وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَومِ الَّذِي جَعَلتَهُ لِلْمُسْلِمِينَ عِيداً(۱)   غرض از «عيد» نه آن است كه از باب جلال جامه ناز بپوشند به الطاف مزيد اي خوش آن عيد، كز آن شاه و گدا خوش باشند كه چنين «عيد سعيد» است...
سه شنبه: 21/ارد/1400 (الثلاثاء: 29/رمضان/1442)

97. فضائل ويژه علي(ع)

عَنْ عَمْرِو بْنِ مَيْموُن: إِنِّي لَـجَالِسٌ إِلَی ابْنِ عَبَّاس إِذْ أَتَاهُ تِسْعَةُ رَهْطٍ فَقَالُوا: يَا ابْنَ عَبَّاس، إِمَّا أَنْ تَقوُمَ مَعَنَا وَإِمَّا أَنْ تَخْلوُ بِنَا مِنْ بَيْنِ هَؤُلَاءِ.
فَقَالَ ابْنُ عَبَّاس: بَلْ أَنَا أَقُومُ مَعَكُمْ، وَهُوَ يَوْمَئِذٍ صَحِيحٌ قَبْلَ أَنْ يُعْمَی.
قَالَ: فَابْتَدَأُوا فَتَحَدَّثُوا، فَلَا نَدْرِي مَا قَالُوا، قَالَ: فَجَاءَ يَنْفَضُ ثَوْبَهُ وَيَقُولُ: أُفٍّ وَتُفٍّ! وَقَعُوا فِي رَجُلٍ لَهُ بِضْعُ عَشْرَةَ فَضَائِلَ لَيْسَتْ لِأَحَدٍ غَيرُهُ، وَقَعُوا فِي رَجُلٍ قَالَ لَهُ النَّبِيُّ(ص):
«لَأَبْعَثَنَّ رَجُلاً  لَا يُـخْزِيهِ اللهُ أَبَداً، يُـحِبُّ اللهَ وَرَسُولَهُ ـ إِلَی أَنْ قَالَ: وَأَخَذَ رَسُولُ اللهِ ـ صَلَّی ‌الله ‌عَلَيْهِ ‌وَآلِهِ ـ ثَوْبَهُ فَوَضَعَهُ عَلَی عَلِيٍّ وَفاطِمَةَ وَحَسَنٍ وَحُسَيْنٍ وَقَالَ: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُم تَطْهِيراً﴾[1]».[2]

 

عمرو بن ميمون گويد: در حضور ابن‌عباس بودم كه هفت تن[3] نزد او آمدند و گفتند: يا قيام كن و از مجلس فاصله بگير (تا در جاي خلوت با هم گفتگو كنيم) يا از هم‌نشينان خود كناره گير و با ما خلوت كن.

ابن‌عباس گفت: با شما هستم. (راوي گويد) وقوع اين جريان در ايامي بود كه ابن‌عباس هنوز نابينا نشده بود.

ابن‌ميمون گويد: آنها به گوشه‌اي رفته و سخن آغاز كردند. ما نفهميديم چه سخناني بين آنان رد و بدل شد. ابن‌عباس درحالي‌كه ناراحت به نظر مي‌رسيد و جامه‌هايش را مي‌تكاند مي‌گفت: اف و تف بر شما! به مردي ناسزا مي‌گويند كه ده‌ها فضائل ويژه دارد. به شخصيتي بدبين‌اند و بدگويي مي‌كنند كه رسول خدا(ص) [در جنگ خيبر كه ديگران رفتند و عاجزانه برگشتند] دربارة او فرمود:

«كسي را براي مبارزه مي‌فرستم كه خداوند هرگز او را خوار و ذليل نكرد؛ او دوستدار خداوند و رسول است تا جايي كه ابن‌عباس گفت: رسول خدا جامة خويش را روي علي و فاطمه و حسن و حسين قرار داد و فرمود:

 

جز اين نيست كه خداوند اراده كرده تا آلودگي را از شما اهل‌بيت بزدايد و شما را پاك گرداند پاك گرداندني...».

 

 

[1]. احزاب، 33.

[2]. حاکم نيشابوری، المستدرك، ‌ج3، ص132 – 133؛ احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص330 - 331؛ ‌نسائی، خصائص اميرالمؤمنين(ع)، ص61 – 63؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص101؛ هيثمی، مجمع‌الزوائد، ج9، ص119.

[3]. ظاهراً متشكل از هفت طايفه بوده‌اند.

نويسنده: