وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية اميرالمؤمنين و الائمة المعصومين عليهم السلام لاسيما مولانا بقية الله المهدي عجّل الله تعالى فرجه الشريف و رزقنا الفوز بلقائه با تبريک ایام مبارک ماه شریف ذی الحجة به خصوص گرامی‌...
چهارشنبه: 13/مرد/1400 (الأربعاء: 25/ذو الحجة/1442)

داستان بوميان موريس

راجع به بوميان جزيره «موريس»[1] يا انسان‎هاي خارپشتي، مقاله‌ای از سفرنامه «كريستيان زوبر»[2] نگاشته شده بود كه واقعاً عجيب است.

در اين مقاله ضمن آنكه مراسم توبه اين مردم را به‌طور مفصّل شرح داده، چگونگي توبه يكي از مردان توبه‎كار را چنين توصيف مي‎كند:... دو سوزن بلند نقره‎اي شفّاف از هر دو طرف به قسمت پايين چهره‎اش فرو كرده و سوزن سوّم را از پايين به بالاي زبانش عبور داده و به ‌همين‌ دليل قادر نبود دهانش را ببندد و از دهانش كف مي‎ريخت و واقعاً وحشتناك بود... در گونه‎هاي او سنجاق فرو نرفته بود، بلكه سيخ‎هاي درشتي بود كه يكي را در نزديكي لب و دوّمي را قدري پايين‎تر و به همين قسم، چهارمي و پنجمي را در گونه فرو كرده بود. تازه اين مرد نسبت به ساير مردان توبه‎كاري كه بعداً ديدم تازه‎كار و مبتدي بود.

 

وي سپس مي‎نويسد: زني سي‌ساله كه سروصورتش پنجاه‌ ساله مي‎نمود، يك سوزن از چهره‎اش عبور كرده و مجبور بود به اندازه سي ‌كيلو ني و گل و غيره به پشت گردنش تا پاي پلكان حمل كند و به معبد ببرد.

... در تمام مدّت روز شكل و شمايل‎هاي مختلف از مقابل ما گذشتند.

از پنجاه ‌نفر توبه‌كار كه سوزن و ميخ و سيخ به تنشان فرو كرده بودند، هشت ‌نفرشان زن، سه ‌نفرشان بچّه و بقيّه، مرد بودند. چند نفرشان بيش از دويست‌ ميخ به تنشان فرو كرده بودند.

عدّه ديگري به بازوان و مچ هر دو دست خود، متجاوز از دويست‌ سوزن فرو كرده بودند. يكي از آنها علاوه ‌بر بازو و مچ دست روي سينه‎اش نيز سيخ‎هاي بلندي شبيه نيزه، فرو كرده بود.

عجيب‎ترين مردي كه در اين مراسم ديدم، مردي بود كه سروسينه و شكم، و بازو و گردن و پشتش پر از ميخ، سوزن و نيزه بود. براي توصيف او هيچ كلمه‎اي به جز «مرد خارپشتي» نمي‎توان پيدا كرد. نيزه‎ها به‌طور عمودي به بدنش فرو رفته و كمترين تنه‎اي كه به او مي‎خورد، نيزه‎ها را در گوشت بدنش فروتر مي‎برد.

بديهي است اين مناظر دلخراش عكس‌العمل همان احساس پليدي گناه و توجّه و علاقه به پاك‎شدن از آلودگي جرايم و جنايات است كه چون

 

به‌طور صحيح رهبري نشده، مانند ساير احساسات و غرايز هدايت نشده و عكس‌العمل غيرمنطقي و نامعقول پيدا كرده است؛ ولي اين موضوع را تأييد مي‎كند كه آدمي از احساس پستي گناه، سخت نگران و ناراحت مي‎شود و مي‎خواهد خود را از اين پستي نجات دهد و از اين آلودگي پاك سازد و بايد او را به برنامه‎هاي خردپسند كه قانع‎كننده روان و وجدان و بازگرداننده حيثيّت و شرافتش باشد، هدايت كرد.

 

[1]. موريس، در كنار جزيره رئوينون در اقيانوس هند قرار گرفته است.

[2]. روزنامه كيهان، ش7843، 20 شهريور 1348، ص9.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: