وریز وجوهات
در مورد شخصیت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهماالسلام هزاران هزار كتاب نوشته شده است، و مرور زمان روز به روز وسعت و عظمت آن وجود بی‌نظیر را آشكارتر می‌سازد؛ و هر كس در مطالعه تاريخ زندگی و فضيلت آن حضرت وارد می‌شود، خود را در برابر عظمت‌هايی...
چهارشنبه: 22/ارد/1400 (الأربعاء: 30/رمضان/1442)

فصل چهاردهم: روزه، مدرسه عالی اجتماعی

روزه، مدرسه عالی اجتماعی

چنانچه مي‎دانيم روزه داراي فوايد، حكمت‎ها، مصالح رواني و اخلاقي، جسمي، اجتماعي، اقتصادي، بهداشتي، درماني و حتّي سياسي است و بايد در هريك از اين فوايد جداگانه و مستقل به بحث پرداخت و تذكّر و توجّه به اين فوايد يقين مسلمان را به دين اسلام، زياد و اطمينانش را به حكمت خدا در تشريع اين فريضه بزرگ قوي‎تر مي‎سازد.

در اين مجال، مي‎خواهيم برخي از حكمت‎هاي اجتماعي روزه را يادآور شويم؛ تا در روشنايي آن به اوضاع اجتماعي كنوني نيز توجّه كنيم و از ماه رمضان و آيين روزه‎داري براي اصلاح وضع اجتماعي خود كمك بگيريم.

1. يكي از فوايد اجتماعي روزه ـ ‎چنانچه مكرّر تذكّر داده‎ايم‎ ـ اين است كه روزه، اراده اجتماع را قوي و همّت جامعه را بلند و بر هواها و اميال و شهوات، حاكم و مسلّط مي‎سازد.

كسي كه توانست مدّت چهارده‌ ساعت ـ كمتر يا بيشتر ـ در شدّت گرما، طعام و غذا را ترك و زحمت و رنج تشنگي را تحمّل كند و از

 

لذايذ جنسي خودداري نمايد، مي‎تواند براي خاطر مصالح بزرگ اجتماعي و براي حفظ شرف و آبروي خود و جامعه نيز شكيبايي ورزد، و زحمات و دشواري‎ها و ناراحتي‎ها را براي نيل به مقاصد عالي اجتماعي متحمّل گردد.

بديهي است هر اجتماعي كه بخواهد در راه ترقّي قدم به ‌جلو بردارد و با حركات و نهضت‎هاي مترقّيانه به‌پيش‌ رود، به قوّت اراده، عزم آهنين و همّت ‌بلند نياز دارد؛ قوّت و همّتي كه او را به اقدامات بزرگ و نهضت‎هاي خطير برانگيزد، و از تصوّر شكست و ضعف و عقب‎نشيني در برابر عوامل مأيوس‌كننده و مخرّب مصون بدارد.

يگانه ‌چيزي كه سبب امتياز افراد و اجتماعات از يكديگر و باعث پيروزي و غلبه آنها بر مشكلات است، قوّت اراده و عزم سخت است كه هر ملّتي از آن بيشتر برخوردار باشد، بيشتر مي‎تواند با مشكلات و مصائب دست‌وپنجه نرم كند و مصالح عالي عمومي را با بذل مصالح و منافع شخصي و ترك هواهاي نفساني بازخريد نمايد.

نقش روزه و تأثير آن در تكميل و تقويت اراده، بسيار مهم است؛ زيرا روزه تمرين صبر و خويشتن‎داري و قوّت اراده و ايجادكنندة عزم محكم به‌واسطه ترك لذايذ حلال، و سبب صبر و شكيبايي در ترك لذايذ حرام است.

2. يكي ديگر از فوايد اجتماعي روزه، تذكّر و يادكردن حال فقرا و طبقه محروم و توجّه به شرافت نفس و علوّ طبع بينوايان صابر و شكيباست.

 

اگر روزه‎دار متمكّن و توانگر فقط در ماه رمضان به صبر و شكيبايي مي‎پردازد و از خوردن غذاهاي لذيذ و اِعمال غريزه جنسي خودداري مي‎كند، فقير و محروم صابر و باايمان، علاوه ‌بر اجراي برنامه ماه رمضان در دوره سال، بر محروميّت‎هايي كه دارد صبر مي‎كند و از حدود شرع تجاوز نمي‎نمايد و زبان به شكايت از خدا نمي‎گشايد و به مال كسي چشم طمع ندوخته و به اغنيا و ثروتمندان حسد نمي‌ورزد.

پس روزه‎دار توانگر و فهيم درمي‎يابد كه چه‌بسا اين دسته از فقرا و محرومين مؤمن به‌واسطه صبر بر محروميّت‎ها در قوّت اراده و شرافت ‌طبع و بلندي ‌همّت بر او فضيلت داشته باشند؛ زيرا هرچه كام‎گيري‎هاي نفساني بيشتر باشد و طبع، معتاد به هواپرستي، و مشغول به التذاذات جسماني شد، مقاومت در برابر آن دشوارتر، و اراده ضعيف‎تر و توانايي انسان به تحمّل مشكلات و سختي‎ها و اقدام به اعمال نيك و بزرگ كمتر مي‎شود.

چنانچه در تاريخ بزرگان ديده شده و به تجربه نيز ثابت گرديده، در خاندان‎هايي كه با ناز و نعمت فراوان خو گرفته باشند، افراد برجسته، باهمّت، شجاع و بااراده كمتر پيدا شده و در خانواده‎هايي كه با اختيار يا بدون اختيار، به ترك لذايذ و بي‎اعتنايي به امور مادّي و تن‌پروري مبادرت شده، نوابغ و مردان باشخصيّت و بااراده، بيشتر ظهور كرده‎اند.

 

پس، روزه‎دار هم به عزّت ‌نفس و شرافت فقراي فاضل آگاه گشته و هم از سختي و رنج آن طبقه محروم اجتماع، خبردار مي‎شود و به فكر كمك به آنها مي‎افتد.

در حديث است كه «حمزة بن محمّد» به حضرت امام حسن عسكري‌(علیه‌السلام) نوشت: چرا خدا روزه را واجب فرموده؟

پاسخ رسيد:

«لِيَجِدَ الْغَنِيُّ مَضَضَ الْجُوعِ فَيَحْنُو (فَیَحِنُّ) عَلَى الْفَقِيرِ»؛[1]

«براي اينكه توانگر درد گرسنگي را بيابد و به فقير عطوفت نمايد».

و از حضرت امام‌صادق(ع)‎ روايت است كه فرمود:

«إِنَّمَا فَرَضَ اللهُ الصِّيَامَ لِيَسْتَوِي بِهِ الْغَنِيُّ وَالْفَقِيرُ»؛[2]

«خداوند روزه را واجب گردانيد تا به‌وسيلة آن غني و فقير مساوي گردند».

3. از ديگر فوايد روزه آن است كه روزه‎دار، حقيقت آزادي و حرّيّت را درك مي‎كند و روزه او را از عبادت، شهوات، عادات و پرستش

 

هواي‌نفس آزاد مي‎سازد و روح او را ارتقا داده و فكرش را روشن مي‎نمايد و در پيكر اجتماع، روح آزادي مي‎دمد و همه را به خضوع در پيشگاه آفريدگار ـ ‎كه جز او كسي سزاوار پرستش نبوده و هر مخلوقي از قيد رقّيّت و عبوديّت او بيرون نيست‎ ـ رهبري مي‎نمايد و از بشرپرستي و كرنش و تعظيم در برابر صاحبان قدرت‎هاي مادّي و ستمگران باز مي‎دارد.

روزه‎دار مؤمن و خداشناس، آزاد واقعي است؛ آزادي كه كامل‎ترين معاني و مفاهيم آزادي را درك كرده است.

كساني‌كه آزادي را به ترك وظايف و التزامات شرعي و عقلي و هوس‎راني و شهوت‎پرستي مي‎دانند، بنده شهوات و عادات و اسير هواي‌نفس هستند. چنين‌ كساني مؤمنان را ـ كه به پرستش خداي يگانه مي‎پردازند ـ مسخره مي‎نمايند؛ درحالي‌كه خودشان در پرستش هوا و شهوات و لذّات خسيسه، طوق عبوديّت به گردن انداخته و مصداق اين كلام معجزه نظام الهي مي‎باشند:

﴿أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ﴾؛[3]

«آيا آن ‌كس‌كه هوايِ [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدي؟».

آن ‌هنگام ‌كه هواي‌نفس مطاع و معبود شد، استبدادش از استبداد هر

 

سلطان مستبد خطرناك‎تر است و اگر از استبداد هواي‌نفس پيروي شد، خطرش، زوال شخصيّت، شرف و حيثيّت است و آن كساني‌ كه پيروي از پليدي‎هاي نفس و شهوت‎پرستي و سرپيچي از اوامر شرع را آزادي مي‎دانند، علاوه‌ بر آنكه معناي آزادي را نفهميده‎اند، در پليدترين قيدوبندها مقيّد و بسته هستند و تا اين قيود و صفات ذميمه از قبيل: حرص و آز، حبّ دنيا، تجمّلات و جاه و رياست و... را پاره نكرده و به جهان آزادِ خداپرستي و صف آزادمردان موحّد منتقل نشده و اعلان آزادي بشر را در تعاليم اسلام نخوانند، از نعمت آزادي بهره‎اي نمي‎برند.

«ابن‌خضرويه» مي‎گويد:

«فِي الْحُرِّيَّةِ تَمَامُ الْعُبُودِيَّةِ، وَفِي تَحْقِيقِ الْعُبُودِيَّةِ تَمَامُ الْحُرِّيَّةِ»؛[4]

«در آزادي حقيقي تمام عبوديّت و پرستش خدا، و در پرستش خدا تمام آزادي درج است».

آزادي، رهايي از بندهاي پرستش غيرخدا، قيود و اخلاق زشت و عادات ناپسند است و اعتماد و اتكاي به خدا و بندگي خالص و حقيقت عبوديّت خدا، آزادي از قيد بندگي و اسارت ديگران است.

4. روزه، تمرين اخلاص و پاكي نيّت و تنزّه از ريا و اجتناب از شهرت‌طلبي و مدح و ثناي خلق است. اين عيوب و آفات در امور نيك ديگر بيشتر وارد مي‎شود؛ ولي روزه‎دار براي رياكاري

 

ناچار به حفظ رژيم روزه و امساك از مفطرات نيست؛ زيرا ممكن است در خلوت از مفطرات امساك ننمايد و خود را روزه‎دار معرّفي كند.

پس اگر شخصي در تمام مدّت روز و در خلوت و جلوت، پنهان و آشكار روزه‎دار بود، علامت پاكي نيّت و صدق باطل و اخلاص اوست و فايده آن، تمرين و تربيت نفس بر خلوص نيّت و طهارت مقصد و پرهيز از حبّ شهرت و عوام‌فريبي و حبّ جاه و كسب اعتبار در بين مردم است.

هر مقدار اجتماع از آفات عوام‌فريبي و حبّ شهرت و جاه و مقام پاك شود، واقعيّات و حقايق، ميزان سنجش كارها معلوم مي‎شود و اشتباه‌كاري‎ها از بين مي‎رود و بزرگ‎ترين خطري كه حيات زعما و رهبران ملل و حتّي حكما و دانشمندان را تهديد مي‎كند، همين عوام‎فريبي و حبّ جاه و شهرت است كه به‌واسطه آن اعمال از مسير حقيقت‌پرستي و واقع‎بيني منحرف شده و اجتماع در اشتباه مي‎افتد و علّت عمده شكست بسياري از نهضت‎ها و قيام‎ها و حركات اصلاحي، عدم خلوص‌نيّت از ابتدا و يا آلوده‌شدن نيّات در ميانه راه و وسط كار، به اين آفات است و هرچه اجتماع انساني از اين آفات تطهير شده و سران و رهبران از حبّ مدح و سپاس پاك باشند و مدح و سپاس، وسيله تقرّب به آنها نباشد و مبالغه و گزافه‎گويي و نيايش و تواضع

 

نسبت به آنها از بين برود چنين جامعه‎اي به‌سوي ترقّي واقعي خود بهتر قدم برمي‎دارد.[5]

ازاين‌جهت در اسلام به اخلاص در نيّت و توحيد در عبادت، اهميّت بسيار داده شده است.

قرآن مجيد مي‎فرمايد:

﴿وَمَا اُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ﴾؛[6]

«و فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند، درحالي‌كه به توحيد گراييده‎اند».

معناي خالص قراردادن دين، براي خدا اين است كه انسان‎ها اعمال و رفتارهايي كه جنبه معنوي و وجهه ربوبي داشته و نمايش پرستش و حاكي از حسن ضمير و صفاي باطن است، فقط براي خدا به‌جا آورند و در برنامه‎هاي بازرگاني و روابط اجتماعي، سياسي و نظامي فقط به

 

احكام خدا ملتزم باشند، و از غرور و حبّ جاه و جنبه‎هاي شخصي، خود را پاك كرده و از التزام به آنچه بيرون از احكام خدا و حدود شرع است پرهيز نمايند، و در هر كار و عمل و هر حركت، رضاي خدا را شرط بدانند.

در روزه و برنامه‎هاي ماه رمضان، درس اين معاني و آموزش اين حقايق عالي و اين حكمت‎هاي بزرگ نهفته است و به‌قدري اين عبادت از ريا دور است كه خدا آن را براي خود و مخصوص خود معرّفي فرموده است؛ بااينكه تمام عبادات بايد براي خدا انجام شود.

از حضرت امام‌صادق(ع)‎ روايت شده است كه خداوند تبارك و تعالي مي‎فرمايد:

«اَلصَّوْمُ لِي وَأَنَا أَجْزِي عَلَيْهِ».[7]

ز هر حرف بشارت‌ده سراسر
 

 

بود لفظ انا اجزي نكوتر[8]
 

 

5. يكي ديگر از فوايد اجتماعي روزه، حصول ملكه حسن ‌خلق و عفو و گذشت و دوري از كينه‎توزي، تندخويي، بدزباني، ستيزه‎جويي، غيبت و دشنام است؛ زيرا ازجمله تعاليمي كه به‌طور مؤكّد به روزه‎دار داده شده، اين است كه مواظب چشم و زبان و گوش خويش باشد و اگر از كسي ناداني و بي‎ادبي ديد يا دشنام و سخن زشتي شنيد به او پاسخ ندهد.

 

در حديث است كه حضرت ابي‎عبدالله×‎ فرمود:

«إِذَا صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَبَصَرُكَ وَشَعْرُكَ وَجِلْدُكَ وَعَدَّدَ أَشْيَاءَ غَيْرَ هَذَا وَقَالَ: لَا يَكُونَنَّ يَوْمُ صَوْمِكَ كَيَوْمِ فِطْرِكَ»؛[9]

«وقتي روزه مي‎گيري بايد گوش تو و چشم تو و موي تو روزه بگيرد و چيزهاي ديگر را شمرد و فرمود: نبايد روزي که تو روزه هستي مثل روزي كه روزه نيستي، باشد».

و از رسول خدا‌(ص) روايت است كه فرمود:

«مَا مِنْ عَبْدٍ صَائِمٍ يُشْتَمُ فَيَقُولُ: إِنِّي صَائِمٌ سَلَامٌ علَيكَ لَا أَشْتِمُكَ كَمَا تَشْتِمُنِي إِلَّا قَالَ الرَّبُّ تَعَالَی: اِسْتَجَارَ عَبْدِي بِالصَّوْمِ مِنْ شَرِّ عَبْدِي قَدْ أَجَرْتُهُ النَّارَ»؛[10]

«بنده روزه‎داري نيست كه به او دشنام داده شود و او به دشنام‌دهنده بگويد: من روزه هستم. سلام بر تو! من دشنام نمي‎دهم؛ چنانچه تو دشنام مي‎دهي؛ مگر اينكه پروردگار تعالي مي‎فرمايد: بندة من به‌وسيله روزه از شرّ بنده [به من] پناه جست. من به تحقيق او را از [شرِّ] آتش پناه دادم».

ذكر فوايد و حكمت‎هاي اجتماعي روزه نشان مي‎دهد كه روزه يك

 

كلاس تربيتي، اجتماعي و عملي و تعليم سلوك و معاشرت هرچه بهتر و منزّه‎تر و انساني‎تر است. ازاين‌رو در صدر اسلام اجتماع اسلامي از حيث سلوك اجتماعي و معاشرت افراد با يكديگر و روابط آنها باهم راقي‎ترينِ اجتماعات بود و مدرسه عبادات اسلام، ازجمله كلاس «روزه»، مسلمانان را شايسته آن نمود كه رسالت اسلام را به دنيا ابلاغ كنند و از ثمرات اخلاقي و بركات درس‌هاي آن ـ كه عبارت از ايثار، فداكاري، استقامت، تملّك نفس، كوشش در راه هدايت و بيداري ملّت‎ها و آزادي اجتماعات از ظلم سران و فرمانروايان و پيكار با جهل، فساد عقيده و رذايل اخلاقي است‎ ـ جهانيان را به حقيقت اسلام متوجّه سازند.

اين معاني بلند را مسلمانان صدر اسلام، درضمن اداي عبادات و برنامه‎هاي نماز، روزه، حج و... فرا گرفته و در پياده‌كردن آن مي‎كوشيدند.

اكنون نيز ماه رمضان اين آثار را داراست و طبق آمارهايي كه داده مي‎شود، از ميزان و تعداد جرايم و جنايات در اين ماه كم مي‎شود.

مسلمانان در وضع اجتماعي كنوني به تلمّذ در مدرسه عالي روزه ماه مبارك بيش از گذشته احتياج دارند و هتك حرمت اين ماه با افطار روزه، مبارزه با اين مدرسه تربيتي اسلامي و مخالفت با تهذيب نفوس و تزكيه اخلاق و تكامل و ترقّي جامعه بوده و معاندت با خدا و اهانت و استخفاف فرمان خالق جهان و جهانيان است. (اعاذنا الله منه).

 


[1]. کلينی، الکافی، ج4، ص181؛ فيض کاشانی، الوافی، ج11، ص33؛ حرعاملی، وسائل‌الشيعه، ج10، ص8.

[2]. صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص73؛ طبرسی، مجمع‌البيان، ج2، ص6؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص30؛ فيض کاشانی، الوافی، ج11، ص34.

[3]. جاثيه، 23.‌

[4]. ر.ک: سلمی، طبقات‌الصوفیه، ص104.

[5]. از كلام اميرالمؤمنين× و يكي از خطبه‎هايي كه شايسته است هر شيعه آزادي‎خواه آن را حفظ داشته باشد: «وَإِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاةِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ أَنْ يُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَيُوضَعُ أَمْرُهُمْ عَلَي الْكِبْرِ وَقَدْ كَرِهْتُ أَنْ يَكُونَ جَالَ فِي ظَنِّكُمْ إِنِّي اُحِبُّ الْإِطرَاءَ وَاسْتِمَاعَ الثَّنَاءِ وَلَسْتُ بِحَمْدِ اللهِ كَذَلِكَ ... فَلَا تُكَلِّمُونِي بِمَا تُكَلِّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةَ وَلَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِمَا يُتَحفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ ... فَإِنَّمَا أَنَا وَأَنْتُمْ عَبِيدُ مَمْلُوكُونَ لِرَبٍّ لَا رَبَّ غَيْرُهُ»؛ همانا از پست‌ترين حالات زمامداران در نزد صالحان اين است که گمان برند آنها دوستدار ستايش‌اند و کشورداري آنان بر کبر و خودپسندي استوار باشد و خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من ستايش را دوست دارم و خواهان شنيدن آن مي‌باشم و سپاس خداي را که چنين نبودم (تا آنجا که فرمود) پس با من چنان‌که با پادشاهان سرکش سخن مي‌گويند حرف نزنيد و چنان‌که از آدم‌هاي خشمگين کناره مي‌گيرند دوري بجوييد (تا آنجا که فرمود) پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاريم که جز او پروردگاري نيست. نهج‌البلاغه، خطبه 216 (ج2، ص200 ـ 201)؛ کلینی، الکافی، ج8، ص355 ـ 357.

[6]. بيّنه، 5.

[7]. کلينی، الکافی، ج4، ص63؛ فيض کاشانی، الوافی، ج11، ص24 ـ 25. «روزه براي من است و من جزاي او را می‌دهم».

[8]. از گنج دانش مرحوم آيت‎الله والد+.

[9]. کلينی، الکافی، ج4، ص87؛ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص108؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص195؛ فيض کاشانی، الوافی، ج11، ص221.

[10]. صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص110؛ فيض کاشانی، الوافی، ج11، ص224.

موضوع: 
نويسنده: