وریز وجوهات
پیام ‌مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف به دوازدهمین اجلاس سالانه غدیر-مشهد مقدس، ۱۴۴۰ ه.ق بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله  الحمد لله الذی جعلنا من...
دوشنبه: 1398/06/4 - (الاثنين:24/ذو الحجة/1440)
نسخه مناسب چاپSend by email
برخي استفتائات پيرامون امر بمعروف و نهي از منكر

 

س. بنظر شما، آيا همكاري بين آحاد مختلف جامعه اسلامي در اجراي فريضه امر به معروف و نهى از منكر ضروري است يا هر كس به تنهايي مي‌تواند از عهده اين كار برآيد؟
ج.
امر به معروف و نهى از منكر يكى از تكاليف اجتماعى است كه در بعض موارد با همت و اقدام يك نفر انجام مى‌پذيرد و در بعض مواقع، موقوف به قيام چند نفر، بلكه محتاج به اقدام و همكارى يك جمعيت و امّت است. پس نمى‌توان اقدام يك نفر را در همه موارد كافى شمرد و از ديگران تكليف را ساقط دانست؛ زيرا اوّلاً: همكارى و همصدا شدن ديگران با آن كس كه امر به معروف و نهى از منكر مى‌كند، باعث كمال تأثير و حصول مقصود است. اگر هزار نفر در يك موضوع موافق يكديگر اظهارنظر كنند از حيث اثر با نظرى كه يك نفر اظهار نمايد يكسان نيست.
و ثانياً: بيانات اشخاص و طرز اداى مطالب و سليقه‌هايى كه در اين موارد اعمال مى‌شود در تأثير، تفاوت دارد. بسيار اتفاق افتاده كه شخصى از مواعظ و نصايح طولانى يك نفر متنبّه نشده، ولى با يك كلمه كه از ديگرى شنيده فوراً متنبّه و بيدار گرديده است.
و ثالثاً: در مورد بعضى از منكرات كه ميان جامعه رايج مى‌شود يا بعضى از فرايض و واجباتى كه ترك آن متداول مى‌گردد و همچنين نسبت به بعض اشخاص كه بايد امر به معروف و نهى از منكر شوند، جز با كمك و همكارى افراد و همصدا شدن جمعيت بسيار، موفقيت حاصل نمى‌شود.

 

مخصوصاً همراهى و همكارى كسانى كه در ميان جامعه داراى شخصيت و وزن علمى و مقام و نفوذ هستند در پيشرفت مقصد مشروع آمر به معروف و ناهى از منكر دخالت بسيار دارد؛ زيرا مرتكبين معاصى وقتى ببينند جامعه به آنها با ديده تنفّر نگاه مى‌كند و كار آنها را زشت و خلاف شرافت و انسانيت تشخيص مى‌دهد، يا كسانى كه داراى مقامات و يا اطلاعات و معلوماتى هستند عمل او را تقبيح مى‌نمايند، بيشتر راه منحرفى را كه در پيش گرفته‌اند ترك مى‌كنند. پس تأثير امر به معروف و نهى از منكر، غالباً محتاج به همكارى و تعاون است. اگر چنانچه آمرين به معروف را تنها گذارند، موفقيت لازم به دست نخواهد آمد.

 

س. چگونه است با آن‌كه بسيارى از مصالح و فوايد امر بمعروف و نهي از منكر و زيان‌هاى ترك آن را مى‌دانيم، در اداي اين فريضه كوتاهى مي‌كنيم؟
ج.
بعض علل اين بى‌قيدى بشرح ذيل است:
اوّل: «ضعف ايمان» را كه علت العلل اين بى‌اعتنايى است. ضعف ايمان قدرت و شجاعت اخلاقى را از انسان سلب كرده و او را تحت نفوذ و مرعوبيت از قدرت‌هاى موهومه و اعتبارات ظاهريه، خوار و زبون مى‌سازد. بدترين نقطه ضعف انسان كه با وجود آن او را از هيچ عمل زشت و ارتكاب خلاف وظيفه نمى‌توان مصون دانست، بى‌ايمانى و بى‌دينى است.
دوّم: «طمع است». بسيارى از مردم با آن‌كه آگاه و ملتفت هستند و خسارت ترك امر به معروف و نهى از منكر را مى‌فهمند، براى طمعى كه به مال يا استفاده از مقام اشخاص دارند به خيال آن‌كه اگر فلان شخص را امر به معروف كنند از مال او يا رياست او بى‌بهره مى‌مانند، در اداى اين وظيفه سهل‌انگارى روا داشته و بسا كه در حضور آنها معصيت‌ها واقع شود كه چون خوى زشت طمع، آنان را فاقد حريت و آزادمنشى و صراحت لهجه كرده از نهى از منكر خوددارى مى‌كنند.
سوّم: «ترس بى جا و خوف بيمورد است». پاره‌اى از مردم براى آن‌كه رشد و بلوغ اخلاقى ندارند بيم و ترس بيجا غالباً از اداى اين تكليف باز مى‌دارد و در پيش خودشان براى يك امر به معروف و نهى از منكر ساده و سهل كه به هيچ مانع و محذورى برخورد نمى‌كند، محاذير و موانع بسيارى فرض نموده و خود را به خيال خويش، معذور مى‌سازند. حتى گاهى اين مردم ترسو به ديگران هم كه امر به معروف و نهى از منكر مى‌كنند اعتراض مى‌نمايند و آنها را احساساتى و بى فكر مى‌شمارند!
چهارم: «يأس و نوميد از حصول مقصود است». بسيارى از مردم وقتى كثرت اهل معصيت و طغيان و قوه و قدرت و تظاهرات و رونق بازار آنها را مى‌بينند، گمان مى‌كنند با امر به معروف و نهى از منكر مخصوصاً با نداشتن همكار، نمى‌توان كارى انجام داد و مردم را عوض نمود. 

س. در مقابل منكراتي كه در جامعه صورت مي‌پذيرد، كمترين كاري كه مي‌توانيم و بايد آن را انجام دهيم چيست؟
ج.
چون مقصود از امر به معروف و نهي از منكر آن است كه مرتكب فعل حرام و ترك واجب، اين عمل را ترك كند، پس‎اگر به مجرد اظهار كراهت از اين عمل ـ ولو به اعراض و ترك معاشرت و مراوده- مرتكب، مرتدع مي‎شود و ترك مي‎كند، كافي است در اداء وظيفه امر به معروف و نهي از منكر و حاجت به امر و نهي بيشتر از اين نيست.

 

س. بنظر حضرتعالي، ‌آيا آمر بمعروف و ناهي از منكر خود بايد عامل به معروف و منكر باشد يا با عدم عمل هم مي‌تواند امربمعروف و نهي از منكر نمايد؟
ج.
بجا آوردن معروف و ترك نمودن منكر، بر هر مسلماني، واجب است و لكن آنان كه امر و نهي مي‎كنند بايد در عمل به معروف و ترك منكر، بر ديگران، پيش‌قدم باشند زيرا عمل، شرط تأثير گفتار است.

 

س. شرايط امر به معروف و نهي از منكر چيست؟
ج.
1. آمر و ناهي، بايد معروف و منكر را بشناسند.
2. احتمال دهد امر و نهي او تأثير دارد.
3. امر و نهي، مفسده‎اي (ضرر جاني، مالي مهم و آبرويي) نداشته باشد.
4. كسي كه معروف را ترك مي‎كند، و نيز كسي كه منكر را انجام مي‎دهد، بر ادامه عمل خود اصرار داشته باشد.

 

س. اگر كسي عملي را مرتكب شود كه مرجع تقليد من آن را حرام مي‎داند، ولي به نظر مرجع تقليد خودش جايز است، آيا بايد او را از آن عمل نهي كنم؟
ج.
خير، نهي او در اين خصوص مورد ندارد.

 

س. در فريضه امر به معروف و نهي از منكر، آيا يك بار تذكر دادن كافي است يا بايد چندين بار تكرار كند؟
ج.
اگر در تكرار تذكّر، احتمال اثر مي‎دهد، بايد تكرار كند.

 

س. اگر پدر و مادر انسان، مرتكب گناه شوند، آيا نهي از منكر آنان بي‎احترامي محسوب نمي‎شود؟
ج.
خير، نهي از منكر آنان.‎ با فراهم بودن شرايط آن‎، بر فرزند واجب است؛ البته سعي كند اين كار را با سخن نرم و اخلاق نيك، انجام دهد و اين امر، بي‎احترامي به آنان محسوب نمي‎شود و اگر تأثير نكرد، وظيفه ديگري ندارد.

 

س. در زمان حكومت اسلامي، اگر نيروي انتظامي در برخورد با مفاسد اجتماعي از خود جديّت نشان ندهد، وظيفه مردم چيست؟
ج.
اين واجب با وجود شرائط از كسي ساقط نمي‎شود، مگر آن‌كه ديگران به اين فريضه عمل نمايند.

 

س. امروزه بيشتر مراسم‌هاي عروسي آلوده به انواع گناه‌هاست. وظيفه ما در برابر دعوت به اينگونه مراسم در صورتي كه از اقوام نزديك هم مي‌باشد چيست؟ با توجه به اينكه عدم اجابت دعوت،‌ موجب قطع رحم مي‌شود.
ج. شركت در اينگونه مجالس، شركت در مجلس معصيت و حرام است و شخص مسلمان نبايد در چنين مجالسي شركت كند و بايد علّت آن را بگويد و چنانچه حاضر نشدن وي در مجالس معصيت سبب قطع رحم شد، اشكال ندارد چرا كه در حقيقت، علت قطع رحم آنها هستند.

 

س. وظيفه‌ي بنده به عنوان يك دانشجو، در مورد شركت در كلاس‌هاي مختلط و نيز بي‌حجابي‌هاي موجود در دانشگاه چيست؟
ج.
شركت در كلاس‌هاي مختلط اگر مستلزم حرام باشد (از قبيل نظر به نامحرم و غيره)، جائز نيست. دانشجويان مسلمان متعهد بايد مؤكداً از اولياء دانشگاه، مراعات تعاليم و ظواهر اسلامي را بخواهند كه هم دانشجويان در معرض محرمات قرار نگيرند و هم دانشگاه از مفاسد مصون بماند.

 

س. برخي از افراد خانواده ما نماز نمي خوانند. آيا بيدار كردن آنها براي نماز جايز است؟
ج.
بيداركردن كسي كه بناي خواندن نماز صبح را ندارد بعنوان امر به معروف واجب است ولي كسي كه قصد نماز خواندن دارد و اتفاقاً خواب مانده است، بيدار كردنش واجب نيست.

 

س. اگر كسي در اداره‌اي رشوه بگيرد. آيا حق داريم به مسئولان مربوطه گزارش كنيم؟
ج.
اول به خود او تذكّر دهيد و اگر تذكر را نپذيرفت، بايد به مسئولان امر گزارش داد.

 

س. وظيفه شرعي فرزندي كه تحت تكفل پدري كه رعايت موازين شرعي را درباره كسب و در آمد حلال را نمي‌كند و يا اينكه خمس نمي‌دهد چيست؟ با فرض اينكه امر و نهي تأثير ندارد.
ج. اگر امر بمعروف و نهي از منكر در او اثر نمي‌كند وظيفه‌اي ندارد، ولي اگر عين مالي را كه از اموال پدر مورد ابتلاء او است بداند حرام است، بايد از آن اجتناب نمايد.

 

س. گاهي در وسايل نقليه عمومي، مانند اتوبوس، ميني‌بوس و غيره، راننده‌ها نوارهاي موسيقي پخش مي‌كنند. وظيفه ما چيست؟
ج.
در صورتي كه احتمال تأثير بدهيد بايد تذكر بدهيد و الّا لازم نيست و نبايد به آن گوش داد.

 

س. همان‌طور كه مستحضريد در رسانه‌ها مخصوصاً تلويزيون برخي فيلم‌هاي خلاف شرع كه مشتمل بر زنان بي‌حجاب و يا موسيقي‌هاي لهوي است پخش مي‌شود. وظيفه ما چيست؟
ج. همه مسلمانان وظيفه دارند در برابر منكراتي كه صورت مي‌پذيرد نهي از منكر نمايند و اگر همه در برابر پخش اين بي‌عفتي‌ها در اين موارد اعتراض كنند، از رواج اين منكرات جلوگيري مي‌شود.

 

س. آيا جايز است با كساني كه نماز و روزه و احكام شرعي اسلام را بجا نمي‌آورند معاشرت كرد يا خير؟
ج.
اگر معاشرت به منظور ارشاد و امر بمعروف و نهي از منكر باشد اشكال ندارد، و اگر مؤثر واقع نشود ترك معاشرت نمايد.
 

 

 

 

موضوع:

يكشنبه / 27 شهريور / 1390