وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالی: «إِنّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبیناً؛  ما تو را پیروزی بخشیدیم [چه] پیروزی درخشانی.» یكی از بزرگترین فتوحات اسلام و دین توحید، «فتحِ مكّه» بود كه برحسب نقل كتاب مسارالشیعة در ماه مبارك رمضانِ سالِ هشتم...
چهارشنبه: 22/ارد/1400 (الأربعاء: 30/رمضان/1442)

فصل دهم: برنامه‌های عبادی، نجات‌بخش انسان

برنامه‌های عبادی، نجات‌بخش انسان

بشر دنياي مادّي، انسان عصر فضا، جهان طغيان غرايز حيواني، بشر سركش و رهاشده از التزامات اخلاقي، جوامع ماشيني و اجتماعات سرمايه‎داري كه شب و روز از زحمت و تلاش و كار و كوشش براي يك زندگي پر از حرارت مادّي آرام نمي‎گيرند؛ اجتماعاتي كه رهبران آنها در بند مادّيات گرفتارند و فرصت ندارند كه امور جهان را از منظر فضيلت و انسانيّت بنگرند و با عينك تقوا و شرف، اوضاع به‌هم پيچيده و دشوار آن را مطالعه نمايند؛ جوامعي كه در آن رشته‎هاي محكم و استوار فضيلت، پاك‌دامني و عفاف يكي پس از ديگري گسسته مي‎شود، هر روز ناراحتي‎هاي روحي و فكري و بي‎اعتمادي تازه‎اي بر سرشان سايه مي‎افكند.

 مللي كه در زور و قدرت مافوق ديگرانند و مللي كه ضعيف و خودباخته و غارت‌زده هستند، و بالاخره تمام انسان‎هاي عصر ما، براي رسيدن به يك حال معتدل، و توازن روحي و براي رفع اين‌همه نگراني‎ها و تأمين زندگي آرام‌بخش و محيط اعتماد و سكون و ثبات روحي به برنامه‎هايي مانند برنامه‎هاي اطمينان‌بخش ماه رمضان بيش از انسان‎هاي سال‎ها و قرون پيش نياز دارند.

 

در آبادترين و آزادترين نقاط اين دنياي به‌اصطلاح متمدّن و در مجامع بزرگ جهاني، جهت دستيابي به مقام، استثمار ملل و گسترش نفوذ، توسعه تجارت و بازرگاني، غارت‌كردن اموال، معادن و دسترنج ملل فقير و كارگران بيچاره چه خيانت‎هايي كه نمي‎شود! كمپاني‎هاي صنعتي و بازرگاني براي سبقت از هم و زمين‌زدن حريف و از ميدان بيرون‌راندن او ميليون‎ها دلار صرف مي‎كنند. ازاين‌رو، شرق و غرب همواره يكديگر را متّهم كرده و از هم شاكي‎اند!

با نگاهي به بودجه‎هاي تسليحاتي، سازمان‎هاي جاسوسي و كارآگاهي ـ ‎كه خواب و اطمينان را از همه ربوده‎اند‎ ـ به يك‌باره از بشريّت نااميد شده و گمان مي‎رود كه انسان محكوم به بدبختي و زندگي توأم با ناراحتي است و نبايد جز شرّ و فساد از او انتظار ديگري داشت.

خيانت و شهوت‎راني به سرحدّ افراط رسيده است؛ به‌گونه‎اي كه تاريخ بشر مانند آن را به خود نديده است.

وضع واقعي زنان در آخرين مرتبه انحطاط و پستي و سقوط قرار گرفته و شرافت و عفاف آنها لكّه‌دار شده و بلكه از ميان رفته است؛ چرا كه خوشبخت‎ترين آنان در منطق و مكتب مادّي‌گري، كسي است كه در كاباره‎ها و اجتماعات شهوت‌راني، و در بين مردان پست و

 

كثيف بيشتر و برهنه‎تر، آشكار شود و با بوالهوسان هم‌پياله گردد و از اين رهگذر و از طفيل اين روابط به ظواهر زندگي خود سروسامان داده و شكم خود را سير سازد.

سرمايه‎داران خون‌آشام هزاران نفر از آنها را به نام كارگر در اختيار خود گرفته و درحالي‌كه ميليون‎ها جوان بي‎همسر، تحت فشار غريزه جنسي، نظم اجتماع را به‌هم مي‎زنند و متعرّض بانوان و دوشيزگان مي‎شوند، آن را در انحصار خود قرار داده، به شهوت‌راني و هوس‌پرستي سرگرم هستند.

در پاره‎اي از نقاط، وضع به‌طوري است كه زن بدبخت، خواه‌وناخواه بايد خود را تسليم اميال حيواني مردان متجاوز سازد.

و اگر اين موازين اخلاقي كه هنوز پرتو ضعيفي از آن، بر دل‎ها مي‎افتد از ميان برود و اين نور خفيف عفّت و پاك‌دامني و احترام به ناموس و زن و التزام به انجام غريزه جنسي ازطريق ازدواج مشروع ـ ‎چنانچه دورنماي آينده و تشويق زنان بي‎عفّت و خودفروش نشان مي‎دهد‎ ـ از بين برود و اگر يك برنامه تربيتي اسلامي همه‌جانبه كه رهبر و راهنماي بانوان به عفاف و پاك‌دامني، تعديل غريزه جنسي، حفظ موجوديّت و شخصيّت ارجمند زن، موجود نباشد و يا به اجرا درنيايد، زن هيچ‎گونه استقلالي نيافته و براي جلوگيري از تجاوز به

 

او هيچ قانون و قدرتي دست به اصلاح نخواهد زد و بايد به‌حكم اجبار، به هر پستي و ننگي تن در دهد و خود را براي پذيرايي از هر مرد جلاّد و زورمندي آماده سازد و هيچ پناهگاهي براي دفع ظلم از او ـ ‎حتّي به‌طوري‌كه در دوران جاهليّت رسم بود‎ ـ پيدا نخواهد شد.

تصوّر مفاسدي كه از تعقيب روش «اختلاط زن و مرد» در اجتماع كنوني پديد مي‎آيد، واقعاً سرسام‌آور است.

مهر و عطوفت و بشردوستي و الفاظي از اين قبيل به‌‌صورت تشريفاتي درآمده و بي‎اعتبار مي‎شود؛ و اگر مؤسّسات عمومي كه به‌طور ماشيني و براي مقاصد خاصّي به ضعفا كمك مي‎كنند و اغلب اغراض سياسي را از كمك به مستمندان و آسيب‌ديدگان و بازماندگان اجتماع دنبال مي‌نمايند، وجود نداشتند، هيچ‌كس به فرياد نيازمندان و دردمندان پاسخ نمي‎داد.

بي‎شك آرامش و آسايش مصنوعي ـ ‎كه با سرگرمي‎ها، شب‌نشيني‎ها، پارتي‎ها و مواد تخديركننده‌ قواي عقلي و روحي فراهم مي‎شود ـ نمي‎تواند بشر را سير و قانع سازد و افرادي كه بدين ابزار متوسّل مي‎شوند از بهترزيستن واقعي كه با آرامش و سكون روحي و اطمينان قلبي توأم باشد، دورتر مي‎شوند.

در چنين جهاني كه تشريح ناكامي‎هاي آن در اين مجال ممكن نيست و آنچه مي‎شنويم و مي‎بينيم گوشه‎اي از بدبختي‎هاي جهان

 

انساني است، و در اين جهاني كه به‌علّت رواج خيانت، جنايت، بي‎عفّتي، پست‌همّتي، بي‎غيرتي، پرستش مادّيّات و شهوات، دشواري‎ها روزافزون است، يگانه راه علاج براي آرام‌كردن روح بشر، توسّل به نيروي ايمان، تقوا، تقويت قواي اخلاقي و كنترل غرايز حيواني است.

خدايي كه اين بشر را آفريده و اين غرايز را در نهاد او گذارده، مي‎دانسته است كه اگر اين حرص و آز، خودخواهي و تكبّر، استبداد و جاه‎طلبي و شهوات بر اين بشر مسلّط شود، ديگر نه تنها خودش، بلكه ديگران هم آرامش نخواهند داشت؛ و اگر مادّيّات، معشوق و محبوب و معبود او شد، در هيچ حدّ و اندازه و مقداري قانع نمي‎شود؛ و اگر تمام كهكشان‎ها را مالك شود، حرص و آزش پايان نمي‎پذيرد؛ و اگر ميليون‎ها انسان را براي منافع پليد شخصي و جاه‌طلبي استثمار كند يا به كشتن بدهد، آن را ناچيز شمرده و به‌حساب نمي‎آورد.

خداي متعال مي‎دانست كه اگر اين بشر راهنمايي نشود، براي خودش و از جنس خودش خداياني مي‎سازد و بشرپرستي را در صُور مختلف، ذليلانه مي‎پذيرد و در برابر اقويا و استعمارگران به خاك مي‎افتد و آنها را از يك انسان عادي، برتر مي‎شمارد و براي آنكه به اخذ مقام و درجه‎اي نايل آيد، به هر پستي و تملّقي متوسّل مي‎شود.

خدايي كه اين انسان را مي‎شناخت، او را راهنمايي كرد تا هم به

 

وسيله عقل و خرد و چراغ بينشي كه در نهاد او روشن كرده و هم توسّط پيامبران و راهنمايان حقيقي، راه سعادت و نيك‌بختي را بيابد. راهي كه به‌عنوان يگانه راه، به تمام مقاصد شريفه و هدف‎هاي ارزشمند انساني ختم مي‎شود و وسيله آرامش روحي، اطمينان قلب، رفع بيم و هراس و نگراني و وسواس است.

تمام برنامه‎هاي ديني براي تكميل و ترقّي انسانيّت و تقوّت اراده پي‎ريزي شده و حبّ فضيلت، بشردوستي و راهنمايي به‌سوي اهداف عالي‎تر از اهداف مادّي را مدّنظر دارد.

موضوع: 
نويسنده: