وریز وجوهات
الا باد صبا اى پيك عشّاق پيامى بر از اين مهجور مشتاق به سوى خطّه قدس خراسان به طور پور موسى قطب امكان به سوى مقصد پاكان و خاصان به سوى قبله‌ ي ارباب عرفان به سوى كعبه‌ ي اصحاب حاجات به دار معجزات و خرق عادات مكان علم و توحيد و فضيلت مقرّ...
يكشنبه: 25/مهر/1400 (الأحد: 10/ربيع الأول/1443)

فصل پنجم
معيار بهشت و دوزخ

در روايت نبوي، معيار بهشت و دوزخ در گرو دوستي و دشمني با دو دردانة رسول اكرم‌(ص)  ذكر شده است.

«اَلْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ مَنْ أَحَبَّهُمَا فَفِي الْجَنَّةِ، وَمَنْ أَبْغَضَهُمَا فَفِي النَّارِ»؛[1]

«هركس حسن و حسين را دوست بدارد در بهشت است، و هركس آنها را دشمن بدارد در آتش است».

إِنَّ رَسُولَ اللّٰهِ‌(ص) أَخَذَ بِيَدِ حَسَنٍ وَحُسَيْنٍ فَقَالَ: «مَنْ أَحَبَّنِي وَأَحَبَّ هَذَيْنِ وَأَبَاهُمَا وَأُمَّهُمَا كَانَ مَعِيَ فِي دَرَجَتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛[2]

رسول خدا‏‌(ص)  دست حسن و حسين را گرفت، پس فرمود: «هركس مرا دوست بدارد و دوستدار اين دو و پدر و مادرشان باشد، در روز قيامت با من در درجة من خواهد بود».

 

طبراني از سلمان نقل کرده كه پيغمبر‌(ص) درباره حسن وحسين‌(علیهماالسلام) فرمود:

«مَنْ أَحَبَّهُمَا أَحْبَبْتُهُ، وَمَنْ أَحْبَبْتُهُ أَحَبَّهُ اللهُ وَأَدْخَلَهُ جَنَّاتِ النَّعِيمِ، وَمَنْ أَبْغَضَهُمَا أَوْ بَغَی عَلَيْهِمَا أَبْغَضْتُهُ وَمَنْ أَبْغَضْتُهُ أَبْغَضَهُ اللهُ، وَأَدْخَلَهُ جَهَنَّمَ وَلَهُ عَذَابٌ مُقِيمٌ»؛[3]

«هركس حسن و حسين را دوست بدارد من او را دوست مي‏دارم، و هركس را من دوست دارم خدا او را دوست دارد، و او را داخل بهشت گرداند؛ و هركس آنها را دشمن بدارد يا بر آنها ستم كند من او را دشمن دارم، و هركس را من دشمن دارم خدا دشمن دارد و او را داخل جهنّم سازد و براي او عذاب جاودان است».

 

 

[1]. زرندی، نظم دررالسمطين، ص210؛ مرعشی نجفی، شرح احقاق‌الحق، ج10، ص707.

[2]. احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص77؛ ترمذی، سنن، ج5، ص305؛ دولابی، الذرية‌الطاهره، ص167؛ طبرانی، المعجم‌الصغير، ج2، ص70؛ همو، المعجم‌الکبير، ج3، ص50؛ خطيب بغدادی، تاريخ بغداد، ج13، ص196؛ ابن‌حجر، هيتمی، الصواعق‌المحرقه، ص192.

[3]. طبرانی، المعجم‌الکبير، ج3، ص50؛ ر.ک: ابونعيم اصفهانی، ذکر اخبار اصبهان، ص56؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج14، ص156؛ صالحی شامی، سبل‌الهدی و الرشاد، ج11، ص57؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج12، ص120 - 121.

نويسنده: