وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم اللّهم صلّ علي الصديقة الطاهرة سيدة نساء العالمين و علي أبيها و بعلها و بنيها و الائمة المعصومين من ذرّيّتها سيّما بقيّة الله في الأرضين. ميلاد مسعود يگانه بانوي جهان، سيّده زنان عالم را به پيشگاه مقدّس کهف امان و صاحب دوران...
دوشنبه: 7 / 01 / 1396 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email
تأكيد حضرت آيت ‌الله العظمي صافي بر لزوم احياي سنت حفظ حديث در ديدار اعضاي ستاد بزرگداشت محدث قمي(ره)

 بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمين، الصلوة و السلام علي خاتم الانبياء و المرسلين سيدنا ابي القاسم محمّد و علي آله الطيبين الطاهرين المعصومين، و لا سيما مولانا بقية الله في الارضين، و اللعن علي اعدائهم اجمعين.

يرفع الله الذين آمنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات.
بسيار خوشحال و مسرور شدم از اين كه به اين شخصيت توجه شده است. مسأله احاديث و معارف اهل بيت عليهم السلام آن چنان كه بايد، متأسفانه مورد تقديس و تعظيم شايان نيست؛ يعني البته هر چه بيشتر تعظيم شود، كم است.
«علوم و احادیث اهل بيت عليهم‌السلام از هويت اصلي حوزه‌ها، علما و روحانيون است.»
مسأله علوم اهل بيت و احاديث اهل بيت عليهم السلام از هويت اصلي حوزه‌ها، علما و روحانيون است. انسان بايد در اين رشته‌ها كار كرده باشد؛ در اين رشته‌ها استاد شده باشد و در این رشته‌ها با اطلاع باشد. مسأله خيلي بالاتر از اينهاست كه ما تصور بكنيم. الآن، به يك معنا، عصر انحطاط علوم حديث در مقابل حرف‌هاي ديگر است كه بعضي‌هايش تا آن جا مي‌رود كه منكر همه آيات قرآن، مثلاً در معاد، مي‌شوند و مي‌گويند كه محال است.
در سابق آنچه مورد اهميت بوده و آن را براي اشخاص، افتخار حساب مي‌كردند، اهتمام به حديث بوده است. افتخار اين بوده است كه اينها از احاديث اهل بيت عليهم السلام چقدر بهره‌مند باشند؛ چقدر حافظ حديث باشند. اين چيز كمي نيست كه مي‌گويند ابن عقدة گفته است: من صد و بيست هزار حديث با سند دارم. حالا نمي‌دانم حفظ بوده يا نوشته داشته است. و مي‌گويد كه سيصد هزار حديث را همين‌طوري مذاكره مي‌كنم. در سابق، احاديث ائمه و حضرت رسول عليهم السلام اين جور مطرح شده و مورد اهميت بوده است. محدثان مسافرت‌هاي دور و درازي مي‌كردند كه چند حديث مثلاً از فلان محدث فرا بگيرند. مرحوم صدوق(ره) مسافرت‌هاي طولاني براي فراگيري احاديث كرده است. من گاهي فكر مي‌كنم كه چگونه مي‌توانسته برود؟ آيا كتاب‌هايش را مي‌برده؟ با چه وضعيتي؟ اينها علامت اين است كه خيلي از بزرگان ما و گذشتگان ما به حديث اهميت مي‌دادند؛ تعظيم مي‌كردند. يك روايت( كلمة حكمة يسمعه المؤمن خير من عبادة سنة) خيلي اهميت دارد.
«تعظيم و تجليل از محدثان، تجليل از اهل بيت عليهم السلام است»
تعظيم و تجليل از محدثان تجليل از اهل بيت عليهم السلام است؛ يعني تجليل از هويت ديني و مذهبي ماست. ما هر چه بيشتر اينها را مطرح كنيم و آثار اين بزرگان را بيشتر در بين مردم نشر بدهيم، تشيع بيشتر منتشر شده است. آن چيزي كه باعث گسترش تشيع است، همين است؛ نهج‌البلاغه است؛ صحيفه سجاديه است؛ كتب اربعه متقدمه است؛ كتب اربعه متأخره است. اينها را بايد مطرح كنيم و از اين‌ها بهره‌مند شويم و مردم را با اين معارف آشنا كنيم.
ما به كجا داريم مي‌رويم؟ چرا از اين مطالب و اين حقايق دور شده‌ايم؟ در هر رشته‌اي كه شما ملاحظه بكنيد، ما كمبود نداريم و جايي لازم نيست برويم. در رشته الهيات، هر چه بخواهيم، در احاديث وجود دارد. در نبوت، در فقه و در همه مباحث الهي، هر چه بخواهيم، در احاديث هست. به اين دليل، بايد به حديث و محدثان بيشتر اهميت داد و در تجليل از آنان بايد كوشا بود.
اين مسأله كه شما به فكر افتاده‌ايد از شخصيت بزرگواري مثل مرحوم حاج شيخ عباس قمي ـ اعلي الله مقامه ـ با اين خدمات و سوابقي كه در خدمت به علم حديث دارند، تجليل كنيد، خيلي مهم است. سزاوارترين اشخاص نسبت به همايش‌هايي كه برگزار مي‌شود، ايشان است. از اينها تجليل نشود، از چه كسي بايد تجليل شود؟
گاهي همايش‌هايي براي برخي برگزار مي‌شود كه مناسب نيست؛ كل آنها را نمي‌گويم كه اين طور است، ولي اگر از اينها تجليل نشود، ما مسئوليم. مي‌‌گويند جوان‌ترها اينها را نمي‌شناختند، پس شما كجا بوديد؟ چنين اشخاصي را بايد به مردم معرفي كنيد تا مردم سيره و اخلاق اين‌ها را بشناسند.
همين مرحوم محدث قمي اخلاق و زندگي و ساده زيستي مثال‌زدني داشته است. امثال ايشان افرادي‌اند كه بايد واقعاً شناسانده شوند. اين برنامه‌اي كه شما پيش گرفته‌ايد، قابل تحسين است. من به شما تبريك عرض مي‌كنم؛ چون ان شاء الله اسباب خوشحالي و مسرت آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود. اينها علوم آنهاست و تجليل از شاگردان آنها، آن هم چنين شاگرداني كه اين همه آثار و بركات از آنها به جا مانده، اسباب خوشحالي ومسرت معصومين عليهم السلام را به دنبال دارد.
«توجه گسترده‌ی مردم به مفاتیح، نشانه‌ی عنایت ویژه»
اين كتاب مفاتيح حاج شيخ عباس كتاب دعاست؛ مهم است؛ البته كمال ما است، ولي اين كه طوري در بين همه مردم منتشر شده و خانه‌اي نيست كه كتاب مفاتيح در آن نباشد، علامت اين است كه كسي كه اين كتاب را تأليف كرده يك رابطه‌اي داشته؛ يك عنايتي نسبت به او بوده كه به كتابش اين طور اقبال مي‌شود. كتاب‌هاي ديگر ايشان هم اين طور است؛ مثل سفينة البحار. ايشان بايد چند مرتبه بحارالانوار را از اول تا به آخر مطالعه كرده باشد تا بتواند اين سفينة‌البحار را بنويسد. من نمي دانم، ولي اقلاً يك بار بايد به طور عميق اين كتاب را مطالعه كرده باشد.
اين سفينة‌البحارش و همچنين كتاب‌هاي ديگرش، الكني و الالقاب، منتهي‌الامال... و كتاب‌هاي اخلاقي و كوچك ـ كه به حسب حجم كوچك است، ولي به حسب معنا بزرگ‌اند ـ نشان ‌مي‌دهد كه اين فرد بزرگوار عمرش را تلف نكرده است. اين‌ها براي ما درس است كه كسي اين جور باشد؛ اين همه آثار داشته باشد؛ اين همه مطالعه كرده باشد. پيداست كه او در تمام عمرش مشغول خدمت به حديث و دين و تشيع و ولايت ائمه علیهم السلام بوده است.
اينها بايد اسمشان زنده باشد؛ بايد مردم و طلاب حوزه اين‌ها را بشناسند تا خط خودشان را بدانند كه كجا بايد بروند؟ چه خطي؟ خط مرحوم حاج شيخ عباس.اين خط بايد تشويق بشود؛ احيا شود.
«لزوم احیای سنت حفظ حدیث»
سنت حفظ حديث دارد مطرود مي‌شود. نبايد جوري باشد كه بعضي خيال كنند كه شيعه براي حفظ حديث اعتبار قايل نيست. در سابق، چه در بين شيعه و چه اهل سنت، مسأله حفظ حديث براي كساني كه بيشتر حديث حفظ كرده باشند، افتخار و امتياز بوده است. اين‌ها به همان مقدار در بين مردم مورد احترام بودند كه حديث حفظ كرده باشند وهميشه همين‌طور بوده است؛ يعني وقتي مسلمان‌ها را در همه ادوار و اعصار ملاحظه بكنيم؛ مي‌بينيم تا قبل از اين كه اين افكار آلوده وارد بشود، اين طور بوده است.
اينها بايد احيا بشود؛ بايد علماي علم حديث را مردم بشناسند. اين بزرگاني كه در قم بودند، كم نيستند، اگر محدثين قم نبودند، مي‌شود بگوييم كه ما كمبود داشتيم. اين‌ها خيلي كار كردند. در كتاب لوامع صاحبقراني نوشته كه در قم، يك وقت دويست هزار نفر محدث بوده. حالا نمي‌دانم به چه حسابي گفته و تا كجا را قم حساب كرده است، ولي مطلب همين بوده است. علي اي حال، قم اين جور بوده كه همه قمي‌ها محدث بودند.
آن محدثين بزرگوار حافظ حدود و ثغور دين بودند و بدعت‌ها را دفع مي‌كردند؛ مثلاً حسين منصور حلاج كه به اين‌جا مي‌‌آيد ـ عوض آنهايي كه تعريف مي‌كنند ـ مرحوم علي بن بابويه او را بيرون كرد. اين‌ها يك چنين شخصيت‌هاي بزرگ بودند؛ همه با عظمت بودند. قم اين سوابق را داشته است.
يكي از سوابق قم، همين ايشان است كه در اين زمان اين درخشندگي را پيدا كرد و مردم را متوجه حديث كرد. خودش هم اين خدمات و اين آثار را داشت و كتاب‌هاي مختلف را در رشته‌هاي مختلف نوشت كه بحمد‌الله بيشتر اين‌ها منتشر شده است.
«علوم اهل بيت علیهم السلام بايد ملاك و مصدر باشد»
بايد از ايشان خيلي تجليل بشود. بايد بدانيم كه مسأله ما اين است كه علوم اهل بيت علیهم السلام بايد ملاك و مصدر باشد. هر چه از غير اين خانه بيرون آمده باشد، باطل است. هر حرف درست و صحيحي را بايد از امام محمد باقر و امام جعفر صادق و ائمه علیهم السلام پرسيد؛ حق پيش آنهاست؛ بايد از آنها گرفت. اين‌ها نبايد مغفول واقع بشود. بايد همه روي اين مطالب كار بكنند. اين تشويقات و همايش‌ها بايد براي همين باشد كه مردم بدانند بايد خط حاج شيخ عباس را بروند. به هر صورت شخصيت ايشان و اين آثار و بركاتي كه داشته معلوم است كه مورد عنايت بوده كه توانسته است اين آثار را از خودش به يادگار بگذارد و مردم را از اين علوم اهل بيت علیهم السلام بهره‌مند بكند. ايشان از خدمتگزاران به اهل بيت علیهم السلام و از محدثين هستند.
به هر صورت، من از شما تشكر مي‌كنم. واقعاً خوشحال شدم و اين كار سزاوار بود؛ به حق بود؛ بجا بود كه براي ايشان و ديگران ـ كه در خط اهل بيت علیهم السلام بودند ـ بزرگداشت برگزار شود. شما هم اين را براي خود افتخار بدانيد و حتماً يك‌جوري شده است كه شما در اين خط افتاده‌ايد. ان ‌شاء‌الله مورد توجه و عنايات آقا حضرت ولي عصر(عج) باشيد. خداوند متعال بر علو درجات مرحوم محدث قمي بيافزايد ان‌شاء‌الله و ما را مشمول دعاهاي ايشان در آن عالم قرار بدهد و ما را قدردان نعمت اين بزرگان قرار بدهد.
 

موضوع: 
اخباردیدارها
سه شنبه / 9 آذر / 1389