وریز وجوهات
« اللَّهُمَ‏ صَلِ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدِ بْنِ‏ عَلِيٍ‏ بَاقِرِ الْعِلْمِ‏ وَ إِمَامِ الْهُدَى وَ قَائِدِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبَادِكَ اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ وَ مَنَاراً لِبِلَادِكَ وَ مُسْتَوْدَعاً...
جمعه: 8/مرد/1400 (الجمعة: 20/ذو الحجة/1442)

8. اصالت مهدويت

از جهت معجزات و كرامات

﴿لَقَدْ أرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِنَاتِ﴾؛[1]

«همانا ما پيامبران خود را با ادلّه و معجزه فرستاديم».

معجزات و خوارق عادات در اثبات نبوّت انبيا و صدق خبرهايى كه از عالم غيب و وحى الهى مى‌دهند، مستندى عام و دليلى همگانى است كه هيچ پيامبرى بدون معجزه نبوده است.

راجع به معجزات انبيا و اقسام آن در كتاب‌ها توضيحات كافى داده شده و در نوشته‌هاى اين حقير نيز از جهات متعدّد و باتوجّه‌به انديشه‌ها و آرائى كه اخيراً مطرح شده، بيانات جالب و مفيدى هست.

در قرآن مجيد به اين مسئله در آيات متعدّد تصريح شده است.

مسئله ديگر بعد از قبول معجزات انبيا، معجزاتى است كه از ائمّه طاهرين(ع) صادر است كه خواه آنها را معجزه بگويند يا معجزه را

 

فقط بر خوارق عاداتى كه از انبيا صادر شده اطلاق كنند و خوارق عاداتى را كه از ائمّه(ع) و ديگر بندگان خاص خدا صادر شده، كرامت بگويند. اين نيز يك مسئله واقع‌شده‌اى است كه تواريخ معتبر و روايات مسند و صحيح كه از حدّ تواتر خارج است، آن را اثبات نموده است و مثل ساير پديده‌ها و حوادث، انسان بايد آنها را قبول كند؛ چون انكار آنها انكار واقعيات است و با انكار وجود صاحب اين كرامات مساوى است، هرچند نمى‌توان معجزات و كرامات انبيا و اوليا را با معلومات تجربى و علل مادّى توجيه و تفسير كرد؛ امّا بايد واقعيت آنها را كه محسوس بشر بوده و هست باور نمود.

ما در همين عصر خودمان، حكايات و جريان‌هاى مهمّى را به چشم خود ديده يا از افراد امين و راستگو شنيده‌ايم كه در اثر دعا يا توسّل به يكى از چهارده معصوم(ع) و فرزندان آن بزرگواران مثل حضرت زينب(س) و حضرت معصومه(س)، بيمارانى كه بيمارى‌هاى شديد داشته‌اند شفا يافته و حاجت‌هاى مهمّ آنان به اذن خدا برآورده شده است كه جز به خرق عادت و كرامت و عنايت غيبى، توجيه آن امكان‌پذير نيست.

نه حسّى كه اين معجزات را ديده است، مى‌توان به اشتباه متّهم كرد و نه نقل‌ها و خبرهايى كه اين معجزات را خبر مى‌دهند، مى‌توان به دروغ‌گويى متّهم ساخت. بنابراين هيچ‌گونه نقطه ابهام و زمينه ناباورى

 

در وقايعى كه به‌طور خارق عادت اتّفاق افتاده و معجزه ناميده مى‌شود نيست، غير از اينكه معجزه و خارق عادت است و ما نمى‌توانيم آن را به علّت مادّى مستند كنيم؛ امّا اين نتوانستن و نداشتن علّت مادّى اصل يك پديده را نفى نمى‌نمايد.

 

[1]. حديد، 25.

موضوع: 
نويسنده: