وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(1) اللهم صل علی محمّد و ال محمّد السلام علی مولانا المهدي صاحب الزّمان و معلن أحکام القرآن و باسط الأمن والأمان...
جمعه: 5 / 03 / 1396 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email
امتیازات جامعه موعود جهانی- سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 5)
امتیازات جامعه موعود جهانی/به مناسبت دهه‌ مهدویت (5)

برحسب آنچه از آيات و احاديث استفاده مى‌شود، ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام، پس از امتحانات شديد، به مدد الهى همراه با معجزات و خوارق عادات و آيات بزرگ تحقق مى‌يابد و ويژگى‌هايى كه دارد، اگرچه تمام در ضمن تعاليم اسلام بيان شده است و برخى از آن ويژگى‌ها را در عصر رسالت و عصر زمامدارى اميرالمؤمنين على علیه‌السلام مشاهده مى‌كنيم؛ ولى فعليت تمام آنها در جامعه موعود تحقق خواهد يافت.
شناخت اين ويژگى‌ها از نظر عقيده و ايمان و معرفت امام علیه‌السلام داراى اصالت و اهمّيت است، تا آنجا كه در خبر مشهور بين مسلمين از پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله روايت مى‌شود: «هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مردن جاهليت مرده است».(1) و ازنظر اسلام‌شناسى و شناخت نوع حكومت و چگونگی و اهداف حكومت در اسلام و ولايت حاكم و مسائل مهم ديگر نيز ارزنده و مفيد است.
و از اين نظر كه، آن جامعه و آن نظام، جامعه و نظام كامل اسلامى و تمام شرعى است، نظامى الگو و اسوه و معيار و ميزان است و جوامع كوچك يا بزرگ، هرچه به آن همانندتر و شباهت بيشتر داشته باشند، مشروعيت بيشتر دارند. شناخت اين جامعه براى تعيين جهت و سمتى كه جوامع بايد به‌سوى آن داشته باشند، مفيد و سودمند است.
و بالأخره از اين لحاظ كه مؤمنان به آن ظهور و وعده الهى، مشتاقانه در انتظار آن هستند و براى وقوع آن تحول بزرگ جهانى و الهى، چشم به آينده دوخته و در هيچ شرايطى از بهبود اوضاع نااميد نمى‌شوند و در ميان طوفان‌ها، شدايد و سختى‌ها، قوى‌القلب، باايمان، استوار و محكم، به آينده اميدوار و با قاطعيت به‌سوى جلو گام برمى‌دارند و بر كوشش و تلاش و اقدام خود مى‌افزايند، شايان اهمّيت است.
از همه اين جهات و نیز ابعاد ديگر، شناخت اين جامعه به استقامت فكر و اخلاق و اعمال انسان كمك مى‌نمايد. ما در اين نوشتار، مختصراً به چند ویژگی این جامعه بزرگ موعود اشاره می‌کنیم:
* احکام اسلام بر همه جا حاکم می‌شود
قوانين حاكم بر اين نظام و اجتماع، قوانين اسلام است كه به‌وسيله وحى اعلام شده و احدى نمى‌تواند چيزى بر آن بيفزايد يا چيزى را از آن كم كند كه: «حَلالُ مُحَمَّدٍ ص حَلالٌ إلَى يَومِ القِيامَةِ وَ حَرامُهُ حَرامٌ إلى يَومِ القِيامَةِ؛ حلال محمّد تا روز قیامت حلال و حرام او تا روز قیامت حرام است».(2)
بايد همگان، در اين خط مستقيم، با احساس مسئوليت و تعهد قدم بردارند و هوى و سليقه‌هاى شخصى يا گروهى خود را كنار بگذارند، چنان‌كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله مى‌فرمايند: «لایُؤمِنُ أَحَدُکُم حَتّی یَکُونَ هَواهُ تَبَعاً لِما جِئتُ بِهِ؛ بنده‌اى مؤمن نخواهد بود تا هوى و خواست او تابع آنچه من آورده‌ام باشد». (3)
جلوه‌هاى بسيارى از اين احساس مسئوليت و خوف از خدا را در ارتباط با زمامدارى و اداره اجتماع و حقوق مردم، خصوصاً محرومان و مستضعفان و طبقات به ظاهر پايين اجتماع، را می‌توان در زندگى رسول خدا و اميرالمؤمنين على علیه‌السلام مشاهده كرد كه در اداى تكاليف و وظايف خود، ذرّه‌اى كوتاهى ننموده‌اند؛ با این‌حال، از مسئوليت زمامدارى، به‌شدّت نگران بوده و مى‌گريستند، و نشان دادند كه در نظام اسلام، اگر زمامدارى، تكليف و وظيفه نبود، هيچ انگيزه‌اى صاحبان شرعى اين مقام را، به قبول آن برنمى‌انگيخت. (4)
* امتيازات و تبعيضات نژادى و طبقه‌اى وجود ندارد
امتيازات نژادى و طبقه‌اى و صنفى و القاب و عناوين ظاهرى در جامعه اسلامى ـ كه جامعه موعود جهانى و همگانى خواهد بود ـ ملغى و بى‌اعتبار است؛ در برابر قانون همه باهم برابرند؛ عالم با جاهل، عادل با فاسق، والى و رئيس، و صاحب هر مقام سياسى با هر شخص عادى و متعارف مساوى هستند. اين ويژگى جامعه بزرگ اسلامى را در سيره شخص پيغمبر اكرم صلی الله علیه و‌آله و اميرالمؤمنين على علیه السلام در جامعه اسلامى مدينه و كوفه ملاحظه كنيد، در اين دو جامعه، احكام اسلام نسبت به همگان به‌طور مساوى اجرا  مى‌شد، همان‌طور كه در نماز جماعت فقير در كنار غنى، سياه در كنار سفيد و بنده در كنار مولا يا در صف مقدم قرار مى‌گرفت، در اجراى احكام سياسى و انتظامى نيز به همه به‌طور مساوى نگاه مى‌شد، و حتى به مجالست و معاشرت با فقرا بيشتر رغبت نشان مى‌دادند و آن را عامل تربيت و توانمندى روح و موجب تقرب به خدا مى‌دانستند، و به‌عكس مجالست با اغنيا، توانگران و مرفهان كه نسبت به اسلام و مسلمين و اوضاع اجتماعى بى‌تفاوت بودند، را موجب دل‌مردگى و سقوط انسان مى‌شمردند.
* تجمّل‌گرايى ممنوع
در جامعه جهانى اسلام، تجمّل‌گرايى و افراط در مصرف و خوش‌گذرانى و تكلّف در پذيرايى‌ها و مهمانى‌ها و مراسم ديگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است. امورى كه در زمان ما، عامل مهم دشوارى زندگى و كمبود عوايد از هزينه و مخارج است؛ حتى در مراسمى كه براى اموات برگزار مى‌شود، نيز رقابت در پذيرايى‌هاى كمرشكن رايج شده است، به‌طورى‌كه مصيبت صاحب‌عزا دوچندان مى‌شود! درحالى‌كه هزاران جوان دختر و پسر بى‌همسر، به‌واسطه فقر از زندگى زناشويى و تشكيل خانواده، محروم هستند و مفاسد اجتماعى گوناگون آن، سعادت و امنيت همه جامعه را تهديد مى‌نمايد، ملاحظه مى‌شود كه برخى چگونه به تجمّل‌گرایی روی آورند و در آن با هم رقابت می‌کنند.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله روايت است: «نَحْنُ مَعاشِرَ الْأَنْبِيآءِ وَالْأَوْلِيآءِ بُرَآءٌ مِنَ التَّكَلُّفِ؛ ما گروه پيغمبران و اوليا از تكلّف بيزاريم». (5)
در سيره پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله درباره ساده‌زيستی و دورى از تجمّلات، حكايت‌هاى آموزنده بسيار است كه باتوجّه‌به آن، كسانى كه هزینه تجمّلات خانه، اتاق و محلّ كارشان، بسا بالغ بر ميليون‌ها مى‌شود و در انواع تنعّمات خارج از اندازه و غيرلازم؛ و بلكه لغو با وسايل تفريحى و سرگرمى گران‌بها غرق و غافل زندگى مى‌كنند، را نمی‌توان به‌راستى، تربيت‌شده مكتب آن حضرت شمرد.
* به اميد آن دولت كريمه
يكى از علل مهمّى كه موجب به وجود آمدن آن جامعه سالم است، تكامل عقول و رشد فكرى مردم است كه باتوجّه‌به اين ويژگى، بسيارى از كمبودها و نواقصى كه در اجتماعات كنونى است، مرتفع مى‌شود. تنگ‌نظرى‌ها و زور و زراندوزى در چنان جامعه وجهه همت همه يا بيشتر افراد نيست، زندگانى آنها درعين‌حالى‌كه انواع تنعمات در اختيار افراد است، زندگى عقلانى و روحانى و انسانى است، همان اهداف و فضايلى كه امروز هم بايد شيعيان آن حضرت و منتظران آن دولت به آن آراسته باشند. و اگر اين دعا را مى‌خوانند: «اَللّهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الْاِسْلامَ وَأَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِيها مِنَ الدُّعاةِ إِلى طاعَتِكَ؛ خداوندا از تو خواستاريم دولتى باکرامت كه به‌وسيله آن اسلام و مسلمين را عزّت‌بخشى و نفاق و منافقين را منكوب سازى و ما را در آن دولت از زمره خوانندگان مردم به‌سوى اطاعت خود قرار دهى». (6) عملاً رغبت خود را به برقرارى آن دولت و علاقه‌مندى خود را به عزّت اسلام و ذلّت كفر و نفاق با حضور در صحنه‌هاى خدمت به اعتلای كلمة اسلام نشان دهند و دعوت به راه خدا و دين خدا را قولاً و عملاً وجهه همّت قرار دهند و طورى خود را بسازند و به قوّت ايمان و صبر و ايثار و جهاد و تلاش بيارايند كه از بوته هر امتحان، بى‌غلّ‌وغَشّ بيرون آيند تا از آنها باشند كه مورد اين بشارت بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله هستند: «اُولئِكَ المُخْلَصُون حَقّاً وَشِيعَتُنا صِدْقاً وَالدُّعاةُ إِلى دِينِ اللهِ سِرّاً وَجَهْراً؛ آنها به حق مردان با اخلاص و شیعیان راستین ما و دعوت‌کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکار هستند». (7)

پی‌نوشت‌ها:
1. کلینی، الکافی، ج1، ص376 - 377؛ ابن‌بابویه، الامامة و التبصره، ص10؛ نعمانى، الغیبه، ص129؛ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ص409؛ خزاز قمی، کفایة ‌الاثر،‌ ص296.
2. صفار، بصائرالدرجات، ص168؛ کلینی، الکافی، ج1، ص58؛ مجلسی، بحارالانوار، ج86، ص148.
3 . ابن ابی‌عاصم، کتاب السنه، ص12؛ نسوی، ‌الاربعین، ص51؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج5، ص133؛ قرطبی، الجامع‌لاحکام‌القرآن، ج16، ص167.
4 . نهج‌البلاغه، خطبه 3 (ج1، ص36)؛ صدوق، علل‌الشرایع،‌ ج1، ص151؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص288.
5. مجلسی، بحارالانوار، ج70، ص394.
6 . طوسی، مصباح‌المتهجد، ص581، کفعمی، المصباح، ص581؛ محدث قمی، مفاتیح‌الجنان، ص321 (دعای افتتاح).
7 . صدوق، کمال‌الدین، ص320؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص50؛ طبرسی، اعلام‌الوری، ج2، ص196.

موضوع: 
سه شنبه / 19 اردیبهشت / 1396