وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم  شخصیّت والای حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام آن پیشوای عالیقدر، بسیار عظیم‌تر از آن است که امثال حقیر بتوانیم با نگارش مقاله‌‌ای آن را شرح دهیم.   * از نگاه دانشمندان اهل سنّت   علاوه بر دانشمندان و...
يكشنبه: 2/آبا/1400 (الأحد: 17/ربيع الأول/1443)

روزه و سِیر زمان

نقش علم در ايمان

به گواهي دانشمندان بزرگ غرب و شرق، پيشرفت‎هاي علمي و صنعتي روزافزون ـ ‎كه حكايت از استعداد وسيع و توان انديشه بشر دارد‎ ـ به‌هيچ‌وجه موجب سستي ايمان به خداي جهان و برنامه‎هاي آسماني و هدايت‎هاي اخلاقي و اجتماعي پيامبران نمي‎شود؛ و اصولاً تا آنجا كه فكر دوربين بشر به كاوش‎هاي بزرگ علمي توفيق يافته و به كشف مجهولات بسيار نايل شده، هيچ رابطه‎اي ميان ترقّي دانش و صنعت، و كاهش نيروي ايمان يافت نشده و پس از اين هم رابطه‎اي پيدا نخواهد شد؛ بلكه هرچه بشر در ناحيه كشف قواي طبيعت و تسخير زمين و آسمان قدم به ‌جلو بردارد، نيروي ايمان او استوارتر و احساس او به آن وجود بزرگ (خدا) ـ ‎كه تمام اين نظامات جهان، از كهكشان‎ها تا ذرّه و اتم را برقرار كرده‎ ـ بيشتر مي‎شود.

تاريخ سير اديان نشان مي‎دهد كه به‌موازات ترقّي علم و دانش، ايمان واقعي بشر نيز همواره روبه‌تكامل بوده است.

 

تمام اقداماتي كه دانشمندان درزمينه كشف خواصّ پديده‎هاي اين عالم دارند و تمام دانش‎هايي كه در رشته‎هاي گوناگون اين پديده‎ها شب و روز دانشمندان را به بررسي و تحقيق وادار كرده ـ ‎از دانش پزشكي، گياه‌شناسي، زيست‌شناسي، زمين‎شناسي، كيهان‎شناسي و...‎ ـ همه دلايل خداشناسي قرآن مجيد و معارف دين اسلام را تأييد مي‎كنند؛ و آنچه را در قرآن و احاديث اسلام درباره تمام موجودات به‌طورعام بيان شده، اين دانش‎ها آن را به‌طور استقراء و بررسي در هر رشته، بيان مي‎دارند.

قرآن مي‎گويد: تمام عالم، تحت يك نظام دقيق قرار داد.

دانش‎هاي بشري نيز، از هريك از نظام‎ها و ارتباطي كه ميان اين پديده‎هاي جهاني برقرار است، سخن مي‎گويند.

به‌طور مثال: اگر نظام دقيق و ارتباط بين اجزاي اين جهان وجود نداشت، امكان موفقيّت بشر براي تسخير ماه و كرات ديگر خردپسند نبود.

تمام دانش‎ها، روي نظم و ارتباط اجزاي اين جهان پيدا شده است؛ حتّي دانش پزشكي بر اساس نظام جسمي بدن انسان پيشرفت كرده و بيماري‎ها را علاج مي‎كند.

اين نظم همان است كه در قرآن مجيد مكرّر از آن ياد شده است. دانش امروز امكان تسخير كرات را عملي كرد. قرآن هم چهارده‌ قرن پيش تمام كرات و مخلوقات را صريحاً مسخّر انسان معرفي فرموده است.

 

اسلام، تمام افراد بشر را عضو يك جامعه و همه حيوانات و نباتات و جمادات را اعضاي يك جامعه بزرگ‌تر و بالاخره تمام مخلوقات كوچك و بزرگ را باهم مرتبط و عضو جامعه بزرگ ممكنات ـ ‎كه يك اراده بر همه آنها حكم‌فرما، و يك نظام در همه آنها برقرار است‎ ـ مي‎داند.

علوم امروز نيز همه اين ارتباطات و هم‌بستگي‎ها را كشف مي‎كنند.

ازنظر دانشمندان و علما، علم مؤيّد ايمان، و ايمان مشوّق علم است؛ ولي افرادي نادان كه از علوم و دانش‎هاي قديم و جديد بي‎اطّلاع مي‎باشند، گمان مي‎كنند كه چون وسايل زندگي مادّي عوض شده، مسائل اخلاقي و معنوي و برهاني نيز عوض مي‎شود؛ و چون مظاهر زندگي مادّي دستخوش تحوّل و تغيير است، همه‌چيز قابل‌تحوّل و تغيير مي‎باشد و چون از ابتدا ايمان پابرجا و بااساس نداشته‎اند و از حدود تقليد جلوتر نرفته‎اند، نسبت به تعاليم اخلاقي و دستورات انبيا، بي‎اعتنا شده‎اند و گمان مي‎كنند كه مثلاً چون بشر، اسب و... را كنار گذارده و از اتومبيل و هواپيما و... استفاده مي‎كند، بايد ايمان، امانت، صداقت، محبّت، عفاف، پاك‌دامني و ساير تعاليم اخلاقي را كنار بگذارد.

اين تفكّر نتيجه جهل وناداني و بي‎اطّلاعي از حقايق دين و دعوت دين، و خلط و اشتباه بين امور روحاني، معنوي و اخلاقي و اجتماعي با امور صناعي است و با اندك توجّه، اين اشتباه برطرف مي‎شود؛ زيرا

 

اگر بين ضعف ايمان و پيشرفت صنعت و تغيير مظاهر زندگي مادّي رابطه‎اي بود و به‌موازات ترقّي و تحوّلات مادّي و صنعتي، ايمان ضعيف شده و در قوس نزولي حركت مي‎كرد، قرن‎ها پيش از اين، فاتحه ايمان خوانده شده و همه‌جا بي‎ايماني، حاكمِ مطلق شده بود؛ چرا كه تمام مظاهر زندگي بشر از خانه، لباس، خوراك، كسب و تجارت، زراعت، آلات و ادوات، خواندن و نوشتن، كتاب و چاپ، نقل و انتقال، ريسندگي و بافندگي، همه به‌تدريج و در اثر پيشرفت صنعت و اختراع و كشف مجهولات، ساخته و تكميل شده و هر روز، بشر قدمي به ‌جلو برداشته و در جهان علم و صنعت اطّلاعات تازه‎اي كسب كرده است. و درحالي‌كه اين مظاهر زندگي از هزاران سال پيش تاكنون در حال‌ تغيير بوده و هست، ايمان و لوازم آن همواره ثابت و برقرار باقي مانده است؛ به‌طوري‌كه اگر يك مؤمن و يك موحّد حقيقي چندهزار سال پيش، مانند: ابراهيم خليل‌(علیه‌السلام) ‎به اين دنياي ما بازگردد، اصلاً و ابداً چيزي از ايمانش كاسته نمي‎شود و با همان ادلّه‎اي كه قرآن از آنها حكايت كرده، اكنون ‌هم مردم را به خدا راهنمايي مي‎كند؛ و همان‌‌طور كه آن ‌روز بشرپرستي و شرك را محكوم مي‎كرد، امروزهم بشرپرستي را كه به صُور ديگر رايج شده، محكوم مي‎كند؛ زيرا هيچ فرق و تفاوتي پيدا نشده، جز ترقّي علم و افزايش اطّلاع بشر، كه آن‌هم مؤيّد ايمان و سبب نياز بيشتر انسان به يك نظم ديني و وجداني شده است.

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: