وریز وجوهات
شخصيّت والاي حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام آن پيشواي عاليقدر، بسيار عظيم‌تر از آن است كه امثال حقير بتوانيم با نگارش مقاله‌‌ای آن را شرح دهيم يا درباره آن كتابی بنگاريم.  از نگاه دانشمندان اهل سنّت علاوه بر دانشمندان و نويسندگان بزرگ...
پنجشنبه: 1 / 04 / 1396 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email
بامداد امید- سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 6)
بامداد امید/به مناسبت دهه‌ مهدویت (6)

بسم الله الرحمن الرحیم.

«وَ نُریدُ أنْ نَمُنَّ عَلَی اَلَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأرض وَنجْعَلَهُمْ أئِمَّةَ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»

... و این صدای خوش و روح‌افزای نوزادی است كه جهان را با قدوم خویش مبارك گردانیده است. نوزاد سر به سجده گذاشت، و به یگانگی خدا و رسالت پیغمبر صلّی‌الله علیه و آله و امامت پدران بزرگوارش شهادت داد.
آری، سرانجام، شب به دقیقه‌ی آخرین رسید و ثانیه‌شماری شروع شد، ثانیه‌ها هم با كُندی یكی پس از دیگری گذشتند. ناگاه نورانیّت و روشنی فوق‌العاده‌ای كه بر نور چراغ‌ها غالب شد، همه را از تولّد نوزاد بشارت داد. نوزاد به دنیا آمد و آخرین رهبر عالم بشریت ولی الله اعظم با جمال جهان‌آرای خود گیتی را مزین و روشن ساخت.
نرجس، غرق در افتخار و مباهات گشت، بانگ تكبیر و تحمید و تسبیح توأم با فریادهای شادی و تهنیت و هلهله طنین‌انداز گشت.
در ملأ اعلی، فرشتگان و كرّوبیانِ عالم بالا از نوزادی كه هم اكنون در خاندان نبوت و ولایت، قدم به عرصه این جهان گذاشته، در سخن بودند.
بهشت را زینت می‌كردند تا محافل جشن و مجالس انس و ذوق ملكوتی برپا كنند. غریو شادی، نغمه‌های روح‌بخش و طرب‌انگیز حور العین، بهشتیان را غرق در حظوظ روحانی كرده بود.
آری؛ این افتخار، مخصوص دودمان نبوّت است كه موعود و نجات دهنده بشر از تجاوز و ستم و آن كس كه برای تأسیس سازمان جهانی اسلامی و اجرای نظام قرآنی قیام فرماید، از آن خاندان با عظمت است.
پیامبر صلی الله علیه و آله خوش دل بود كه فرزندش مهدی به هدف‌های رسالت و دعوت او جامه ی عمل می‌پوشاند و به خاندان خود به خصوص علی و فاطمه و حسنین علیهم‌السلام مژده می‌داد كه مهدی علیه السلام همان كسی است كه با نهضت بی‌مانند خود بنیان شرك را ویران و اساس توحید و یكتاپرستی را محكم و استوار می‌سازد و فرمانروای كل جهان می‌گردد- از فرزندان آنها است.
او است همان نابغه‌ی بی‌نظیری كه انبیا و اولیا ظهورش را مژده دادند، و جهان بشریت را به قیام آن حضرت، برای تشكیل حكومت حق و عدالت اسلام و صلح پایدار و برچیدن بساط بیدادگران، نوید دادند، و همه را به آینده‌ی گیتی امیدوار ساختند.
جهان با همه تحرّكی كه در ناحیه علوم مادّی دارد و با اینكه بشر دست به كار تسخیر فضا شده و به قدرت فكر خود می‌بالد، با كمال تأسّف در جنبه انسانیت قدم به جلو نگذاشته و در مدنیت اخلاقی و وجدانی سیر قهقرایی دارد.
فساد اخلاق و بی‌عفّتی، فحشا و طغیان شهوت و غضب، زن و مرد را به ستوه آورده و به جهنم نكبت‌ها و انحطاط سوق می‌دهد. التزام به آداب دینی و شعائر مذهبی ضعیف می‌شود، و بدترین مظاهر شرك كه استبعاد بشر و ملل و سلب آزادی انسان‌ها باشد، به صورت‌های گوناگون رایج و اركان آن محكم و استوار می‌گردد.
در این جهان، تنها نوری كه نشاط بشر را نگاه می‌دارد و او را امیدوار می‌سازد، همان بشارات انبیا و پیشوایان دینی است كه همه را به آینده جهان خوش‌بین نموده و نور امید را در دل‌ها روشن ساخته است.
همه با اعتماد تمام و قلبی سرشار از نشاط انتظار دارند، انتظار كسی را دارند كه این ابرهای تیره ظلم و ستم و فساد را، از افق عالم برطرف كرده و در عالم، برادری و آزادی واقعی را برقرار، و احكام عالی آسمانی را اجرا نماید، و بشر را به سوی هدف شریف انسانی رهنمایی فرماید.
شیعیان و مؤمنان به این ظهور، شب و روز نیمه شعبان را جشن می‌گیرند و چراغانی می‌كنند، و خیابان و بازار و مغازه‌ها و خانه‌ها را زینت می‌نمایند و غرق در شادمانی می‌شوند و به ملل جهان علاقه خود را به عدل و داد، صلح و برادری جهانی اعلام، و روح شكست‌ناپذیر و امیدوار خود را آشكار می‌سازند.
ای مهدی موعود، همه شیعیان و دوستانت آرزومند و منتظرند كه بامداد سعادت آنها و همه مردم جهان طالع شود، و با قیام تو تمام دردهایشان درمان گردد، و پرچم توحید و عدل و صلح اسلام در سراسر گیتی به اهتزاز درآید:
شاد باش ای عارف نیكو سیر * كاین شب‌ هجران سحر گردد ‌سحر
شاد باش ای خسته‌ی بار فراق * شاد باش ای غرق بحر اشتیاق
می‌‌دمد از لطف حق صبح ظهور *  می‌شود گیتی پر از وجد و سرور
افكند البته از رخ این نقاب * فاش سازد امر حق را بی‌حجاب
می‌كِشد از دشمن حق انتقام * می‌برد از شرك و از اصنام نام
البشاره ای كه داری انتظار * می‌شود آخر سحر این شام تار
البشاره مصلح نیكو سرشت * آید و گیتی كند رشك بهشت
صبر كن صبر ای به هجران مبتلا * كه رسد دوران وصلش بر ملا
البشاره «صافی» صافی ضمیر * كه جوان گردد دگر این چرخ پیر

موضوع: 
چهارشنبه / 20 اردیبهشت / 1396