پنجشنبه: 1402/12/3
نسخه مناسب چاپSend by email
نوشتاری از مرجع ولائی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره به مناسبت عید بزرگ مبعث
باز نشر نوشتاری بمناسبت عید بزرگ مبعث

بسم الله الرحمن الرحیم

بعثت، سرآغاز ابلاغ وحى و عرضه نظامات فراگیر و همه جانبه اسلام، تا تشكیل حكومت اسلامى و حاكمیت الله به رهبرى شخص رسول اعظم صلّى الله علیه و آله و سلّم است.
بعثت، اصل، اساس و پایه انقلاب الهى، جهانى و جاودانى اسلام و این روز عظیم در بقا، پیش آهنگ غدیر است.
چهارده قرن است كه از آن واقعه بزرگ تاریخى مى گذرد، و هرچه گذشتِ زمان بیشتر شده و نیروى خرد و اندیشه بشر، تواناتر و دورپروازتر گشته، اهمیّت این واقعه بزرگ آشكارتر شده است.
زمان ها و قرن ها و قرن ها و ادوار تاریخ هرچه بیشتر مى گذرد، بشر بر ارزش و اهمیّت دعوت اسلام آگاه تر مى شود.
آن شخصیتی که در این روز عزیز و بزرگ و جاودانی، نقش اصلی و محوری را دارد وجود مبارک پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله است. سیره زندگانی آن حضرت و مکتب ایشان، برای جامعه بزرگ بشریت، آموزنده ترین و سازنده ترین درس است که آن را باید به عنوان یک علم جهانی، بلکه بالاتر معرّفی نمود که جامعه متحیّر و سرگردان، نیازمند شناخت بیشتر این سیره و بحث و کاوش در آن می باشند.
بزرگان عرصه علم و ادب و فصاحت و بلاغت و شجاعت درباره آن شخصیّت عظیم، صاحب روز بزرگ مبعث هر چه بنویسند و بگویند باز هم قطره ای از آن اقیانوس بیکران را به کام تشنه لبان معرفت و بینش نچشانده اند. باید در این امر به سرچشمه ناب قرآن و اهل بیت علیهم السلام رهسپار شویم و از باب «ما لایدرک کله لایترک کله» جرعه نوش زلال آن بحار عمیق و ژرف گردیم، که از هر چه ما بگوییم و دیگران اعتراف كنند، قرآن و روایات از همه بالاتر و رساتر است.
آنجا که خداوند متعال می فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاَلٍ مُبِینٍ.» ما چه سخنی بگوییم؟!
آری، باید مدح پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله را از زبان گوهرافشان امیرالمؤمنین علیه السلام بشنویم، و اوصاف نبى را از ولىّ فرا بگیریم، چرا كه پیغمبرشناس و اسلام شناس و قرآن شناسى آگاه تر و داناتر از على علیه السلام نداریم، و هیچ كس به حقیقت نمى تواند پیغمبر را مانند او توصیف نماید. هرچه على علیه السلام بفرماید، متن واقع و عین حقیقت است زیرا حضرتش نمایش و جلوه وجود پیغمبر و آیینه تمام نماى كمال او و دین او و قرآن او و برادر او و وصىّ او و خلیفه و جانشین او و وارث او و باب مدینه علم او و محبوب ترین خلق بعد از اوست. آنجا که در خطبه 26 مى فرماید: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه  نَذیراً لِلعالَمینَ، وَ أَمیناً عَلَى التَّنزیلِ. وَ أَنتُم مَعشَرَ العَرَبِ عَلى  شَرّ دینٍ، وَ فی شَرِّ دارٍ. مُنیخونَ بَینَ حِجارَةٍ خُشنٍ، وَ حَیّاتٍ صُمٍّ. تَشرَبونَ الكَدِرَ، وَ تَأكُلونَ الجَشِبَ، وَ تَسفِكونَ دِماءَكُم، وَ تَقطَعونَ أَرحامَكُم.الأَصنامُ فیكُم مَنصوبَةً، وَ الأثامُ بِكُم مَعصوبَةٌ؛ به درستى كه خداوند متعال برانگیخت محمّد صلى الله علیه و آله را نذیر و ترساننده جهانیان، و امین بر آنچه نازل مى گردید. و شما گروه عرب بدترین كیش را داشتید، و در بدترین خانه مقیم بودید، و در میان سنگهاى درشت به سر مى بردید، و با مارهاى گزنده همخانه بودید. آبهاى ناصاف مى نوشیدید، و غذاى غلیظ و بى خورش مى خوردید، و خون یكدیگر را مى ریختید، و ارحام را قطع مى نمودید. بتها در میان شما برپا بودند و گناهان به شما بسته.»
و یا در خطبه 85 مى فرماید: «وَ أنزَلَ عَلَیكُمُ الكِتابَ تِبیاناً لِكُلِّ شَی ءٍ، وَ عَمَّرَ فیكُم نَبِیَّهُ أَزماناً حَتّى  أَكمَلَ لَهُ وَ لَكُم فیما أَنزَلَ مِن كِتابِه  دینَهُ الَّذی رَضِیَ لِنَفسِه ، وَ أَنهى  إِلَیكُم عَلى  لِسانِه  مَحابَّهُ مِنَ الأَعمالِ وَ مَكارِهَهُ وَ نَواهِیَهُ وَ أَوامِرَهُ. فَأَلقى  إِلَیكُمُ المَعذِرَةَ، وَ اتَّخَذَ عَلَیكُمُ الحُجَّةَ، وَ قَدَّمَ إِلَیكُم بِالوَعیدِ، وَ أَنذَرَكُم بَینَ یَدَی عَذابٍ شَدیدٍ؛ بر شما نازل فرمود كتاب (قرآن) را كه برهان هر چیزى در آن است، و پیغمبرش را مدّتى در میان شما زنده نگه داشت تا براى وى و براى شما در آنچه از كتاب نازل كرده دین خود را كه مورد پسند اوست كامل گرداند، و بر شما با زبان پیغمبر اعمالى را كه محبوب و مكروه اوست و نهى ها و امرهاى خود را اعلام نمود. پس القا كرد به سوى شما عذر خود را [در عذاب و مؤاخذه شما]، و از شما اخذ حجّت نمود، و مقدّم داشت به سوى شما وعید و تهدید را، و ترسانید شما را از عذاب شدید.»
و نیز در جایی دیگر مى فرماید: «حَتّى  أَفضَت كَرامَةُ اللَّهِ سُبحانَهُ إِلى  مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّه عَلَیهِ وَ آلِه  فَأَخرَجَهُ مِن أَفضَلِ المَعادِنِ مَنبِتاً، وَ أَعَزِّ الأُروماتِ مَغرِساً، مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتی صَدَعَ مِنها أَنبِیاءَهُ، وَ انتَجَبَ مِنها أُمَناءَهُ. عِترَتُهُ خَیرُ العِتَرِ، وَ أُسرَتُهُ خَیرُ الأُسَرِ، وَ شَجَرَتُهُ خَیرُ الشَّجَرِ؛ نَبَتَت فی حَرَمٍ، وَ بَسَقَت فی كَرَمٍ، لَها فُروعٌ طِوالٌ وَ ثَمَرَةٌ لا تُنالُ. فَهُوَ إِمامٌ مَنِ اتَّقى ، وَ بَصیرَةُ مَنِ اهتَدى ، سِراجٌ لَمَعَ ضَوؤُهُ، وَ شِهابٌ سَطَعَ نورُهُ، وَ زَندٌ بَرَقَ لَمعُهُ. سیرَتُهُ القَصدُ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشدُ، وَ كَلامُهُ الفَصلُ، وَ حُكمُهُ العَدلُ. أَرسَلَهُ عَلى  حینِ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ، وَ هَفوَةٍ عَنِ العَمَلِ، وَ غَباوَةٍ مِنَ الأُمَمِ؛ تا اینكه كرامت الله سبحان (كه منصب نبوّت و رسالت باشد) منتهى شد و رسید به محمّد صلى الله علیه و آله. پس بیرون آورد او را از بهترین معدنها از جهت روییدن، و عزیزترین اصلها از حیث نشاندن، از درختى كه بیرون آورد از آن پیغمبران خود را، و برگزید از آن امینان خود را. عترت آن حضرت بهترین عترت ها، و قبیله او بهترین قبیله ها، و درخت او بهترین درختهاست؛ درختى كه در حرم روییده، و در مجد و كَرَم رشد و نمو كرده، و از براى آن شاخه هاى بلند و میوه اى است كه دست [تطاول و خیانت ] به آن نمى رسد (اشاره به مقام والاى آن حضرت و اهل بیت طاهرین اوست كه براى كسى دسترسى به آن حاصل نخواهد شد). پس او پیشواى كسى است كه پرهیزكارى كرد، و بینایى كسى است كه هدایت جست، و چراغى است درخشان، و ستاره اى است كه نور از آن ساطع است، و روشن كننده اى است كه لمعان آن برق مى دهد. سیره و روش او میانه روى است، و سنّت و طریقه او رشد و صواب است، و سخن او جداكننده [میان حقّ و باطل ] است، و حكم او عدل است. فرستاد او را در هنگام انقطاع فرستادگان، و زمان لغزش [عاملان ] از عمل، و غفلت امّتها.»
و یا در خطبه 147 مى فرماید: «فَبَعَثَ الله مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه  بِالحَقِّ لِیُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَةِ الأَوثانِ إِلى  عِبادَتِه ، وَ مِن طاعَةِ الشَّیطانِ إِلى  طاعَتِه ، بِقُرآنٍ قَد بَیَّنَهُ وَ أَحكَمَهُ لِیَعلَمَ العِبادُ رَبَّهُم إِذ جَهِلوهُ، وَ لِیُقِرُّوا بِه  بَعدَ إِذ جَحَدوهُ، وَ لِیُثبِتوهُ بَعدَ إِذ أَنكَروهُ. فَتَجَلّى  لَهُم سُبحانَهُ فی كِتابِه  مِن غَیرِ أَن یَكونوا رَأَوهُ بِما أَراهُم مِن قُدرَتِه ، وَ خَوَّفَهُم مِن سَطوَتِه ؛ خداوند محمّد صلى الله علیه و آله را به حق برانگیخت تا بیرون آورد بندگانش را از پرستش بتها به سوى پرستش خود، و از طاعت شیطان به سوى طاعت خود، با قرآنى كه آن را مبین و محكم گرداند تا بندگان بشناسند پروردگار خود را وقتى كه به او جاهل بودند، و به او اقرار نمایند بعد از آنكه نفى اش نمودند، و او را اثبات كنند بعد از آنكه انكارش مى كردند. پس تجلّى كرد بر ایشان خداى سبحان در كتابش بدون اینكه ببینند او را به آنچه ارائه داد به ایشان از توانایى خود، و ترسانید ایشان را از خشم و سطوت خود»
از این خطبه ها و خطبه هاى دیگر، مطالب بلند و ارجمند و ارزنده بسیار پیرامون عنایت كبراى الهى به بعثت حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله، اوضاع جوامع بشرى در عصر ظهور رسالت آن حضرت، اهداف و نتایج و آثار این رسالت بزرگ و شؤون ممتاز و مقامات عالیه آورنده آن، كمال و جامعیّت كتاب اسلام، و عملیّات اصلاحى و جنبش هاى اجتماعى و انقلابىِ این دین كه هر یك فعلى از افعال عظیم الهى، و دلیلى محكم بر وجود عالَم غیب است استفاده مى شود که اشاره به آن خود کتابی مستقلّ می طلبد.
در پایان، ابیاتی را به محضر پیروان مکتب جهانی حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلّم به عنوان شادباش تقدیم می دارم: 

مژده یاران عید مبعث شد پدید * رحمت رحمان بُوَد اندر مزید
عالم امروز است در سور و سرور * به به از این روز و این عید سعید
نو شد اوضاع جهان از دین نو * گشت ظاهر ز امر حق عصر جدید
خواجه عالم محمّد آن که کرد * پر جهان از نور ایمان و امید
تا زند بر ریشه ظلم و ستم * تا اساس معدلت سازد سدید
پرچم توحید در عالم فراشت * پرده های شرک و نادانی درید
از ظهورش صولت کسری شکست * رنگ از رُخسار جبّاران پرید
منقرض شد دور استبداد و جهل * دور علم و دور آزادی رسید
الحق اندر انبیا و رهبران * کس چو احمد فارِس میدان ندید
تا قیامت دین او پاینده است * لایزول و لایزال و لا یبید

 

چهارشنبه / 18 بهمن / 1402