رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
پنجشنبه: 1401/04/9

حكومت اسلامی و سیاست

اگر كسی بگوید: چون هدف قیام و حركت حسین‌(علیه‌السلام)  تشكیل حكومت اسلامی و بركنار كردن یزید بود، قیام آن حضرت سیاسی بود و اگر هدف غیر از این بود پس چرا دعوت اهل كوفه را پذیرفت؟ و چرا پسر عم گرامیش مسلم‌(علیه‌السلام)  را به كوفه فرستاد.

جواب این است كه:

فارسی

6ـ نداشتن تأمین جانی[1]

شرعاً و عقلاً هركس در برابر صدمات و خطراتی كه متوجّه جانش می‎شود، حقّ دفاع دارد، و فطرت او در هنگام توجّه خطر، او را به مدافعه و حفظ جان وادار می‎سازد، و اگر انسان در مقابل دشمن مهاجم، دفاع نكند و تسلیم شود مسئول، و سزاوار توبیخ است.

فارسی

5ـ خطر ارتجاع

این خطر از تمام مخاطراتی كه در آن روز جامعه مسلمانان را تهدید می‎كرد، مهم‌تر و شكننده‎تر بود.

عفریت ارتجاع و بازگشت به عصر شرك و بت‌پرستی و جاهلیت، اندك‌اندك قیافه منحوس و مهیب خود را نشان می‎داد.

زور سرنیزة بنی‌امیه، نقشه‎های وسیع آنها را در سست كردن مبانی دینی جامعه و الغای نظامات اسلامی و تحقیر شعائر دینی، اجرا می‎كرد.

عالم اسلام مخصوصاً مراكز حساس و موطن رجال بزرگ و باشخصیت مثل مكه، مدینه، كوفه و بصره در سكوت مرگبار و خفقان شدید فرو رفته بود.

فارسی

4 ـ فساد دستگاه خلافت

در اینكه حكومت اسلامی باید نماینده افكار و آرای مسلمین و تجسّم روح جامعه و محقق رسالت اسلام باشد، اختلافی بین دانشمندان نیست.

شیعه، زمامدار و رهبر حكومت را یك پیشوای كامل الهی می‎داند كه آن شخص پیامبر اسلام(ص)، و بعد از وفات آن حضرت كسانی هستند كه به امر خدا از جانب پیغمبر(ص)، منصوب و معرفی شده‎اند. همان‌گونه كه پیغمبر(ص)، رهبری دینی، روحانی، سیاسی و انتظامی جامعه را به عهده دارد، همین رهبری را امام‌(علیه‌السلام)  نیز دارد با

 

فارسی

3ـ علل قیام از زبان خود امام‌(علیه‌السلام)  

«مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْعَامِلُ بِالْكِتَابِ وَالْقَائِمُ بِالْقِسْطِ وَالدَّائِنُ بِدِینِ الحَقِّ وَالْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَی ذَاتِ اللهِ».[1]
فارسی

2ـ امر به معروف و نهی از منكر

﴿وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر﴾.[1]

در كتب معتبر تاریخ روایت شده كه حسین‌(علیه‌السلام)  برای برادرش محمد حنفیه این وصیت را نگاشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم. این است آنچه كه وصیت كرد حسین بن علی بن ابی‌طالب به برادرش محمد بن علی معروف به ابن‌حنفیه:

فارسی

د ـ حلّ بیعت

یك انقلاب سیاسی محتاج به عدّه و نفرات و جمعیت و افراد است و بدون افراد و سرباز و سپاه انقلاب سیاسی نتیجه‌بخش نمی‎شود.

پس اگر كسی قیام كند و اعلان مخالفت با حكومت بدهد و به جمع قشون و سپاه اهمیت ندهد، نمی‎توان او را طالب ریاست دانست. و اگر از این‌هم جلوتر رفت و لشكر خود را با اعلام عاقبت حزن‎انگیز و پایان پراندوه قیام خویش از دور خود متفرق ساخت و بلكه رسماً به آنها اجازه كناره‌گیری داد، رهبر این قیام به فكری كه متهم نمی‎شود فكر سیاست، سلطنت‌طلبی و حكومت است.

فارسی

ج ـ هجرت از مكّه معظّمه

مردان سیاسی از تحصّن در اماكن مقدّسه و مشاهد خودداری نمی‎كنند، و از موقعیت و احترام هر شخصی و مقام و مكان مقدّس به نفع خود استفاده نموده و سنگر می‎سازند.

متحصّن شدن در اماکن مقدّسه كه مورد احترام عامه است طرف مقابل را در یك بن‌بست دینی و عرفی می‎گذارد؛ زیرا اگر احترام آن مكان مقدس را هتك نماید از موقعیت

 

فارسی

ب ـ خبر امام‌حسین‌(علیه‌السلام)  از شهادت خود

هركس بخواهد یك انقلاب سیاسی را رهبری كند و مسند زمامداری را تصرف نماید، همواره برای تقویت روحیه اطرافیان خود و تضعیف روحیه دشمن، خود را برنده و فاتح و طرف را بازنده و مغلوب معرفی می‎كند، حماسه‌سرایی می‎نماید، از شجاعت خود و جمعیت و امتیازات و شرایطی كه او را بر دشمن غالب می‎كند می‎گوید، خطابه می‎خواند، سخنرانی می‎كند تا طرف‌دارانش قوی‌دل دنبال هدف او باشند.

فارسی

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - آیت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی