وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية اميرالمؤمنين و الائمة المعصومين عليهم السلام لاسيما مولانا بقية الله المهدي عجّل الله تعالى فرجه الشريف و رزقنا الفوز بلقائه با تبريک ایام مبارک ماه شریف ذی الحجة به خصوص گرامی‌...
چهارشنبه: 13/مرد/1400 (الأربعاء: 25/ذو الحجة/1442)

نماز و زكات

چنانچه بيان شد در مراسم نماز، همه اصناف شركت مي‎كنند و مساوات و برادري اسلامي آنها آشكار مي‎شود. درضمن اداي نماز و خواندن دعايي كه در قنوت است، در دو خطبه و سخنراني پس از نماز، عالي‎ترين دروس به همگان آموخته مي‎شود و مطالب لازم و مورد حاجت به عموم گوشزد مي‎گردد، و از همه دعوت مي‎شود تا در

 

پيش‌بردن مقاصد اسلام و تعظيم شعاير و تعميم علم و دانش و امر به معروف و نهي از منكر، مجاهدانه كوشش كنند.

كساني ‌كه داراي مخارج سال خود هستند و يا داراي كار و پيشه‎اي مي‎باشند كه درآمد آنها وافي به مخارج سال آنهاست، در اعطاي زكات و كمك به مستمندان شركت مي‎كنند.

هيچ‌گونه مراسم كمرشكن و مصارف رقابت‌انگيز و مخارج بيهوده در اين جشن اسلامي وجود ندارد و ازاين‌رو نمي‎تواند بهانه‎اي جهت كردارهاي پليد عيّاش‎ها، هرزه‎ها، پول‎داران، شهوت‌ران‎ها و مي‎خواران باشد.

اين عيد، نه مثل «عيد كريسمس» است كه در آن، جهان مسيحيّت در كارهاي زشت و فحشا و فساد غرق شده، و در هرزگي و رقص و باده و فسق و فجور، خود را آلوده مي‎سازند، و به‌ نام مسيح‌(علیه‌السلام) و دين، مجالسي براي لهو و قمار، مستي و شراب و ساز و آواز برپا مي‎كنند كه بي‎شك حضرت عيسي×‎ ـ پيامبر پاك خدا ـ از آن بيزار است؛[1] و نه مثل سيزده نوروز و تعطيلات نوروزي است كه تا چندي‌ پيش نيز

 

در آن بازار باده‌فروش‎ها و كاباره‎ها، مجالس لهو و قمار، سينماها و فيلم‎هاي شهوت‎انگيز رواج داشت و آمار جنايات و بي‎ناموسي و خيانت و چاقوكشي و انتحار در اين ايّام بسي فراوان بود و حتّي طبق آمارهايي كه داده مي‎شد فرزنداني كه در اين مراسم و اوقات نطفه آنها منعقد مي‎گرديد، اختلال فكري و جسمي داشتند.

روزهايي هم به نام‎هاي مقدّسي مانند: «روز مادر»، «روز معلّم»، «روز كودك» و... نام‎گذاري مي‎شود كه بيشتر آنها از حقيقت خالي است و فقط تشريفات و برگزاري مراسم، منظور مي‎باشد و احساسات را كودكانه و جاهلانه و به‌طور موقّت تحريك مي‎سازد.

چنين روزهايي را نبايد عيد دانست؛ اين مراسم، تقليد از بيگانه و سوغات دروغين و بي‎حقيقت غرب است؛ وگرنه همه روزها، «روز مادر» است و در هر روز، رعايت حقّ مادر و معلّم و احترام به آنها لازم و واجب است.[2]

در محيط اسلامي ـ ‎كه كانون عواطف عالي انسانيّت است‎ ـ همواره و

 

در همه لحظات، تكريم مادر، معلّم، كودك و... بايد مورد عنايت باشد.

در جاهايي كه در دوره سال پدر و مادر و معلّم مورد فراموشي‎اند چون مي‎بينند كه اين عواطف به‌صورت مرده درآمده و از بين‌ رفته است، براي تِذكار و تجديد خاطرات آن، در سال يك روز را معيّن مي‎كنند كه مثلاً به سراغ مادران بروند و به‌طور مصنوعي از آنها ياد كنند و ازاين‌رو، اين روزها را بايد يادبود و سالگرد از بين‌رفتن و نابودشدن آن عواطف عالي انساني شمرد.

ملّتي كه واقعاً و حقيقتاً خود را مديون مادر و پدر و معلّم خود مي‎داند و دينش او را براي اداي اين‎گونه حقوق تربيت مي‎كند، چه حاجت به اين صحنه‌سازي‎هاي بي‎مغز و بي‎حقيقت دارد؟!

ما مسلمانان در همين ماه رمضان چقدر درس حق‌شناسي درباره پدر و مادر و... مي‎آموزيم و در ادعيه، مكرّر از مادر و زحمات او ياد مي‎كنيم و خدمات او را در ذهن مي‎سپاريم؟

زنده باد اسلام! كه تربيت و بهبود روح و روان جامعه را در سرلوحه برنامه‎هاي خود قرار داده و از هر فرصت براي ترقّي فكر و قوّت اراده بشر استفاده كرده است.

اين عيد فطر هم براي تمام مفاهيم ارزنده و عالي انساني تذكار بوده و به‌سوي هر عمل نيك و انساني هدايتگر است.

«أَنْ تُدْخِلَنِي فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً

 

وَآلَ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تُخْرِجَنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ».[3]

اين عيد، عيد خدا و موسم دعا و نماز و احسان و نيكي به بندگان خدا و ديدارهاي پاك و منزّه است. نزديك به چهارده ‌قرن است كه اين عيد برگزار مي‎شود؛ تاكنون شنيده نشده كه براي تهيّه وسايل اين عيد و شركت در مراسم آن يك ‌نفر خودكشي كرده و يا پاي يك زن و شوهر به دادگاه كشيده شده باشد.

اين عيدي است كه در آن به‌جاي تفريحات ناسالم، همه به‌سوي مساجد و مراكز اقامه نماز عيد مي‎روند و خدا آن را ذخيره خير و نشان شرف و كرامت پيامبر اسلام‌(ص) و سبب ارتقاي افتخارات اسلامي قرار داده است.

 

[1]. بدتر از مسيحي‎ها، مسلمان‌نماهايي هستند كه در اين مراسم كثيف و آلوده شركت مي‎كنند و استقلال اسلامي و ملّي خود را بر باد مي‎دهند. مانند زمان قبل از انقلاب كه برخي از مسلمانان، در كاباره‎هاي متعدّد نام‌نويسي ‌مي‎كردند و زن و بچّه خود را در اين مجالس فساد مي‎بردند. عجيب‎تر اينكه در جرايد آن زمان نوشتند: بسياري از مسيحي‎ها از شركت در مجالس عمومي اين مراسم خودداري كردند و ايرانيان مسلمان بيشتر در اين مجالس آلوده شركت داشتند.

آيا اين است معنای استقلال و تجدّد؟ و آيا اين است زندگي شرافتمندانه؟! آيا اين كارهاست كه سبب پيشرفت يك ملّت و رشد مملكت مي‎شود؟ آيا اگر ديگران هر كار غلط و زشتي داشته باشند، ما نيز بايد از آن تقليد كنيم و آن را ترويج نماييم؟

[2]. اين تصوّر اشتباه پديد نيايد كه ما مي‎خواهيم از بزرگداشت حقّ مادر يا عنوان‎هاي مقدّس و محترم ديگر ـ كه در يك روز سال انجام مي‎شود ـ انتقاد كنيم؛ چون به اين مقدار هم اگر با حقيقت توأم باشد تا حدّي حق‎شناسي خداپسندانه است؛ بلكه قصد ما طرح اين نكته است كه اگر بايد مثلاً حقّ مادر محترم شناخته شود و مقام معلّم مورد تعظيم واقع گردد، چرا به تعاليم عاليه اسلام و قرآن مجيد تكيه نكنيم و چرا از عواطف اسلامي جامعه ـ كه هنوز هم بحمدالله در دل‎ها باقي است ـ استفاده نمي‎نماييم و چرا وضع تعليم‌وتربيت را طوري قرار داده‎ايم كه التزامات اخلاقي و ديني و وجداني سست شده، تا آنجا كه حقِّ مادران هم فراموش شود. بياييد اهل ‌حقيقت باشيم و به‌راستي و از كُنه باطن، رضايت پدر و مادر را بخواهيم.

[3]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص654؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص495؛ کفعمی، المصباح، ص416. «مرا در هر خیری که محمد و آل محمد را داخل کردی داخل کنی و از هر ناگواری و بدی که محمد و آل محمد را از آن بیرون کردی بیرون کنی».

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: