رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
پنجشنبه: 9/تير/1401 (الخميس: 30/ذو القعدة/1443)

شخصیّت الهی امیرالمؤمنین(ع)

فَقَد کان عَظِیماً فی إِیمانِهِ، عَظیماً فی عِلْمِهِ، عظیماً فی بَصیرَتِه، عظیماً فی زُهْدِهِ وَتَقْوَاهُ، عَظیماً فی بُطُولَاتِهِ وَتَضْحِیاتِه، عَظیماً فِی نُصْرةِ الحْقِّ وَإِقَامَةِ الْعَدْلِ، عَظیماً فِی إِعْلَاءِ کَلِمَةِ اللهِ، عَظِیماً فِی رَحْمَتِهِ للضُّعَفاءِ وَالمَسَاکِینَ وَفِی مُوَاسَاتِهِ مَعَ الفُقَرَاءِ، وَفِی خَوفِهِ مِنَ اللّٰـهِ تَعَالَى، عَظیماً فِی فَصَاحَتِه وَبَلاغَتِه، عَظِیماً فِی کُلِّ أفْعالِه فَتَعالَى الله العَلیُّ العَظیمُ خَالِقُ هَذَا الْإِنْسَانِ، وَمُودِّعُ هَذِهِ الْعَظَمَاتِ فیهِ، فَتَعَالَى
 
اللهُ خَالِقُ هَذَا الکَوْنِ الْـمُتَصَاغِر لِعَظَمَتِهِ، وَالمُتَذَلِّلُ لِجَلَالِهِ وَجَبَرُوتِهِ وَسُلْطَانِهِ، وَخَائِفٌ مِنْ کِبْریائِه، صَاحِبُ هَذِهِ العَظَماتِ وَالمُعْتَرِفُ عِنْدَهُ بِعَجْزِهِ وَفَقْرِهِ إِلَیْهِ:
«إِلَهِی كَفَى بِی عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَكَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِی رَبّاً».[1]

ولا حول ولا قوّة إلّا بالله العلیّ العظیم
وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین

 

[1]. کراجکی، کنز الفوائد، ص181؛ مجلسی، بحار الانوار، ج91، ص94، ب32، ح10. او در ایمانش بزرگ بود و در علم و بصیرتش بزرگ بود، در زهد و پرهیزکاریش بزرگ بود، در شجاعت و فداکاری‌هایش بزرگ بود، و در یاری حق و برپا داشتن عدل و دادگری‌اش بزرگ بود، در دلسوزی به یتیمان و رحم بر بیوه‌زنان و بینوایان بزرگ بود، در یاری کردنش برای فقیران و بیچارگان بزرگ بود، در ترس از خدا بزرگ بود، در فصاحت و بلاغتش بزرگ بود،  در خوراکش و نوشیدنش و لباس و پوشاکش بزرگ بود، او در همه کارهایش بزرگ بود. خدای بزرگ آفریننده این انسان و قراردهنده این‌همه بزرگی‌ها در او چقدر بزرگ است؛ بزرگ و بلندمرتبه است خدایی که آفریننده این وجودی است که در برابر عظمت او اظهار کوچکی و در مقابل جلال و جبروت او اظهار خواری و ناچیزی می‌کند، صاحب این‌همه بزرگی‌ها از مقام کبریا و عظمت او می‌ترسد و در پیشگاه او به ناتوانی و عجز خود و نیازمندی خود اعتراف می کند. او است که می‌گوید: «خدایا این عزت مرا بس که بنده تو باشم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار من باشی».

موضوع: 
نويسنده: