وریز وجوهات
« اللَّهُمَ‏ صَلِ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدِ بْنِ‏ عَلِيٍ‏ بَاقِرِ الْعِلْمِ‏ وَ إِمَامِ الْهُدَى وَ قَائِدِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبَادِكَ اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ وَ مَنَاراً لِبِلَادِكَ وَ مُسْتَوْدَعاً...
جمعه: 8/مرد/1400 (الجمعة: 20/ذو الحجة/1442)

خدا او را دوست دارد

ازجمله احاديثي كه از دوستي و علاقة پيغمبر‏‌(ص) حكايت مي‏نمايد، حديث يعلي بن مرّة  است. اصحاب در خدمت پيغمبر‏‌(ص) به مجلس ميهماني رهسپار شدند؛ ناگاه به حسين‌(علیه‌السلام) برخورد نمودند كه در كوچه‏، بازي مي‏كرد. پيغمبر‌(ص) جلوي همراهان رفت و دست‌هاي خود را گشود، كودك از اين سوي به آن سوي مي‏گريخت و پيغمبر‌(ص) او را مي‏خندانيد تا وي را گرفت؛ پس يك دست بر زير چانه حسين‌(علیه‌السلام) و دست ديگر را پشت سر او گذارد و او را بوسيد و فرمود:

 

«حُسَيْنٌ مِنِّي وَأَنَا مِنْهُ أَحَبَّ اللهُ مَنْ اَحَبَّ حُسَيْناً، حُسَیْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ»؛[1]

«حسين از من است و من از حسينم. خدا دوست دارد كسي را كه حسين را دوست داشته باشد. حسين، سبطي از اسباط است».

و نيز همين حديث شريف را بخاري[2]، ترمذي[3]، ابن‌ماجه[4] و حاكم[5] به اين لفظ روايت مي‌نمايند.

بعد از آنكه شرباصي از قاموس نقل مي‌كند كه:

«حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْباطِ: اُمَّةٌ مِنَ الْأُمَمِ».

مي‏نويسد: معناي «سبط»، جماعت و قبيله است و شايد معناي حديث اين باشد كه حسين در رفعت و بلندي مقام، مرتبة يك امّت را دارد؛ يا اينكه اجر و ثواب كاري كه از او صادر شده به اندازة اجر يك امّت است».[6]

 

[1]. ابن ابی‌شبيه کوفی، المصنف، ج7، ص515؛ طبرانی، المعجم‌الکبير، ج3، ص33؛ ج22، ص274.

[2]. بخاری، الادب‌المفرد، ص85.

[3]. ترمذی، سنن، ج5، ص324.

[4]. ابن‌ماجه قزويني، سنن، ج1، ص51.

[5]. حاکم نيشابوری، المستدرک، ج3، ص177.

[6]. شرباصی، حفیدة‌الرسول، ص40.

نويسنده: 
کليد واژه: