وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم  شخصیّت والای حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام آن پیشوای عالیقدر، بسیار عظیم‌تر از آن است که امثال حقیر بتوانیم با نگارش مقاله‌‌ای آن را شرح دهیم.   * از نگاه دانشمندان اهل سنّت   علاوه بر دانشمندان و...
شنبه: 24/مهر/1400 (السبت: 9/ربيع الأول/1443)

* با هزاران میلیون‌ها سال اندیشه، باز هم جاهلیم

اگر صد سال نه، صدهزار سال نه، صدها هزار میلیون سال هم

 

عمر کند، و اندیشه نماید، باز افق‌های وسیع بی‌حدّ و مرز را جلوی خود می‌بیند، و مثل همان پشه است که در بهاران زایَد، و در زمستان بمیرد. این پشه، و این انسان صاحب عقل و خِرَدی که کائنات به یک نظر، زیر پرواز فکر و اندیشه او است، هرچه می‌فهمد و می‌فهمد، جلوی چشم خود را عالَم‌ها و عالَم‌ها از مجهولات می‌بیند، که به هر کدام آگاه می‌شود، آثار صُنع و تدبیر، و حساب، و نظم می‌بیند؛ نه می‌تواند سرآغاز رشته سیر کائنات را تصوّر نماید که چند میلیون سال، یا چند هزار میلیون سال بوده، و نه انتهای راه را.

داستانی می‌گویند قریب به این مضمون که: مَلکی از ملائکه در سیر و گردش خود به مزرعه‌ای رسید که کشاورزی در آنجا، کنار رودخانه، کشاورزی می‌کرد.

از او پرسید: این رودخانه از چه زمانی در اینجا ظاهر شده است؟

گفت: همیشه بوده و بی‌آغاز است.

پس از مثلاً چند هزار سال بیشتر، از آنجا که گذشت، دید کوه بزرگ و بلندی سر به فلک کشیده است، و در دامنه آن، شبانی گوسفندانی را می‌چرانید. از او تاریخ پیدایش کوه را پرسید، او هم گفت: همیشه بوده و کسی تاریخ آن را نمی‌داند، قدیمِ قدیم است.

بعد از مدّتی دراز، و زمانی بسیار طولانی باز از آنجا گذشت، و شهر بزرگی را دید، با اهالی بسیار. از یکی پرسید: این شهر و آبادانی در اینجا از چه تاریخی است؟ از او هم جواب شنید که

 

تاریخ آن نامعلوم است، و تا آنجا که اطّلاع دارم سابقه شهر بودن آن را می‌دانم. این مثال‌ها نشان می‌دهد که عالم خلقت و آفرینش الهی، وسیع‌تر از آن است که همه جوانب و اطراف آن را، اندیشه فراگیرد، یا انسان بر همه اسرار، و عجائب، و غرائب آن، حتّی در بخش‌های کوچک آن، و بلکه بخش به ظاهر بسیار کوچک، مثل خود انسان پی ببرد.

نويسنده: