وریز وجوهات
حجة الاسلام والمسلمین آقای رمضانی دبیر کل مجمع جهانی اهل البیت علیهم السلام با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف با ایشان دیدار کرد. در ابتدا، ایشان گزارشی از فعالیت های گذشته و برنامه‌های آتی این مجمع...
يكشنبه: 7/آذر/1400 (الأحد: 22/ربيع الثاني/1443)

فصل دهم: برنامه‌های عبادی، نجات‌بخش انسان

برنامه‌های عبادی، نجات‌بخش انسان

بشر دنياي مادّي، انسان عصر فضا، جهان طغيان غرايز حيواني، بشر سركش و رهاشده از التزامات اخلاقي، جوامع ماشيني و اجتماعات سرمايه‎داري كه شب و روز از زحمت و تلاش و كار و كوشش براي يك زندگي پر از حرارت مادّي آرام نمي‎گيرند؛ اجتماعاتي كه رهبران آنها در بند مادّيات گرفتارند و فرصت ندارند كه امور جهان را از منظر فضيلت و انسانيّت بنگرند و با عينك تقوا و شرف، اوضاع به‌هم پيچيده و دشوار آن را مطالعه نمايند؛ جوامعي كه در آن رشته‎هاي محكم و استوار فضيلت، پاك‌دامني و عفاف يكي پس از ديگري گسسته مي‎شود، هر روز ناراحتي‎هاي روحي و فكري و بي‎اعتمادي تازه‎اي بر سرشان سايه مي‎افكند.

 مللي كه در زور و قدرت مافوق ديگرانند و مللي كه ضعيف و خودباخته و غارت‌زده هستند، و بالاخره تمام انسان‎هاي عصر ما، براي رسيدن به يك حال معتدل، و توازن روحي و براي رفع اين‌همه نگراني‎ها و تأمين زندگي آرام‌بخش و محيط اعتماد و سكون و ثبات روحي به برنامه‎هايي مانند برنامه‎هاي اطمينان‌بخش ماه رمضان بيش از انسان‎هاي سال‎ها و قرون پيش نياز دارند.

 

در آبادترين و آزادترين نقاط اين دنياي به‌اصطلاح متمدّن و در مجامع بزرگ جهاني، جهت دستيابي به مقام، استثمار ملل و گسترش نفوذ، توسعه تجارت و بازرگاني، غارت‌كردن اموال، معادن و دسترنج ملل فقير و كارگران بيچاره چه خيانت‎هايي كه نمي‎شود! كمپاني‎هاي صنعتي و بازرگاني براي سبقت از هم و زمين‌زدن حريف و از ميدان بيرون‌راندن او ميليون‎ها دلار صرف مي‎كنند. ازاين‌رو، شرق و غرب همواره يكديگر را متّهم كرده و از هم شاكي‎اند!

با نگاهي به بودجه‎هاي تسليحاتي، سازمان‎هاي جاسوسي و كارآگاهي ـ ‎كه خواب و اطمينان را از همه ربوده‎اند‎ ـ به يك‌باره از بشريّت نااميد شده و گمان مي‎رود كه انسان محكوم به بدبختي و زندگي توأم با ناراحتي است و نبايد جز شرّ و فساد از او انتظار ديگري داشت.

خيانت و شهوت‎راني به سرحدّ افراط رسيده است؛ به‌گونه‎اي كه تاريخ بشر مانند آن را به خود نديده است.

وضع واقعي زنان در آخرين مرتبه انحطاط و پستي و سقوط قرار گرفته و شرافت و عفاف آنها لكّه‌دار شده و بلكه از ميان رفته است؛ چرا كه خوشبخت‎ترين آنان در منطق و مكتب مادّي‌گري، كسي است كه در كاباره‎ها و اجتماعات شهوت‌راني، و در بين مردان پست و

 

كثيف بيشتر و برهنه‎تر، آشكار شود و با بوالهوسان هم‌پياله گردد و از اين رهگذر و از طفيل اين روابط به ظواهر زندگي خود سروسامان داده و شكم خود را سير سازد.

سرمايه‎داران خون‌آشام هزاران نفر از آنها را به نام كارگر در اختيار خود گرفته و درحالي‌كه ميليون‎ها جوان بي‎همسر، تحت فشار غريزه جنسي، نظم اجتماع را به‌هم مي‎زنند و متعرّض بانوان و دوشيزگان مي‎شوند، آن را در انحصار خود قرار داده، به شهوت‌راني و هوس‌پرستي سرگرم هستند.

در پاره‎اي از نقاط، وضع به‌طوري است كه زن بدبخت، خواه‌وناخواه بايد خود را تسليم اميال حيواني مردان متجاوز سازد.

و اگر اين موازين اخلاقي كه هنوز پرتو ضعيفي از آن، بر دل‎ها مي‎افتد از ميان برود و اين نور خفيف عفّت و پاك‌دامني و احترام به ناموس و زن و التزام به انجام غريزه جنسي ازطريق ازدواج مشروع ـ ‎چنانچه دورنماي آينده و تشويق زنان بي‎عفّت و خودفروش نشان مي‎دهد‎ ـ از بين برود و اگر يك برنامه تربيتي اسلامي همه‌جانبه كه رهبر و راهنماي بانوان به عفاف و پاك‌دامني، تعديل غريزه جنسي، حفظ موجوديّت و شخصيّت ارجمند زن، موجود نباشد و يا به اجرا درنيايد، زن هيچ‎گونه استقلالي نيافته و براي جلوگيري از تجاوز به

 

او هيچ قانون و قدرتي دست به اصلاح نخواهد زد و بايد به‌حكم اجبار، به هر پستي و ننگي تن در دهد و خود را براي پذيرايي از هر مرد جلاّد و زورمندي آماده سازد و هيچ پناهگاهي براي دفع ظلم از او ـ ‎حتّي به‌طوري‌كه در دوران جاهليّت رسم بود‎ ـ پيدا نخواهد شد.

تصوّر مفاسدي كه از تعقيب روش «اختلاط زن و مرد» در اجتماع كنوني پديد مي‎آيد، واقعاً سرسام‌آور است.

مهر و عطوفت و بشردوستي و الفاظي از اين قبيل به‌‌صورت تشريفاتي درآمده و بي‎اعتبار مي‎شود؛ و اگر مؤسّسات عمومي كه به‌طور ماشيني و براي مقاصد خاصّي به ضعفا كمك مي‎كنند و اغلب اغراض سياسي را از كمك به مستمندان و آسيب‌ديدگان و بازماندگان اجتماع دنبال مي‌نمايند، وجود نداشتند، هيچ‌كس به فرياد نيازمندان و دردمندان پاسخ نمي‎داد.

بي‎شك آرامش و آسايش مصنوعي ـ ‎كه با سرگرمي‎ها، شب‌نشيني‎ها، پارتي‎ها و مواد تخديركننده‌ قواي عقلي و روحي فراهم مي‎شود ـ نمي‎تواند بشر را سير و قانع سازد و افرادي كه بدين ابزار متوسّل مي‎شوند از بهترزيستن واقعي كه با آرامش و سكون روحي و اطمينان قلبي توأم باشد، دورتر مي‎شوند.

در چنين جهاني كه تشريح ناكامي‎هاي آن در اين مجال ممكن نيست و آنچه مي‎شنويم و مي‎بينيم گوشه‎اي از بدبختي‎هاي جهان

 

انساني است، و در اين جهاني كه به‌علّت رواج خيانت، جنايت، بي‎عفّتي، پست‌همّتي، بي‎غيرتي، پرستش مادّيّات و شهوات، دشواري‎ها روزافزون است، يگانه راه علاج براي آرام‌كردن روح بشر، توسّل به نيروي ايمان، تقوا، تقويت قواي اخلاقي و كنترل غرايز حيواني است.

خدايي كه اين بشر را آفريده و اين غرايز را در نهاد او گذارده، مي‎دانسته است كه اگر اين حرص و آز، خودخواهي و تكبّر، استبداد و جاه‎طلبي و شهوات بر اين بشر مسلّط شود، ديگر نه تنها خودش، بلكه ديگران هم آرامش نخواهند داشت؛ و اگر مادّيّات، معشوق و محبوب و معبود او شد، در هيچ حدّ و اندازه و مقداري قانع نمي‎شود؛ و اگر تمام كهكشان‎ها را مالك شود، حرص و آزش پايان نمي‎پذيرد؛ و اگر ميليون‎ها انسان را براي منافع پليد شخصي و جاه‌طلبي استثمار كند يا به كشتن بدهد، آن را ناچيز شمرده و به‌حساب نمي‎آورد.

خداي متعال مي‎دانست كه اگر اين بشر راهنمايي نشود، براي خودش و از جنس خودش خداياني مي‎سازد و بشرپرستي را در صُور مختلف، ذليلانه مي‎پذيرد و در برابر اقويا و استعمارگران به خاك مي‎افتد و آنها را از يك انسان عادي، برتر مي‎شمارد و براي آنكه به اخذ مقام و درجه‎اي نايل آيد، به هر پستي و تملّقي متوسّل مي‎شود.

خدايي كه اين انسان را مي‎شناخت، او را راهنمايي كرد تا هم به

 

وسيله عقل و خرد و چراغ بينشي كه در نهاد او روشن كرده و هم توسّط پيامبران و راهنمايان حقيقي، راه سعادت و نيك‌بختي را بيابد. راهي كه به‌عنوان يگانه راه، به تمام مقاصد شريفه و هدف‎هاي ارزشمند انساني ختم مي‎شود و وسيله آرامش روحي، اطمينان قلب، رفع بيم و هراس و نگراني و وسواس است.

تمام برنامه‎هاي ديني براي تكميل و ترقّي انسانيّت و تقوّت اراده پي‎ريزي شده و حبّ فضيلت، بشردوستي و راهنمايي به‌سوي اهداف عالي‎تر از اهداف مادّي را مدّنظر دارد.

موضوع: 
نويسنده: