وریز وجوهات
صبح امروز ۲۹ مهرماه ۱۴۰۰ آقای دکتر قالیباف ریاست محترم مجلس شورای اسلامی با مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف ملاقات کرد. در این دیدار که نمایندگان مردم قم نیز حضور داشتند آقای دکتر قالیباف با تبریک عید مسعود...
دوشنبه: 3/آبا/1400 (الاثنين: 18/ربيع الأول/1443)

فصل دوم
او از من است

رسول خدا‏‌(ص) حسنين‏‌(علیهماالسلام) را بسيار دوست مي‏داشت و نسبت به آنها فوق‌العاده اظهار علاقه و عطوفت مي‏كرد. روايات و تواريخ بر اين اتّفاق دارند كه آن حضرت‌(ص) نسبت به علي، فاطمه و حسنين(علیهم‌السلام)از تمام مردم و نزديكان خود اظهار مودّت بيشتري مي‌نمود. دوستي آنها يك دوستي سادة پدر نسبت به فرزند نبود؛ بلكه ريشه در علائق، مباني عميق و يگانگي روحي داشت؛ نشانة يك اتّحاد و اتّصال ناگسستني معنوي و توافق كامل فكري بود؛ ازاين‌رو پيامبر‌(ص) مي‌فرمود:

«أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ»؛[1]

«من با هر‌كس كه با شما در صلح و سازش باشد در صلح و سازشم، و با هر‌كس که با شما در جنگ و نبرد باشد در جنگ و نبرد هستم».

يك اتّصال واقعي روحي، و همفكري تمام عيار و يگانگي خالص، لازم است تا پيغمبر‏‌(ص) آن را اين‌گونه شرح دهد. جملة «أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ» صريح در اين است كه طرز تفكر، سلوك و روش آنها با سلوك و روش پيغمبر‏‌(ص) يكي است، و هيچ‌گونه تفاوتي ندارد. كردار، رفتار، جنگ و صلح آنها دقيقاً همان كردار، رفتار، جنگ و صلح رسول خدا‏‌(ص) است.

 

زماني كه اين اخبار را مطالعه مي‏كنيم و از شدّت علاقه و دوستي پيامبر‏‌(ص) به امام‌حسين‏‌(علیه‌السلام) آگاه مي‏شويم، نبايد فراموش كنيم كه گويندة اين كلمات و الفاظ، پيغمبر خدا‌(ص) است. او كسي است كه در دورة زندگاني با گزافه‌گويي، سخنان دور از حقيقت و مدح بیجا مبارزه داشت؛ سخنان و كارهايش براي بشر حجّت، قانون و شريعت بود و آنچه فرمود، ترجمان حقيقت است.

پيامبر اعظم‌(ص) غير از فاطمه‌‌(علیهاالسلام) دختران ديگر، و غير از علي‌(علیه‌السلام) نيز عموزاده‏ها و خويشاوندان بسياري داشت، پس چرا اين‌همه اظهار علاقه و محبّت، مخصوص فاطمه‌(علیهاالسلام) و علي‌(علیه‌السلام) و فرزندان آنها بود؟ و چرا پيغمبر‌(ص) از ميان همة كسان و اصحاب خود، آنها را برگزيد؟ زيرا اين چهار تن نمايندة صفات، روحيّات، اخلاق و كمالات او بودند.

 

[1]. ابن‌ماجه قزوينی، سنن، ج1، ص52؛ ترمذی، سنن، ج5، ص360؛ طبرانی، المعجم‌الکبير، ج3، ص40.

نويسنده: 
کليد واژه: