رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
جمعه: 15/مهر/1401 (الجمعة: 11/ربيع الأول/1444)

9. چگونگی غیبت حضرت امام مهدی(عج)

غیبت حضرت صاحب‎الأمر (ع) چگونه است؟ آیا جسم شریف ایشان از نظرها پنهان است؟ و جسم حضرت اگر شناخته نشوند، دیده نمی‌شود یا اینكه جسم آن حضرت دیده می‌شود، ولی كسی ایشان را نمی‎شناسد؟

باید دانست كه غیبت جسم شخص یا اشیای دیگر، و مخفی‌ماندن فعل و عمل انسان از انظار حاضرین، در تاریخ معجزات و كرامات انبیا و اولیا و خواصّ مؤمنین، بی‌سابقه نیست و مكرّر اتّفاق افتاده است.

ازجمله در تفسیر آیه كریمه:

(وَ إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَیْنَكَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاْلآخِرَةِ حِجَاباً مَسْتُوراً)[1]

علاوه بر آنكه ظاهر آیه دلالت دارد بر اینكه خدای متعال، رسول اعظم (ص) را در هنگامی كه قرائت قرآن می‎نمود، از كفّاری كه قصد ایذای آن حضرت را داشتند، پنهان و مستور می‎داشت، در برخی از تفاسیر است كه خداوند متعال، پیغمبر (ص) را در هنگام قرائت قرآن، از ابوسفیان، نضر بن حارث، ابوجهل، و حمّالة‌الحطب، مستور می‎فرمود. آنان می‎آمدند و از نزد آن حضرت می‎گذشتند و ایشان را نمی‎دیدند.[2]   

 

 ابن‌‌هشام در سیره حكایتی از مستورماندن وجود مقدّس پیغمبر (ص) از نظر امّ‌جمیل حمالة‌الحطب روایت كرده كه در پایان آن، این جمله را از پیغمبر (ص) نقل نموده است:

«لَقَدْ أَخَذَ اللهُ بِبَصَرِهَا عَنِّی»[3]؛

«خداوند دید او را از من گرفت و مرا از او پنهان نمود».

در وقت هجرت از مكّه معظّمه به مدینه طیّبه نیز، برحسب تواریخ معتبر، مشركین كه بر در خانه پیغمبر (ص) برای كشتن او اجتماع كرده بودند، آن حضرت را ندیدند. بدین ترتیب كه پیغمبر (ص) بعد از آنكه حضرت علی (ع)  را مأمور فرمود تا در بستر او بخوابد، بیرون آمد و مشتی خاك برگرفت و بر سر آنها پاشید و:

(یس وَ الْقُرْآنِ الْحَكیِمِ)

را تا:

(فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ)

قرائت كرد، و از آنها گذشت و كسی آن حضرت را ندید.[4]

و در تفسیر الدرالمنثور، حكایتی است طولانی راجع به خبری كه حضرت امام جعفر صادق (ع) آن را از پدر بزرگوارش، و آن حضرت از امام زین‌العابدین و او از امیرالمؤمنین علیهم‌السلام روایت كرده است كه از شواهد این موضوع است.

 

و نیز در تفسیر آیه كریمه:

(وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَاَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَایُبْصِرُونَ) [5]

«و در مقابل و پشت سر آنها مانعی قرار دادیم و آنها را به وسیله آن مانع، پوشاندیم، پس آنها نمی‎بینند».

در كتب تفاسیر، روایاتی است كه دلالت بر این موضوع دارند.[6]

در تاریخ زندگی ائمّه علیهم‌السلام نیز بر این موضوع، شواهد متعدّدی وجود دارد؛ مانند غایب‌شدن حضرت امام زین‌العابدین (ع) از نظر مأموران عبدالملك مروان، كه علاوه بر علمای شیعه، علمای اهل‎سنّت مثل ابن‌حجر نیز آن را روایت كرده‌اند.[7]

پس مسئله غایب‌شدن شخص، مسئله‌ای واقع‌شده و سابقه‌دار می‌باشد.

و امّا خفای عنوان و ناشناخته‌ماندن انسان، بدون غایب‌شدن بدن، بسیار بسیط و ساده است و در بسیاری از موارد، محتاج به اعجاز و خرق عادات نمی‌باشد، و همواره اشخاصی را می‎بینیم كه كاملاً در نظرها آشكارند، ولی آنها را نمی‎شناسیم.

پس از این مقدّمه، در جواب سؤال گفته می‌شود:

اگرچه فلسفه و صحّت و فایده غیبت، به هریك از دو نحو (غایب‌شدن جسم و ناشناس‌بودن) حاصل می‌شود و این جهات كه امر امام (ع) مخفی

 

باشد و كسی او را نشناسد، یا نتواند متعرّض ایشان گردد و سایر هدف‎ها و مقاصدی كه در غیبت آن حضرت است، در هر دو حال، حاصل است؛ امّا از جمع بین روایات و حكایات تشرف افراد به خدمت آن حضرت و استفاده تفسیر بعضی از آنها از برخی دیگر، دانسته می‌شود كه غیبت آن حضرت به هر دو شكل (ناپیداشدن و ناشناس‌بودن) وقوع دارد، و بلكه گاهی در زمان واحد هر دو شكل واقع شده است؛ یك نفر ایشان را دیده و نشناخته است، و دیگری در همان حال، اصلاً آن حضرت را ندیده است. چنان‌كه پیغمبر اكرم (ص) را در بعضی از وقایعی كه به آن اشاره شد، بعضی می‎دیدند و بعضی نمی‎دیدند.

نهایت این است كه در «غیبت صغری» در برخی مواقع كه مكان آن حضرت معلوم بوده است؛ غیبت غالباً به‌صورت غایب‌شدن جسم و بدن آن حضرت، و بلكه در بعضی حكایات، به‌صورتِ غایب‌شدن مكان و منزل ایشان نیز بوده است؛ و بسا كه حتّی بعضی از نوّاب خاصّ4، كه از مكان آن حضرت مطّلع بوده و می‎دانسته‎اند كه آن حضرت كجا تشریف دارند، بااین‌وجود، حضرت را در آن مكان رؤیت نمی‌كردند.

در «غیبت كبری» هم امكان دارد كه نسبت به اغلب و اكثر مردم، غیبت به همین صورت باشد و در بعضی فرصت‎ها و مناسبات و بعضی ازمنه و امكنه، نسبت به بعضی از افراد، امكان رؤیت جسم، حاصل باشد؛ حال چه در هنگام رؤیت، آن حضرت را بشناسند (كه به‌ندرت اتّفاق می‎افتد) یا اینكه بعد از تشرف و سعادت دیدار، ملتفت این موضوع شوند، یا اصلاً توجّه پیدا نكنند.

 

اخبار و حكایات معتبر، این تفصیلات را روشن می‎سازد. البتّه برحسب بعضی از اخبار، در موسم، مانع رؤیت جسم، مرتفع می‌شود، ولی با دیدن جسم ایشان، كسی آن حضرت را نمی‎شناسد.

مطلبی كه توجّه به آن لازم است این است كه: غیبت جسم، بدون اعجاز و خرق عادت واقع نمی‌شود، امّا پنهان‌شدن نام و عنوان و ناشناخته‌بودن، به‌طور عادّی نیز واقع می‌شود، هرچند در بعضی مواقع، استمرار آن یا جلوگیری از التفات اشخاص به استعلام و طلب معرفت، محتاج به خرق عادّت و تصرّف در نفوس است كه خداوند قادر متعال برای تحقق اراده خود و حفظ ولیّ امر (ع) تمام اسباب عادّی و غیرعادّی آن را توسط خود آن حضرت و یا مستقیماً ـ هر طور كه مصلحت باشد ـ فراهم می‎سازد.

وَمَا ذَلِكَ عَلَی اللهِ بِعَزِیزٍ

 

 
[1]. اسراء، 45. «و هنگامی كه قرآن را قرائت می‌نمایی ما در میان تو و كسانی كه ایمان به آخرت نمی‎آورند، پرده پوشیده و پنهانی قرار می‎دهیم».
[2]. طبرسی، مجمع‌البیان، ج6، ص645؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج4، ص186.
[3]. ابن‌هشام، ج1، ص238، و روایات دیگری از «ابن‌مردویه»، «بیهقی»، «ابی‌یعلی»، «ابی‌نعیم»، «ابی‌شیبه»، و «دارقطنی»، در الدرالمنثور (سیوطی، ج4، ص186) در تفسیر آیه شریفه نقل شده است.
[4]. ابن‌هشام، ج2، ص333؛ ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری، ج1، ص227 - 228؛ ابن‌اثیرجزری، الکامل فی‌ التاریخ، ج2، ص103.
[5]. یس، 9.
[6]. طوسی، التبیان، ج8، ص446؛ طبرسی، مجمع‌البیان، ج8، ص649 – 650؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج5، ص258 – 259؛ و تفاسیر دیگر.
[7] . ابن‌حجر هیتمی، الصواعق‌المحرقه، ص200.
نويسنده: