه بشر عملاً دست‌به‌كار تصرّف كرات و مسافرت به ماه شود، دانشمندان به استناد آيات قرآن اين استعداد را براي بشر ثابت مي‎دانستند.

يكي از آياتي كه امكان نفوذ و دست‌يافتن بشر را به آسمان و كرات آسماني اعلام كرده است، اين آيه كريمه است:

﴿يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ﴾؛ [1]

«اي گروه جنّيان و انسيان، اگر مي‎توانيد از كرانه‎هاي آسمان‌ها و زمين به بيرون رخنه كنيد، پس رخنه كنيد. [ولي] جز با [به دست‌آوردن] تسلّطي رخنه نمي‎كنيد».

به نظر ما صريح‎ترين آياتي كه به تسخير بشر بر آسمان و زمين و آنچه در آنهاست دلالت دارد، آياتي است كه چند رقم از آنها را در اينجا مي‎آوريم:

1. ﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾؛[2]

 

«و شب و روز و خورشيد و ماه را براي شما رام گردانيد، و ستارگان به فرمان او مسخّر شده‎اند. مسلّماً در اين [امور] براي مردمي كه تعقّل مي‎كنند نشانه‎هاست».

2. ﴿أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً﴾؛[3]

«آيا ندانسته‎ايد كه خدا آنچه را كه در آسمان‌ها و آنچه را كه در زمين است، مسخّر شما ساخته و نعمت‌هاي ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است؟».

3. ﴿وَسَخَّرَ لَكُمْ مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ في ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾؛[4]

«و آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمين است به سود شما رام كرد؛ همه از اوست. قطعاً در اين [امر] براي مردمي كه مي‎انديشند نشانه‎هايي است».

اين‎گونه آيات به‌صراحت از اينكه مخلوقات نامبرده، بالقوّه مسخّر انسان هستند، خبر داده و بشر را به استعداد خدادادي‎اش براي تسخير آفتاب و ماه و آنچه در آسمان و زمين است و بهره‎برداري از آنها متوجّه فرموده و او را براي به فعليّت رساندن اين قوّه و استعداد و تسخير مخلوقات زميني و فضايي آماده، شجاع و گستاخ مي‎نمايد.

 

بديهي است، مراتب و درجات تسخير متفاوت است و فعليّت اين استعداد و مقدار استفاده بشر از آن، وابسته به كوشش و همّت خود او مي‎باشد.

كشاورزي، درختكاري، نهرسازي، سدسازي و اموري از اين قبيل، تسخير زمين، آب و هوا، گياه و درخت است. استفاده از معادن و سنگ‎ها و خانه‎سازي، آجرپزي، نجّاري، آهنگري و... نيز تسخير زمين، خاك، درخت، آتش، آهن و... است. هرچه بشر بيشتر بكوشد دايره تسخيراتش وسيع‎تر مي‎شود.

استفادة از شير حيوانات و ساختن انواع لبنيّات، استفاده از پشم آنها براي لباس و فرش و از پوست آنها براي پاي‌افزار و از گوشت آنها براي غذا و خوراك نيز تسخير حيوان است.

استفاده از ماه و ستاره به‌منظور راه‎يابي و تعيين ماه و سال و استفاده از نور آفتاب، براي پرورش جسم انسان و حيوان و پرورش نبات و معدن، همه تسخير آفتاب و ماه توسّط انسان است.

قدم‌گذاشتن در ماه و سفركردن به كرات آسماني و دست تملّك به‌سوي آنها درازكردن نيز تسخير است.

به همان اندازه‎اي كه استعداد بشر توسعه دارد، به همان حد هم دامنه اين تسخيرات توسعه‌پذير است.

پس قرآن نه‌فقط با اين پيشرفت مخالفتي نكرده و نه‌فقط آن را غيرممكن نشمرده، بلكه بشر را به كوشش هرچه بيشتر تشويق مي‎كند و آسمان و زمين و ماه و آفتاب را مسخّر فكر او مي‎شمارد.

 

زنده باد قرآن! زنده باد تعاليم افتخارآميز اسلام! و زنده باد مؤمن روزه‎داري كه هلال ماه رمضان را با اين كلمه پرمعنا «رَبِّي وَرَبُّكَ اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» خوش‌آمد مي‎گويد.

ولي جاي تأسّف است كه مسلمانان از اين تعاليم الهام نگرفته و در علوم و صنايع عصر حاضر از ديگران عقب مانده و به تفكّر و تحقيقي كه قرآن همه را دعوت به آن كرده ـ ‎چنانچه شايسته است ـ نمي‎پردازند. ما كتاب و ديني داريم كه با هر ترقّي و پيشرفتي در زمينه علم و صنعت موافق است. هرچه علم پيشرفت كند، عظمت و حقيقت آن روشن‎تر مي‎شود و در هر زمينه‎اي، راهنمايي بهتر از آن براي بشر يافت نخواهد شد.

اگر بشر صدها هزار ستاره و كهكشان را مسخّر كند، از شوكت و عظمت و قدرت هدايت قرآن چيزي كاسته نمي‎شود؛ و تعاليم اين كتاب از اعتبار و ارزش نمي‎افتد:

﴿وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلاَمِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾؛[5]

«و هركس جز اسلام، دين [ديگر] جويد، هرگز از وي پذيرفته نشود، و وي در آخرت از زيانكاران است».

 


[1]. الرّحمن، 33.

[2]. نحل، 12.

[3]. لقمان، 20.

[4]. جاثيه، 13.

[5]. آل عمران، 85.

موضوع: 
نويسنده: