وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية اميرالمؤمنين و الائمة المعصومين عليهم السلام لاسيما مولانا بقية الله المهدي عجّل الله تعالى فرجه الشريف و رزقنا الفوز بلقائه با تبريک ایام مبارک ماه شریف ذی الحجة به خصوص گرامی‌...
چهارشنبه: 13/مرد/1400 (الأربعاء: 25/ذو الحجة/1442)

فصل یازدهم: روزه و آموزش آزادی

روزه و آموزش آزادی

حضرت‌ مولاي متّقيان‎‌(علیه‌السلام) رهبرآزادمردان و آزادي‌خواهان مي‎فرمايد:

«أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا»؛[1]

«آيا آزاده‌اي نيست كه اين بازمانده غذاي دهان ديگران (دنيا) را براي اهلش بگذارد؟ به‌درستي‌كه براي جان‎هاي شما بهايي غير از بهشت نيست؛ پس آن را به غيربهشت نفروشيد».

نظامي شاعر حكيم مي‎گويد:

دگرباره پرسيد آن شهريار
چنين
داد پاسخ سخنگوي پير
مرا
بندهاي هست نامش هوا
تو
آني كِي آن بنده را بندهاي
 

 

كه: «تو كيستي من كيم در شمار؟!»
كه:
«فرمان دهم من، تو فرمانپذير!
دل
من به آن بنده فرمانروا
پرستار ما را پرستندهاي!»
 

 

بسا افرادي كه داد آزادي‎خواهي دارند و ديگران را به آزادي مي‎خوانند و بي‎آنكه توجّه داشته باشند، اسير و بنده هستند و از خود اختياري ندارند.

 

بسياري از اشخاص كه آزادي و حقوق ديگران را پايمال كرده و آن را دستخوش اميال و اراده خود ساخته و خود را بر ملل و جوامع، فرمانرواي مطلق مي‎شمارند نيز از نعمت آزادي محروم هستند.

اين هر دو دسته بنده‎اند و مقيّد و مملوك؛ امّا نه بنده و مملوك يك تن؛ نه بنده‎اي كه جسمش در اختيار غير باشد و فكر و انديشه‎اش در اختيار خودش.

اينان بنده هوا، بنده پول، مال، اسب، اشتر، گاو، الاغ، گوسفند و بنده مقام هستند. غلام حلقه‌به‎گوش شهوت، غلام اربابان قدرت و كدخدايان، حاكمان و اميران، بنده مقاصد رذيله و اشياي خسيسه و بنده عادات و خرافات هستند. بندگاني كه علاوه‌ بر جسمشان، روح و فكرشان نيز بنده است و همه‌چيزشان در بند افتاده و از آزادي واقعي و استقلال روحي و فكري بويي نبرده‎اند.

عادت به خوردن و نوشيدن، عادت به شهوت‌راني، قمار، شراب، ميگساري، شب‎نشيني‎هاي زيان‎بخش، سيگار و دخانيات، ظلم و ستم، و بي‎اعتنايي به ضعيفان و زيردستان و... آنها را چنان اسير و مقيّد كرده كه، نجات از اين طلسم عادات را غيرممكن مي‎دانند.

در ميدان سياست، در عرصه مبارزات ورزشي، در جنگ و نبرد و لشكركشي، پيروز مي‎شوند و حريف را بر زمين مي‎زنند؛ امّا در ميدان مبارزه با عادات و آزادشدن از قيود هواوهوس، بيچاره و مغلوب، شكست‌خورده و بر زمين افتاده‎اند.

 

چنين‌ كساني، خود و انسانيّت خود را در اسارت عادات انداخته و نتوانسته‎اند از وادي تنگ و تاريك بندگي و بردگي مخلوقاتي مانند خود، با بال همّت پرواز كرده و در باغستان آزادي واقعي، وارد شوند.

برنامه كار روز و شب و حاصل زندگي آنها انجام يك سلسله عادات و تكرار مكرّرات است و به‌طور خلاصه حيات آنها مصداق سخني است كه از «روسو» نقل شده است:

انسان، بنده و برده متولّد مي‎شود و بنده و برده مي‎ميرد. روز ولادت او را در قماط مي‎پيچند و روز مرگ، او را در كفن قرار مي‎دهند. [و در دل خاك پنهان مي‎كنند] و در ميان اين دو روز، بنده و اسير و مملوك و خاضعِ عادت است.

آيا كسي‌كه تمام عمرش را در لهوولعب و بازي به‌سر مي‎برد، و نمي‎تواند دمي از آن، خود را كنار بكشد، آزاد است يا بنده؟!

آيا كسي‌كه دست از قمار برنمي‎دارد و شب‎ها را تا نزديك سحر بر سر سفره قمار، مال و وقت عزيز خود را به باد فنا مي‎دهد، بنده است يا آزاد؟!

آيا شخصي‌ كه جام شراب را ـ ‎با آنكه به زيان‎هاي خانمان ‌براندازش واقف است‎ ـ مثل آب گوارا مي‎نوشد، بنده است يا آزاد؟!

آيا آنكه نمي‎تواند از زندگي تجمّلي و از طعام‎هاي رنگارنگ سفره‎اش و از لباس‎هاي گران‎بها و متنوّعش، چيزي كم بگذارد و از همنوعان خود ـ ‎كه درمانده و گرفتار، مستمند، بيمار، زلزله‎زده و مبتلا

 

هستند‎ ـ دستگيري و به آنها كمك نمي‎كند، بنده است يا آزاد؟!

آيا كسي ‌كه براي مقام و منصب، حفظ رياست و براي تجمّلات بيش‌ از حد و شكم‌پرستي، حقوق ضعفا را پايمال و دسترنج كارگران را غارت مي‎كند و از رشوه‎خواري و دزدي از بيت‌المال مسلمين، باك ندارد آزاد است يا بنده؟!

آيا اين است زندگي آزاد و شرافتمندانه انسان؟!

يقيناً اين‎گونه افراد، بنده‎اند و آزادساختن آنان، از آزادكردن رقيق و عبيد دشوارتر است، چنانچه دين اسلام براي آزادي غلامان و كنيزان كوشش‎هاي ثمربخشي نموده و برنامه‎هاي سودمندي تنظيم كرده و آن را از عبادات بزرگ قرار داده است و حتّي در بعضي موارد، حكم به وجوب آن نموده و در موارد ديگر، به‌طور استحباب آن را از مسلمانان خواسته است، براي آزادكردن اين ممالك فكري و بندگان و غلامان واقعي نيز برنامه‎هاي وسيعي را پيشنهاد كرده تا بشر را از بند استعباد، عادات رذيله و هواي‌نفس آزاد سازد و همان‌گونه كه در قرآن ذكر شده، يكي از اهداف دعوت حضرت خاتم‌الانبيا‌(ص) ‎برداشتن اين‌گونه بارها از روح و فكر بشر است:

﴿وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمُ﴾[2]

 

و تا بشر به اين آزادي نرسد طعم آزادي را نمي‎چشد و در ساير امور كسب آزادي نمي‎كند.

يكي از برنامه‎هاي آزادي‌بخش اسلام، «روزه» است.

روزه، آدمي را از بند عادات حيواني آزاد مي‎سازد و او را به‌سوي ملكوت اعلي پرواز مي‎دهد:

طَيَران مرغ ديدي تو ز پاي‌بند شهوت
 

 

 

به‌درآي تا ببيني طيران آدميّت!
 

خور وخواب و خشم و شهوت،  شَغَب  است و جهل و ظلمت
 

 

 

حَيَوان خبر ندارد زِ جهان آدميّت!
 

     
 

فرد مسلمان به قصد روزه، سحر از ميان بستر آرام خواب، براي خوردن سحري و انجام عبادت و خواندن دعا و نماز برمي‎خيزد و از قيد خواب و عادت به استراحت، آزاد مي‎شود و در تمام مدّت روز از تحت سيطره و تسلّط جسم و غرايز حيواني و عادت به خوردن و نوشيدن، خود را بيرون مي‎كشد و طلسم هواوهوس را مي‎شكند و از خوردن غذاهاي لذيذ و ميوه‎هاي شيرين و خوش‌طعم و نوشيدني‎هاي خنك و گوارا خودداري مي‎كند و به عادات روزهايي كه روزه نبود، نمي‎انديشد و برنامه‎هاي غذايي روزانه را ترك كرده و فكر و عقل و وجدانش را آزاد مي‎سازد و خود را در افقي عالي‎تر و نورانيّت و روشنايي ديگر مي‎بيند. ادعيّه‎اي را كه جهت ماه رمضان و براي مواقع

 

سحر و روز و شب، وارد شده، مي‎خواند؛ ادعيّه‎اي كه اغلب داراي جملات آموزنده، حقيقت و روح آزادي است.

ادعيّه‎اي كه عقيده توحيد را با جان و روان و وجدان آميخته مي‎سازد و خواننده را از بندهاي گران اخلاق زشت و صفات ناپسند نجات داده و به صفات پسنديده و اخلاق كريمه دعوت مي‎نمايد.

روزه‎دار عزيز! و برادر مسلمان! از ماه رمضان، درس آزادي بگير و نخست از عادات زشت و تقيّدات بيجا، خود را آزاد ساز و بدان‌ كه يكي از مقاصد اسلام، آزادي افراد و جماعات از يوغ حكومت‎هاي مستبد و سلطه‎هاي فردي و شخصي است.

اين‌گونه آزادي، هدف مقدّس تمام انبياست و همان‌سان كه قرآن كريم بيان مي‎دارد، آنها براي آزادي بشر مبعوث شده‎اند:

﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ﴾[3]

مشاهده مي‎كنيد كه چه معاني بزرگ و آزادي‌بخشي در اين آيه نهفته و چگونه با نهايت صراحت و قاطعيّت، پرستش غيرخدا و استعباد و شرك و طاغوت‎پروري را محكوم كرده است.

اين است اساس آزادي اسلامي‌ كه هيچ‌كس و هيچ مقامي حقّ‌ گردنكشي و زورگويي ندارد و هيچ‎كس نمي‎تواند ديگران را فرمان‎بر خود و خاضع

 

جلال و جبروت مادّي خود سازد و طبق خواسته و هواوهوس خود، مانند دوران جاهليّت وپيش از اسلام بر ديگران فرمان‎روايي كند.

كساني‌كه در برابر اين افراد، خاضع مي‎شوند، از دستور صريح اين آيه محكم قرآن تخلّف مي‎كنند و سران قدرت را به گردنكشي، خودكامگي و فساد، تشويق مي‎نمايند.

دين اسلام همواره آزادي‌كشي، تكبّر، بلندپروازي و استعلاي فرد بر ديگران را به‌شدّت مورد نكوهش قرار داده و ابطال فرموده است:

چنانچه اين آيه شريفه بيان مي‎دارد:

﴿تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾؛[4]

«آن سراي آخرت را براي كساني قرار مي‎دهيم كه در زمين خواستار برتري و فساد نيستند، و فرجام [خوش] از آن پرهيزكاران است».

كلام الهي و احكام و قوانين خدا بايد بر همه ‌چيز و همه ‌كس و بر هر قانون بشري، سيطره داشته و حاكم باشد و كلام مؤمنان و مقصد و هدف آنان، ترويج و بلندآوازه شود.

بيشتر شقاوت‎ها، و بدبختي‎هاي بزرگ، ناشي از عدم درك حقيقت آزادي و حريّت اسلامي و يا عدم استقامت در راه آن است. ازاين‌رو، كساني‌كه به اين درك و استقامت، موفّق نمي‎شوند، تكبّر و گردنكشي

 

و استعباد ديگران را مي‎پذيرند و با اظهار تملّق در برابر متكبّران و گردنكشان، بر كبر و طغيان آنان مي‎افزايند؛ درحالي‌كه اسلام از تمام افراد بشر دعوت مي‎كند تا در برابر خدا و حكومت خدا خاضع باشند.

آنچه باعث تأسّف است، اين است كه مسلمانان به آيات توحيد قرآن كمتر توجّه دارند و از ميوه‎هاي درخت طيّبه توحيد، كمتر تناول مي‎كنند.

روزه‎دار عزيز! با دقّت در آیات شريفه:

﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ  * الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشاً،  وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً  لَكُمْ فَلَا تَجْعَلوُا لِلّٰهِ أَندَاداً وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾؛[5]

«اي مردم، پروردگارتان را كه شما، و كساني را كه پيش از شما بوده‎اند آفريده است، پرستش كنيد؛ باشد كه به تقوا گراييد. همان [خدايي] كه زمين را براي شما فرشي [گسترده]، و آسمان را بنايي [افراشته] قرار داد؛ و از آسمان آبي فرود آورد؛ و بدان از ميوه‎ها رزقي براي شما بيرون آورد؛ پس براي خدا همتاياني قرار ندهيد، درحالي‌كه خود مي‎دانيد».

درمي‎يابيم كه چه حقايق بزرگ و معاني بلندي در آن درج شده

 

است. اين آيه، عموم بشر و انسان‎ها را مخاطب قرار داده و به پرستش آفريدگار يگانه و ترك شرك دعوت مي‎كند، و عالي‎ترين مفهوم آزادي را به بشر عرضه مي‎دارد.

 

 

[1]. نهج‌البلاغه، حکمت 456 (ج4، ص105)؛ ر.ک: ابن‌شعبه حرانی، تحف‌العقول، ص391؛ مجلسی، بحارالانوار، ج70، ص132 ـ 133.

[2]. اعراف، 157. «و از [دوش] آنان قيدوبندهايي را كه بر ايشان بوده است برمي‎دارد».

[3]. نحل، 36. «و درحقيقت، در ميان هر امّتي فرستاده‎اي برانگيختيم [تا بگويد:] خدا را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد».

[4]. قصص، 83.

[5]. بقره، 21 ـ 22.‌

موضوع: 
نويسنده: