رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
دوشنبه: 11/مهر/1401 (الاثنين: 7/ربيع الأول/1444)

صبر در جهاد

صبر در جهاد این است كه مجاهد راه خدا به‌واسطة ایجاد جراحات و زخم اسلحه، پشت به میدان نكند و از زخم‌های كاری، پریشان‌خاطر نشود و روحیه‏اش از یورش و حمله دسته‌جمعی قوای مسلّح دشمن ضعیف نگردد.

یكی از علل فتوحات مسلمانان در صدر اسلام این بود كه مسلمین

 

برای كسب ثواب و فوز به قرب‌ خدا در میدان‌های نبرد، آسوده‌خاطر و با اطمینان، صابرانه جهاد می‏كردند. قرآن این مردم را مدح نموده، و از صبر آنان تمجید كرده است:

﴿وَالصَّابِرینَ فِی الْبَأسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ﴾.[1]

و در آیه‌ای دیگر می‏فرماید:

﴿كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِیرَةً بِإِذْنِ‌اللّٰهِ وَاللّٰهُ مَعَ الصَّابِرِینَ﴾.[2]

این افتخار، در میدان‌های جهاد اسلامی در درجه نخست، نصیب علی‌(علیه‌السلام) و خاندان پاكش بود. آنان در هیچ‌یك از جنگ‌ها، از جهاد، روی نگرداندند. علی‌‏‌(علیه‌السلام) در جنگ بدر، حنین، احزاب و غزوات دیگر شركت داشت. او در نهایت صبر و تحمّل، ثابت‌قدم بود به‌طوری‌كه در جنگ اُحد، نود جراحت بر بدنش وارد شد امّا همچنان می‌جنگید و از پیغمبر و اسلام مردانه و صادقانه دفاع می‌نمود.[3] برادر آن حضرت، جعفر بن ابی‌طالب در جنگ موته بیش از هفتاد زخم شمشیر و نیزه بر بدنش وارد شد.[4] آن مجاهد راه خدا، پرچم اسلام را نگاه داشت تا

 

دست‌هایش را قطع كردند و همچنان ثبات ورزید تا او را برحسب بعضی تواریخ، به دو نیمه ساختند.[5]

امام‌حسین‌(علیه‌السلام) به روایت ابن‌اثیرجزری[6] و مسعودی[7] و نقل عقّاد[8]، سی‌وسه طعن نیزه و سی‌وچهار زخم شمشیر و خنجر برداشت كه این شصت‌وهفت زخم به غیر از زخم تیرها بود.

عقّاد نقل می‌كند: مجموع جراحاتی كه اثر آن در لباس امام‌حسین‌(علیه‌السلام) هویدا بود، صدوبیست جراحت بود؛[9] حتّی از بعضی روایات استفاده می‏شود كه مجموع جراحات وارده از شمشیر، تیر، نیزه و سنگ بر آن بدن عزیز خدا بیش از سیصدوده جراحت بوده است و تمام این زخم‌ها از پیش رو و سینه مطهّر بر آن حضرت رسیده بود.[10]

امام‌حسین‌(علیه‌السلام) با این كثرت جراحات، باز هم جنگ می‏كرد و رجز می‏خواند و تا ممكن بود سواره و سپس پیاده به سپاه دشمن مردانه حمله می‌كرد؛ حتّی آن‌وقتی كه بر زمین می‌افتاد با كمك شمشیر برمی‏خاست و آن مردمی كه ننگ عالم انسانیت شدند را از خود دور می‌‏گرداند و دفاع می‏كرد و صبر می‌نمود.

 


[1]. بقره، 177. «در برابر سختی‌ها و زیان‌ها و هنگام جنگ استقامت می‌ورزند».

[2]. بقره، 249. «چه بسیار‌گروه‌های‌ کوچک که به خواست ‌خدا، بر گروهای بزرگ‌ پیروز‌ شدند و خداوند با صابران‌ است». 

[3]. قمی، تفسیر، ج1، ص116؛ مجلسی، بحارالانوار؛ ج20، ص54؛ ج108، ص279.

[4]. ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج4، ص279 ـ 280.

[5]. ابن‌هشام، السیرةالنبویه، ج3، ص833؛ ابن‌کثیر، السیرةالنبویه، ج3، ص462 – 464.

[6]. ابن‌اثیرجزری، الکامل‌ فی ‌التاریخ، ج4، ص79.

[7]. مسعودی‌، مروج‌الذهب، ج3، ص62.

[8]. عقّاد، ابوالشهداء، ص250.

[9]. عقّاد، ابوالشهداء، ص250.

[10]. معتمد‌الدوله، قمقام زخّار، ج2، ص468؛ عقّاد، ابوالشهداء، ص188.

نويسنده: 
کليد واژه: