وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم در کتاب شریف عيون اخبار الرضاعلیه السلام آمده است: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْـمُتَوَکِّلِ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْـحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَر الْأَسَديُّ قَالَ: حَدَّثَنَا...
يكشنبه: 2/آبا/1400 (الأحد: 17/ربيع الأول/1443)

س. از خطيبي شنيده‌ام كه حضرت علي (ع) از شهادت خود در روز بيست و يكم رمضان به وسيله ابن‌ملجم- عليه‌اللّعنه - آگاهي داشته است. چرا علاج واقعه را قبل از وقوع نكردند با وجود آنكه قرآن فرموده: (وَ لَاُتُلْقُوا بِأيْدِيكُمْ إِليَ التَّهْلُكَةِ[1])

ج. اين ايراد كه با اين علم چگونه اميرالمؤمنين (ع) اقدام به هلاكت خود فرموده و با اراده و اختيار به مسجد تشريف بردند؛ يا بعضي ديگر از ائمه علیهم‌السلام دانسته و با عدم اجبار به تناول، سمّ و زهر را ميل فرمودند، فقط در اين مورد جاري نيست و نظير آن در موارد ديگر نيز قابل طرح است. جواب اين است که اوّلاً، اين عالم و نظام آن بر اين اساس است كه حوادث و امور مادّي، جز در مواردي كه اعجاز و مصالحي اقتضا كند، بر مجراي علوم عادّي و مادّي نوع بشر جريان مي‌يابد. مثلاً با زحمت و كوشش، داروهاي انواع بيماري‌ها را كشف و بر قواي طبيعي مسلّط مي‌شوند، يا با قدرت و نيروي بدني و اسلحه و استقامت و شجاعت جهاد مي‌نمايند و دشمن را مغلوب مي‌سازند‌. ‌ثانياً، انبيا و ائمه علیهم‌السلام در روش زندگي و سلوك، معاشرت‌ها‌ و معاملات و مجالست با اصحاب و مؤمنين و اغيار و اخيار و فجّار، به‌طورعادّي و متعارف رفتار مي‌فرمودند، و به علم و قدرتي كه به آنها اعطا شده، جز در موارد استثنايي، عمل نمي‌كردند؛ و از راه علم امامت از خود دفع خطر و فقر و امراض و ابتلائات را نمي‌فرمودند؛ چون غير اين روش، نقض غرض و منافي با حكمت و هدف بعثت انبيا و نصب ائمه هدي علیهم‌السلام است. ثالثاً، تكاليف آن بزرگواران هم مثل ديگران اغلب در حدود علوم عادّي و متعارف بوده است، و مأمور به ترتيب اثر به علوم خاصّي كه دارند، نبوده‌اند. در مثل نهي (ولَاُتُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِليَ التَّهلُكَةِ [2])، مثل ديگران مأمور بوده‌اند كه به علم عادّي رفتار نمايند. تهلكه منهي‌عنه در آيه، همان تهلكه‌اي است كه به علم عادّي و علمي كه براي غير امام حاصل مي‌شود، معلوم مي‌گردد. آنان در انجام تكاليف، شرايط عامّه را ملاحظه مي‌فرمودند، مثلاً اگر اطّلاع از آب به نحو غيرعادّي داشتند، تكليفشان مثل ديگران تيمّم بوده؛ چنان‌كه در قضا و حكومت و تدبير امور نيز به همين نحو عمل مي‌كردند و به بيّنه و يمين حكم مي‌دادند . رابعاً، شهادت از بهترين وسايل فوز و رستگاري و تقرّب به خداوند متعال است و با علم، به استقبال آن رفتن ممدوح و پسنديده است. خامساً، اتمام حجّت و انجام امتحاناتي كه خدا از بندگان خود مي‌نمايد، به غير اين نحو كه آن بزرگواران به ظواهر عمل كنند، امكان پذير نيست.

 
[1]. بقره، 195؛ «خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید».
[2]. بقره، 195؛ «خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید».
نويسنده: 
کليد واژه: