وریز وجوهات
در کتاب شريف و گرانسنگ عيون اخبار الرضا عليه آلاف التحیة و الثناء، محدّث جليل و شیخ اعظم صدوق رضوان‌الله تعالي عليه از عبدالسّلام بن صالح هروي روايت مي‌کند که امام رضا علیه السلام فرمود: «رَحِمَ اللهُ عَبداً أحيی أمرَنا؛ فَقُلتُ لَه: وَ کَيفَ يُحيی...
دوشنبه: 1399/05/13
نسخه مناسب چاپSend by email
توبه، عامل تحوّل در حیات؛ سلسله مقالات حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره 23)
توبه، عامل تحوّل در حیات، به مناسبت ماه مبارک رمضان (23)

قال الله تعالی: «وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِيعاً أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ اي مؤمنان، همگي [از مرد و زن] به درگاه خداوند توبه كنيد، اميد كه رستگار شويد.»

بنده گناهكار به هيچ‌چيز مثل رحمت و آمرزش و مغفرت خدا احتياج ندارد و چيزي جز توبه و مغفرت خدا، درون تيره او را روشن نمي‎سازد.
چنين بنده‎اي خود را آلوده گناه، و شرافت خويشتن را لكّه‎دار مي‎بيند و دلش مي‎خواهد تا آثار گناه را محو كند و پرونده سياهي را كه از زشت‌كاري برايش باز شده، ببندد.
آيا مي‎شود با گذشته خود وداع كند و سوابق ننگين خود را فراموش ساخته و از بين ببرد؟
آيا مي‎شود اين مجرم جنايت‌كار، يك فرد باشرف و وظيفه‌شناس شود؟!
آيا اين‌همه نواقص و كمبودها و اين لكّه‎هاي ننگ هميشه با او خواهد ماند و يا مي‎توان خرابي‎ها را ترميم و عيب‎ها را برطرف كرد؟ آيا مي‎تواند در صفِ نيكوكاران و خداپرستان قرار گيرد؟ آيا اين ناراحتي‎هاي دروني و پريشاني وجدان از ميان مي‎رود؟ آيا راهي براي اعاده حيثيّت او پيدا مي‎شود و يا براي هميشه محكوم به بدبختي و ناپاكي است؟
حال‌ كه نمي‎تواند مانند انسان‎هاي شرافتمند زندگي كند، براي او زندگي چه مفهوم و ارزشي دارد؟
فرض كنيم كه به‌طورموقّت و با سرگرمي‎هايي، تبهكاري‎ها را از ياد ببرد، و يا به‌وسيله موادّ مخدّر ازخودبي‎خود شود؛ امّا خود مي‎فهمد كه اين يك زندگي سالم نيست؛ بلكه منتهاي پستي و سقوط و بيچارگي است. هرچه گناه عظيم‎تر باشد، تراكم اين افكار و فشار وجدان، بيشتر او را رنج مي‎دهد، و بسياري از گنهكاران از شدّت اين انديشه‎ها گرفتار جنون و امراض عصبي مي‌شوند.

 

  • چه بايد كرد؟

امّا واقعاً چه بايد كرد و چگونه بايد اين بيچاره گناهكار و سرافكنده تبهكار را آزاد ساخت؟
شايد بوده و هستند افرادي كه عقيده دارند خلاصي از آثار گناه و ننگ و پستي آن ممكن نيست و پليدي آن از گناهكار جدا نمي‎شود.
بعضي از ملل هم، راه نجات از اين حالت و اعاده شرافت و حيثيّت خود را تعذيبات شديد بدني مي‎دانند و گمان مي‎كنند كه اگر عضوي از اعضاي بدن را قطع كنند نفس خود را تأديب، و از هواي‌نفس انتقام كشيده، و آن را به مجازات رسانده‎اند. افرادي هم خودكشي كرده، و راه خلاص‌شدن از پستي و احساس ننگ و عار رذيلت و آلوده‌داماني را «انتحار» مي‎دانند.
اكنون هم در ميان بعضي از طوايف، تعذيبات بدني شديد رايج است و گناهكاران نگون‎بخت براي راحتي از عذاب وجدان و انجام مراسم توبه، خود را شكنجه مي‎دهند و ميخ و سوزن و مانند آن در بدن خود فرو مي‎برند.

 

  • ملل ديگر.

برخي از ملل، مانند: مسيحي‎ها، شرط آمرزش گناه را اقرار و اعتراف در حضور كشيش و رهبر روحاني مي‎دانند. اين نوع تكفير گناه و توبه سبب بيرون‌افتادن رازها و اسرار و افشاي عيب در نزد كساني كه به آن آگاهي ندارند، مي‎شود و باعث مي‎گردد كه گناهكار علاوه‌ بر آنكه در پيشگاه وجدان، خويشتن را شرمنده و بي‎آبرو ببيند، در نزد ديگران نيز حيثيّت و شرافتش لكّه‎دار و سوء‌سابقه‎اش آشكار گردد و نيز سبب مي‎شود كه كشيش‎ها و پاپ‎ها به‌عنوان مالكان دروغينِ عفو و بخشش گناه و ولي‌نعمت گناهكاران مطرح شوند.

 

  • بهترين روش.

بهترين روش‎ها براي ترميم و جبران گناه و اعاده حيثيّت و شرافت گناهكار ـ ‎كه از عوامل مهمّ تربيت و تهذيب اخلاق و تصفيه ارواح نيز هست و درعين‌حال از سهولت و آساني و وسعت دين اسلام حكايت مي‎كند و شرافت و آبروي گناهكار را در نزد ديگران نمي‎ريزد و وجدان و قلب او را از تاريكي و كدورت پاك مي‎سازد‎ ـ استغفار، طلب آمرزش و توبه و بازگشت به‌سوي خداست.
اسلام درضمن بسياري از تعاليم اجتماعي، حفظ شرف و موقعيّت و مقام اجتماعي و حرمت و آبروي افراد را منظور داشته و كشف و آشكارشدن نهان‌ كاری‌هاي مردم را نخواسته و افشاي معايب و اشاعه فحشا را به‌شدّت ممنوع كرده است.
نظر اسلام آن است كه هركس قدمش به سنگ معصيتي خورد و لغزشي او را به زمين انداخت، بايد به‌پا خيزد و در راه خدا و به‌سوي خدا قدم بردارد و از مجاهده و كوشش باز نايستد.
هر فردي بايد خود به‌حساب خويشتن رسيدگي كند، و به پرونده اعمال خود نظر نموده، و در محكمه وجدان، بازپرس خود ‎شود.
«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ»
جبران گناه و آمرزش معاصي، به رفتن نزد كشيش، و اقرار به گناه در نزد او احتياج ندارد؛ شكنجه بدني و مقراض‌كردن و قطع اعضا نمي‎خواهد.
جبران گناه و آمرزش و پذيرش توبه، بيش از بيداري ضمير و شعور و توجّه به زيان گناه و پشيماني و تصميم به پاك‌شدن از گناه، بازگشت به راه خدا، اداي حقوق و خلاصي از مظالم، شرط ديگري ندارد.
اگر مؤمن مرتكب گناهي شد، چون به آثار شوم و خطرناك گناه آگاه است، پشيمان مي‎شود؛ همان‌طور كه اگر فردي ندانسته يا در حال عصبانيّت سم بخورد، يا اموالش را آتش بزند، يا فرزند خود را به قتل رساند، يا به ولي‌نعمت خود توهين كند، پشيمان مي‎شود و اگر پشيمان نشود برحسب حديث: «فَمَنْ لَمْ يَنْدَمْ عَلَى ذَنْبٍ يَرْتَكِبُهُ فَلَيْسَ بِمُؤْمِنٍ».
اثر «ايمان»، ندامت و پشيماني از گناه است و ندامت از گناه در «توبه» كافي است: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».
وقتي مؤمن گناهي را مرتكب شد، پشيماني او را به استغفار و آمرزش‌خواستن وادار مي‎سازد و تعاليم اسلام گناهكاران را به رحمت خدا امّيدوار و از ناامّيدي و يأس نجات مي‎دهد. اين مژده الهي و بشارت قرآني در كالبد مرده، روح تازه مي‎دمد:
«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛ بگو: اي بندگان من ـ‎ كه بر خويشتن زياده‎روي داشته‎ايد‎ ـ از رحمت خدا نوميد مشويد. درحقيقت، خدا همه گناهان را مي‎آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».
آري، خدا غفار، رحيم، ستّار، توّاب و واسع‌المغفرة و الرّحمة است. بنده توبه‌كار را دوست مي‎دارد؛ و هيچ انساني محكوم به بدبختي نيست.
در برخي اخبار و روايات آمده است كه وقتي بنده‎اي از گناه پشيمان شد و به‌سوي خدا بازگشت و گفت:
«إِلَهِي أَنَا أَسَأْتُ؛ خداي من! من بد كردم».
خدا مي‎فرمايد: «وَأَنَا سَتَرْتُ؛ من آن را پوشاندم».
«فَيَقُولُ: إِلَهِي أَنَا نَدِمْتُ؛ و چون مي‎گويد: خداي من! من پشيمان شدم».
خدا مي‎فرمايد: «وَأَنَا قَبِلْتُ؛ من قبول كردم».
«أَيُّهَا الشَّابُّ إِذَا تُبْتَ ثُمَّ نَقَضْتَ فَلَا تَسْتَحْي أَنْ تَرْجِعَ إِلَيْنَا؛ اي جوان، اگر توبه كردي و شكستي، حيا نكن كه ديگربار به‌سوي ما برگردي!»
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَانِياً فَلَا تَسْتَحْي، أَوْ يَمَنَعُكَ الْحَيَاءُ أَنْ تَأْتِيَنَا ثَالِثاً؛ و هرگاه دوباره توبه را شكستي، حيا نكن. آيا حيا تو را از اينكه سه‌باره به‌سوي ما بيايي، منع مي‎كند؟ (حيا نكن و بيا)».
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَالِثاً فَارْجِعْ إِلَيْنَا رَابِعاً؛ و هرگاه براي سوّمين‌بار توبه را شكستي، براي چهارمين‌بار به‌سوي ما بيا».
«فَأَنَا الْجَوَادُ الَّذِي لَا أَبْخَلُ؛‌ من بخشنده‎اي هستم كه بخل نمي‌ورزم».
دعاهاي مأثوره، عذرخواهي و پوزش‌طلبي را به بندگان گناهكار ياد مي‎دهد.
در اين جمله از دعا دقّت كنيد كه چگونه معاذير بنده را در درگاه خدا عرضه مي‎دارد و او را با خدا آشنا مي‎سازد: «إِلَهِي لَمْ أَعْصِكَ حِينَ عَصَيْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِيَّتِكَ جَاحِدٌ، وَلَا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌ، وَلَا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلَا لِوَعِيدِكَ مُتَهَاوِنٌ، وَلَكِنْ خَطِيئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِي نَفْسِي وَغَلَبَنِي هَوَايَ وَأَعَانَنِي عَلَيْهَا شِقْوَتِي وَغَرَّنِي سَتْرُكَ المُرْخَی عَلَيَّ‎؛ خداي من! معصيت تو را نكردم در هنگامي ‌كه معصيت كردم؛ درحالي‌كه پروردگاريت را منكر باشم و فرمان تو را سبك شمرده باشم و يا آنكه خود را در معرض عقاب تو قرار دهم و يا تهديد تو را سست گرفته باشم؛ ولي خطايي روي داد و نفس من، آن را از براي من زينت داد و شقاوتم كمك كرد و پرده‎پوشي تو بر من، مغرورم نمود».
در اين جمله نيز دقّت كنيد که می‌فرماید «إِذَا رَأَيْتُ مَوْلَايَ ذُنُوبِي فَزِعْتُ، وَإِذَا رَأَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ، فَإِنْ عَفَوْتَ فَخَيْرُ رَاحِمٍ، وَإِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظَالِمٍ؛ وقتي گناهانم را مي‎بينم، مي‎هراسم، و وقتي كرم تو را مي‎نگرم به آن طمع مي‎كنم. پس اگر عفو كني بهترين رحم‌كننده‎اي و اگر عذاب كني، ستمگر نيستي!».
اين جملات از دعاي «ابي‌حمزه ثمالي» است. تمام جمله‎هاي اين دعا روح‌بخش است و خواننده را به عالم روحاني و ملكوتي سير مي‎دهد. انتخاب جمله‎هاي اين دعا ممكن نيست؛ چون تمام جمله‎هايش منتخب است. اين جملات، انسان را به‌سوي خدا مي‎برد؛ و او را از گناه به توبه حقيقي روانه مي‎كند.
توبه در اسلام براي همه انسان‎ها فراهم است. هر شخص در هركجا كه باشد؛ مي‎تواند اگر گذشته تاريك و ندامت‎انگيز دارد، آن را با توبه و استغفار فراموش سازد و اگر چند قطره اشكي هم بريزد و به درگاه خدا اظهار بندگي و عجز نمايد، خوشا به حال او.

 

  • ماه توبه و استغفار.

در ماه رمضان برنامه توبه و استغفار، تازه مي‎شود و مسلمانان عموماً درهرحال و در هر شرايطي كه هستند بايد بر سر اين خوان و سفره گسترده آمرزش و مغفرت خدا بنشينند و هر فردي به فراخور حال خود به استقبال آينده بهتر و شرافتمندانه‎تري برود. چرا كه در غير اين ‌صورت: «فَالشَّقِيُّ مَنْ حَرُمَ غُفْرَانَ اللهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ؛ بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه بزرگ محروم بماند [و نتواند خود را عوض كند و گناه و معصيت را كنار بگذارد]».
از اوّل ماه رمضان تا پايان آن بايد زبان مؤمن روزه‎دار، به استغفار باز باشد.
ادعيه شب‎ها، سحرها و روزها و هنگام افطار، همه متضمّن طلب مغفرت است. مخصوصاً شب‎هاي قدر براي توبه و اصلاح حال و تغيير روش و حركت فكري و اخلاقي، فرصت‎هاي عزيزي است كه فوت آن فرصت‎ها، نشان بي‎لياقتي است.
پاينده باد اسلام! كه با چنين تعاليم و برنامه‎هاي نجات‌بخش به كمك بشريّت آمده و او را به عالي‎ترين اخلاق انساني رهبري مي‎نمايد.
نويسنده‎اي به نام «فرانز ستال» در مقاله‎اي كه در يكي از مجلاّت منتشر نموده، بعد از مقايسه‎اي كه بين حركت تسليح اخلاقي و نظر «دكتر فرانك بكمان» مؤسّس «جمعيّت تسليح اخلاقي» كرده، نتيجه گرفته است كه اسلام از جهت تسليح اخلاقي اسبق است. وي مي‎نويسد:
«توبه در اسلام وسيله‎اي است كه افراد خودشان، خود را تغيير دهند و سلاح اخلاقي بزرگي است؛ زيرا متضمّن پشيماني و تغيير حال و تحوّل است.»
اگر اين نويسنده از برنامه‎هاي ماه رمضان و از ادعيه‎اي كه مؤمنان مي‎خوانند و از حالات، گريه‎ها، مناجات‎ها و زاري‎هاي آنها آگاه بود، مي‎دانست كه وسايل تسليح اخلاقي آن‌چنان‌كه در اختيار مسلمانان است در اختيار هيچ ملّت و جامعه‎اي نيست.
حيف كه از اين وسايل چنانچه بايدوشايد استفاده نمي‎شود و افسوس كه از اين مكتب تربيت، قدرداني نشده و به حقايق و مقاصد آن آشنا نمي‎شويم.
برادر و خواهر عزيز! قدر اين‌همه درهاي رحمتي را كه به‌سوي تو گشوده شده است، بدان. توبه و استغفار كن، تغيير حال بده و رفتار خود را با تعاليم اسلام منطبق ساز. حال ‌كه خدا به تو توفيق داده و ماه رمضان را درك كرده‎اي و در مجالس قرائت قرآن، دعا، موعظه و اخلاق و در مساجد و نمازجماعت و مراسم ديگر شركت مي‎كني، استفاده كن. ميان بنده‎اي كه به‌سوي خدا كوچ مي‎كند، چندان مسافتي نيست. «وَإِنَّ الْقَاصِدَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسَافَةِ»
حقيقتاً توبه كن. تصميم بگير كه خود را عوض كني و تغيير وضع بدهي. تصميم بگير كه از گناه و گناهكاران فاصله بگيري.
بي‎شك اگر در صف توبه‎كاران و استغفاركنندگان در نيايي و فقط بر زبان «أَسْتَغْفِرُ اللهَ» جاري كني، توبه حاصل نمي‎شود.
گناهان خود را به ‌ياد آور و به حافظه‎ات مراجعه كن و بين خود و خدا به معاصي اقرار و اعتراف كن و از همه گناهان توبه نما و يك‌لحظه نيز توبه را تأخير نينداز كه بسا پس از آن، ديگر توفيق توبه حاصل نخواهد شد.
گريه كن، اشك بريز و فرصت را غنيمت شمرده و با دل سوخته خدا را بخوان و بگو:
«سَيِّدِي أَنَا أَسْأَلُكَ مَا لَا أَسْتَحِقُّ وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقْوَی وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، فَاغْفِرْ لِي وَأَلْبِسْنِي مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً يُغَطِّي عَلَيَّ الذُّنُوبَ وَالتَّبِعَاتِ، وَتَغْفِرُهَا لِي، وَلَا اُطَالَبُ بِهَا، إِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَدِيمٍ وَصَفْحٍ عَظِیمٍ وَتَجَاوُزٍ كَرِيمٍ».

يكشنبه / 28 ارديبهشت / 1399