وریز وجوهات
    کتاب (پرتوی از فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیث) مشتمل بر ۱۱۰ حدیث از کتب اهل سنّت راجع به شخصیت عظیم امیرالمومنین علیه السلام و فضائل آن حضرت است. کتاب (پیام غدیر) مشتمل بر مقالات، پیام‌ها و متن بیانات حضرت آیت الله...
جمعه: 8/مرد/1400 (الجمعة: 20/ذو الحجة/1442)

روشنفكران عوضى و اسرائيليات

در بين نويسندگان معاصر اهل‌سنّت، عدّه‌اى كه خود را روشنفكر و متنوّر مى‌شمارند، در برخى از معارف اسلام كه با عالم غيب ارتباط دارد، مانند معجزات مادّى، مددهاى غيبى، اشراط ساعت، علايم قيامت و مسائلى كه اصالت قرآنى دارند، تشكيك و ترديد نموده؛ بلكه انكار مى‌نمايند و براى اينكه خود را روشنفكر نشان بدهند، سرمايه‌اى غير از اين اظهارات ترديدآميز ندارند. آنان مى‌خواهند هرچه مى‌توانند از ارزش غيبى دين بكاهند و مقامات پيامبران و ائمّه(ع) را نپذيرند و وحى و نزول ملائكه را در جنگ بدر و حوادث ديگر از اين قبيل را به‌گونه‌اى كه مادّى‌پسند شود و منكران خدا و قدرت و توانايى او هم

 

قبول كنند، مطرح نمايند و انبيا را رجال ژنى و نابغه قلمداد كنند و با اين مقوله و سخنان، در مسائل دين تصرّفات و مداخلات ناروا مى‌نمايند.

بديهى است كه اين روشنفكرى نيست؛ بلكه غرب‌زدگى و مادّى‌گرايى است كه متأسفانه بسيارى در اثر تلقينات سوء و ضعف عقيده و قلّت آشنايى با مبانى محكم اسلامى، به آن مبتلا شده اند.

اين بيمارى به نظر ما براى دعوت اسلام و براى عقايد اسلامى بسيار خطرناك است؛ زيرا در پوشش يك سلسله الفاظ مادّى‌گرايانه، دين را تحريف و مسخ مى‌نمايند و مردم را از هسته مركزى دين كه ايمان به عالم غيب است، جدا مى‌كنند و در اين ميان عذر بسيارى از اينها در ردّ يك سلسله حقايق، اسرائيليات است؛ يعنى هرچه را كه عقل آنها از فهمش عاجز شود و هرچه را كه وقوعش با مبانى مادّى بديع و بعيد ديدند، منكر شده و آن را اسرائيليات مى‌خوانند.

واقعاً جاى تعجّب است، ديروز و در صدر اسلام با ترويج اسرائيليات از نشر حقايق اسلامى جلوگيرى مى‌كردند، امروز بازماندگان همان‌ها به اسم ردّ اسرائيليات حقايق مسلّمى را كه برحسب قرآن و حديث معتبر ثابت است، انكار مى‌نمايند و معيار اسرائيليات‌بودن يك موضوع را، دوربودن از فهم مادّى‌گراى خود مى‌دانند.

 

ازجمله، همين مسئله مهدويت و علايم آن و نزول عيسى‌(علیه‌السلام) در آخرالزمان است كه اخيراً مورد حمله اين گروه شده و مى‌خواهند با تهمت اسرائيليات‌بودن، اصالت آن را كه از هر جهت مسلّم است، انكار نمايند.

بديهى است مسائلى مثل مسئله مهدويت هرگز با اين‌گونه تهمت‌ها خدشه‌دار نخواهد شد.

به‌حكم قرآن كريم و وجدان، بشارت به «مصلح» و «منتظر آخرالزمان» در تورات و زبور وجود دارد و مسائل اسلامى ديگر مخصوصاً امورى كه پايه و محور دعوت اسلام است، در دعوت انبياى گذشته نيز بوده است و اگر بنا باشد هر چيزى به اسم اينكه مورد قبول اهل كتاب است، ردّ شود، بايد اين افراد اصل وجود موسى‌(علیه‌السلام) و عيسى‌(علیه‌السلام) را نيز انكار كنند.

سابقه اصل عقيدتى يا حكم فرعى اسلامى در اديان گذشته و وجود آن در تورات و انجيل فعلى، گواه حقّانيت آن است و به اسرائيليات و آنچه مخالفان مكتب اهل‌بيت(ع) ـ كه مكتب اسلام راستين است ـ در فرهنگ اسلامى وارد كرده‌اند، ارتباط ندارد. اين قرآن است كه مى‌فرمايد:

﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسى وَعِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ﴾؛[1]

 

«خدا آيينى كه براى مسلمين قرار داد، احكامى است كه نوح را به آن سفارش كرد و بر تو نيز همان را وحى كرديم كه به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم كه دين خدا را برپا داريد و در دين اختلاف مكنيد».

چنان‌كه اگر يك امرى اصالت اسلامى داشته باشد، نامأنوس‌بودن آن موجب صحّت انكار آن و اسرائيليات‌بودن آن نيست. «مهدويت» نيز اصالت اسلامى است و به قرآن و حديث و اجماع مسلمين استناد دارد و اعتقاد مسلمانان به آن بر اساس اين اصالت‌هاى اسلامى است كه مسلمان نمى‌تواند آنها را ردّ كند. اين مسئله با اسرائيليات كه فاقد اصالت اسلامى است، هيچ‌گونه ارتباطى ندارد. اين سخنان واهى ناشى از بى‌اطّلاعى و ناآگاهى در مسائل اسلامى است.

لذا علماى بزرگ اهل‌سنّت مانند «احمد شاكر» از معاصرين ما كه تخصّصش در فنّ حديث و شناخت آفات و علل آن مورد قبول عموم دانشمندان آنهاست، در برابر اين زمزمه‌هاى غرب‌زدگان و مادّى‌گرايان و مقلّدان «ابن‌خلدون» به‌پا خاسته، اصالت اسلامى اين مسائل را اثبات نموده و نادرستى اين گمان‌ها را آشكار ساخته و ترديد و انكار در اين انديشه‌هاى اسلامى را كه منتهى به ردّ فرمايش و بشارات حضرت رسول اعظم‌(ص) و اعتبار احاديث صحيح و متواتر است، جريمه بزرگ شمرده‌اند.

 

سليل ختم رسل، لطف ايزد داور

                                دليل كل سُبل، نور ديده حيدر

قوام عالم امكان، شه زمين و زمان

                                محيط كون و مكان، پيشواى دين‌پرور

غياث اكبر و اصغر، گشود هر مشكل

                                پناه مهتر و كهتر، امام نيك‌سِيَر

هو الصّراط، هو الجنّة، هو الميزان

                                هو النّعيم، هو الروضة، هو الكوثر

صفاى گلشن توحيد و روضه تجريد

                                بهاى باغ جنان و نهال فيض ثمر

وجود او همه خير است و فعل او همه فيض

                نمودِ او همه نور است و شخص او همه سر

مراد ز آيه نور و غرض ز نَأتِ بِخَيْر

                                كه خير محض بود در وجود او مضمر

بزرگوار اماما پناه و ملجأ خلق

                                تويى غياث و تويى منجى و تويى ياور

 

تويى نهال برومند دوحه يس

                                تويى خلاصه مقصد ز فاتحات سُور

تويى كه از تو شود پر ز عدل و داد جهان

                                ستم رود به عدم از تو در همه كشور

بيا كه منتظران را به لب رسيد نفس

                                بيا و دين خدا را نجات ده ز خطر

شرر به جان زده بيداد دشمن اسلام

                به جان خصم زن آتش ز تیغ برق شرر

چه روزها كه شد اندر فراق رويت شام

                                چه شام‌ها كه به اميد وصل گشت سحر

نهم به راه تو تا چند ديده اميد

                                نمود صبر من از حدّ انتظار گذر

به سر نيامده شام فراق و مى‌ترسم

                كه روز من شود از گردش سپهر به‌سر

سگى ز خيل سگان تو چون بود «صافى»

                                سزا بود كه مرانيش هيچ گاه ز در

 


[1]. شورى، 13.

[2]. اشعار از مرحوم آيت‌الله والد& است.

موضوع: 
نويسنده: