رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
سه شنبه: 14/تير/1401 (الثلاثاء: 5/ذو الحجة/1443)

. عظمت در رعایت مساوات و برابری انسانی با مردم

در این عظمت پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، یگانه معلّم مساوات و برابری بود علاوه بر آنكه به‌وسیله وحی الهی و آیات قرآن مجید برابری و مساوات انسان‌ها را اعلام داشت عملاً نیز آن را به مردم تعلیم داد.

مجالس او بالا و پایین نداشت و از چگونگی نشستن آن حضرت و اصحابش پیغمبر شناخته نمی‌شد تا كسی بگوید آن‌كه مقدّم بر همه و بالای مجلس نشسته است پیغمبر است؛ یا اینكه اغنیا و اقویا به او نزدیك‌تر بنشینند. این حرف‌ها كه هنوز هم در دنیای به‌اصطلاح متمدّن هوادار دارد در مجلس پیغمبر و مكتب تربیتی او وجود نداشت. فقیر و غنی و شاه و گدا همه از چشم پیغمبر یكسان بودند.

در جنگ بدر كه مركب و اسب و شتر مسلمان‌ها كم بود و مطابق نفرات مركب نداشتند و مراكب را بین نفرات به‌طور متعادل تقسیم كردند به هر دو یا سه نفر یك مركب رسید. كه به‌تناوب سوار و پیاده شوند. ازجمله به پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و دو نفر دیگر كه یك نفر از آنها علی(علیه‌السلام) بود یک مركب رسید هر وقت نوبت پیاده رفتن پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و فرمانده كل قوا می‌شد امام علی(علیه‌السلام) و نفر دیگر می‌گفتند: یا رسول الله! شما سوار باشید؛ پیاده نشوید، ما پیاده می‌آییم. اما پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) قبول

 

نمی‌فرمود و پیاده می‌شد و قریب به این مضمون می‌گفت: «نه شما از من در پیاده رفتن تواناترید و نه احتیاج من به اجر و ثواب و رحمت خدا از شما كمتر است».[1]

 در یكی از غزوات و جنگ‌ها می‌خواستند گوسفندی را ذبح و طبخ نمایند هركدام از اصحاب كاری را عهده‌دار شدند. پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «من هم هیزم جمع می‌كنم». گفتند: ما شما را از كار بی‌نیاز می‌سازیم. فرمود: «نمی‌خواهم بر شما امتیاز داشته باشم».[2]

می‌فرمود:

«كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ‏ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ‏ وَلَیْسَ لِعَرَبِیٍّ‏ عَلَى‏ عَجَمِیٍّ‏ فَضْلٌ إِلَّا بِالتَّقْوَى‏»؛[3]
«اَلنَّاسُ سَوَاءٌ كَأَسْنَانِ المَشْطِ»؛[4]

همه‌ مردم با هم برابرند؛ كسی را بر كسی برتری نیست.

 

 

[1]. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج2، ص91؛ بیهقی، دلائل‏النبوه، ج‏3،ص39؛ ذهبی، تاریخ‌الاسلام، ج2، ص79 – 80؛ مقریزی، امتاع‌الاسماع، ج2، ص207.

[2]. طبرسی، مكارم‌الاخلاق، ص251-252؛ مجلسی، بحارالانوار، ج‏73، ص 273.

[3]. ابن‌شعبه حرانی، تحف‌العقول، ص34؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج‏1، ص 128؛ مجلسی، بحارالانوار، ج73، ص350. «همه شما از آدم هستید و آدم از خاك ‌است، گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزكارترین شماست و نیست براى عرب فضیلت و برترى بر عجم مگر به پرهیزکارى».

[4]. یعقوبی، تاریخ، ج2، ص100؛ قاضی ‌عبدالجبار اسدآبادی، تثبیت دلائل النبوه، ج‏2، ص553. «مردمان مساوی‌اند مانند دندانه‏هاى شانه».

نويسنده: