وریز وجوهات
شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست.   شب آزادی بشر. شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎...
چهارشنبه: 22/ارد/1400 (الأربعاء: 30/رمضان/1442)

بهترين روش

بهترين روش‎ها براي ترميم و جبران گناه و اعاده حيثيّت و شرافت گناهكار ـ ‎كه از عوامل مهمّ تربيت و تهذيب اخلاق و تصفيه ارواح

 

نيز هست و درعين‌حال از سهولت و آساني و وسعت دين اسلام حكايت مي‎كند و شرافت و آبروي گناهكار را در نزد ديگران نمي‎ريزد و وجدان و قلب او را از تاريكي و كدورت پاك مي‎سازد‎ ـ استغفار، طلب آمرزش و توبه و بازگشت به‌سوي خداست.

اسلام درضمن بسياري از تعاليم اجتماعي، حفظ شرف و موقعيّت و مقام اجتماعي و حرمت و آبروي افراد را منظور داشته و كشف و آشكارشدن نهان‌ كاری‌هاي مردم را نخواسته و افشاي معايب و اشاعه فحشا را به‌شدّت ممنوع كرده است.

نظر اسلام آن است كه هركس قدمش به سنگ معصيتي خورد و لغزشي او را به زمين انداخت، بايد به‌پا خيزد و در راه خدا و به‌سوي خدا قدم بردارد و از مجاهده و كوشش باز نايستد.

هر فردي بايد خود به‌حساب خويشتن رسيدگي كند، و به پرونده اعمال خود نظر نموده، و در محكمه وجدان، بازپرس خود ‎شود.

«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ».[1]

جبران گناه و آمرزش معاصي، به رفتن نزد كشيش، و اقرار به گناه در نزد او احتياج ندارد؛ شكنجه بدني و مقراض‌كردن و قطع اعضا نمي‎خواهد.

 

جبران گناه و آمرزش و پذيرش توبه، بيش از بيداري ضمير و شعور و توجّه به زيان گناه و پشيماني و تصميم به پاك‌شدن از گناه، بازگشت به راه خدا، اداي حقوق و خلاصي از مظالم، شرط ديگري ندارد.

اگر مؤمن مرتكب گناهي شد[2] چون به آثار شوم و خطرناك گناه آگاه است، پشيمان مي‎شود؛ همان‌طور كه اگر فردي ندانسته يا در حال عصبانيّت سم بخورد، يا اموالش را آتش بزند، يا فرزند خود را به قتل رساند، يا به ولي‌نعمت خود توهين كند، پشيمان مي‎شود و اگر پشيمان نشود برحسب حديث:

«فَمَنْ لَمْ يَنْدَمْ عَلَى ذَنْبٍ يَرْتَكِبُهُ فَلَيْسَ بِمُؤْمِنٍ».[3]

او مؤمن نيست.

اثر «ايمان»، ندامت و پشيماني از گناه است و ندامت از گناه در «توبه» كافي است.

«كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».[4]

 

وقتي مؤمن گناهي را مرتكب شد، پشيماني او را به استغفار و آمرزش‌خواستن وادار مي‎سازد و تعاليم اسلام گناهكاران را به رحمت خدا امّيدوار و از ناامّيدي و يأس نجات مي‎دهد. اين مژده الهي و بشارت قرآني در كالبد مرده، روح تازه مي‎دمد:

﴿قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴾؛[5]

«گو: اي بندگان من ـ‎ كه بر خويشتن زياده‎روي داشته‎ايد‎ ـ از رحمت خدا نوميد مشويد. درحقيقت، خدا همه گناهان را مي‎آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».

آري، خدا غفار، رحيم، ستّار، توّاب و واسع‌المغفرة و الرّحمة است. بنده توبه‌كار را دوست مي‎دارد؛ و هيچ انساني محكوم به بدبختي نيست.

در برخي اخبار و روايات[6] آمده است كه وقتي بنده‎اي از گناه پشيمان شد و به‌سوي خدا بازگشت و گفت:

«إِلَهِي أَنَا أَسَأْتُ»؛

«خداي من! من بد كردم».

 

خدا مي‎فرمايد:

«وَأَنَا سَتَرْتُ»؛

«من آن را پوشاندم».

«فَيَقُولُ: إِلَهِي أَنَا نَدِمْتُ»؛

«و چون مي‎گويد: خداي من! من پشيمان شدم».

خدا مي‎فرمايد:

«وَأَنَا قَبِلْتُ»؛

«من قبول كردم».

«أَيُّهَا الشَّابُّ إِذَا تُبْتَ ثُمَّ نَقَضْتَ فَلَا تَسْتَحْي أَنْ تَرْجِعَ إِلَيْنَا»؛

«اي جوان، اگر توبه كردي و شكستي، حيا نكن كه ديگربار به‌سوي ما برگردي!»

«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَانِياً فَلَا تَسْتَحْي، أَوْ يَمَنَعُكَ الْحَيَاءُ أَنْ تَأْتِيَنَا ثَالِثاً»؛

«و هرگاه دوباره توبه را شكستي، حيا نكن. آيا حيا تو را از اينكه سه‌باره به‌سوي ما بيايي، منع مي‎كند؟ (حيا نكن و بيا)».

«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَالِثاً فَارْجِعْ إِلَيْنَا رَابِعاً»؛

«و هرگاه براي سوّمين‌بار توبه را شكستي، براي چهارمين‌بار به‌سوي ما بيا».

«فَأَنَا الْجَوَادُ الَّذِي لَا أَبْخَلُ»؛

«من بخشنده‎اي هستم كه بخل نمي‌ورزم».

 

«وَأَنَا الْحَلِيمُ الَّذِي لَا أَعْجَلُ»؛

«من بردباري هستم كه شتاب نمي‎كنم».

«وَأَنَا الَّذِي أَسْتُرُ عَلَى الْمَعَاصِي وَأَقْبَلُ التَّائِبِينَ، وَأْعْفُو عَنِ الْخَاطِئِينَ، وَأَرْحَمُ النَّادِمِينَ»؛

«من آنم كه: بر معاصي پرده مي‎پوشم، و توبه‌كنندگان را قبول مي‎كنم و از خطاكنندگان مي‎گذرم و به پشيمانان، رحم مي‎كنم».

«وَأَنَا أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»؛

«و من رحم‌كننده‎ترين رحم‌كنندگانم».

«مَنْ ذَا الَّذِي أَتَی إِلَی بَابِنَا فَرَدَدْنَاهُ؟»؛

«كدام فردي به‌سوي درگاه ما آمد و او را رد كرديم؟»

«مَنْ ذَا الَّذِي لَجَأَ إِلَی جَانِبِنَا فَطَرَدْنَاهُ؟»

«چه‌كسي به‌سوي ما پناه برد و ما او را دور كرديم؟»

«مَنِ الَّذِي تَابَ إِلَيْنَا وَمَا قَبِلْنَاهُ؟»

«چه‌كسي به‌سوي ما بازگرديد كه او را نپذيرفتيم؟»

«مَنْ ذَا الَّذِي طَلَبَ مِنَّا وَمَا أَعْطَيْنَاهُ؟»؛

«چه‌كسي از ما درخواستي كرد كه به او عطا نكرديم؟»

«مَنِ الَّذِي اسْتَقَالَ مِنْ ذَنْبِهِ فَمَا غَفَرْنَاهُ؟»

«چه‌كسي از ما آمرزش خواست و ما او را نيامرزيديم؟»

«أَنَا الَّذِي أَغْفِرُ الذُّنُوبَ وَأَسْتُرُ الْعُيُوبَ وَأَغِيثُ المَكْرُوبَ، وَأَرْحَمُ الْبَاكِيَ النَّدُوبَ وَأَنَا عَلَّامُ الْغُيُوبِ»؛

 

«من آنم كه گناهان را مي‎آمرزم و عيب‎ها را مي‎پوشانم و اندوهناكان را ياري مي‎كنم و به گريانِ ندبه‎كننده رحم مي‎كنم و من داناي امور نهان و پنهان هستم».

دعاهاي مأثوره، عذرخواهي و پوزش‌طلبي را به بندگان گناهكار ياد مي‎دهد.

در اين جمله از دعا دقّت كنيد كه چگونه معاذير بنده را در درگاه خدا عرضه مي‎دارد و او را با خدا آشنا مي‎سازد:

«إِلَهِي لَمْ أَعْصِكَ حِينَ عَصَيْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِيَّتِكَ جَاحِدٌ، وَلَا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌ، وَلَا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلَا لِوَعِيدِكَ مُتَهَاوِنٌ، وَلَكِنْ خَطِيئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِي نَفْسِي وَغَلَبَنِي هَوَايَ وَأَعَانَنِي عَلَيْهَا شِقْوَتِي وَغَرَّنِي سَتْرُكَ المُرْخَی عَلَيَّ‎»؛[7]

«خداي من! معصيت تو را نكردم در هنگامي ‌كه معصيت كردم؛ درحالي‌كه پروردگاريت را منكر باشم و فرمان تو را سبك شمرده باشم و يا آنكه خود را در معرض عقاب تو قرار دهم و يا تهديد تو را سست گرفته باشم؛ ولي خطايي روي داد و نفس من، آن را از براي من زينت داد و شقاوتم كمك كرد و پرده‎پوشي تو بر من، مغرورم نمود».

 


[1]. مجلسی، بحارالانوار، ج67، ص73؛ همو، مرآة‌العقول، ج11، ص358. «پيش از آنکه از شما حساب کشند از خودتان حساب بکشيد و قبل از آنکه سنجيده شويد خود را بسنجيد و برای نمايش بزرگ آماده شويد».

[2]. سنايي غزنوي دراين‌باره مي‌سرايد:

به حرص ار شربتي خوردم مگير از من كه بد كردم
 

 

بيابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا
 

 

 

[3]. صدوق، التوحيد، ص408؛ طبرسی، مشکاة‌الانوار، ص566؛ حرعاملی، وسائل‌الشيعه، ج15، ص336. «هرکس از گناهی که انجام می‌دهد، پشيمان نشود مؤمن نيست».

[4]. کلينی، الكافي، ج2، ص426؛ فیض کاشانی، الوافی، ج5، ص1087. «براي توبه، پشيماني از گناه کفايت مي‌کند».

[5]. زمر، 53.

[6]. نوفل، الطريق الي الله، ص151 ـ 152.

[7]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص589؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص166؛ کفعمی، المصباح، ص594 ـ 595.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: