وریز وجوهات
مراسم عزاداری و سوگواری حضرت جوادالائمه امام محمد تقی علیه السلام با حضور مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی و علماء، فضلا، هیئات عزاداری و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام برگزار شد. در این مراسم باشکوه، وعّاظ محترم به...
چهارشنبه: 1 / 06 / 1396 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email
آیت الله العظمی صافی در دیدار اعضای ستاد برگزاری همایش حکومت علوی:
شناخت اميرالمؤمنين علي عليه السلام محور شناخت دين و اهل بيت عليهم السلام است.

اعضاي ستاد برگزاري همايش حكومت علوي روز شنبه 7/4/1393 با مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف ديدار كردند.
در ابتداي اين ديدار كه در آستانه فرارسيدن ماه رحمت و مغفرت الهي رمضان المبارك برگزار شد، مسئول اين ستاد، گزارشي از فعاليت ها و برنامه هاي اين همايش سراسري ارائه داد.
معظم له نيز ضمن تشكّر و قدرداني از شركت كنندگان در جلسه فرمودند: حقير از شما عزيزان كه براي احياء امر اميرالمؤمنين علي عليه السلام اهتمام داريد، تشكر مي كنم. البته بايد دانست كه اگر تمام بشريت غير از وجود مقدس حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هم بخواهند با همكاري و همراهي هم حضرت امير المؤمنين عليه السلام را معرّفي كنند، اين امكان و قابليت نيست:
كتاب فضل تو را آب بحر كافي نيست * كه تر كنند سرانگشت و صفحه بشمارند
ايشان با اشاره به اهميت معرفت حضرت علي عليه السلام بيان كردند: شناختن اميرالمؤمنين عليه السلام در عقايد اسلامي از اهميت بسياري برخوردار است. اگر آن حضرت را شناختيم، همه را شناخته ايم و حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف را شناخته ايم و اگر در شناخت حضرت مهدي عليه السلام مشكل داريم، به خاطر اين است كه اميرالمؤمنين علي عليه السلام را نشناخته ايم. معرفت اميرالمؤمنين عليه السلام از اين جهت كه محور معرفت دين و ائمه عليهم السلام است بسيار مهم مي باشد.

مرجع عاليقدر در ادامه سخنان خود، با بي نظير خواندن نهج البلاغة در بيان معارف والاي اسلامي افزوند: يكي از معجزات و فضائل مهم اميرالمؤمنين علي عليه السلام كلماتي است كه از آن حضرت صادر شده است. شما نهج البلاغة را ببينيد؛ پر است از معارف و علوم مختلف اسلامي. همين است كه ابن ابي الحديد اعتراف مي كند كه غير از اميرالمؤمنين عليه السلام كسي اينها را نمي‌دانست و نمي‌توانست بگويد؛ البته مقام حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم جداست، مطالب ايشان، مطالب نبوي بود.
آيت الله العظمي صافي ولايت الهي اميرالمؤمنين علي عليه السلام را به عنوان جانشين پيامبر و از زمان رحلت آن حضرت دانستند و فرمودند: تمام مواضع علي عليه السلام بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بايد حقايق آن بيان شود. خيال نكنيم كسي ديگر در ولايت و وصايت براي پيامبر شريك اميرالمؤمنين علي عليه السلام بود. نه، اين طور نيست. شما هم اگر مي خواهيد با اين عنوان، اين همايش را برگزار كنيد، متوجه باشيد و بگوييد كه ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام هميشه بود اگر چه به ظاهر ديگران آمدند و قصد كردند؛ ولي اصل وصايت رسول گرامي اسلام از آن اميرالمؤمنين علي عليه السلام بود و كسي را نمي توان هم رديف و در كنار او قرار داد و گفت سهمي از آن داشتند. نه، فقط اين جانشيني ويژه علي عليه السلام بود و اين طور نيست كه بگوييم تا مدتي ديگران بودند و بعد ايشان آمدند؛ بلكه همه امامت علي عليه السلام بود. نمي شود امامت را از خلافت جدا دانست. اصلاً نبايد خلافت را منهاي امامت دانست. امام مؤمنين از ابتدا تا آخر همان خليفه به حق بود و خليفه و جانشين رسول الله صلي الله عليه و آله همان اميرالمؤمنين علي عليه السلام بود.
معظم له در ادامه اين ديدار ضمن اشاراتي به اعتراف غير مسلمانان به مقام والاي اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمودند: راجع به مقام اميرالمؤمنين و فضائل آن حضرت، همه گفته اند؛ چه مسلمان و چه كافر. مثلاً جبران خليل جبران دانشمند مسيحي مي گويد «في عَقيدَتي انَّ عَلي بْنَ ابي طالِبٍ اوَّلُ عَرَبِي جاوَرَ الرّوحَ الْكلِّيةَ وَ سامَرَها؛ به عقيده من علي بن ابيطالب اول شخصي است از عنصر عرب كه هميشه در كنار روح كلي عالم است.»
يا جرج جرداق كه يك مسيحي ولي اهل انصاف است. وقتي نامه اي را با كتاب «الإمام علي صوت العدالة الإنسانية» خودش براي استاد ما حضرت آيت الله العظمي بروجردي اعلي الله مقامه فرستاد و در آن نوشته بود كه من در زندگي امام علي عليه السلام مطالعات زيادي داشتم كه حتي شيعيان هم به آن مقامات علي عليه السلام نرسيدند و بسياري از خاورشناسان هم نخواستند اعتراف كنند كه يك چنين شخصيتي در شرق و عالم اسلام وجود دارد اما چون من يك مسيحي هستم آنها را بيان مي كنم و مرا نمي توانند رمي به تعصّب كنند.
ايشان در ادامه آن نامه نوشته بود كه «اني انصفت الامام بعض الانصاف». آقا نامه را به بنده دادند تا مطالعه كنم و بعد وقتي كتاب هم به دست ايشان رسيد امر به مطالعه آن كردند و حقير هم براي اينكه ايشان مي خواستند اظهار رأي بكنند و جواب بدهند همه را از اول تا آخر دقيق مطالعه كردم و اشكالاتي كه بود را نوشتم و خدمت ايشان دادم. اين دانشمند بزرگ در اين كتاب در‌باره‌ي عهد‌نامه‌ي مالك اشتر و تفاوت آن با اعلاميه‌ي حقوق بشر مطالب بسيار جالبي دارد كه چقدر از عهدنامه تمجيد و تعريف كرده‌اند و لازم است آقايان مطالعه نمايند
معظم له در پايان اين ديدار ضمن قدرداني مجدّد از برگزار كنندگان اين همايش، براي آنها از خداوند متعال توفيق خدمت به ترويج مقامات و فضايل حضرت علي عليه السلام مسألت نمودند.

موضوع: 
اخباردیدارها
یکشنبه / 8 تیر / 1393